پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

درس سى و ششم: آداب رفاقت (3)

چه خوش بى مهربونى از دو سر بى‌
دوستى گسستنى نیست‌
گرایش‌هاى متعارض‌
بذل محبت یا بخل از مهربانى؟‌
كجا گذشت و كجا انتقام؟‌
ظلم به خود‌
‌﴿ صفحه 218 ﴾
‌﴿ صفحه 219 ﴾

آداب رفاقت (3)

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَلاَ تَرْغَبَنَّ فِى مَنْ زَهِدَ فِیكَ، وَلاَیَكُونَنَّ أَخُوكَ أَقْوَى عَلَى قَطِیعَتِكَ مِنْكَ عَلَى صِلَتِهِ وَلاَیَكُونَنَّ(72) عَلَى الاِْسَاءَةِ أَقْوَى مِنْكَ عَلَى الاِْحْسَانِ، وَلاَ عَلَى الْبُخْلِ أَقْوَى مِنْكَ عَلَى الْبَذْلِ، وَلاَعَلَى التَّقْصِیرِ أَقْوَى مِنْكَ عَلَى الْفَضْلِ، وَلاَیَكْبُرَنَّ عَلَیْكَ ظُلْمُ مَنْ ظَلَمَكَ فَإِنَّهُ یَسْعَى فِى مَضرَّتِهِ وَنَفعِكَ، ولَیْسَ جَزَاءُ مَنْ سَرَّكَ أَنْ تَسُوءُهُ؛
به آن كه تو را نخواهد، دل مبند و مبادا برادرت در گسستن پیوند دوستى و بدى‌نمودن و بخلورزیدن و كوتاهى‌كردن و تقصیر، از تو كه درصدد پیوستن و نیكى‌نمودن و بذل و بخشش و احسان و فضیلت هستى، قوى‌تر باشد، ستم شخص ظالم در دیده‌ات بزرگ ننماید؛ چه او ـ با این ستم ـ به زیان خود و سود تو تلاش مى‌كند و پاداش آن كه تو را شاد مى‌سازد، آن نیست كه با وى بدى كنى.
یكى از بزرگ‌ترین وظایف اخلاقى انسان مسلمان، به‌خصوص شیعیان و پیروان مكتب امام صادق(علیه السلام) كه در روایات مورد تأكید فراوان واقع شده است، رعایت حقوق دوستان و «اِخوان» مى‌باشد. اخوان در تعبیرات عربى و اسلامى به اشخاص خاصى اطلاق نمى‌شود؛ بلكه یك تعبیر عام است و تقریباً شبیه واژه «برادر» مى‌باشد. این واژه بعد از انقلاب در فرهنگ اجتماعى ما رایج شده است و مؤمنان یكدیگر را برادر خطاب مى‌كنند. منظور از حقوق اخوان، حقوق دوستان و اشخاصى است كه با ما معاشرت دارند. در اسلام و به‌خصوص
﴿ صفحه 220 ﴾
مكتب تشیع حقوق زیادى براى دوستان و اخوان تعیین شده است. ما باید این حقوق را بشناسیم و رعایت كنیم و از این طریق وفادارى خود را نسبت به دوستانمان ابراز نماییم. این عمل خود یك ارزش انسانى است كه در اسلام و به‌خصوص در مكتب تشیع مورد تأكید فراوان قرار گرفته است. این بخش از وصیت امیرالمؤمنین(علیه السلام) نیز به مباحث مربوط به معاشرت و حقوق برادران و كیفیت انتخاب دوست و مسایلى از این قبیل اشاره دارد.

چه خوش بى مهربونى از دو سر بى‌

همان گونه كه گذشت انگیزه‌هاى دوستى و علاقه‌مندى به یكدیگر بسیار متنوع است. گاه انسان به خاطر تقواى چشمگیر، یا دانش فراوان یا كمالات دیگرى كه در فرد وجود دارد؛ باب دوستى با وى را مى‌گشاید. ولى گاهى با وجود تمایل یك طرف به دوستى، طرف مقابل تمایلى به رفاقت ندارد. در چنین وضعیتى هرگز به برقرارى و پاگرفتن چنین دوستى‌اى اصرار نكنید. اگر طرف مقابل به‌گونه‌اى است كه هرچه سعى مى‌كنید به او نزدیك شوید، او تمایلى به این دوستى نشان نمى‌دهد، اصرار نكنید. امیرالمؤمنین على(علیه السلام) در این قسمت از كلامشان به این نكته مهم اشاره دارند و مى‌فرمایند: اگر آن كسى كه مى‌خواهید با او رفاقت داشته باشید، تمایلى به دوستى با شما ندارد، اصرار نكنید؛ چه این كار موجب خوارى و سبكى شما مى‌شود. بى‌تردید افراد دیگرى هستند كه مى‌توانید با آنها روابط صمیمانه داشته باشید. اگر شما اصرار نمایید و او تمایل نداشته باشد، این كار موجب اتلاف وقت و به هدر رفتن نیروى شما مى‌شود و از این رفاقت بهره‌اى نخواهید برد. بنابراین در انتخاب دوست سعى كنید با كسانى طرح دوستى بریزید كه به شما متمایل باشند؛ چراكه رفاقت یك‌سویه و یك‌طرفه نمى‌شود. به عنوان یك دستور معاشرت و رفتار اجتماعى، دوستى آن است كه از دو طرف باشد. البته براى دو مؤمن كه در مراتب عالى از ایمان قرار دارند معیار انتخاب دوست، همان ایمان است و بس. وقتى هر دو طرف اهل ایمان هستند و نسبت به یكدیگر محبت دارند، هرگز مسایل دیگر ملاك رفاقت قرار نمى‌گیرد.
در هر حال اگر در محیط زندگى و در ارتباط با رفقاى خود شاهد بى‌علاقگى طرف مقابل
‌﴿ صفحه 221 ﴾
هستید اصرار نكنید، كه ثمره خوبى نخواهد داشت. بى‌تردید عدم تمایل طرف مقابل مى‌تواند علل متعددى داشته باشد. گاه بى‌میلى طرف مقابل ناشى از سوء تفاهم است و گاه سوء ظن بى‌مورد مانع رفاقت مى‌شود كه باید موانع را با سعى و تلاش مرتفع ساخت؛ ولى اگر در هر صورت و با وجود رفع موانع از ناحیه شما، طرف مقابل تمایلى به دوستى و رفاقت ندارد، اصراركردن جز اتلاف وقت و پشیمانى و به هدردادن اعتبار و ارزش و... نتیجه‌اى نخواهد داشت. امیرمؤمنان(علیه السلام) مى‌فرمایند: وَلاَتَرْغَبَنَّ فِى مَنْ زَهِدَ فِیك؛ اگر كسى نسبت به تو بى‌میل است، تو نسبت به او رغبت نشان مده و در دوستى با او اصرار نكن.