پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

كجا گذشت و كجا انتقام؟‌

آنچه تاكنون گفته شد در واقع مسایل مربوط به معاشرت و حفظ روابط دوستانه و برادرانه بود. حال به بررسى و بیان وظایف انسانى و اسلامى خود به هنگام كم‌رنگ شدن دوستى‌ها و رقیق‌شدن رفاقت‌ها، مى‌پردازیم.
گاهى شرایطى پیش مى‌آید كه آدمى در عالم رفاقت و معاشرت با بىوفایى یا حتى ظلم از جانب دوستش مواجه مى‌شود. حال در این شرایط چه باید كرد؟ وظیفه انسانى و اسلامى ما چیست؟
‌﴿ صفحه 226 ﴾
در حالت طبیعى، آدمى نسبت به كسى كه مى‌خواهد حق او را پایمال كند، حساس است. اصل وجود این روحیه در انسان نه‌تنها اشكالى ندارد بلكه مفید هم هست. اگر آدمى نسبت به ظلمى كه در حق او مى‌شود بى‌اعتنا باشد و هر كسى به خود اجازه دهد تا هر نوع ظلمى در حق او روا دارد، در زندگى دنیا و در امور اخروى موفقیتى نخواهد داشت. بى‌تردید انسان نباید ظلم‌پذیر باشد. اما در عالم رفاقت، ظلم‌پذیر بودن یا نبودن، شكل دیگرى دارد. اگر شخص بیگانه‌اى به شما ظلم كرد باید به او پاسخى مناسب و درخور بدهید؛ ولى اگر دوستى در حق شما ظلم روا بدارد، جواب دیگرى مى‌طلبد. وقتى رفیقتان به شما ظلم كرد، نباید سریع و بدون تأمل عكس‌العمل نشان دهید. چه بسا ممكن است در برخى موارد تحمل ظلم از طرف دوست آثار مثبتى داشته باشد و لذا توصیه شود.
به طور كلى یكى از مسایلى كه در اخلاق اجتماعى مطرح است، پاسخ به تعدى و ظلمى است كه گاه در محیط دوستانه رخ مى‌دهد. آیا باید در مقابل این نوع رفتارها مقابله به مثل نمود؟ آیا سخت‌گیرى، ترش‌رویى و انتقام‌جویى لازم است؟ یا این‌كه مى‌باید چشم‌پوشى و اغماض كرد و با بى‌اعتنایى از كنار آن گذشت؟ در دستورات شرع مقدس هر دو نوع رفتار مطرح شده است؛ ولى هركدام جایگاه و مقام خاص خود را دارد. در فضاى دوستى و مقام رفاقت به عفو و اغماض و گذشت سفارش شده است: فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الُْمحْسِنِین؛(73) از آنها بگذر و صرف نظر كن مگر دوست نمى‌دارید كه خداوند از شما درگذرد؟! همان گونه كه شما انتظار دارید خدا از شما بگذرد، پس شما هم از دیگران درگذرید. این آیه به روشنى اهمیت عفو و گذشت و اغماض را بیان مى‌كند؛ ولى در برخى موارد، مقابله به مثل و انتقام تجویز و حتى سفارش شده است، كه شما هم در برابر ظلم و تعدى دیگران مقابله به مثل كنید و انتقام بگیرید. به‌خصوص در برابر دشمنان دین هرگز كوتاه نیایید.
به هرحال در این مقام جاى بحث فراوانى وجود دارد كه در كجا عفو بهتر است و در كجا مقابله به مثل و انتقام؟ آیا به‌محض این كه كسى ظلم كرد باید درصدد قصاص برآییم و حق خود را بستانیم؟ آیا وظیفه ما و بهترین كار این است كه اگر كسى مرتكب ظلم شده و نسبت به
﴿ صفحه 227 ﴾
اموال و اعراض دیگران تعدى نمود، او را از عملكرد زشتش آگاه نسازیم و چشم‌پوشى كنیم یا این‌كه همه جا درصدد مقابله به مثل و انتقام و ستاندن حق خود باشیم؟ شاید از بررسى آیات و روایات در این زمینه به این نتیجه برسیم كه قاعده كلى از نظر حقوقى و قانونى این است كه اگر كسى مرتكب ظلم شد، طرف مقابل و فرد مظلوم حق دارد مقابله به مثل نماید؛ ولى این سخن، بیان یك مسأله قانونى است و در مسایل اخلاقى چنین دستورالعملى وجود ندارد؛ بلكه از نظر اخلاقى و برحسب موارد، وظیفه ما تغییر مى‌كند.
در برخى موارد اگر كسى مرتكب ظلم شود باید چشم‌پوشى كرد و نباید درصدد احقاق آن برآمد. چه بسا با این عمل، طرف مقابل جَرى شود و نسبت به همان شخص و هم‌چنین دیگران دوباره ظلم روا دارد. از طرفى نیز گاهى گذشت باعث جرأت‌یافتن طرف مقابل مى‌شود؛ یعنى اگر در برابر ظلم او مقابله به مثل نكنیم، وى جرأت پیدا مى‌كند و باز هم مرتكب این عمل زشت مى‌شود. پس در این‌جا به عنوان نهى از منكر یا تأدیب، لازم است انسان عكس‌العمل نشان دهد. درست است كه شما مى‌توانید اهل گذشت باشید و از حق خود بگذرید؛ اما این كار صحیح نیست؛ چراكه او را در تكرار گناه جَرى مى‌كند. باید عكس‌العملى مناسب نشان بدهیم تا دیگر این كار را تكرار نكند و به خود اجازه ندهد كه در حق دیگران چنین رفتارى داشته باشد.
از جانب دیگر باید توجه داشت كه وقتى حقى تضییع شود در واقع حقى از خداوند متعال فرو گزارده مى‌شود؛ یعنى در حقیقت فرد گنهكار ظلم بزرگ‌ترى در حق خودش روا داشته است. لذا نباید راضى شویم كه وى گناهكار تربیت شود. اخلاق اسلامى اقتضا مى‌كند كه نگران گنهكارى دیگران باشیم. اگر با چنین افرادى برخورد لازم و مناسب نشود، نه‌تنها حق دیگران تضییع مى‌گردد و به دیگران ظلم مى‌شود، بلكه خود فرد نیز متضرر شده و شخصیتش فاسد مى‌گردد. براى جلوگیرى از ارتكاب گناه و تكرار كار زشت باید عكس‌العمل نشان داد تا گنهكار تنبیه شود. در چنین مواردى قصاص و مقابله به مثل بهتر از گذشت است؛ چراكه چشم‌پوشى باعث جرأت او در تكرار گناهش مى‌شود اما اگر مقابله به مثل كنیم و مخصوصاً در مراحل اولیه جلوى اعمال زشت او را بگیریم طرف جرى نشده، متنبّه مى‌گردد و چه بسا
‌﴿ صفحه 228 ﴾
دیگران هم با مشاهده این عكس‌العمل عبرت بگیرند و به خود اجازه تعدى به حقوق دیگران را ندهند.
در مواردى نیز مقابله به مثل و انتقام، نه‌تنها فرد را اصلاح نمى‌كند بلكه موجب آن مى‌شود كه بر رفتار بد و زشت خود اصرار ورزد و به كمیت و كیفیت آن بیفزاید؛ خشونتش افزوده، بدبینى وى مضاعف و دشمنى او دوچندان مى‌گردد و لذا چشم‌پوشى‌كردن بهتر است؛ چه به هرحال او اصلاح نمى‌شود، پس بهتر آن است كه ما بر بار خصومت او نیفزاییم. نتیجه آن‌كه در برخى موارد انسان باید حق خود را بازستاند تا جلوى مفسده‌اى را بگیرد و مانع رشد و توسعه فساد گردد. چه بسا استیفاى حق موجب تأدیب او مى‌گردد و روش صحیح رفتار با دیگران را به او مى‌آموزد.
هم‌چنین در برخى موارد اگر آدمى عفو كند، موجب اصلاح طرف مقابل خواهد شد؛ به این ترتیب كه او از زشتى رفتار خویش آگاه و شرمنده مى‌شود. اگر در مقابل كار بدى كه او مرتكب شده است، شما خوبى كنید باعث تنبّه وى مى‌گردد.
در قرآن كریم بر هر دو شیوه تأكید شده است. گاه در برخى موارد مى‌فرماید در مقابل رفتارهاى بد دیگران شما به بهترین شكل پاسخ دهید: إِدْفَعْ بِالَّتِى هِىَ اَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِى بَیْنَكَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ كَاَنَّهُ وَلِىٌّ حَمِیم؛(74) اگر كسى كار بدى انجام داد، شما آن كار بد را با عمل خوب پاسخ دهید تا در اثر همین كار خوب شما، عداوت و خصومت طرف مقابل فروكش كند و از بین برود و چه بسا چنین رفتارى او را به یك دوست صمیمى تبدیل نماید. گاهى اگر از بدى و ظلمى كه در حق شما شده است چشم بپوشید یا حتى با خیرخواهى، عذر و بهانه‌اى براى طرف بتراشید، در اصلاح فرد و جامعه بسیار مؤثرتر است؛ مثلا در مقام بهانه‌تراشى و عذرآورى این‌چنین وانمود كنید كه: من مى‌دانم شما در اثر شرایط خاصى مجبور به انجام این عمل شده‌اید والاّ خودتان راضى نبوده و نیستید، یا اگر اظهار كرد كه من كار بدى كردم، شما مى‌گویید: مسأله‌اى نیست، اتفاق مهمى نیفتاده است. من مى‌دانم كه شما در شرایط خاصى قرار گرفته بودید و مجبور به انجام آن شدید و این عمل یك پیشامد است وگرنه از آدمى مانند
﴿ صفحه 229 ﴾
شما این كارها سر نمى‌زند. به هرحال با رفتار خوب و با حسن برخورد و نیكى تدبیر و معاشرت ممكن است طرف مقابل را از كار زشت و ناپسندش پشیمان سازید. بى‌تردید در چنین مواردى عفو بهتر است.

ظلم به خود‌

بى‌تردید عفو از انتقام و مقابله به مثل بهتر است، و البته در ارتباط با دوستان وظایف سنگین‌ترى وجود دارد. مشاهده ظلم از جانب یك دوست بسیار تلخ‌تر از جفاى دیگران است و حساسیت انسان نسبت به رفیقش بیشتر است و لذا مى‌گویند اگر از طرف دوست گلى پرتاب شود خیلى دردناك‌تر از سنگى است كه دشمن بیندازد. حال اگر من خواستم نسبت به رفتار ناپسند دوست خودم عكس‌العمل خوبى داشته باشم و از جانب دیگر خودم را هم قانع كنم، چه رفتارى مناسب است و چگونه باید عمل كنم؟ در این‌باره على(علیه السلام) مى‌فرماید: با خود بیندیش آیا كسى كه به تو ظلم مى‌كند، در واقع به تو بیشتر ضرر مى‌رساند یا به خودش؟ او با آن عملى كه انجام مى‌دهد، مرتكب گناه مى‌شود و این گناه موجب ناخشنودى خداوند مى‌شود و او را سزاوار عذاب الهى مى‌گرداند. به هرحال عوارض متعددى بر عمل او مترتب خواهد شد؛ از جمله این كه خداوند متعال این عمل را نادیده نمى‌گیرد و براى كسانى كه به دیگران ستم روا دارند در همین دنیا مكافات مقرر مى‌نماید؛ به علاوه این گناه در آخرت باعث عذاب او است.
با نگاهى دقیق پى مى‌بریم او با اندك‌ظلمى كه در حق شما كرده است، ظلم فراوانى در حق خود روا داشته و در واقع بیش از آنچه به شما ضرر رسانیده، نسبت به خود ستم كرده است. ممكن است سرمایه و ثروت مختصرى از شما سلب شده باشد یا در حق شما بى‌احترامى اندكى شده باشد، اما تمام اینها امورى جزیى و گذراست و چه بسا بعد از مدتى آن را فراموش مى‌كنید؛ در حالى كه در پى این عمل، او گناهى مرتكب شده است كه اثر آن براى وى تا قیامت باقى خواهد ماند و تا شما او را نبخشید، خداوند متعال هم از او راضى نمى‌شود و او را نمى‌بخشد. پس در واقع او بیشتر به ضرر خودش اقدام كرده است تا به زیان شما. از طرف
‌﴿ صفحه 230 ﴾
دیگر زمینه‌اى فراهم شده است تا شما با اغماض و گذشت از او به ثوابى بزرگ نایل آیید؛ چه به سبب عفوى كه انجام مى‌دهید به ثواب مى‌رسید. بنابراین زمینه سود بردن را براى شما فراهم نموده و ضرر قطعى را متوجه خود ساخته است. پس اگر درست تصور كنید متوجه مى‌شوید كه وقتى كسى ظلم مى‌كند در واقع بیشتر به خودش ضرر مى‌رساند و زمینه نفع شما را فراهم مى‌آورد. با این محاسبه ساده، گذشت كردن از چنین فردى براى شما آسان مى‌گردد؛ اما برعكس اگر تصور كنید كه عجب شخص ناجوان‌مردى است كه على‌رغم سال‌ها رفاقت، این‌گونه حق خدمت‌هاى فراوان مرا ادا مى‌كند، و در ذهن خود، عمل وى را یك دشمنى و خصومت بزرگ تلقى كنید و از كاه كوهى بسازید هرگز ثمرى نخواهید برد و چه بسا شما هم مرتكب خطا مى‌شوید. به جاى این ذهنیتِ بدون پشتوانه و بچگانه باید این‌گونه فكر كنید كه با این كار اولا چه ستم بزرگى در حق خود كرده است و مرتكب گناه شده و آخرت خود را به خطر انداخته است و ثانیاً از طرفى براى شما زمینه‌اى فراهم كرده است كه اگر از آن استفاده كنید و عفو نمایید، پاداش بزرگى نصیب خود مى‌كنید؛ یعنى با عفو و گذشت، به ثواب نایل مى‌شوید.
البته مفهوم این سخن آن نیست كه انسان روحیه ظلم‌پذیرى داشته باشد. آن‌جا كه ظلم، ظلم اجتماعى است نباید به‌راحتى گذشت كرد. آدمى باید ظلم‌ستیز باشد و با ظالمان و اشخاصى كه به جامعه اسلامى و مخصوصاً به دین ظلم مى‌كنند، با سرسختى برخورد كند؛ اما در مسایل شخصى اگر به شخص من یا شما ظلم شود و اغماض موجب مفسده نباشد، مى‌باید با عفو و گذشت برخورد كنیم. براى این‌كه زمینه روانى عفو و گذشت فراهم گردد، اشاره كردیم كه باید این‌گونه بیندیشد كه این ظلم، قبل از آن‌كه به ضرر شما تمام شود به خود او ضرر رسانیده و حتى زمینه بهره‌برى شما را فراهم كرده است: وَلاَیَكْبُرَنَّ عَلَیْكَ ظُلْمُ مَنْ ظَلَمَك؛ اگر كسى به تو ظلم كرد مبادا این ظلم بر تو گران آید. به خود تلقین نكن كه عجب كار بد و گناه سنگینى مرتكب شده است؛ بلكه كارى كن كه در نظر تو این عمل زشت، كوچك و بى‌اهمیت تلقى شود. اما چگونه؟ چه باید كرد تا ظلم دیگران در نظر ما كوچك و قابل اغماض جلوه كند؟ حضرت على(علیه السلام)مى‌فرمایند: إنَّمَا یَسْعَى فِى مَضَرَّتِهِ وَ نَفْعِه؛ توجه داشته باشید این كارى كه
‌﴿ صفحه 231 ﴾
وى انجام مى‌دهد بیشتر به زیان خودش تمام مى‌شود. وقتى به این صورت فكر كنید و از این زاویه به مسأله بنگرید از پیامدهاى عملكرد دیگران در امان خواهید ماند و به‌راحتى مى‌توانید از ظلم و عملكرد زشت دیگران بگذرید. پس مبادا عمل او را در ذهن خود خیلى بزرگ و فاحش جلوه دهید كه در این صورت موجب دشمنى و مشكلات بعد مى‌گردد.
در پایان این قسمت حضرت(علیه السلام) یك دستور اخلاقى و اجتماعى دیگر را یادآور مى‌شوند: لَیْسَ جَزَاءُ مَنْ سَرَّكَ أَنْ تَسوءُه؛ پاداش كسى كه تو را شاد كرده است، بدى نیست. ما باید به اشخاصى كه به ما خدمت مى‌كنند پاداشى مناسب بدهیم. مبادا خدمات دوستانمان را نادیده بگیریم و به جاى پاسخ مناسب و پاداش درخور، خوبى‌هاى آنها را با بدى پاسخ دهیم؛ چه بسا تقصیراتى نیز از ما سر بزند.
‌﴿ صفحه 233 ﴾

درس سى و هفتم: انواع روزى

تقدیر و قضاى الهى‌
تأثیر تربیتى قضا و قدر‌
مقدرات و تكلیف شرعى‌
تعادل روحى در تحول روزگار‌
‌﴿ صفحه 234 ﴾
‌﴿ صفحه 235 ﴾