پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

آفت دوستى‌

یكى از نكات دقیق و ظرایف عالم رفاقت، رعایت حقوق دوستى در تمام دوره‌ها و همه فراز و نشیب‌هاى زندگى است. انسان وقتى با كسى رفیق مى‌شود و باب صمیمیت مى‌گشاید گاه این رفاقت و صمیمیت، وى را از اداى حقوق دوست غافل مى‌كند و باعث آن مى‌شود كه حقوق رفیقش را درست ادا نكند. از جمله حقوق دوست مؤمن آن است كه در محضر دیگران به او
‌﴿ صفحه 213 ﴾
احترام گذارد و به هنگام احسان نمودن، دوست خود را مقدّم بدارد و اگر به چیزى احتیاج دارد، احتیاج وى را زودتر برآورده سازد. ولى افسوس كه گاهى صمیمیت و یگانگى به حدى مى‌رسد كه آدمى نه تنها حقوق دوست خود را فراموش مى‌كند و وظایف دوستى را نادیده مى‌گیرد، بلكه حتى خودِ رفیقش را نیز فراموش مى‌كند!
البته این حالت از آن‌جا ناشى مى‌شود كه آنها شدیداً با هم احساس خودمانى‌بودن مى‌كنند و نوعاً این‌گونه است كه وقتى انسان‌ها خیلى با یكدیگر صمیمى شدند دیگر كمتر به هم احترام مى‌گذارند و چه بسا برخى از حقوق طرفینى را نیز فراموش مى‌كنند؛ مثلا از آن‌جا كه رفاقت و صمیمیت عمیقى بین خود احساس مى‌كنند، در زندگى خصوصى با ضمیر خطاب «تو» یكدیگر را صدا مى‌زنند و از همین روى و در اثر عادت، در زندگى اجتماعى و در انظار مردم نیز به همان شكل و در قالب همان كلمات و الفاظ یكدیگر را خطاب مى‌كنند. باید توجه داشت كه این شكل رفتار و برخورد به تدریج باعث كمرنگى رفاقت مى‌شود. روشن است كه خودمانى‌شدن و یكرنگى و صمیمیت نباید سبب شود كه در انظار دیگران حقوق دوست خود را رعایت نكنیم و احترامش را نگه نداریم؛ بلكه باید نسبت به او ارزش قایل شویم و مرزها را رعایت كنیم. صمیمیت نباید به بى‌احترامى و فروگذاردن حقوق اجتماعى منتهى گردد؛ چراكه هر كسى در زندگى اجتماعى از موقعیت و حقوق خاصى برخوردار است و باید این حقوق و آن جایگاه اجتماعى را رعایت كرد.
این قاعده و نكته مهم اخلاقى حتى در زندگى خانوادگى نیز باید رعایت شود. درست است كه دو همسر باید صمیمى و خصوصى باشند و به یكدیگر بدون هیچ گونه حجاب و مانعى محبت ارزانى دارند؛ ولى این صمیمیت و خصوصى‌شدن هرگز به این معنا نیست كه در انظار دیگران و در ملأ عام نیز به همین شكل رفتار نمایند. احترام اجتماعى اقتضا مى‌كند كه انسان در منظر دیگران به همسرش احترام بگذارد و محترمانه با او صحبت كند؛ لذا اگر در خانه و اتاق خصوصى با الفاظ خاصى همدیگر را خطاب مى‌كنید، یا با كلمات عارى از احترام و به صورت غیر عادى با هم صحبت مى‌كنید، این شكل رفتار در خلوت هرگز به این معنا نیست كه در اجتماع هم به همان شكل رفتار كنید؛ مثلا در برابر دیدگان خواهر و برادر و دیگر اقوام
‌﴿ صفحه 214 ﴾
نیز همان گونه رفتار كنید؛ بلكه باید در برابر دیگران احترام یكدیگر را نگه دارید و محترمانه صحبت كنید.
به هر حال در هر موقعیتى مرزهایى وجود دارد كه باید آنها را حفظ كرد و نباید به بهانه این كه ما با یكدیگر خودمانى هستیم این حدود را بشكنیم. این مرزشكنى‌ها باعث مى‌شود كه اصل رفاقت به خطر بیفتد. اگر بنا باشد به بهانه رفاقت حق دوست خود را ادا نكنیم، دیگر رفاقتى باقى نخواهد ماند: لاَتُضِیعَنَّ حَقَّ أَخِیكَ إِتِّكَالاً عَلَى مَا بَیْنَكَ وَبَیْنَه؛ با تكیه بر روابط صمیمانه‌اى كه بین تو و رفیقت وجود دارد، حق رفیق خود را ضایع نكن. به یقین او در جامعه بر تو حقوقى دارد و باید آنها را رعایت كنى. صمیمیت شما با هم در جاى خود محفوظ؛ اما حقوق دیگران و رعایت‌كردن آنها هم محترم و به جاى خود محفوظ است. اگر حقوق رفیق خود را ادا نكردى دیگر رفاقتى باقى نخواهد ماند، تا بتوان گفت چون ما دوست صمیمى هستیم، دیگر رعایت حقوق لزومى ندارد. اگر مى‌خواهى با او رفیق باشى باید حقوقش را رعایت كنى: فَإِنَّهُ لَیْسَ لَكَ بِأَخ مَنْ اَضَعْتَ حَقَّه؛ اگر حق رفاقت و برادرى را ضایع كنى، دیگر او رفیق تو نیست.

اعتدال در مسؤولیت‌ها‌

مطلب دقیق حایز اهمیتى كه در این مقام باید به آن پرداخت، رعایت توازن و اعتدال در انجام وظایف و حقوق افراد نسبت به یكدیگر است. عدم رعایت این نكته خطیر، براى كسانى كه بعد از انقلاب مسؤولیت‌هاى سنگینى را عهده‌دار شده‌اند، مشكل آفریده است. بسیارى از افراد به واسطه مسؤولیت سنگینى كه در اجتماع برعهده دارند گاهى از انجام مسؤولیت خود نسبت به نزدیكان و همسر و فرزندان باز مى‌مانند و از رعایت اعتدال و توازن در اجراى حقوق غافل یا عاجز مى‌شوند؛ مانند بسیارى از شاغلانى كه به دلیل مشغله زیاد، صبح زود در حالى كه بچه‌ها خواب هستند از منزل بیرون مى‌روند و شب‌هنگام نیز زمانى به منزل باز مى‌گردند كه بچه‌هایشان به خواب رفته‌اند. به یاد مى‌آورم زمانى یكى از شهداى فداكار و بزرگوار مى‌فرمودند به خاطر نظارت و بررسى كارها، شب‌ها دیر به منزل برمى‌گردم و معمولا وقتى به
‌﴿ صفحه 215 ﴾
منزل مى‌رسم كه بچه‌ها خوابند و صبح زود نیز قبل از این‌كه بچه‌ها از خواب بیدار شوند منزل را ترك مى‌كنم و گاه در طول یك ماه بچه‌ها را بیدار نمى‌بینم. به هرحال این كثرت مشاغل و فعالیت‌ها باعث مى‌شود كه آدمى از مسؤولیتى كه نسبت به زن و فرزند خود دارد، غافل بماند و آنها را رعایت نكند یا رعایت آنها بسیار مشكل مى‌شود. بى‌تردید از یك سوى تكالیف و مشاغل طاقت‌فرساى اجتماعى متوجه انسان است و از جانب دیگر، مسؤولیت‌ها و وظایفى كه نسبت به همسر و فرزندان و والدین خود دارد او را به انجام كارهاى دیگرى دعوت مى‌كند و او مى‌باید بین این دو ساحت اعتدال برقرار كند. البته انسان معمولا از انجام وظیفه دوم خود غافل است یا اگر غافل هم نباشد آن‌قدر آن مسایل اجتماعى وى را احاطه كرده‌اند كه نمى‌تواند به وظایف خانوادگى خود رسیدگى نماید. این مشكل اساسى و عام، سخت نیازمند هشدار است؛ لذا امیرالمؤمنین(علیه السلام) مى‌فرمایند: وَ لاَ یَكُنْ اَهْلُكَ اَشْقَى النَّاسِ بِك؛ شما نسبت به خانواده خود مسؤولیت دارید و حقوقى بر عهده شماست. مبادا با عدم رعایت حقوق همسر و فرزندان، موجب هلاكت آنها شوید. آنها هم حقوقى دارند و باید حق آنها را رعایت كنید. حداقل براى بچه‌هاى خود به اندازه دیگران اهمیت قایل شوید. آنها هم انسان هستند و در برابر آنها مسؤولیت دارید. مبادا پرداختن به كارهاى دیگر، ما را از مسؤولیت‌هایى كه نسبت به همسر و فرزندان خود داریم غافل سازد. این مسأله براى برخى از طبقات اجتماع مانند طلاب و دانشجویان و محصلان و دانش‌پژوهان شكل مهم‌ترى به خود مى‌گیرد؛ چه احساس مسؤولیت در برابر اجتماع در وجود این طبقات بیشتر تبلور مى‌یابد و در سطح بالاترى قرار مى‌گیرد. آنها با خود مى‌گویند درس خواندن همانند دفاع نظامى و هر مسؤولیت اجتماعى دیگر واجب است و اگر تمام ساعات شبانه روز را درس بخوانیم، كم است؛ كارهاى بر زمین مانده و تحقیقات عقب افتاده فرصتى فراتر از 24 ساعت مى‌طلبد. براساس همین برآورد به درس و بحث و تحقیق مى‌پردازند و به اندازه ضرورت وقت خود را به خواب و خوراك اختصاص مى‌دهند و تمام وقت خود را به درس و پژوهش و مطالعه مى‌پردازند. این اشتغال فشرده و تراكم فعالیت‌ها باعث فراموشى یا در واقع تضییع حقوق والدین، همسر و فرزندان مى‌شود. به‌خصوص این تضییع در حق والدین و همسر كاملا مشهود است.
‌﴿ صفحه 216 ﴾
افرادى كه براى تحصیل به شهرهاى دور مى‌روند بیشتر با این پدیده مواجهند؛ چون معمولا از والدین خود دورند و همسران آنها نیز در غربت زندگى مى‌كنند. همسران آنها با كسى انس ندارند و به تنهایى در منزل چشم انتظار مى‌مانند تا چه وقت همسر یا فرزند آنها باز گردد و زجر تنهایى پایان یابد. در زندگى این افراد، درس و بحث دیگر زمانى براى انجام وظایف خانوادگى باقى نمى‌گذارد. آنان هرگز احوالى از همسر و والدین خود نمى‌پرسند. گویا جز دفتر و كتاب و قلم، آشنایى ندارند؛ لذا بعد از بازگشت به منزل جویاى احوال كتاب‌ها و یادداشت‌هاى خود هستند و چه بسا از احوال والدین پیر خود یا تنها فرزند بیمار خود غفلت مىورزند. چنین كسانى نسبت به تمام وظایف خود در حق همسر و فرزندان و والدین و دیگر نزدیكان و امور خانواده غافلند و حتى اگر غافل نیز نباشند فرصت پرداختن به آنها را ندارند.
واضح است كه تحصیل در این زمان همانند دفاع و فعالیت‌هاى اجتماعى دیگر، براى ما واجب است؛ اما باید بدانیم كه اگر به همسر و فرزندان و والدین خود رسیدگى نكنیم تحصیل نیز نمى‌تواند ادامه یابد و مؤثر و مفید واقع نمى‌شود. عدم رسیدگى به امور همسر و فرزندان و والدین ممكن است آنها را دچار مشكلات و بیمارى‌هاى عصبى و جسمى و روحى نماید و درمان آنها وقت بیشترى بگیرد. نتیجه خطرناك دیگر این‌كه فرزندانى بیگانه با اسلام تربیت كرده، تحویل اجتماع خواهید داد كه بلاى جان شما و آفت اجتماع خواهند بود. وَلاَیَكُنْ أَهْلُكَ اَشْقَى النَّاسِ بِك؛ مبادا خانواده شما به دلیل عملكرد نادرستتان بدبخت‌ترین مردم باشند. ممكن است رفتار نادرست شما موجب شود كه آنها به نهایت بدبختى و گرفتارى مبتلا گردند. پس خود به دست خویش موجبات هلاكت و انحراف همسر و فرزندان و نزدیكان خود را فراهم نكنید و این‌گونه رفتاركردن به یقین برخلاف توصیه امام متقین على(علیه السلام) است.

﴿ صفحه 217 ﴾

درس سى و ششم: آداب رفاقت (3)

چه خوش بى مهربونى از دو سر بى‌
دوستى گسستنى نیست‌
گرایش‌هاى متعارض‌
بذل محبت یا بخل از مهربانى؟‌
كجا گذشت و كجا انتقام؟‌
ظلم به خود‌
‌﴿ صفحه 218 ﴾
‌﴿ صفحه 219 ﴾