پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

درس سى و دوم: خطر و حذر

امانتدارى‌
امانتدارى همیشه نیكوست‌
وفاى به عهد‌
آز و طمع، عمل نابخردانه‌
ضرورت سنت آزمودن در دفتر خلقت‌
تلاش و توكل، راه اعتدال است‌
خطرپذیرى معقول‌
﴿ صفحه 154 ﴾
‌﴿ صفحه 155 ﴾

خطر و حذر

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
ولا تَخُنْ مَنِ ائْتَمَنَكَ و إِنْ خانَكَ، وَ لا تَذَعْ سِرَّهُ وَ إِنْ أذاعَ سِرَّكَ، وَ لا تُخاطِرْ بِشَىْء رَجاءَ أَكْثَرَ مِنْهُ وَاطْلُبْ فَإِنَّهُ یَأْتیكَ ما قُسِّمَ لَكَ، والتّاجِرُ مُخاطِرٌ؛
خیانت مكن به كسى كه تو را امین دانسته است، گرچه او خیانت كند! راز او را فاش مساز، هرچند او سرّ تو را فاش سازد! به امید [رسیدن به] بیشتر خطر را بر خود مپذیر! تو در پى طلب روزى باش كه همانا آنچه مقدّر شده است، به تو خواهد رسید! سوداگر [ى كه در پى كسب مى‌باشد] خویش را به خطر افكنده است.
در شرح و تفسیر وصیت‌نامه حضرت على(علیه السلام) به امام حسن(علیه السلام) به این بخش رسیدیم كه آن حضرت(علیه السلام) به یكى از عام‌ترین ارزش‌هاى اخلاقى در نظام ارزشى اسلام مى‌پردازند؛ به این معنا كه بسیارى از اعمال پسندیده و ارزشى، شروطى دارد كه وقتى آن شرایط فراهم نباشد، ارزشمندى آن اعمال هم باقى نخواهد ماند. اگر چه بسیارى از اعمال خوب و پسندیده در ظاهر به صورت مطلق مطرح مى‌شوند و ارزش عام و كلى دارند، ولى موارد استثنایى براى آنها وجود دارد؛ مثلا همه ما مى‌دانیم «راست گفتن» از نظر اسلام بسیار خوب است، اما مواردى پیش مى‌آید كه نباید راست گفت و حتى باید دروغ گفت. اگر جان مؤمنى در خطر باشد و با یك دروغ نجات پیدا مى‌كند در این جا دروغ گفتن واجب است. پس با این كه راست گفتن یك ارزش عام در نظام ارزشى اسلام است، ولى گویا موارد استثنایى نیز وجود دارد. گاه بر عكس، عملى كه از آن نهى گردیده و به طور مطلق انجام آن عمل كارى بد و زشت تلقى شده است، در مواردى جایز تلقى مى‌گردد؛ مثلا بدرفتارى و كتك‌زدن به هیچ كس جایز نیست و كارى بسیار
‌﴿ صفحه 156 ﴾
زشت و ناپسند است، اما اگر همین رفتارها به عنوان قصاص باشند و یا به عنوان «مقابله به مثل» انجام بگیرند، دیگر آن زشتى و بدى را ندارند. در ماه حرام نباید اقدام به جنگ نمود؛ اما اگر دشمن اقدام به جنگ كرد، دیگر جنگ كردن اشكالى ندارد و یا در مسجد الحرام نباید جنگ نمود؛ ولى اگر دشمن اقدام كرد، دیگر هیچ منع و اشكالى براى جنگیدن وجود ندارد.

امانتدارى‌

برخى از ارزش‌ها، چه مثبت و منفى، موارد استثنایى ندارند و نسبت به هر كسى، در هر جایى و در هر زمانى باید رعایت شوند؛ از جمله این ارزش‌هاى مطلق، «امانتدارى» را مى‌توان نام برد. یكى از مهم‌ترین ارزش‌هاى عام و كلى كه هیچ استثنایى براى آن ذكر نشده است، «امانتدارى» مى‌باشد. از این روى اگر كسى چیزى رابه امانت نزد شما سپرد و شما آن امانت را پذیرفتید، در هر شرایطى باید از آن شىء مراقبت كنید تا آن را به صاحبش پس بدهید. امانت‌گذار هر كه باشد و آن امانت هر چه باشد، نباید تأثیرى در تعهد شخص امین داشته باشد. هیچ شرطى براى امانتدارى وجود ندارد؛ زمان، مكان، شىء به امانت سپرده شده، شخص امانتدار و شخص امانت‌گذار هیچ خصوصیتى ندارند. در هر كجا و هر زمانى كه باشد، بدون هیچ قید و شرطى باید اداى امانت نمود. لذا هر كسى، چه كافر و چه مسلمان، در هر زمانى و در هر جایى، هر چیزى را كه به عنوان امانت نزد شما سپرد و شما امانتدارى آن را تعهد كردید، باید آن را ادا كنید؛ حتى اگر شما از دشمنتان امانتى را پذیرفتند، باید اداى امانت نمایید.
در یك روایت بسیار جالب، امام سجاد(علیه السلام) مى‌فرماید: اگر قاتل پدرم سر بریده او را نزد من به امانت بسپارد، امانتدارى نموده، آن را به او رد خواهم كرد. دقت كنید كه گوینده این سخن ثمین، امام سجاد(علیه السلام) مى‌باشند و شىءِ مورد امانت، سربریده حضرت سیدالشهداء(علیه السلام)است كه امانتى مهم‌تر از آن در هستى سراغ نداریم و از طرفى دیگر كسى جز قاتل سیدالشهدا(علیه السلام) سر امام حسین(علیه السلام) را به امانت نمى‌دهد. حال با وجود این، امام سجاد(علیه السلام)مى‌فرمایند: اگر سر بریده پدرم را به امانت از او بپذیرم، امانتدارى كرده، آن امانت را به او رد
‌﴿ صفحه 157 ﴾
خواهم كرد. اگر بنا بود براى این حكمِ ارزشى استثنایى وجود داشته باشد، باید این مورد استثنا مى‌شد؛ ولى امام مى‌فرماید این هم مستثنا نیست و در این‌جا نیز باید به دقت اداى امانت كرد.
واضح است كه اگر انسان از اول امانت را نپذیرد و یا شىء مورد امانت چیزى باشد كه نباید آن را بپذیرد، آن مسأله دیگرى است كه باید در جاى خودش بحث شود. ولى وقتى امانت پذیرفته شد دیگر ادا و حفظ آن واجب است و تردیدى در آن نیست كه باید وفادار بود و در امانت خیانت نكرد.