پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

امانتدارى‌

برخى از ارزش‌ها، چه مثبت و منفى، موارد استثنایى ندارند و نسبت به هر كسى، در هر جایى و در هر زمانى باید رعایت شوند؛ از جمله این ارزش‌هاى مطلق، «امانتدارى» را مى‌توان نام برد. یكى از مهم‌ترین ارزش‌هاى عام و كلى كه هیچ استثنایى براى آن ذكر نشده است، «امانتدارى» مى‌باشد. از این روى اگر كسى چیزى رابه امانت نزد شما سپرد و شما آن امانت را پذیرفتید، در هر شرایطى باید از آن شىء مراقبت كنید تا آن را به صاحبش پس بدهید. امانت‌گذار هر كه باشد و آن امانت هر چه باشد، نباید تأثیرى در تعهد شخص امین داشته باشد. هیچ شرطى براى امانتدارى وجود ندارد؛ زمان، مكان، شىء به امانت سپرده شده، شخص امانتدار و شخص امانت‌گذار هیچ خصوصیتى ندارند. در هر كجا و هر زمانى كه باشد، بدون هیچ قید و شرطى باید اداى امانت نمود. لذا هر كسى، چه كافر و چه مسلمان، در هر زمانى و در هر جایى، هر چیزى را كه به عنوان امانت نزد شما سپرد و شما امانتدارى آن را تعهد كردید، باید آن را ادا كنید؛ حتى اگر شما از دشمنتان امانتى را پذیرفتند، باید اداى امانت نمایید.
در یك روایت بسیار جالب، امام سجاد(علیه السلام) مى‌فرماید: اگر قاتل پدرم سر بریده او را نزد من به امانت بسپارد، امانتدارى نموده، آن را به او رد خواهم كرد. دقت كنید كه گوینده این سخن ثمین، امام سجاد(علیه السلام) مى‌باشند و شىءِ مورد امانت، سربریده حضرت سیدالشهداء(علیه السلام)است كه امانتى مهم‌تر از آن در هستى سراغ نداریم و از طرفى دیگر كسى جز قاتل سیدالشهدا(علیه السلام) سر امام حسین(علیه السلام) را به امانت نمى‌دهد. حال با وجود این، امام سجاد(علیه السلام)مى‌فرمایند: اگر سر بریده پدرم را به امانت از او بپذیرم، امانتدارى كرده، آن امانت را به او رد
‌﴿ صفحه 157 ﴾
خواهم كرد. اگر بنا بود براى این حكمِ ارزشى استثنایى وجود داشته باشد، باید این مورد استثنا مى‌شد؛ ولى امام مى‌فرماید این هم مستثنا نیست و در این‌جا نیز باید به دقت اداى امانت كرد.
واضح است كه اگر انسان از اول امانت را نپذیرد و یا شىء مورد امانت چیزى باشد كه نباید آن را بپذیرد، آن مسأله دیگرى است كه باید در جاى خودش بحث شود. ولى وقتى امانت پذیرفته شد دیگر ادا و حفظ آن واجب است و تردیدى در آن نیست كه باید وفادار بود و در امانت خیانت نكرد.

امانتدارى همیشه نیكوست‌

معمولا وقتى صحبت از امانت و امانتدارى مى‌شود، فوراً امانت در مال به ذهن سبقت مى‌گیرد؛ در حالى كه دایره امانت وسیع‌تر از امانت‌هاى مالى است تا جایى كه یك راز شنیدارى یا دیدارى را هم شامل مى‌گردد؛ مثلا اگر كسى سرّ زندگى خود را به شما مى‌گوید و شما هم قول مى‌دهید كه این راز را نگهدارید، باید در حفظ این سخن نیز امانتدارى كنید. از این روى در هیچ شرایطى حق ندارید این راز را افشا نمایید؛ چون تعهد كرده و قول داده‌اید كه افشا نكنید. البته اگر از اول مخفى داشتن آن را قبول نمى‌كردید، مسأله دیگرى بود. اگر كسى به شما گفت: مى‌خواهم سرّى را به تو بگویم كه تا زنده‌ام حق ندارى به كسى بگویى و شما هم قول دادید كه این كار را مى‌كنم، نباید آن را به كسى بگویید؛ چرا كه این كار یك قِسم خیانت در امانت محسوب مى‌شود و آن راز نزد شما یك امانت مى‌باشد و باید آن را حفظ كنید.
بنابراین برخى اعمال، مانند امانتدارى، از ارزش اخلاق ثابتى برخوردار هستند و هرگز از این ارزش جدا نمى‌شوند و هیچ عاملى نمى‌تواند آنها را از جایگاه ارزشى خاص خود جدا كند؛ ولى بعضى اعمال ورفتارها به تناسب شرایط از جایگاه خود عدول مى‌كنند؛ مانند این كه گاهى یك كار بد و ناشایست به دلیل اتصاف به عناوین مختلف، مثل عنوان «مقابله به مثل» جایز مى‌شود: وَ إِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبوُا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ ...(54). به مقتضاى اصل «مقابله به مثل» كه یكى از اصول مورد عنایت قرآن كریم و روایات است، گاه برخى اعمال ناپسند، جایز مى‌شود؛
﴿ صفحه 158 ﴾
همانند جنگ. البته موارد تمسك به آن اصل در جاى خود ذكر گردیده است؛ اما در مورد «امانتدارى» این اصل جارى نیست تا به مقتضاى اصل «مقابله به مثل» امانتدارى از جایگاه ارزشى خود عدول كند و خیانت در امانت جایز گردد. اگر شما كسى را امین شمردید و امانتى را به او سپردید، ولى او خیانت كرد این خیانت وى باعث نمى‌شود تا اگر بعد از مدتى او هم امانتى به شما سپرد و شما هم امانت او را پذیرفتید، در آن خیانت كنید. هرگز به مقتضاى اصل «مقابله به مثل» حرمتِ خیانتِ در امانت از بین نمى‌رود تا با خود بگویید: چون او خیانت كرد، من هم حق خیانت كردن پیدا مى‌كنم؛ بلكه هیچ‌گاه حق ندارید خیانت كنید. اگر رازى را به كسى گفتید و او آن را افشا كرد و بعد از مدتى مجدداً او رازى را به شما سپرد، شما حق ندارید به این بهانه كه چون او راز مرا افشا كرده است، سرّ او را فاش كنید و «مقابله به مثل» نمایید. هرگز «مقابله به مثل» در این‌جا جایز نیست. «امانتدارى» و «حرمت خیانت در امانت» عام‌ترین ارزش اخلاقى است كه هیچ استثنا ندارد. برخى ارزش‌هاى اخلاقى همانند «صدق در گفتار» استثنا دارد و در برخى موارد مى‌توان با وجود دلیل، دروغ گفت؛ اما امانتدارى استثنا ندارد.

وفاى به عهد‌

یكى دیگر از اصول ارزشى و اخلاقى عام، «وفاى به عهد» است كه از عام‌ترین ارزش‌هاست. از این روى اگر با كسى قرار گذاشتید، پیمان بستید و چیزى را تعهد كردید، باید نسبت به تعهد خود وفادار باشید. خداوند سبحان در قرآن كریم مى‌فرماید: اگر با مشركان قرارداد و پیمان بستید، باید وفادار باشید. البته اصل وفاى به عهد یك استثنا دارد و آن، جایى است كه طرفِ قرارداد، پیمان خود را با شما نقض كند كه در این صورت شما هم مى‌توانید نقض پیمان كنید. البته این را دیگر نقض پیمان نمى‌توان گفت؛ چون «قرارداد» یك پدیده طرفینى است و اگر یكى از طرفینِ قرارداد، پیمان خود را نقض نماید، دیگر تعهدى باقى نمى‌ماند تا به رعایت آن ملزم باشیم. اما در مورد امانتدارى حتى چنین موردى هم وجود ندارد كه اگر فرد امین شما سرّتان را فاش كرد، شما هم حق داشته باشید سرّ او را فاش كنید و یا اگر او در امانت شما خیانت كرد، شما هم حق داشته باشید در امانتش خیانت كنید. بنابراین اگر بگوییم در نظام
‌﴿ صفحه 159 ﴾
ارزشى اسلام، عام‌ترین ارزش‌ها «امانتدارى و درستكارى» است، سخن گزافى نگفته‌ایم. وَلا تَخُنْ مَنِ ائْتَمَنَكَ وَ اِنْ خانَك؛ كسى كه تو را امین شمرد و امانتى را به تو سپرد، به او خیانت مكن، هر چند كه او به تو خیانت كرده باشد. وَ لا تَذَعْ سِرَّةُ وَ اِنْ اَذاعَ سِرَّك؛ سرّ او را فاش نكن، هر چند او سرّ تو را فاش نموده باشد. پس در امانتدارى، اصل «مقابله به مثل» جارى نیست.