پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

دوستى گسستنى نیست‌

این كلام گویاى گام‌هاى نخستین در شكل‌گیرى دوستى است و مراحل شكل‌گیرى دوستى را نشان مى‌دهد كه گاه پیشنهاد دوستى مورد پذیرش قرار مى‌گیرد و گاهى نیز طرف مقابل، تمایلى به رفاقت نشان نمى‌دهد. در این صورت همان‌گونه كه گفتیم انسان نباید به زور خود را به طرف مقابل تحمیل كند. اما اگر پیشنهاد دوستى مورد پذیرش واقع شد، بى‌تردید باید به شكل دیگرى عمل كرد؛ یعنى بعد از این‌كه انسان شخصى را به دوستى انتخاب كرد و طرفین به یكدیگر علاقه‌مند شدند و درصدد برآمدند تا با هم رابطه دوستانه داشته باشند، بحث دیگرى مطرح است. در این‌جا اگر مدتى بعد از برقرارى رابطه دوستى یكى از دو طرف به دلایلى بى‌میل گردید و درصدد قطع رابطه برآمد چه باید كرد؟ آیا این‌جا هم مثل همان حالت اول باید بگوییم چون تو تمایل به دوستى ندارى پس من هم اصرارى به دوستى ندارم و چون تو حقوق رفاقت را رعایت نمى‌كنى من هم حقوق دوستى را رعایت نخواهم كرد؟ پاسخ این است كه خیر؛ این‌جا باید به دستورالعمل دیگرى در باب معاشرت عمل كرد.
اگر رفاقت به شكل صحیح و بر پایه اصول دینى بنیان یافته است گسستن آن شایسته نیست. اگر ما براى زندگى دینى و دنیایى خود دوست مناسبى برگزیدیم و رفاقتى مطلوب و خداپسند برقرار شد، به صرف تمایل به قطع رابطه از طرف مقابل، ما نیز نباید چنین كارى انجام دهیم؛ بلكه برعكس ما باید تلاش كنیم تا این پیوندِ در حال گسستن، تقویت گردد. هرگز
‌﴿ صفحه 222 ﴾
نباید دوست خود را به اندك بهانه‌اى از دست بدهیم. درست است كه در وهله نخست آدمى نباید خودش را به دیگران تحمیل كند؛ ولى اگر رفاقت برقرار شد دیگر نمى‌توان به دلایل سست و كم‌اهمیت آن را گسست. در این مقام بیانات مختلفى از ائمه(علیهم السلام) رسیده است كه در مباحث قبل برخى از آنها تبیین و تشریح شد. در این‌جا حضرت(علیه السلام) بیان دیگرى دارند و مى‌فرمایند: دوستت مى‌خواهد از تو ببُرد، تو نباید این پیمان دوستى را قطع كنى، بلكه باید رفاقت خود را حفظ نمایى. مبادا به قطع دوستى تن دهى. باید با اصرار، همانند زمانى كه دو نفر در حال كُشتى‌گرفتن هستند و هر یكى درصدد غلبه بر دیگرى است، سعى كنید تا پیروز شوید و در برابر تلاش پیمان‌شكنانه وى پایدارى نمایید و دوستى و رفاقت خود را حفظ كنید. باید در راه استحكام این رابطه الهى تمام نیروى خود را هزینه نمایید و با غلبه بر او مانع از بین رفتن دوستى دیرین شوید. لذا مى‌فرمایند: نسبت به كسى كه مى‌خواهد از تو ببُرد مواظب باش تا مبادا نیروى او بر تو غالب گردد و دوستى شما از بین برود. سعى كن نیروى تو بر او غالب آید. مبادا ضعیف‌تر از او وارد میدان شوى. اگر او مى‌خواهد عهد دوستى و رفاقت را بگسلد تو باید همّت كنى و نگذارى كه او نیت خود را عملى كند. تعبیر حضرت(علیه السلام) در این مقام به‌گونه‌اى است كه انسان را به حفظ پیمان دوستى تشجیع مى‌كند تا با تمام توان و نیرو مقاومت كند و نگذارد رابطه رفاقت از بین برود: وَلاَیَكُونَنَّ اَخُوكَ أَقْوَى عَلَى قَطِیعَتِكَ مِنْكَ عَلَى صِلَتِه؛ مبادا نیرو و توان دوستت بر قطع رابطه، بیش از قوت و همّت تو بر حفظ رابطه باشد. اگر او عهد خود را برید و تو هم تسلیم او شدى پس بدان كه تو ضعیف‌تر از او هستى و تسلیم او شده‌اى؛ در حالى كه طبق توصیه على(علیه السلام) تو باید قوى‌تر وارد شوى و به وى اجازه ندهى تا این رابطه را از بین ببرد. بنابراین اگر رفاقت شما مورد رضایت خداوند متعال است باید حتماً این پیمان دوستى را حفظ كنید و اجازه ندهید این رفاقت الهى به سببى بى‌مایه و سست از كف برود؛ چه وجود دوست خوب براى زندگى دنیایى و آخرتى بسیار ضرورى و قیمتى است.

گرایش‌هاى متعارض‌

كشمكش‌هاى درونى بین دو قطب مخالف و درگیرى مستمر و دایمى انسان با این دو نوع
‌﴿ صفحه 223 ﴾
گرایش، وى را همیشه بر سر دو راهى قرار مى‌دهد و وظیفه‌اش را بسیار سنگین مى‌كند. در این قسمت حضرت على(علیه السلام) به بیان این كشمكش و تعارض و وظایف دو دوست مى‌پردازند و مى‌فرمایند: وَلاَتَكُونَنَّ عَلَى الاِْسَاءَةِ اَقْوَى مِنْكَ عَلَى الاِْحْسَان؛ در زورآزمایى قطع دوستى، به طرف مقابل، اجازه عكس‌العمل مده و سعى كن تا پیروز این معركه باشى. اگر دوست تو مى‌خواهد با انواع گرایش‌هاى نابه‌جا رابطه دوستى را از بین ببرد، تو با گرایش‌هاى مقابل، به حفظ آن ارتباط همّت گمار و اجازه مده تا او در قطع رابطه موفق شود.
همان گونه كه در ابتداى بحث این جلسه تذكر دادیم در برخى نسخه‌ها به جاى «لایَكونَنَّ»، «لاتَكونَنَّ» آمده است. اگر «لایَكونَنَّ» باشد، در كلامِ حضرت(علیه السلام) یك مقایسه و مقابله بین دو نوع خواسته و گرایش انجام گرفته است؛ چه انسان قوت و توان انجام كارها و فعالیت‌هاى متنوعى دارد. از آن‌جا كه دامنه این تنوع بسیار گسترده است، این فرمایشات حضرت همان گونه كه مى‌تواند در مقام دوستى به كار آید، در مقام‌ها و رابطه‌هاى دیگر نیز مؤثر مى‌باشد؛ مثلا در مقام دوستى دو نوع گرایش مخالف در وجود انسان متبلور مى‌گردد. یك گرایش انسان را به احسان و خیرخواهى و دل‌سوزى و خدمت و مهربانى دعوت مى‌كند و در برابر، گرایش دیگر وى را به بى‌مهرى و بىوفایى و خیانت به دوست و دیگران فرا مى‌خواند. این دو گرایش و به تعبیرى این دو توان، هردو در اختیار انسان است و به او این امكان را مى‌دهد كه نسبت به دیگران به یكى از این دو شكل رفتار كند. این‌جاست كه حضرت(علیه السلام) به منظور بیان راه حق و رهایى انسان از این دو گرایش متعارض مى‌فرمایند: قدرت بر احسان و نیكى، نباید كمتر از قدرت تو بر بدى باشد. تلاش شما باید بیشتر متوجه خیرخواهى و دل‌سوزى و مهربانى نسبت به دیگران به‌خصوص رفقایتان باشد، نه این‌كه به خیانت و بى‌مهرى و بدى و بىوفایى روى آورید. در درون شما دو عامل و نیروى متعارض در حال كشمكش هستند. یك نیرو به شما مى‌گوید: دست از رفاقت با دوستان خود بشویید و اگر از او بىوفایى و بى‌مهرى مشاهده كردید شما هم بىوفایى كنید و اگر او خیانت مى‌كند و دل‌سوزى ندارد و در مواقع ضرورى شما را تنها مى‌گذارد، شما هم وى را رها سازید و بدى‌ها و ناجوان‌مردى‌ها او را به همان شكل پاسخ دهید. در برابر این گرایش، گرایش دیگرى وجود دارد كه مى‌گوید: رفاقت خود را حفظ كنید و
‌﴿ صفحه 224 ﴾
به عهد خود وفادار باشید و هرگز اجازه ندهید رفاقت شما از بین برود و حتى خیانت و بى‌مهرى و ناسپاسى وى را با محبت و نیكى پاسخ دهید؛ هرگز نیكى و محبت را فراموش نكنید. حتى اگر او بدى نمود و رفیق وفادارى نبود شما به او بىوفایى نكنید. به عهد و پیمان خود وفادار بمانید و به هیچ قیمتى دوستى صحیح و الهى خود را از كف ندهید. به هرحال همیشه این دو عامل و دو گرایش با هم در جنگ هستند و شما باید به سمت گرایش‌هاى مثبت حركت كنید.
توجه داریم كه كلام قبلى آن حضرت در مقام مقایسه بین رفتار دو دوست ایراد شده بود و بیانگر كیفیت رفتار آنها نسبت به یكدیگر بود، ولى در این بخش، كلام حضرت(علیه السلام)ناظر به دو گرایش متعارض است كه در درون انسان وجود دارد و یكى انسان را به بدى و ناسپاسى و قطع رفاقت مى‌كشاند و دیگرى وى را به نیكى و وفادارى و دوستى بى‌توقع فرا مى‌خواند و حضرت از بین این دو گرایش، نوع دوم را توصیه مى‌كنند و مى‌فرمایند: سعى كنید گرایش دوم را تقویت كنید؛ یعنى به عاملى كه شما را به احسان و نیكى و وفادارى و خدمت به دیگران فرا مى‌خواند عمل كنید. هرگز اجازه ندهید كه عامل و گرایش مقابل بر شما غالب گردد و باعث شود كه شما نسبت به دیگران و به خصوص رفیق خود بىوفایى كنید: وَلاَتَكُونَنَّ عَلَى الإِسَاءَةِ اَقْوَى مِنْكَ عَلَى الاِْحْسَان؛ مبادا قدرت تو بر بدى بیشتر از قدرتت بر نیكوكارى باشد. سعى كنید قدرت شما بر احسان، بر میل شما به بدى غالب شود. همیشه در عمل خیرخواه دیگران باشید و به آنها نیكى كنید.
وَلاَعَلَى البُخْلِ اَقْوَى مِنْكَ عَلَى البَذْل؛ هم‌چنین قدرت شما بر بذل و بخشش، باید بیشتر از توان شما بر بخل و امساك باشد. اگر در مسایل مالى زمینه خدمت پیش آید، باید از خدمت به دوستان و نیازمندان دریغ نكنید. یك عامل درونى انسان را وامى‌دارد تا از دارایى خود مایه بگذارد و به دیگران خدمت كند و در برابر، عامل دیگرى او را از این خدمت باز مى‌دارد. نیروى نخست كه آدمى را به خدمت مالى به دیگران دعوت مى‌كند یك عنوان كلى و عام به نام «بذل و بخشش» دارد و در برابر آن، گرایش به «بخل» باعث مى‌شود آدمى امساك كند. حضرت على(علیه السلام) در این مقام مى‌فرمایند: باید سعى كنید كه قدرت شما بر بذل بیشتر از تمایل شما بر
‌﴿ صفحه 225 ﴾
بخل باشد. یعنى در حالى كه هر دو عامل در انسان وجود دارند شما باید سعى كنید تا گرایش به بذل و عامل بخشش بر عامل بخل و امساك پیروز شود و شما به‌جاى بخل ورزیدن، با بخشش، به حل مشكلات مالى انسان‌هاى دیگر همّت گمارید.

بذل محبت یا بخل از مهربانى؟‌

بى‌تردید تمام خدماتى كه مى‌توان ارائه نمود، خدمت مالى نیست و همین طور مشكلات به وجود آمده نیز همیشه ناشى از كمبودها و نیازهاى مادّى و مالى نیست. گاهى با صحبت‌كردن، مشكلاتى را مى‌توان حل كرد كه به‌یقین با پول قابل حل نیست. فرض كنید صمیمیت بین دو دوست به سبب عوامل روحى و روانى، قدرى كم‌رنگ شده و محبت آن دو نسبت به هم كم‌مایه گردیده است. در این‌جا ممكن است با پیش‌قدم شدن یكى از طرفین و عذرخواهى و ابراز محبت، این رابطه دوباره تقویت شود و آن صمیمیت و گرمى سابق به كانون رفاقت بازگردد. روشن است كه اثر این عمل بسیار بیشتر از كمك مالى به او است. به هرحال موارد مختلف و فراوانى وجود دارد كه پول اصلا كارگشا نیست ولى تدابیر دیگرى وجود دارد كه راه‌گشاست؛ مثلا ابراز محبت و نیكى در حق دوست، هرگز با خدمات مالى قابل مقایسه نیست. در واقع این اعمال یك نوع فضل و احسان تلقى مى‌گردد و در برابر، خوددارى از این كارها، تن‌آسایى و خودگزینى تلقى مى‌گردد. در این‌باره امام على(علیه السلام) مى‌فرمایند: مبادا قدرت شما بر بذل و احسان كمتر از قدرت شما برخوددارى و خودگزینى باشد.