پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

آداب رفاقت (3)

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَلاَ تَرْغَبَنَّ فِى مَنْ زَهِدَ فِیكَ، وَلاَیَكُونَنَّ أَخُوكَ أَقْوَى عَلَى قَطِیعَتِكَ مِنْكَ عَلَى صِلَتِهِ وَلاَیَكُونَنَّ(72) عَلَى الاِْسَاءَةِ أَقْوَى مِنْكَ عَلَى الاِْحْسَانِ، وَلاَ عَلَى الْبُخْلِ أَقْوَى مِنْكَ عَلَى الْبَذْلِ، وَلاَعَلَى التَّقْصِیرِ أَقْوَى مِنْكَ عَلَى الْفَضْلِ، وَلاَیَكْبُرَنَّ عَلَیْكَ ظُلْمُ مَنْ ظَلَمَكَ فَإِنَّهُ یَسْعَى فِى مَضرَّتِهِ وَنَفعِكَ، ولَیْسَ جَزَاءُ مَنْ سَرَّكَ أَنْ تَسُوءُهُ؛
به آن كه تو را نخواهد، دل مبند و مبادا برادرت در گسستن پیوند دوستى و بدى‌نمودن و بخلورزیدن و كوتاهى‌كردن و تقصیر، از تو كه درصدد پیوستن و نیكى‌نمودن و بذل و بخشش و احسان و فضیلت هستى، قوى‌تر باشد، ستم شخص ظالم در دیده‌ات بزرگ ننماید؛ چه او ـ با این ستم ـ به زیان خود و سود تو تلاش مى‌كند و پاداش آن كه تو را شاد مى‌سازد، آن نیست كه با وى بدى كنى.
یكى از بزرگ‌ترین وظایف اخلاقى انسان مسلمان، به‌خصوص شیعیان و پیروان مكتب امام صادق(علیه السلام) كه در روایات مورد تأكید فراوان واقع شده است، رعایت حقوق دوستان و «اِخوان» مى‌باشد. اخوان در تعبیرات عربى و اسلامى به اشخاص خاصى اطلاق نمى‌شود؛ بلكه یك تعبیر عام است و تقریباً شبیه واژه «برادر» مى‌باشد. این واژه بعد از انقلاب در فرهنگ اجتماعى ما رایج شده است و مؤمنان یكدیگر را برادر خطاب مى‌كنند. منظور از حقوق اخوان، حقوق دوستان و اشخاصى است كه با ما معاشرت دارند. در اسلام و به‌خصوص
﴿ صفحه 220 ﴾
مكتب تشیع حقوق زیادى براى دوستان و اخوان تعیین شده است. ما باید این حقوق را بشناسیم و رعایت كنیم و از این طریق وفادارى خود را نسبت به دوستانمان ابراز نماییم. این عمل خود یك ارزش انسانى است كه در اسلام و به‌خصوص در مكتب تشیع مورد تأكید فراوان قرار گرفته است. این بخش از وصیت امیرالمؤمنین(علیه السلام) نیز به مباحث مربوط به معاشرت و حقوق برادران و كیفیت انتخاب دوست و مسایلى از این قبیل اشاره دارد.

چه خوش بى مهربونى از دو سر بى‌

همان گونه كه گذشت انگیزه‌هاى دوستى و علاقه‌مندى به یكدیگر بسیار متنوع است. گاه انسان به خاطر تقواى چشمگیر، یا دانش فراوان یا كمالات دیگرى كه در فرد وجود دارد؛ باب دوستى با وى را مى‌گشاید. ولى گاهى با وجود تمایل یك طرف به دوستى، طرف مقابل تمایلى به رفاقت ندارد. در چنین وضعیتى هرگز به برقرارى و پاگرفتن چنین دوستى‌اى اصرار نكنید. اگر طرف مقابل به‌گونه‌اى است كه هرچه سعى مى‌كنید به او نزدیك شوید، او تمایلى به این دوستى نشان نمى‌دهد، اصرار نكنید. امیرالمؤمنین على(علیه السلام) در این قسمت از كلامشان به این نكته مهم اشاره دارند و مى‌فرمایند: اگر آن كسى كه مى‌خواهید با او رفاقت داشته باشید، تمایلى به دوستى با شما ندارد، اصرار نكنید؛ چه این كار موجب خوارى و سبكى شما مى‌شود. بى‌تردید افراد دیگرى هستند كه مى‌توانید با آنها روابط صمیمانه داشته باشید. اگر شما اصرار نمایید و او تمایل نداشته باشد، این كار موجب اتلاف وقت و به هدر رفتن نیروى شما مى‌شود و از این رفاقت بهره‌اى نخواهید برد. بنابراین در انتخاب دوست سعى كنید با كسانى طرح دوستى بریزید كه به شما متمایل باشند؛ چراكه رفاقت یك‌سویه و یك‌طرفه نمى‌شود. به عنوان یك دستور معاشرت و رفتار اجتماعى، دوستى آن است كه از دو طرف باشد. البته براى دو مؤمن كه در مراتب عالى از ایمان قرار دارند معیار انتخاب دوست، همان ایمان است و بس. وقتى هر دو طرف اهل ایمان هستند و نسبت به یكدیگر محبت دارند، هرگز مسایل دیگر ملاك رفاقت قرار نمى‌گیرد.
در هر حال اگر در محیط زندگى و در ارتباط با رفقاى خود شاهد بى‌علاقگى طرف مقابل
‌﴿ صفحه 221 ﴾
هستید اصرار نكنید، كه ثمره خوبى نخواهد داشت. بى‌تردید عدم تمایل طرف مقابل مى‌تواند علل متعددى داشته باشد. گاه بى‌میلى طرف مقابل ناشى از سوء تفاهم است و گاه سوء ظن بى‌مورد مانع رفاقت مى‌شود كه باید موانع را با سعى و تلاش مرتفع ساخت؛ ولى اگر در هر صورت و با وجود رفع موانع از ناحیه شما، طرف مقابل تمایلى به دوستى و رفاقت ندارد، اصراركردن جز اتلاف وقت و پشیمانى و به هدردادن اعتبار و ارزش و... نتیجه‌اى نخواهد داشت. امیرمؤمنان(علیه السلام) مى‌فرمایند: وَلاَتَرْغَبَنَّ فِى مَنْ زَهِدَ فِیك؛ اگر كسى نسبت به تو بى‌میل است، تو نسبت به او رغبت نشان مده و در دوستى با او اصرار نكن.

دوستى گسستنى نیست‌

این كلام گویاى گام‌هاى نخستین در شكل‌گیرى دوستى است و مراحل شكل‌گیرى دوستى را نشان مى‌دهد كه گاه پیشنهاد دوستى مورد پذیرش قرار مى‌گیرد و گاهى نیز طرف مقابل، تمایلى به رفاقت نشان نمى‌دهد. در این صورت همان‌گونه كه گفتیم انسان نباید به زور خود را به طرف مقابل تحمیل كند. اما اگر پیشنهاد دوستى مورد پذیرش واقع شد، بى‌تردید باید به شكل دیگرى عمل كرد؛ یعنى بعد از این‌كه انسان شخصى را به دوستى انتخاب كرد و طرفین به یكدیگر علاقه‌مند شدند و درصدد برآمدند تا با هم رابطه دوستانه داشته باشند، بحث دیگرى مطرح است. در این‌جا اگر مدتى بعد از برقرارى رابطه دوستى یكى از دو طرف به دلایلى بى‌میل گردید و درصدد قطع رابطه برآمد چه باید كرد؟ آیا این‌جا هم مثل همان حالت اول باید بگوییم چون تو تمایل به دوستى ندارى پس من هم اصرارى به دوستى ندارم و چون تو حقوق رفاقت را رعایت نمى‌كنى من هم حقوق دوستى را رعایت نخواهم كرد؟ پاسخ این است كه خیر؛ این‌جا باید به دستورالعمل دیگرى در باب معاشرت عمل كرد.
اگر رفاقت به شكل صحیح و بر پایه اصول دینى بنیان یافته است گسستن آن شایسته نیست. اگر ما براى زندگى دینى و دنیایى خود دوست مناسبى برگزیدیم و رفاقتى مطلوب و خداپسند برقرار شد، به صرف تمایل به قطع رابطه از طرف مقابل، ما نیز نباید چنین كارى انجام دهیم؛ بلكه برعكس ما باید تلاش كنیم تا این پیوندِ در حال گسستن، تقویت گردد. هرگز
‌﴿ صفحه 222 ﴾
نباید دوست خود را به اندك بهانه‌اى از دست بدهیم. درست است كه در وهله نخست آدمى نباید خودش را به دیگران تحمیل كند؛ ولى اگر رفاقت برقرار شد دیگر نمى‌توان به دلایل سست و كم‌اهمیت آن را گسست. در این مقام بیانات مختلفى از ائمه(علیهم السلام) رسیده است كه در مباحث قبل برخى از آنها تبیین و تشریح شد. در این‌جا حضرت(علیه السلام) بیان دیگرى دارند و مى‌فرمایند: دوستت مى‌خواهد از تو ببُرد، تو نباید این پیمان دوستى را قطع كنى، بلكه باید رفاقت خود را حفظ نمایى. مبادا به قطع دوستى تن دهى. باید با اصرار، همانند زمانى كه دو نفر در حال كُشتى‌گرفتن هستند و هر یكى درصدد غلبه بر دیگرى است، سعى كنید تا پیروز شوید و در برابر تلاش پیمان‌شكنانه وى پایدارى نمایید و دوستى و رفاقت خود را حفظ كنید. باید در راه استحكام این رابطه الهى تمام نیروى خود را هزینه نمایید و با غلبه بر او مانع از بین رفتن دوستى دیرین شوید. لذا مى‌فرمایند: نسبت به كسى كه مى‌خواهد از تو ببُرد مواظب باش تا مبادا نیروى او بر تو غالب گردد و دوستى شما از بین برود. سعى كن نیروى تو بر او غالب آید. مبادا ضعیف‌تر از او وارد میدان شوى. اگر او مى‌خواهد عهد دوستى و رفاقت را بگسلد تو باید همّت كنى و نگذارى كه او نیت خود را عملى كند. تعبیر حضرت(علیه السلام) در این مقام به‌گونه‌اى است كه انسان را به حفظ پیمان دوستى تشجیع مى‌كند تا با تمام توان و نیرو مقاومت كند و نگذارد رابطه رفاقت از بین برود: وَلاَیَكُونَنَّ اَخُوكَ أَقْوَى عَلَى قَطِیعَتِكَ مِنْكَ عَلَى صِلَتِه؛ مبادا نیرو و توان دوستت بر قطع رابطه، بیش از قوت و همّت تو بر حفظ رابطه باشد. اگر او عهد خود را برید و تو هم تسلیم او شدى پس بدان كه تو ضعیف‌تر از او هستى و تسلیم او شده‌اى؛ در حالى كه طبق توصیه على(علیه السلام) تو باید قوى‌تر وارد شوى و به وى اجازه ندهى تا این رابطه را از بین ببرد. بنابراین اگر رفاقت شما مورد رضایت خداوند متعال است باید حتماً این پیمان دوستى را حفظ كنید و اجازه ندهید این رفاقت الهى به سببى بى‌مایه و سست از كف برود؛ چه وجود دوست خوب براى زندگى دنیایى و آخرتى بسیار ضرورى و قیمتى است.