پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

تسویف، آفت موفقیت‌

یكى از موضوعاتى كه در كلمات اهل بیت(علیهم السلام) و همه بزرگان این خاندان مورد تأكید و ترغیب قرار گرفته، مسأله غنیمت شمردن فرصت‌هاست. آدمى مقاصدى دارد كه در هر شرایطى نمى‌تواند در پى تحقق آنها اقدام نماید؛ یعنى براى هر كارى فرصت مناسب را باید جستجو نمود و شرایط خاصى باید فراهم گردد تا بتوان براى آن اقدام كرد. در واقع هر مقطع از مقاطع مختلف زندگى و هر لحظه از لحظات عمر براى یك نوع كار خاص و تحصیل هدفى معین مناسبت دارد. در سنین نوجوانى، وضعیت جسمانى و روانى انسان به‌گونه‌اى است كه با نوع خاصى از كارها مناسبت دارد. دوران جوانى و میان‌سالى و بالاخره دوران پیرى، هر یك شرایط جسمى و روحى خاص خود را دارند. هر كدام از این دوره‌ها مقتضیات خاص خود را مى‌طلبند؛ كارى كه یك پیرمرد مى‌تواند انجام دهد گاه یك نوجوان از عهده آن برنمى آید و بالعكس كارى كه یك جوان مى‌تواند دنبال نماید و به سرانجام رساند چه بسا از دست یك پیرمرد ساخته نیست. آن زمان یك نوع كارهایى را اقتضا مى‌كند و این زمان یك نوع كارهاى دیگرى را مى‌طلبد؛ چرا كه وضع جسمانى، مزاجى، حالات روحى، شرایط روانى و موقعیت اجتماعى هر دورانى از زندگى براى یك نوع از فعالیت مناسبت دارد. حتى مكان در این امر بى‌تأثیر نیست و در هر جایى انسان براى هر كارى نمى‌تواند اقدام نماید؛ مثلا وقتى عده‌اى جهت تحصیل علم از شهرهاى پراكنده در یك شهر جمع مى‌شوند، به این دلیل است كه شرایط تحصیل در شهر خودشان فراهم نبوده است. بنابراین باید شرایط متفاوت و عوامل مختلفى دست به دست هم بدهند تا زمینه براى انجام یك كار، به طور كامل و مناسب فراهم بشود گردد. اگر این عوامل با هم كمك نكنند و سازگار نباشند، كارها به دشوارى پیش مى‌روند. سازگارى و توافقِ عواملِ مؤثرِ در یك فعالیت و تحقق شرایطِ لازمِ زمانى، مكانى، روحى، جسمى و هماهنگى این امور با نوع كار، «فرصت» نامیده مى‌شود. آن حالتى كه عوامل مختلف مى‌شوند تا كارى در موقعیت خاص و مناسب محقق گردد، «فرصت» نام دارد. بنابراین آدمى باید فكر كند كه آیا در این موقعیت سنى و در این شرایط زمانى، مكانى و وضعیت خانوادگى مى‌تواند به هدف خود برسد یا نه؟ از مجموع شرایطى كه الآن فراهم است چگونه مى‌توان
‌﴿ صفحه 121 ﴾
بهترین بهره‌ها كامل را برد تا براى سعادت خود و دیگران مفید باشد. به كارگیرى عوامل و شرایط موجود در راستاى اهداف خاص را مى‌توان غنیمت شمردن فرصت نامید، امرى كه بسیار بر آن تأكید شده است؛ چراكه همیشه چنین وضعیت درخشانى باقى نمى‌ماند و فراهم نمى‌گردد و تمام این تأكیدها از این روست كه آدمى فراموش‌كار و غافل است. همگى مى‌دانیم كه جوانى همیشه باقى نمى‌ماند، اما به گونه‌اى رفتار مى‌كنیم كه گویا همیشه جوان خواهیم ماند. توجه نمى‌كنیم كه روزى پیر مى‌شویم و این قوا از دست مى‌روند و نخواهیم توانست كار مورد نظر خود را انجام دهیم. گاه آن چنان غافلیم كه دیگران هم هرچه مى‌گویند چندان اثر نمى‌كند و فرصت‌ها را یكى پس از دیگرى از دست مى‌دهیم. واقعیت آن است كه ما از وجود نعمت‌هاى بى‌پایانى كه در اختیار داریم، غافلیم و توجه كافى به زمان، مكان و شرایط موجود نداریم تا بدانیم چه ذخیره‌اى از امكانات و چه گنجینه‌اى از نعمت‌هاى الهى را در اختیار داریم تا از آنها استفاده كنیم. موقعى به وجود آنها پى مى‌بریم كه آنها را از كف داده‌ایم؛ مثلا تا زمانى كه در حوزه یا دانشگاه هستیم و اساتید بزرگوار، مجرّب، دانشمندان، مربیان وارسته اخلاق و امكانات تحصیل و تهذیب فراهم است، به وجود ذى‌قیمت آنها پى نمى‌بریم و یا گمان مى‌كنیم كه این فرصت همیشه باقى است و آن را به وقت‌هاى آتى حواله مى‌دهیم؛ ولى ناگهان متوجه مى‌شویم كه فرصت از كف رفته است. اهمیّت فراوان این مطلب و شدّت اهتمام دین مقدس اسلام باعث شده است تا با تعابیر مختلف در روایات شریف روى این مسأله تاكید شود كه فرصت‌ها را غنیمت بشمارید كه مثل ابر مى‌گذرند: اَلْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحاب(42). و یا رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) خطاب به ابوذر مى‌فرمایند: اِغْتَنِمْ خَمْساً قَبْلَ خَمْس: شَبابَكَ قَبْلَ هِرْمِكَ وَ صِحَّتَكَ قَبْلَ سُقْمِكَ وَ غِناكَ قَبْلَ فَقْرِكَ وَ فِراغَكَ قَبْلَ شُغْلِكَ وَ حَیاتَكَ قَبْلَ مَوْتِك(43).
در این‌جا نیز امیرالمؤمنین على(علیه السلام) در یك جمله كوتاه و پرمعنا مى‌فرماید: بادِرِ الْفُرْصَةَ قَبْلَ اَنْ تَكوُنَ غُصَّة؛ تا فرصت هست از شرایط براى تكامل خودت استفاده كن، اگر از آن استفاده نكنى فردا غصه خواهى خورد و این فرصت به غم و اندوه تبدیل مى‌شود. قبل از این كه این فرصت از دست برود و به خاطر سپرى شدن آن، مبتلا به غم و اندوه شوى آن را غنیمت بشمار!
﴿ صفحه 122 ﴾
معمولا شیطان با القاى افكار باطل كه در ظاهر حكمت‌آمیز است، انسان را فریب مى‌دهد؛ چون علم شیطان نه تنها كمتر از علم ما نیست؛ بلكه اگر علم صدها نفر را روى هم بگذاریم به اندازه علم جناب ابلیس نمى‌شود. شیطان شش هزار سال قبل از حضرت آدم در این دنیا زندگى مى‌كرد و هم‌اینك نیز زنده است و از همه تجربیات خود و دیگران استفاده مى‌كند؛ لذا شیطان از همه ما عالم‌تر است و راه‌هاى مختلف اغواى دیگران را خیلى خوب مى‌داند. گمان مبرید كه ما خیلى زرنگ هستیم و حتماً مى‌توانیم در مقابل شیطان مقاومت كنیم و فریب نخوریم. او از ما بسیار استادتر است و گاهى افراد را به وسیله كلمات به ظاهر حكمت‌آمیز فریب مى‌دهد؛ مثلا در قالب سخن حكیمانه‌اى همانند این كه دوراندیشى اقتضا مى‌كند كه انسان عجله نكند، ما را به تسویف گرفتار مى‌سازد و فرصت‌هاى طلایى را از ما سلب مى‌كند. ما نیز فریب خورده و مى‌گوییم: اَلْعَجَلَةُ مِنَ الشَّیْطان؛ عجله كار شیطان است، پس عجله نكن! حالا فرصت هست؛ مثلا چرا در درس خواندن عجله دارى، یك روز دیرتر مجتهد شو! یا مثلا در مورد اعمال عبادى و انجام مستحبات به فریب ما همّت مى‌گمارد و این‌گونه القا مى‌كند كه تازه اول ماه رجب است و هنوز سى روز تا آخر ماه براى روزه‌گرفتن باقى مانده است. روز دیگرى روزه مى‌گیرى؛ چه عجله‌اى در روزه گرفتن دارى؟ و با القائات دیگرى از این قبیل، فرصت‌ها را از ما مى‌گیرد. شیطان انسان را با انواع بیان‌ها، زبان‌ها و توجیه‌ها از كار خیر بازمى‌دارد؛ همانند این كه عجله نكن، با صبر و حوصله عمل كن، هنوز جوانى و براى عبادت كردن و درس خواندن فرص باقى مانده است، بگذار با درس خواندن عاقل‌تر، پخته‌تر و كامل‌تر شوى تا عبادتت ثواب بیشترى داشته باشد.
یكى از راه‌هاى نفوذ شیطان براى فریب آدمى همین تعبیر است كه: دوراندیشى اقتضا مى‌كند تا انسان در كارهایش عجله نكند. امیرالمؤمنین على(علیه السلام) براى خنثى نمودن این دسیسه مى‌فرماید: مِنَ الحَزْمِ العَزْم؛ دوراندیشى اقتضا مى‌كند كه انسان زود تصمیم بگیرد و عمل كند. اگر فرصتى براى عبادت، تحصیل علم، خدمت به مردم و... فراهم آمده است انسان باید به آنچه آن فرصت اقتضا مى‌كند عمل نماید. تحصیل علم اگر براى خدا و به قصد قربت باشد عبادت است و از بهترین عبادت‌هاست. و یا اگر فرصت و زمانى قبل ماه رجب و رمضان
‌﴿ صفحه 123 ﴾
پیش‌آمده كه اقتضاى عبادت و سحرخیزى دارد باید این فرصت را مغتنم شمرد و در این ایام به عبادت و سحرخیزى و روزه‌دارى پرداخت.
دوراندیشى اقتضا مى‌كند كه فرصت را غنیمت بشماریم و در همین لحظه تصمیم بگیریم و عمل مناسب این فرصت را انجام دهیم؛ چراكه كه این فرصت دیگر تكرار نمى‌شود و به دست نمى‌آید. مبادا كار را پشت سر بیندازد و مسامحه كند كه مِنْ سَبَبِ الحِرْمانِ التَّوانى؛ به تأخیر انداختن، موجب محرومیت انسان مى‌شود. هرگز نمى‌توان این را صبر و حوصله و دوراندیشى نامید؛ بلكه مصداق تام و كامل سهل‌انگارى، تسویف و فریب‌خوردن از شیطان است؛ چراكه آدمى مى‌تواند كار خیرى را انجام بدهد، ولى با این دست و آن دست‌كردن، فرصت را از دست مى‌دهد و از انجام آن كار خیر محروم مى‌ماند. البته در انجام كار خیر و اغتنام فرصت باید اولویت‌ها را رعایت نمود؛ چرا كه تعداد موارد كار خیر، فراوان است. حتى در بین واجبات باید واجب برتر را برگزینیم؛ چون گاهى اوقات چند تكلیف واجب تزاحم پیدا مى‌كنند كه در این‌گونه موارد باید همان تكلیفى را كه داراى اولویت تشخیص داده‌اید، انجام دهید. فكر كنید و ببینید چه كارى مهم‌تر و چه چیزى ارزش بیشترى دارد. وقتى تكلیف و وظیفه خود را تشیخص دادید دیگر صبر و حوصله و مهلت‌دادن سزاوار نیست؛ چراكه مِنَ الْحَزْمِ اَلْعَزْم؛ اقتصادى دوراندیشى، تصمیم بر عمل است و مِنْ سَبَبِ الْحِرْمانِ التَّوانى؛ تأخیر انداختن و سستى كردن سبب محرومیت از فرصت مى‌گردد.
‌﴿ صفحه 124 ﴾
‌﴿ صفحه 125 ﴾

درس سى‌ام: فرصت‌هاى طلایى

نه هر جوینده، یابنده است‌
چگونه فرصت را مغتنم شماریم؟‌
مسافر بى‌تقوا در دنیا هم به مقصد نمى‌رسد‌
عذرخواهى باید فورى انجام پذیرد‌
اعتدال در بهره‌مندى از امكانات روزگار‌
‌﴿ صفحه 126 ﴾
‌﴿ صفحه 127 ﴾

فرصت‌هاى طلایى

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَمِنَ الْحَزْمِ الْعَزْمُ، وَ مِنْ سَبَبِ الْحِرْمانِ اَلتَّوانىّ، لَیْسَ كُلُّ طالِب یُصِیبُ وَ لا كُلُّ راكِب یَؤُوبُ وَ مِنَ الْفَسادِ إِضاعَةُ الزّادِ، وَلِكُلِّ اَمْر عاقِبَةٌ، رُبَّ یَسیر اَنْمى مِنْ كَثیر، وَ لا خَیْرَ فِى مُعِین مَهِین، وَ لا تَبیتَنَّ مِنْ أَمْر عَلى عُذْر، مَنْ حَلِمَ سادَ وَ مَنْ تَفَهَّمَ اِزْدادَ، وَ لِقاءُ أَهْلِ الْخَیْرِ عِمارَةُ الْقَلْبِ، ساهِلِ الدَّهْرَ ما ذلَّ لَكَ قَعُودُهُ؛
و از دوراندیشى، عزم و اراده است و از اسباب نامرادى، سستى است. هر جوینده‌اى، یابنده نیست و هر مسافرى باز نمى گردد. از جمله زیان‌ها و تبه‌كارى‌ها، ضایع نمودن توشه مى‌باشد. هر كارى را پایان و انجامى است. چه بسا نفع اندك كه بهتر از فراوان آن است. یار و یاور بى‌قدر، قیمت و سودى ندارد. در حالى كه عذرى را بر ذمّه دارى شب را مگذران! هر كه حلم پیشه كرد، بزرگوار شد. هر كه در پى فهمیدن رفت، علم افزود. دیدار اهل خیر، موجب آبادى دل است. تا مركب روزگار رام توست آن را آسان گیر!
گاهى انسان به گمان این كه در آینده وقت بیشتر و فرصت بهترى براى انجام كارها و تحقق مقاصد خود داشت، فرصت فراهم شده را از كف مى‌دهد. معمولا در این مورد، تسویف و عدم تدبیر دقیق باعث مى‌شود كه آدمى از نعمت و خیرى كه خداوند متعال براى او مقدّر فرموده است محروم گردد. شیطان دایماً وسوسه مى‌كند كه دیر نمى‌شود، در آینده امكانات بیشترى فراهم خواهد شد و این كار را بهتر مى‌توان انجام داد و... . براى این كه انسان در دام این وسوسه‌هاى شیطانى نیفتد، امیرالمؤمنین على(علیه السلام) هشدار مى‌دهند كه احتیاط همیشه در این
‌﴿ صفحه 128 ﴾
نیست كه كار را تأخیر بیندازید و صبر كنید؛ بلكه گاهى احتیاط اقتضا مى‌كند كه آدمى كارها را زودتر انجام دهد؛ چون ممكن است در آینده همین فرصت هم از دست برود. مِنَ الْحَزْمِ العَزْم؛ حزم، دوراندیشى و احتیاط كردن، همیشه اقتضا نمى‌كند كه كار را به تأخیر بیندازیم؛ بلكه گاهى باید آن را هر چه سریع‌تر انجام دهیم. همیشه این‌گونه نیست كه اگر آدمى كارى را به تأخیر بیندازد، به نفعش باشد؛ بلكه باید در صورتى كار را به تأخیر اندازد كه مطمئن شود با تأخیر، امكانات بیشترى فراهم و كار به شكل بهترى انجام خواهد شد.