پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

آفات روابط اجتماعى سالم‌

در این بخش عبارت‌هاى ثبت شده از متن وصیت مولى‌الموحدین على(علیه السلام) كمى دچار اختلاف لفظى شده است. در كتاب وزین بحارالانوار عبارت اَلتَّجَرُّمُ وَجْهَ القَطِیعَة وارد شده است در حالى كه در برخى از نسخه‌ها عبارت اَلتَّحرِیمُ وَجْهُ القَطِیعَة ثبت شده است. لذا در توضیح این كلمات كمى ابهام به چشم مى‌آید. لفظ «التحریم» به معناى منع‌كردن، بازداشتن و جلوگیرى كردن است ولى واژه «اَلتَّجَرُّم» یعنى رفتار نامناسبى كه مكرر انجام مى‌پذیرد. با عنایت به این اختلاف تعبیر، معناى فرمایش حضرت(علیه السلام) چنین مى‌شود كه «تحریم» یا «تجرم» باعث قطع ارتباط با دیگران مى‌شود. اگر كسى سؤال كند كه علت قطع‌شدن رابطه انسان‌ها با یكدیگر و آفت حفظ ارتباط سالم انسان‌ها با یكدیگر چیست، این كلام مولاى متقیان در جواب آن بیان مى‌شود كه: اَلتَّحْرِیمُ [اَلتَّجَرُّمُ] وَجْهُ الْقَطِیعَةِ؛ یعنى اگر كسى چیزى را
‌﴿ صفحه 182 ﴾
از تو درخواست نمود و تو عطا نكردى و درخواست وى را بى‌پاسخ گذاردى [یا اگر رفتار ناشایست و نامناسبى را مكرراً مرتكب شدى] ارتباط تو با دیگران قطع مى‌شود و روابط تو با دیگران روى به سردى مى‌گذارد.
لازم است توجه كنیم كه معناى این جمله به صورت قطعى روشن نیست؛ لذا صرفاً براساس احتمال به بیان مفهوم و معناى آن مى‌پردازیم. البته شاید نسخه اصلى و واقعى این قسمت از كلام حضرت(علیه السلام) عبارت دیگرى غیر از این دو تعبیر باشد. به هرحال نسبت به این دو تعبیرِ در دسترس مى‌توان گفت به استناد قرینه لفظیه و مقابله فقرات وصیت‌نامه كه در فقره قبل لفظ «اَلتَّكَرُّم» گفته شده بود، در این‌جا هم احتمالا عبارت صحیح، واژه «اَلتَّجَرُّم» مى‌باشد و در هر صورت، با توجه به اختلاف نسخه، معناى عبارت این است كه یكى از آفات ارتباط سالم تحریم عطا یا تكرار رفتار غلط و نامناسب است.
گویا آفت دیگر ارتباط سالم اقدام‌هاى خصمانه و رفتارهاى تلافى‌جویانه است كه حضرت(علیه السلام) در ادامه، ما را از این‌گونه رفتارها برحذر داشته‌اند و چند نمونه از آن دسته رفتارها را برمى‌شمارند و مى‌فرمایند: إِحْمِلْ نَفْسَكَ مِنْ اَخِیكَ عِنْدَ صَرْمِهِ إِیَّاكَ عَلَى الصِّلَة؛ اگر درصدد استحكام ارتباط و حفظ رفاقت با دیگران هستید، نباید به رفتارهاى ناجوان‌مردانه و عارى از روح رفاقت روى آورید و به رفتارهاى تهى از صمیمیتِ رفیق خود پاسخ متقابل دهید. اگر او ناجوان‌مردى كرد و رفاقت را از یاد برد، وظیفه تو این است كه دست از خیرخواهى برندارى. اگر او ارتباطش را قطع كرد و از تو برید، تو خودت را به پیوند با او وادار ساز: إِحْمِلْ نَفْسَكَ عَلَى الصِّلَة؛ و رابطه خود را ادامه بده و هم‌چنان بر ریسمان رفاقت و دوستى حلقه محبت و عشق بیاویز و اگر او براى مدتى به سراغت نیامد و جویاى حال تو نشد، تو حتماً احوال‌پرس او باش. مبادا با خود بگویى چون او نیامد پس من هم دیگر نمى‌روم، و اگر دیدى كه او از رسیدن خیر به تو ممانعت مى‌كند، تو در مقابل با مهربانى و ملاطفت، خیرخواه او باش و از او چیزى نخواه: وَعِنْدَ صُدُودهِ عَلَى اللُّطْفِ وَالْمُقَارَبَة، و اگر دست او خشك و گرفته است و هرگز عطا و بخشش ندارد، تو در مقابل به او بذل و بخشش نما: وَعِنْدَ جُمُودِهِ عَلَى الْبَذْل، و اگر او از تو دورى جست و خودش را كنار كشید، تو خود را به نزدیك شدن به او مجبور ساز و خود را وادار تا به او تقرب جویى: وَ عِنْدَ تَبَاعُدِهِ عَلَى الدُّنُو، و اگر او تندى نمود و خشم گرفت
‌﴿ صفحه 183 ﴾
تو نرمى كن و ملایمت نما: عِنْدَ شِدَّتِهِ عَلَى اللِّین، و اگر به طور دایم رفتارهاى نامناسب از او سر مى‌زند و همیشه مرتكب اعمال ناپسند مى‌شود و آن اعمال را تكرار مى‌كند تو بكوش تا براى این رفتارهاى نامناسب او عذر و بهانه بجویى و اعمال زشتِ مكرر او را به شكلى توجیه كنى. مثلا با خود بگو اگر وى فلان عمل ناروا را انجام داده است به یقین مجبور بوده یا نفهمیده یا متوجه نبوده و عذر موجّه و دلیل مقبولى داشته است؛ لذا معذور است.
در ادامه این توصیه‌ها، حضرت(علیه السلام) ما را به عملى سفارش مى‌كنند كه انجام آن چندان سهل نیست. ایشان مى‌فرمایند: حَتَّى كَأَنَّكَ لَهُ عَبْدٌ وَكَأَنَّهُ ذُو النِّعْمَةِ عَلَیْك؛ فرض كن تو بنده او هستى و او آقا و ولى‌نعمت تو است. این كلام حضرت(علیه السلام) عمق روابط سالم اجتماعى را در اسلام ترسیم مى‌كند. حفظ روابط اجتماعى به ویژه ارتباط دوستانه آن قدر براى جامعه اسلامى ضرورى و مطلوب است كه مسلمان‌ها مى‌باید نسبت به هم به قدرى مهربان باشند كه خود را بنده دوست خود بشمارند. یعنى ارتباط دو دوست بر این قاعده استوار است كه باید خود را بنده او بدانى و هرگز از او توقع خدمت نداشته باشى؛ بلكه چون او آقا و ولى‌نعمت شماست، باید به او خدمت كنى؛ لذا اگر او به طور مكرر مرتكب رفتار ناشایست شود، دیگر اجازه ناخرسندى را به خود نخواهى داد. وجود چنین باورى در ذهن موجب مى‌گردد تا در وهله اول شما خودتان را براى مواجهه با چنین دوستانى آماده سازید و طرف مقابل نیز با مشاهده رفتار پسندیده شما، رفتار خود را اصلاح مى‌كند؛ ولى اگر كوتاهى او را در حفظ روابط اجتماعى با رفتار متقابل پاسخ دهید و رفتار ناشایست او را با عمل ناپسند دیگرى جواب دهید دیگر هیچ رابطه‌اى جز خصومت و كینه‌توزى باقى نمى‌ماند؛ چراكه همیشه انسان‌ها دچار غفلت و اشتباه مى‌شوند و اگر خواسته باشیم تمام این رفتارهاى اشتباه را پاسخ دهیم نه تنها رابطه دوستى باقى نمى‌ماند بلكه هر مرتبه‌اى از مراتبِ پایین‌ترِ روابط اجتماعى نیز فرو مى‌ریزد. براى حفظ رفاقت و محفوظ ماندن حریم مسلمانى و رابطه محبت‌آمیز، هركدام از اعضاى جامعه باید با خود بگوید كه وظیفه من خدمت به دوست و هر انسان دیگر است؛ لذا او به هر شكلى كه رفتار كند، من فقط یك وظیفه دارم و آن این‌كه عبد و بنده او هستم و او مولاى من است.
‌﴿ صفحه 184 ﴾
در ادامه این دُرافشانى، آن حضرت(علیه السلام) براى جلوگیرى از مفاسد و پیامدهاى منفى این فرمایش كه چه بسا فرصت سوء برداشت و مجال فرصت طلبى را براى برخى فراهم مى‌سازد، مى‌فرمایند این سخن چند مورد استثنا نیز دارد. برخى افراد، آن‌قدر خبیث و پست‌فطرت و فاسدند كه گویا فطرتشان دستخوش تغییر و دگرگونى شده است؛ لذا اگر شما همانند یك بنده در برابر او رفتار كنید و او را آقا در نظر آورید، سوء استفاده خواهد كرد در عمل نتیجه معكوس عاید اجتماع و جامعه اسلامى خواهد شد. البته این موارد استثنا نباید موجب شود تا هر موردى كه پیش مى‌آید بگوییم این مورد از موارد استثناست و این آدم لایق آن اعمال نیست؛ بلكه روال عادى روابط انسانى، بر پایه شایستگى همه انسان‌ها استوار است. البته با نهایت تأسف باید بگوییم، چون خوش‌رفتارى با دیگران بسیار سخت و مشقت‌آفرین است؛ لذا به سرعت نتیجه مى‌گیریم كه این شخص از همان افراد بى‌صلاحیتِ استثنا شده است و سزاوار آن‌چنان دوستى‌اى نیست كه من خود را بنده او بدانم و او را آقاى خود بشمارم؛ این فرد اصلا آدم نیست! در حالى كه موارد این استثنا بسیار نادر است و از بین هزارها انسان، شاید یك نفر مشمول این استثنا شود. پایه روابط اجتماعى بر شایستگى همگان بنا نهاده شده است و معمولا انسان‌ها افرادى شایسته‌اند و سزاوار دوستى مى‌باشند. در هر صورت اگر به طور استثنایى با افراد شرور و خبیث مواجه شدید كه هرچه به آنها خدمت كنید، آنها زشت‌تر و بدتر رفتار مى‌كنند و هرچه بیشتر تواضع مى‌بینند، بیشتر تكبر مىورزند در این صورت نباید با چنین افرادى رفتار دوستانه داشته باشید. البته همان‌گونه كه گذشت باید طرف مقابل را به طور كامل و دقیق بشناسیم، اگر سزاوار دوستى نبود و وى را فردى خبیث و شرور تشخیص دادیم آن‌گاه به شكل دیگرى، غیر از دوستى با او رفتار كنیم؛ لذا حضرت(علیه السلام) ما را به تطبیق دقیق این دستور توصیه مى‌كنند: إِیَّاكَ اَنْ تَضَعَ ذَلِكَ فِى غَیْرِ مَوْضِعِهِ اَوْ تَفْعَلَهُ فِى غَیْرِ اَهْلِه. شاید بتوان گفت از این روى حضرت(علیه السلام) در پایان تمام دستورات اجتماعى و توصیه‌هاى اخلاقى، این مورد را استثنا مى‌فرمایند كه این استثنا خیلى نادر است و بیشتر مردم شایسته رفتار دوستانه و پسندیده‌اند.
‌﴿ صفحه 185 ﴾

درس سى و چهارم: آداب رفات (1)

راه‌هاى استحكام دوستى‌
الف) صمیمیت
ب) خیرخواهى و دل‌سوزى
ج) استمرار در رفاقت
د) دورى از انتقام
راه‌هاى مصونیت از آفات زندگى اجتماعى‌
الف) پرهیز از خشم
ب) اجتناب از قطع دوستى
‌﴿ صفحه 186 ﴾
‌﴿ صفحه 187 ﴾

آداب رفاقت (1)

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَلاَتَتَّخِذَنَّ عَدُوَّ صَدِیقِكَ صَدِیقًا فَتُعَادِىَ صَدِیقَكَ، وَلاَتَعْمَلْ بِالْخَدیعَةِ فَاِنَّهُ خُلْقَ لَئِیم، وَامْحَضْ أَخَاكَ النَّصِیحَةَ حَسَنَةً كَانَتْ اَوْقَبِیحَةً، وَسَاعِدْهُ عَلَى كُلِّ حَال، وَ زَلِّ مَعَهُ حَیْثُ زَالَ، وَلاَتَطْلُبَنَّ مُجَازَاةَ اَخِیكَ وَإِنْ حَثَا التُّرَابَ بِفِیكَ وَخُذْ(64) عَلَى عَدُوِّكَ بِالْفَضْلِ فَاِنَّهُ اَحْرَى لِلظَّفَرِ، وَتَسْلِمْ مِنَ الدُّنْیَا [النَّاس] بِحُسْنِ الْخُلْقِ وَتَجَرُّعِ الْغَیْظَ، فَاِنِّى لَمْ اَرَ جُرْعَةً أَحْلَى مِنْهَا عَاقِبَةً وَلاَ أَلَذَّ مِنْهَا مَغَبَّةً وَلاَ تَصْرِمْ أَخَاكَ عَلَى ارْتِیَاب وَلاَتَقْطَعْهُ دُونَ اسْتِعْتَاب وَ لِنْ لِمَنْ غَالَظَكَ فَاِنَّهُ یُوشَكُ أَنْ یَلینَ لَكَ؛
دشمن دوستت را به دوستى مگیر، كه با دوستت دشمنى كرده‌اى و فریب‌كارى مكن كه خوى لئیمان و پست‌هاست. در پند و اندرزى كه به بردارت مى‌دهى ـ نیك یا زشت ـ با اخلاص و بى‌غرض باش. در هر حال یاور او و هر كجا رفت همراه او باش. خواهان كیفر و مجازاتش مباش؛ هرچند خاك به دهانت بپاشد. با دشمن خود به احسان رفتار كن كه براى پیروزى، عفو مؤثرتر است و با اخلاق پسندیده، خود را از دنیا (مردم) مصون نگهدار. خشم خود را اندك اندك بیاشام چه من جرعه‌اى كه سرانجامش شیرین‌تر از این باشد، ننوشیدم و پایانى گواراتر از آن ندیدم. به مجرد تردید و شك، از برادرت مبُر و بدون دلجویى از او مگسل و با كسى كه با تو درشتى مى‌كند نرمى كن چه بسا كه به زودى با تو نرمى كند.
﴿ صفحه 188 ﴾
همان‌گونه كه گذشت قسمت اخیر وصیت‌نامه امام على(علیه السلام) به مباحث اخلاق اجتماعى و آداب معاشرت اختصاص دارد و به روابط انسان‌ها با یكدیگر در زندگى اجتماعى مى‌پردازد. خداوند متعال تمام موجودات را براى انسان خلق كرده است و این انسان‌ها هستند كه باید از تمام مواهب هستى و از جمله وجود یكدیگر براى رسیدن به اهداف الهى بهره گیرند و از انبوه نعمت‌هاى خداوندى در راستاى نیل به مقاصد عالى استفاده كنند. اما صد افسوس كه گاهى برخى انسان‌ها نعمت‌هاى خدادادى را به نقمت تبدیل كرده، نه‌تنها از آنها استفاده نمى‌برند، بلكه از آن نعمت‌ها استفاده سوء و نابه‌جا مى‌كنند. چنین افرادى قبل از هر كسى به خودشان ظلم مى‌كنند و سعادت خودشان را به خطر مى‌اندازند و بعد هم به كسانى كه با آنها معاشرت دارند زیان مى‌رسانند. در واقع چنین افرادى هم براى خودشان مضرند و هم براى دیگران، و چه بسا جز ضرر و خسران فایده‌اى ندارند، در حالى كه باید سعى كنند از نعمت وجود یكدیگر و تمام موجودات و مواهب هستى براى نیل به اهداف ارزشمند انسانى و الهى و بهویژه اهداف عالى اسلام استفاده كنند و زمینه تعالى و ترقى تمام شهروندان جامعه اسلامى را فراهم آورند.