پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

تلاش و توكل، راه اعتدال است‌

نباید فراموش كنیم كه مردم در طى نمودن مسیر زندگى گاهى سخت دچار افراط و تفریط مى‌شوند. برخى دراین مسیر آن قدر تلاش مى‌كنند كه گویا دست خداوند منان بسته است.
﴿ صفحه 162 ﴾
ایشان تمام همّ و غم خود را صرف یك لقمه نان مى‌كنند و لذا هر لقمه‌اى كه دارند باز درصدد هستند تا یك لقمه دیگر بر آن بیفزایند. در مقابل هم كسانى هستند كه از روى تنبلى، تن‌آسایى و گاهى هم با سوء استفاده و یا سوء فهم از معارف الهى، مى‌گویند: هر چه مقدّر است، همان محقق مى‌شود و هرچه قسمت است، همان رقم مى‌خورد و به این بهانه هیچ‌گونه كوشش و تلاشى نمى‌كنند. واضح است كه هر دو بینش و هر دو عملكرد غلط است. آدمى باید روزى خود را از جانب خداوند بداند و از او بخواهد و با این حال، مشقت و سختى كار و تلاش را به عنوان یك وظیفه بر خود بپذیرد. البته تشخیص این كه آدمى چه قدر باید به كوشش خود تكیه نماید و چه اندازه خود را به خداوند متعال بسپارد، مشكل است ولیك در این میان حد وسطى كه از افراط و تفریط به دور باشد ایده‌آل و مطلوب مى‌باشد؛ نه به افراط حریصانه مبتلا گردد و نه به تنبلى، تن‌آسایى و راحت‌طلبى دل خوش دارد.
در این كلام بى‌بدیل، امام متقین على(علیه السلام) مى‌فرمایند: واْطلُبْ فَاِنَّهُ یَأْتیكَ ما قُسِّمَ لَك؛ دنبال روزى برو؛ ولى بدان آنچه براى تو مقدّر شده است، به تو خواهد رسید. بسیارى از افراد براى كسب مال فراوان تلاش زیادى مى‌كنند، اما دارایى خود را یا بیشتر از دست مى‌دهند و یا كم‌تر به دست مى‌آورند و گاه در آخر از گرسنگى مى‌میرند. چه بسا ثروتمندانى كه در آخر عمر از گرسنگى جان دادند و شرایطى پیش آمد كه نتوانستند حتى یك لقمه از حاصل تلاش خود را بخورند. آن روى سكه هم افرادى هستند كه دست خالى بودند و عرضه هیچ كارى را نداشتند ولیك شرایطى فراهم شد كه روزى فراوان نصیب آنها گردید. این رویدادها و تجارب به ما مى‌آموزاند كه هیچ چیز در اختیار ما نیست تا هرگونه كه اراده نمودیم، عمل كنیم و به هدف برسیم؛ بلكه شخص دیگرى تصمیم گیرنده اصلى است. از این رو نباید فقط به تلاش خود اعتماد و اكتفا كنیم و بر این باور باشیم كه تنها به اندازه كوشش خود، به هدف نایل مى‌شویم و به هر مقدار كه در تلاش، كوتاهى كنیم از هدف دور مى‌مانیم و محروم مى‌شویم. باید طبق وظیفه و تكلیف تلاش نمود و نتیجه را از خداوند متعال خواست كه آنچه خداوند منان بخواهد همان خواهد شد. این اصل مسلّم در تمام روزى‌هاى مادّى؛ هم‌چون غذا، پوشاك، مسكن و... و همه روزى‌هاى معنوى؛ همانند علم، معرفت، كمالات روحى و قلبى و... جارى و سارى
‌﴿ صفحه 163 ﴾
است. آدمى باید كوشش و تلاش كند و منتهاى سعى خود را هزینه نماید؛ اما آن كه روزى را تقسیم مى‌كند خداوند سبحان است و بس. گاه بدون تلاش، روزى فراوانى را نصیب برخى افراد مى‌فرماید؛ مثلا مال كثیر و یا حالت روحى ایده‌آلى را عطا مى‌كند كه هرگز به فكر كسى خطور نمى‌كند. حضرت رسول خاتم(صلى الله علیه وآله) مى‌فرمایند: اِنَّ لِرَبِّكُمْ فِى اَیَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحاتٌ...(56)؛ گاه پروردگار، فرصت‌هاى مناسبى را فراروى شما مى‌گشاید؛ یعنى فرصتهایى پیش مى‌آید و آدمى بهره‌هاى معنوى ایده‌آلى مى‌برد كه نه تنها براى آن تلاش نكرده است، بلكه حتى به ذهن او هم خطور نمى‌كند؛ به عنوان نمونه، گاه براى برخى افراد حالات روحى و جذبه‌هایى پیش مى‌آید كه خودشان كمتر براى آن زحمت كشیده‌اند و بر عكس برخى دیگر آن قدر زحمت مى‌كشند و سعى مى‌كنند تا سحرخیزى داشته باشند و دعا بخوانند تا حالى پیدا كنند، ولى به هیچ نتیجه‌اى نمى‌رسند.
البته نرسیدن به نتیجه مطلوب، چه در روزى‌هاى مادّى و چه در روزى‌هاى معنوى، نباید باعث شود كه ما از وظیفه خود دست بكشیم؛ مثلا به دلیل این كه من حال پیدا نمى‌كنم و... نمى‌توان سحرخیزى و عبادت را رها نمود. انجام آن اعمال و هزینه نمودن همّت یك وظیفه است كه باید انجام بگیرد؛ اما این كه حال و جذبه پیدا كنیم و به آن روزى مطلوب برسیم، به دست قادر متعال است و بس.

خطرپذیرى معقول‌

در بخش بعدى از وصیت، امیرالمؤمنین على(علیه السلام) دو تعبیر زیبا بیان مى‌دارند كه در ظاهر با هم ناسازگار مى‌نُمایند. آن حضرت(علیه السلام) از یك طرف مى‌فرمایند: لا تُخاطِرْ بِشَىْء رَجا أَكْثَرَ مِنْه؛ چیزى را كه در دست دارى به امید این كه بیشتر از آن را به دست آورى، به خطر نینداز! ولى از جانب دیگر مى‌فرمایند: اَلتّاجِرُ مُخاطِر؛ آن كه در پى تجارت است، خودش را به خطر مى‌اندازد؛ چون ممكن است در تجارت، سرمایه خود را هم از كف بدهد و در واقع به امید كسب بیشتر، همان سرمایه اولیه را هم از دست بدهد.
﴿ صفحه 164 ﴾
در مقام برطرف ساختن این توهم باید بدانیم همان طور كه شارحان و مفسران كلام على(علیه السلام) گفته‌اند هر یك از این دو كلام ناظر به موقعیت خاصى مى‌باشد؛ یعنى كلام نخست حضرت(علیه السلام) به یك مقام و وضعیت نظر دارد و سخن دوم حضرت(علیه السلام) ناظر به موقعیت دیگرى است. در جمله اول كه مى‌فرمایند: لا تُخاطِرْ بِشَىْء...، مقصود آن است كه مبادا به استناد محاسبات نامعقول، امیدهاى واهى و آرزوهاى خام كه به سود بیشترى دست یابید، آنچه را در دست دارید از دست بدهید. در این مقام حضرت(علیه السلام) ما را از تكیه نمودن به امید و آرزوهاى بى‌جا بر حذر مى‌دارند كه مبادا حرص و طمع ما را وادارد تا به محاسبات نسنجیده اعتماد كنیم و آنچه را در دست داریم به امید رسیدن به نفع بیشتر از دست بدهیم. ولى در جمله دوم كه مى‌فرمایند: اَلتّاجِرُ مُخاطِر، در وهله نخست یك توهم را دفع مى‌فرمایند كه وقتى مى‌گوییم خود را به خطر نینداز، این مطلب نباید مانع از قبول مخاطرات معقول باشد. آدمى باید خطرات معقول را پذیرا باشد، همان‌گونه كه تاجر در تجارت چنین مى‌كند. در وهله دوم بیان مى‌دارند كه طبیعت تجارت و تمام كارهاى دنیوى به‌گونه‌اى است كه آدمى باید میزانى از خطر را بپذیرد و از مقدارى از منافع خود بگذرد. كشاورزى كه زراعت مى‌كند، آن گاه كه دانه را به امید برداشتِ بیشتر در زمین دفن مى‌كند، در واقع نوعى خطر را متحمل شده و از منفعت موجود و نقد خود دست كشیده است. در حالى كه احتمال سبزنشدن بذرها را مى‌دهد باید این كار را بكند وگرنه كشاورزى محقق نمى‌شود. همین وضعیت در تجارت نیز وجود دارد. كسى كه اقدام به تجارت مى‌كند احتمال مى‌دهد كه سرمایه خود را از دست بدهد؛ ولى با وجود این گریزى از تجارت نیست. اگر تجارت نشود جنسى رد و بدل نمى‌شود و مردم از منافع موجود در این كار محروم مى‌مانند. پس خطركردن در این‌جا مطلوب است؛ چون احتمال این خطر جزء طبیعت كار است كه براساس محاسبات دقیق، پذیرفته مى‌شود. ولى اگر بدون محاسبه دقیق و صرفاً با تكیه به امیدى خام و با انگیزه‌هاى حریصانه و آزمندانه به استقبال خطر برویم و خطر را پذیرا شویم، مذموم است؛ چرا كه نه تنها سود بیشترى به دست نمى‌آوریم، بلكه آنچه در دست داریم نیز از كف مى‌دهیم. بنابراین عاقلانه به استقبال خطر رفتن، نیكو و غیر عاقلانه خطر را پذیرفتن، نكوهیده است.
‌﴿ صفحه 165 ﴾

درس سى و سوم: روابط اجتماعى

نقش روابط اجتماعى در تكامل‌
معیار تنظیم روابط اجتماعى‌
نشانه بخل‌
آیین بخشش‌
آفات روابط اجتماعى سالم‌
﴿ صفحه 166 ﴾
‌﴿ صفحه 167 ﴾