پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

درس سى و یكم: ریشه برترى‌طلبى

اعتدال در ارضاى غرایز‌
تأثیر تربیتى ارضاى غرایز‌
پیامد افراط در ارضاى غریزه حب ذات‌
درمان لجاجت‌
ریشه‌یابى و پیامد لجاجت‌
‌﴿ صفحه 138﴾
‌﴿ صفحه 139 ﴾

ریشه برترى‌طلبى

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَ إِیّاكَ أَنْ تُطیحَ بِكَ مَطِیَّةُ اللَّجاجِ وَ إِنْ قارَفْتَ سَیّئَةً فَعَجِّلْ مَحْوَها بِالتَّوبَةِ؛
بپرهیز از آن كه مركب ستیزه‌جویى و لجاجت چون اسب چموش تو را بردارد و به گرداب هلاكت درآورد! و اگر به گناهى آلوده شدى زود آن را با توبه محو كن!
تاكنون چند فراز از وصیت مولا امیرالمؤمنین على(علیه السلام) به فرزندشان امام حسن مجتبى(علیه السلام)را شرح و تفسیر نموده‌ایم. حضرت(علیه السلام) عبارت شریف فوق توجه ما را به خطر لجاجت و نیز به تأخیر انداختن توبه معطوف مى‌دارند؛ خطرى كه به شدت از آن غافل مى‌باشیم. همه ما لجاجت را در بچه‌ها فراوان مشاهده نموده‌ایم كه گاهى از همان اوان كودكى بر سر یك موضوع، اصرار فراوان و بیرون از حوصله دارند و به اصطلاح لج‌بازى مى‌كنند و وقتى كه به آنها گفته مى‌شود كارى را انجام بدهید، مخالفت مى‌كنند و هر چه اصرار مى‌شود آنها بدتر و به شكل حادترى رفتار مى‌نمایند و بر همان كار و رفتارى كه انتخاب كرده‌اند، اصرار مىورزند. البته این صفت وقتى در نفس رسوخ پیدا كرد و به صورت ملكه درآمد تنها در كارهاى بچه‌گانه تأثیر نمى‌گذارد؛ بلكه در تمام مراحل و در سنین جوانى، میان‌سالى و حتى پیرى و تا لب گور، زندگى انسان را تحت تأثیر قرار مى‌دهد. چه بسا آدمى به این صفت پلید مبتلا باشد و خودش هم متوجه نباشد.

اعتدال در ارضاى غرایز‌

نكته‌اى كه اینك باید بررسى كنیم علت‌یابى این حالت و روحیه است كه چرا آدمى به این
‌﴿ صفحه 140 ﴾
صفت پلید مبتلا مى‌شود؟ چه رخ مى‌دهد كه وقتى انسان كار غلطى انجام مى‌دهد، اصرار دارد آن را ادامه بدهد و دوست ندارد با آن مخالفت كند و یا آن را رها نماید؟ از چه روى اعتراف به اشتباه براى انسان بسیار سخت مى‌گردد؟
كسانى كه بچه دارند و یا مقدارى با بچه‌ها معاشرت دارند مى‌دانند كه براى بچه‌ها خیلى سخت نیست كه عذرخواهى كنند و یا بگویند اشتباه كردیم. به عكس، افراد بزرگ‌سال بیشتر اصرار دارند تا رفتار خودشان را ادامه دهند و كمتر حاضرند اعمال خود را تصحیح نمایند و بگویند: اشتباه كرده‌ایم؛ بلكه با تمام همّت و تلاش مى‌گویند: همان كارى را كه انجام داده‌ایم، درست بوده است.
ریشه این رفتار، غریزه ذاتى و طبیعى حبّ ذات است كه در همه انسان‌ها وجود دارد. این غریزه مثل سایر غرایز یك حالت افراط، یك حالت تفریط و یك حالت اعتدال دارد. دوست داشتن ذات، فى حد نفسه نه تنها بد نیست، بلكه مطلوب نیز مى‌باشد. به یقین اگر كسى خود را دوست نداشته باشد، براى تكامل خودش قدمى برنمى‌دارد و حتى براى حفظ جان خودش هم هیچ تلاشى نمى‌كند. پس محبت به خود، حبّ ذات و علاقه داشتن به ادامه حیات به خودى خود مطلب بدى نیست؛ بلكه عاملى است كه خداوند سبحان قرار داده است تا هر موجود زنده‌اى به این وسیله حیات خودش را تأمین و كمالات وجودى را كسب نماید. اگر این عامل نبود، هیچ موجود زنده‌اى براى تكامل در حیات مادّى و معنوى خویش تلاش نمى‌كرد.
بعد از ضرورت اصل وجود چنین غریزه‌اى، آنچه اهمیت دارد، میزان ارضاى آن است كه باید همانند همه امور غریزى از مرز اعتدال خارج نشود و به افراط و تفریط منحرف نگردد تا بتواند آدمى را به سوى كمال كه مقتضاى چنین غریزه‌اى است، سوق دهد.
آنچه بعد از میزان ارضاى این غریزه اهمیت دارد، تشخیص مصداق «كمال» است كه آدمى چه چیز را كمال خود بداند؟ به یقین انسان خودش را دوست دارد و مى‌خواهد كامل‌تر شود؛ این مقدار، هیچ عیب و نقصى ندارد و یك عامل مثبت است؛ اما باید دید كه كمال چیست؟ در جایى كه آدمى خودش نمى‌داند كمال او چیست، باید عامل معرفتى و شناخت عقلانى نیز ضمیمه بشود. به بیان دیگر درست است كه آدمى خود را دوست دارد و كمال خود را مى‌طلبد،
‌﴿ صفحه 141 ﴾
اما براى تشخیص مصداق كمال خود، نیازمند عامل دیگرى به نام شناخت و معرفت است كه وقتى در كنار غریزه كمال‌جویى قرار گرفت، سعادت آدمى را رقم مى‌زند.
یك سلسله گرایش‌ها و تمایلات به طور خود به خود در انسان پیدا مى‌شود و جهت حركت او را در زندگى تحت تأثیر قرار مى‌دهد؛ مثلا عوامل طبیعى، وراثتى، اجتماعى و محیطى، در اعمال، رفتار و جهت‌گیرى‌هاى زندگى انسان مؤثر است. حتى گاهى بدون توجه و به‌گونه‌اى ناخودآگاه و بدون به كارگیرى عقل یا دستور و تعلیمى، خود به خود خواسته‌هایى در او پیدا مى‌شود و مسیر حیات او را تغییر مى‌دهد. از این روى باید در كنار عامل غریزى كمال‌جویى، نیروى شناخت و فكر هم به كمك آید تا از بین راه‌هاى عدیده و رهزن‌هاى متعدد، راه صواب را كه به كمال حقیقى آدمى ختم مى‌گردد به او بنمایاند.