پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

از طریق جهل به تكامل نتوان رسید‌

انسان‌ها به‌گونه‌اى آفریده شده‌اند كه از نعمت وجود یكدیگر استفاده كنند، یار و یاور یكدیگر باشند و جهت تكامل و ترقى مددكار هم بوده، از یكدیگر استفاده كنند. اما بى‌تردید راه تكامل از طریق كسانى كه به هر علتى از نعمت عقل محروم هستند، مسدود است و هم‌نشین‌ى با آنان جز ضرر و زیان و بدبختى ثمره‌اى ندارد. البته طرق محرومیت از عقل متفاوت است: برخى در اثر سوء اختیار و به دست خویش خود را به نابخردى و عقل‌گریزى مبتلا مى‌سازند، برخى از بدو خلقت از نعمت خدادادى عقل محروم هستند، بعضى به واسطه امراضى كه بدان دچار شده‌اند، عقل خود را از كف داده و مجنون شده‌اند، عده‌اى هم با این كه قوه عاقله خدادادى داشته و دارند، در اثر كنار گذاشتن و به كار نگرفتن آن، كم‌كم نیروى عقل و تدبیر خود را از دست داده‌اند؛ چون هر قوه‌اى را كه انسان از آن استفاده نكند و آن را تعطیل بگذارد، كم‌كم توان خود را از دست مى‌دهد؛ مثلا اگر كسى چشم خود را براى مدتى ببندد، كم نور مى‌شود و یا اگر عضوى مانند دست را مدتى ببندد، كم‌كم خشك مى‌شود و نیروى خود را از دست مى‌دهد. قوه عاقله هم اگر با وجود استعداد خدادادى و عقل مادرزادى به كار گرفته نشود كم‌كم نور آن خاموش مى‌گردد. به كار نگرفتن نیروى عقل به این معناست كه آدمى غرق در شهوات شده، دنبال هوا و هوس‌ها برود؛ كه در این صورت دیگر به فرمان عقل گوش نمى‌دهد و از این رهگذر كم‌كم نور عقل او خاموش مى‌شود و خردمندى خویش را از دست مى‌دهد. لذا هم‌نشین‌ى و مصاحبت با چنین كسانى كه به هر علتى از توان عقلى بى‌بهره هستند نه تنها براى انسان فایده‌اى ندارد، بلكه آدمى را در معرض اثر سوء رفتار آنها قرار مى‌دهد و باعث بدبختى و نگون‌بختى مى‌گردد كه صُحْبَةُ الْجاهِلِ شُؤْمٌ؛ هم‌نشین‌ى با جاهلان شوم است.
‌﴿ صفحه 111 ﴾

درس بیست و نهم: جایگاه تجربه در زندگى انسانى

نشان خردمندى‌
نقش تجربه در زندگى‌
تلخ و شیرین رفاقت‌
تسویف، آفت موفقیت‌
﴿ صفحه 112 ﴾
‌﴿ صفحه 113 ﴾

جایگاه تجربه در زندگى انسانى

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَالْعَقْلُ حِفْظُ التَّجارُبِ، وَ خَیْرُ ما جَرَّبْتَ ما وَعَظَكَ، وَ مِنَ الْكَرَمِ لینُ الشِّیم. بادِرِ الْفُرْصَةَ قَبْلَ أَنْ تَكُونَ غُصَّةً؛
نشانه عقل و خرد، به خاطر سپردن تجربه‌هاست. بهترین تجارب، آن است كه تو را پند دهد. رفتار نرم از كرم و بزرگوارى است. فرصت را غنیمت شمار پیش از آن كه[از دست برود] و اندوه گلوگیر شود.
سخن ما پیرامون وصیت‌نامه امیرالمؤمنین على(علیه السلام) به امام حسن(علیه السلام) است. قسمت آخر این وصیت‌نامه كه بخش عمده این كلام گهربار را تشكیل مى‌دهد، سفارش‌هاى موجز آن حضرت مى‌باشد كه در قالب كلمات قصار بیان شده است و درس زندگى دنیا و راه سعادت آخرت را ارائه مى‌كند. اگرچه این‌گونه مى‌نُماید كه این كلمات ارتباط چندانى با هم ندارند، ولى با اندكى تأمل و برخوردارى از بینش الهى و اسلامى و آشنایى با مكتب اهل‌بیت(علیهم السلام) مى‌توان ارتباط بین آنها را درك نمود و به اندازه وسع و توان از عمق بى‌انتهاى این اقیانوس معارف و حِكَم بهره برد. در قسمتى كه نقل شد، حضرت سرچشمه دیگرى از معارف را معرفى مى‌نمایند و آن بهره‌بردن از تجارب دیگران است.