پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

وفاى به عهد‌

یكى دیگر از اصول ارزشى و اخلاقى عام، «وفاى به عهد» است كه از عام‌ترین ارزش‌هاست. از این روى اگر با كسى قرار گذاشتید، پیمان بستید و چیزى را تعهد كردید، باید نسبت به تعهد خود وفادار باشید. خداوند سبحان در قرآن كریم مى‌فرماید: اگر با مشركان قرارداد و پیمان بستید، باید وفادار باشید. البته اصل وفاى به عهد یك استثنا دارد و آن، جایى است كه طرفِ قرارداد، پیمان خود را با شما نقض كند كه در این صورت شما هم مى‌توانید نقض پیمان كنید. البته این را دیگر نقض پیمان نمى‌توان گفت؛ چون «قرارداد» یك پدیده طرفینى است و اگر یكى از طرفینِ قرارداد، پیمان خود را نقض نماید، دیگر تعهدى باقى نمى‌ماند تا به رعایت آن ملزم باشیم. اما در مورد امانتدارى حتى چنین موردى هم وجود ندارد كه اگر فرد امین شما سرّتان را فاش كرد، شما هم حق داشته باشید سرّ او را فاش كنید و یا اگر او در امانت شما خیانت كرد، شما هم حق داشته باشید در امانتش خیانت كنید. بنابراین اگر بگوییم در نظام
‌﴿ صفحه 159 ﴾
ارزشى اسلام، عام‌ترین ارزش‌ها «امانتدارى و درستكارى» است، سخن گزافى نگفته‌ایم. وَلا تَخُنْ مَنِ ائْتَمَنَكَ وَ اِنْ خانَك؛ كسى كه تو را امین شمرد و امانتى را به تو سپرد، به او خیانت مكن، هر چند كه او به تو خیانت كرده باشد. وَ لا تَذَعْ سِرَّةُ وَ اِنْ اَذاعَ سِرَّك؛ سرّ او را فاش نكن، هر چند او سرّ تو را فاش نموده باشد. پس در امانتدارى، اصل «مقابله به مثل» جارى نیست.

آز و طمع، عمل نابخردانه‌

دستور اخلاقى دیگرى كه در زندگى همه انسان‌ها ـ اعم از مؤمن و غیر مؤمن ـ معتبر است، پرهیز از طمع و آز مى‌باشد كه خود، دستور اخلاقى مفید و آموزنده‌اى است. در بسیارى از موارد آدمى از روى حرص و طمع، منافع قطعى خود را به امید رسیدن به منافع مظنونِ بیشتر رها مى‌كند؛ در حالى كه این عمل هیچ وجه عقلایى ندارد. متأسفانه نه تنها امروز نمونه‌هاى زیادى از آن را مى‌شناسیم، بلكه خود نیز فراوان به آن مبتلا هستیم؛ مثلا بسیارى از افراد به محض این كه مى‌شنوند فلان جنسى قرار است گران شود، تمام دار و ندار خود را مى‌فروشند تا آن جنس را بخرند و انبار كنند و به محض گران شدن، آن را بفروشند. بى‌تردید این عمل كارى زشت و نكوهیده است كه زشتى آن براى اهل ایمان، مضاعف تلقى مى‌گردد. این عمل بسیار زشت، در واقع به نوعى نشانه عدم اعتماد به خداست كه جز حرص و آزمندى هیچ عنوان دیگرى ندارد. این عملكرد علاوه بر قباحت اخلاقى و گاه حرمت فقهى، از نظر عقلا نیز عملى ناپسند است كه هیچ مجوّز عقلایى ندارد. به تعبیر دیگر گاه آدمى بر اساس یك قاعده عقلایى و بر مبناى محاسبات صحیح به كارى اقدام مى‌كند و متاعى را مى‌دهد تا به منفعت بیشترى دست یابد، در این صورت هیچ ایراد و عیبى بر وى وارد نیست؛ چون عملى را انجام داده است كه همه انسان‌ها در مسیر زندگى بهتر انجام مى‌دهند و زندگى صحیح جز این نوع كارها نیست؛ مثلا كشاورز دانه هایى كه در دست دارد روى زمین مى‌ریزد تا محصول بیشترى از زمین بردارد. چیز نقدى را رها مى‌كند و در زمین مى‌ریزد به امید این كه محصولى برداشت كند. واضح است كه این كار، عملى عقلایى و صحیح است و راه محصول برداشتن همین است كه تا نكارد، نمى‌دروَد. انسان زحمت مى‌كشد به امید این كه مزد بگیرد، و در مسیر كسب معاش
‌﴿ صفحه 160 ﴾
و منفعت معمولا متاع موجود را از دست مى‌دهد؛ اما گاهى از روى حرص و آز، متاع نقد و قابل توجهى را مى‌دهد به امید این كه شاید ده سال دیگر مقدار بیشترى به دست آورد و منفعت فزون‌ترى كسب كند. واضح است كه این كار نه تنها عقلایى نیست، از نظر شرع هم مذموم است. حضرت على(علیه السلام) در این فراز وصیت خود مى‌فرماید: وَلا تُخاطِرْ بِشَىء رَجاءَ اَكْثَرَ مِنْه؛ متاع موجود را صرفاً به امید این كه بیشتر از آن را به دست آورى، به خطر نینداز و از بین مبر! منفعتى را كه الآن در كف دارى و نگهدارى آن میسور و معقول مى‌باشد، غنمیت بشمار و آن را به امید واهى رسیدن به سود بیشتر از كف مده! مگر این كه دو نكته را رعایت كرده باشى: 1. رسیدن به آن آرزو، به قضاوت عقل، ممكن باشد؛ یعنى به حكم عقل باید آن گاه به كارى اقدام نماییم كه وجود منفعت مشروع و صحیح، تضمین شده باشد و طبق یك منطق عقلانى رسیدن به آن نفع بیشتر، صحیح و پذیرفته شده باشد. 2. راه نیل به آن نفع، یك روش صحیح و درست باشد.
این پند حضرت على(علیه السلام) در واقع نهى از رفتار حریصانه و آزمندانه است؛ رفتارى كه انسان از روى حرص و طمع، منافع موجود خود را به گمان باطلِ رسیدن به منافع بیشتر از دست بدهد. به یقین این عمل از نظر عقلا و به حكم عقل، كارى صحیح نیست و از دیدگاه اسلامى هم رفتارى مذموم مى‌باشد؛ چراكه از بى‌اعتمادى به خداوند سبحان سرچشمه مى‌گیرد.

ضرورت سنت آزمودن در دفتر خلقت‌

انسان باید به دنبال روزى برود. سنت الهى بر این است كه انسان روزى خودش را در این عالم با تلاش خود به دست بیاورد. خداوند سبحان نخواسته كه انسان در این عالم بى‌كار بنشیند تا روزى‌اش از آسمان نازل گردد. البته گاهى اوقات به طور استثنایى، خداوند از آسمان مائده‌اى خاص نازل مى‌فرماید كه آن هم مطابق مصالحى است كه در نظر دارد و بر اساس حكمت رقم مى‌زند.
اما چرا قانون خلقت و اراده الهى بر این استوار گردیده است كه انسان در این عالم باید تلاش كند تا روزى‌اش را به دست بیاورد؟ در پاسخ باید گفت كه این عمل خود، حكمت‌هایى دارد. وجود مصالح زیادى موجب مى‌گردد تا این مسیر فرا روى آدمى گشوده شود. آدمى
‌﴿ صفحه 161 ﴾
هنگامى در معرض امتحان و در مسیر كسب فضایل قدم مى‌گذارد كه تلاش كند. در مسیر تلاش است كه آدمى مورد آزمون قرار مى‌گیرد و بر سر دو راهى‌هایى واقع مى‌شود كه باید راه صحیح را از مسیر غلط، كار درست را از كار نادرست و روش صواب را از روش ناصواب تشخیص دهد و آنچه را كه مورد رضایت خداست، برگزیند و از آنچه مرضىّ او نیست، پرهیز نماید. اگر آدمى وارد تلاش زندگى نشود، رخدادها و امورى كه سرنوشت وى را رقم مى‌زنند پیش نمى‌آید. آدمى باید زمینه‌هاى رشد خود را در تلاش و كوشش، جستجو كند. به بیان دیگر، این عالم با همه سختى‌ها و تلاش‌ها براى این آفریده شده است كه انسان بر سر دو راهى‌ها قرار بگیرد و با انتخاب راه صحیح، كمال خود را رقم زند: ... لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلا ...(55). اما وقتى كه وارد معركه زندگى نشود، دیگر زمینه آزمایش شدن فراهم نمى‌گردد و این مسایل براى او پیش نمى‌آید و در نتیجه زمینه رشد و تكامل هم براى وى فراهم نمى‌شود. هر چه انسان بیشتر از اجتماع كناره بگیرد و كم‌تر وارد زمینه‌هاى سخت و تكالیف مشقت‌آفرین شود از آثار نیكو و ایده‌آل آن بیشتر محروم مى‌ماند.
انسان باید براى روزى خود تلاش كند تا خوب و بد و زشت و زیباى زندگى را خود به دست خویشتن برگزیند و در پى آن، سعادت و شقاوت خود را رقم زند. البته روزى تنها نان و آب نیست. هر چیزى را كه انسان در این عالم بخواهد، از علم، دانش، مقام، فرزند، همسر و...، جملگى روزى الهى هستند كه باید براى رسیدن به آن تلاش كند. هر چند خداوند سبحان به خاطر مصالحى به كسانى علم لدنّى عطا مى‌فرماید، اما سنت الهى بر این است كه علم از راه زحمت‌كشیدن، درس‌خواندن و تلاش به دست آید و همین طور مقام، منزلت، فرزند، متاع‌دنیا، همسر و... .