پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

درس سى و پنجم: آداب رفات (2)

زشت‌تر از زشت‌
مرز رفاقت و میزان صمیمیت‌
اجتناب از موضع اتهام‌
وجوب حفظ حرمت خود‌
آفت دوستى‌
اعتدال در مسؤولیت‌ها
﴿ صفحه 202 ﴾
‌﴿ صفحه 203 ﴾

آداب رفاقت (2)

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
مَا أَقْبَحَ الْقَطِیعَةَ بَعْدَ الصِّلَةِ وَالْجَفَاءَ بَعْدَ الاِْخَاءِ، وَالْعَدَاوَةَ بَعْدَ الْمَوَدَّةِ، وَالْخِیَانَةَ لِمَنِ ائْتَمَنَكَ، وَالْغَدْرَ بِمَنِ اسْتَأمَنَ إِلَیْكَ، وَإِنْ اَرَدْتَ قَطِیعَةَ أَخِیكَ فَاسْتَبْقِ لَهُ مِنْ نَفْسِكَ بَقِیَّةً یَرْجِعُ إِلَیْهَا إِنْ بَدَا لَهُ وَلَكَ یَوْمَاً مَا وَمَنْ ظَنَّ بِكَ خَیْراً فَصَدِّقْ ظَنَّهُ وَلاَتُضِیعَنَّ حَقَّ أَخِیكَ إِتِّكَالاً عَلَى مَا بَیْنَكَ وَبَیْنَهُ فَإِنَّهُ لَیْسَ لَكَ بِأَخ مَنْ أَضَعْتَ حَقَّهُ، وَلاَیَكُنْ أَهْلُكَ أَشْقَى النَّاسِ بِكَ؛
چه زشت است گسستن بعد از پیوستن و جفاكردن پس از برادرى و دشمنى بعد از دوستى و خیانت به آن كه تو را امین شمرده، و مكر ورزیدن به آن كه به تو اعتماد كرده است. اگر خواستى از برادرت بگسلى جایى براى [دوستى] او، نزد خود باقى گذار كه اگر روزى [حقیقت] بر وى و تو آشكار گردید بازگشت ممكن شود. پندارِ آن كه به تو خوش گمان است [با عمل] تأیید كن و حق برادرت را به اتكال دوستى‌اى كه با او دارى ضایع مگردان، چه آن كس كه حق او را ضایع كنى برادرت نیست. مبادا نزدیكانت در نزد تو بدبخت‌ترین مردم باشند.
در این بخش از كلام، امیرالمؤمنین على(علیه السلام) به موضوع اخلاق اجتماعى و آداب معاشرت مى‌پردازند. همان‌گونه كه گذشت حضرت(علیه السلام) سخنان خود را براى شخص معینى مانند امام حسن(علیه السلام) كه از ویژگى‌هاى عالى اخلاقى برخوردار است بیان نمى‌كنند. بلكه روى سخن حضرت با هر انسانى است كه مى‌خواهد در زندگى اجتماعى موفق باشد و ارزش‌هاى انسانى را رعایت كند. لذا مطالب گفته شده اختصاص به مؤمنان و معتقدان به خدا و قیامت ندارد و
‌﴿ صفحه 204 ﴾
نفع آن عام و فراگیر است و هر شخصى مى‌تواند با به كارگیرى آنها، به فواید و پیامدهاى آن دست یابد؛ چه كسانى كه ایمان دارند و چه آنها كه اهل ایمان نیستند. البته افرادى كه اهل ایمانند و با قصد قربت به این مواعظ و نصایح عمل مى‌كنند، به سراسر زندگى خود رنگ عبادت مى‌دهند و به سوى آن مقصد عالى و نهایى پیش مى‌روند و با انجام هر عملى به خداوند تقرب مى‌جویند. اما كسانى كه از این معرفت و ایمان بى‌بهره‌اند تنها در همین زندگى دنیوى از ثمرات این مواعظ بهره مى‌برند. این گروه گرچه به آن اهداف و نتایج بلند مؤمنان نایل نمى‌شوند؛ ولى در دنیا زندگى ایده‌الى خواهند داشت. به هر حال موضوع سخن در این فقره و فقره‌هاى بعدى، آداب معاشرت است و آیین زندگى در اجتماع و برخورد با دیگران را تبیین مى‌كند.

زشت‌تر از زشت‌

در بخش‌هاى گذشته راجع به معاشرت با دوستان مواعظ و حكمت‌هاى عملىِ عالى و برجسته‌اى بیان شد؛ از جمله درباره كیفیت برخورد با دیگران و روش انتخاب دوست و كیفیت حشر و نشر با دوستان و ایجاد صمیمیت و میزان آن، مطالبى بیان شد. همین‌طور در خصوص وظایف دوستان نسبت به یكدیگر، سفارش‌ها و قواعدى بیان گردید و اینك حضرت(علیه السلام) به تبیین و تشریح آیین دوستى مى‌پردازند.
وقتى آدمى قدم‌هاى آغازین ورود به زندگى اجتماعى را برمى‌دارد و به تازگى وارد اجتماع مى‌شود، مى‌باید پاى‌بند مجموعه‌اى از ارزش‌ها باشد و سعى نماید دوستان خوبى انتخاب كند و نسبت به دیگران مهربان باشد، احسان كند و خیرخواه آنان باشد. ولى پس از ورود به زندگى اجتماعى و انتخاب دوست و كسب موقعیت اجتماعى و جلب اعتماد مردم، دیگر سطح وظایف و روابط سابق كفایت نمى‌كند و وظایف سنگین‌ترى متوجه وى مى‌شود.
در روزهاى اول ورود به اجتماع او را نصیحت مى‌كردند كه در انتخاب دوست دقت كن و در تشخیص دوستان خوب از افراد فریب‌كار مراقب باش؛ افرادى را به عنوان شریك و همراه زندگى اجتماعى خود انتخاب كن كه براى اهدافت مفید باشند و تو را در نیل به آن اهداف
‌﴿ صفحه 205 ﴾
یارى رسانند. ولى در مرحله دوم فرض بر آن است كه وى وارد زندگى اجتماعى شده و با مقررات آن آشنایى پیدا كرده است؛ دوست خود را جُسته و روابط دوستى استوار گردیده است و با افراد زیادى رابطه اجتماعى و فرهنگى برقرار كرده و در برابر، كسانى هم او را امین خود شمرده‌اند. بى‌تردید چنین شخصى در این مرحله وظایف سنگین‌ترى بر عهده دارد.
در مرحله اول و آغاز ورود به اجتماع اگر آدمى در صدد انتخاب دوست خوب و شایسته و مناسب نباشد، بى‌تردید مورد نكوهش قرار مى‌گیرد و از جانب دیگر چه بسا متحمل ضررهاى جبران‌ناپذیر مى‌گردد. اما اگر بعد از انتخاب دوست مناسب و شایسته، وى را رها سازد، مستحق نكوهش بیشتر خواهد بود. گاه انسان به دلیل آن‌كه كار مثبتى انجام نمى‌دهد سرزنش مى‌شود و گاه براى این‌كه حاصل تلاش‌هاى خود را بر باد مى‌دهد نكوهش مى‌گردد؛ بدیهى است كه عمل دوم نكوهش بیشترى برمى‌تابد.
فرمایش امیرالمؤمنین(علیه السلام) در این قسمت ناظر به چنین موقعیتى است كه آدمى دوستانى خوب و مناسب برگزیند ولى به دلیل قدرناشناسى، آنها را از دست بدهد و ارتباطش را با آنها قطع كند، یا نسبت به كسانى كه او را امین شمرده‌اند خیانت كند و حق آنها را ادا ننماید. بى‌تردید چنین اعمالى در حق یك دوست خیلى زشت‌تر از آن است كه انسان از ابتدا دوستى انتخاب نكند؛ مَا اَقْبَحَ الْقَطِیعَةَ بَعْدَ الصِّلَة. زندگى بدون دوست و پشتوانه اجتماعى كارى غلط و خسارت‌بار است ولى ناپسندتر و بدتر، آن است كه بعد از انتخاب دوست و برقرارى رابطه دوستانه، پیمان دوستى را بشكند و بعد از پیوند و وصل، بگسلد و ببرد.
وَالْجَفَاءَ بَعْدَ الإِخَاء: آدمى اگر بعد از انتخاب دوست و برقرارى رابطه اخوت و برادرى، با وى جفا كند و حقوق اخوت را به جاى نیاورد، بسیار نكوهیده‌تر از آن است كه از ابتدا كسى را به دوستى نگیرد. سرمایه دوست را مى‌باید همانند سرمایه‌هاى دیگر نیكو داشت و آن را حرمت نهاد كه به دست نیاوردن چنین سرمایه‌اى، نكوهیده و از كف‌دادن آن نكوهیده‌تر است؛ همان‌گونه كه دشمنى بعد از مودّت و دوستى، زشت‌تر از عداوتِ بى‌مقدمه است.
وَالْخَیانَةَ لِمَنِ ائَتَمَنَك؛ به یقین خیانت در حق هر كسى بد است؛ اما در حق كسى كه شما را امین شمرده است زشت‌تر و ناپسندتر مى‌باشد. البته خیانت اَشكال متنوعى دارد؛ گاه تضییع
‌﴿ صفحه 206 ﴾
حق دیگران و گاه غصب اموال مردم. وقتى آدمى در اجتماع موقعیتى كسب مى‌كند، مردم به او اعتماد مى‌كنند و در برخى امور خود به وى مراجعه مى‌نمایند و مال و عِرض خود را به وى مى‌سپارند. حال اگر چنین فردى خیانت كند خیلى بدتر از خیانت آن فردى است كه هنوز موقعیتى پیدا نكرده است و مردم او را امین نشمرده و به او اعتماد نكرده‌اند.
هم‌چنان كه در ابتداى بحث اشاره شد، مى‌بینیم كه این سخنان حضرت(علیه السلام)، نصایحى كلى و عام است كه براى هر كسى در زندگى مفید و راه‌گشاست، البته با این تفاوت كه اگر شخص مؤمن با قصد قرب الهى فرمایشات امام معصوم را به كار بندد افزون بر تأثیر دنیوى ثواب اخروى نیز خواهد داشت و افزون بر پیشرفت و ترقى در زندگى دنیایى، سعادت اخروى و معنوى را نیز به دنبال دارد. اما كسى كه به خدا و روز قیامت ایمان ندارد و به این نصایح صرفاً به عنوان دستورالعملى براى زندگى عمل مى‌كند، تنها مصالح زندگى اجتماعى و دنیایى وى تأمین خواهد شد.