پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

درس بیست و هفتم: آرزوهاى طولانى

مقدمه‌
هم‌طرازى همت و قدرت در آرزوه‌
رونق بازار خیال‌
﴿ صفحه 86 ﴾
‌﴿ صفحه 87 ﴾

آرزوهاى طولانى

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
اِیّاكَ وَالاِْتِّكالَ عَلَى الْمُنى فَاِنَّها بَضائِعُ النُّوكى وَ مَطَلٌ عَنِ الْاخِرَةِ وَ الدُّنْیا؛
از تكیه نمودن بر آرزوها بپرهیزید كه همانا سرمایه احمقان است و مانع خیر آخرت و دنیا مى‌باشد.

مقدمه‌

همان‌گونه كه گذشت این قسمت از وصیت‌نامه مولا امیر مؤمنان(علیه السلام) به فرزندشان امام حسن مجتبى(علیه السلام) به صورت كلمات قصار و نصایح كلى كه بدون توضیح و تفسیر مى‌باشند، بیان گردیده است. حضرت(علیه السلام) در این فراز مى‌فرمایند: اِیَّاكَ وَالاِْتِّكَالَ عَلَى الْمُنى فَاِنَّها بَضائِعُ النُّوكى؛ مبادا بر آرزوها اعتماد كنید كه آرزوها مال‌التجاره احمقان و نابخردان است. نوكى، جمع «نوك» به معناى احمق و نابخرد مى‌باشد. باید بررسى كنیم كه منظور حضرت(علیه السلام) از این عبارت چیست؟ معناى الفاظ این كلام خیلى شبیه به هم ولى موارد استعمال آنها مختلف است؛ از این روى برخى افراد در تفسیر و فهم معناى آن دچار اشتباه مى‌شوند. به طور كلى گاهى برداشت‌هاى نادرستى در مورد الفاظ عام و مطلق وارد شده در روایات و آیات رخ مى‌دهد؛ چرا كه قیدها به صورت ضمنى، خفىّ یا لُبّى و تخصیص‌ها و تقییدها به صورت منفصل بیان مى‌شوند. و لذا كسانى كه توجهى به این امور ندارند دست به برداشت‌هاى نادرستى مى‌زنند. به همین جهت است كه براى فهم آیات و روایات، انس با روایات، آیات و مبانى معارف اسلامى ضرورت دارد. اگر چه همه آیات و روایات نور هستند و انسان باید از آنها استفاده كند، ولى باید توجه داشته باشیم كه پى‌بردن به معانى دقیق بعضى از آیات و
‌﴿ صفحه 88 ﴾
روایات احتیاج به ممارست و دقت فراوان دارد كه این عبارت شریف از آن جمله است. خود ما نیز گاهى الفاظى را كه از نظر مفهومى به هم نزدیك هستند به كار مى‌بریم؛ ولى توجه به جایگاه استعمال آنها نداریم و چه‌بسا در تشخیص مصداق آنها و احكامشان اشتباه مى‌كنیم؛ از جمله این واژه‌ها دو لفظ «امید» و «رجا» است و دیگرى واژه‌هاى «اُمنیه» و «تمنى» و «آرزو» و یكى هم واژه «اَمَلَ» است كه گاهى به معناى «امید» استعمال مى‌شود و گاهى به معناى «آرزو». از این رو در تفسیر یك سخن بایستى حدود معنایى الفاظ، جایگاه به كارگیرى آنها و مخصص‌ها و مقیدهایى را كه در ادامه به كلام ملحق مى‌گردند، مورد توجه كامل قرار داد.
حضرت در این وصیت ما را از آرزوهاى طولانى برحذر مى‌دارند. نظیر این سخن در روایات متعددى وارد شده است؛ به عنوان نمونه حضرت على(علیه السلام) در نهج البلاغه مى‌فرمایند: اِنّما اَخافُ عَلَیْكُمْ اِثْنَتانِ: اتّباعُ الهَوى وَ طُولُ الأَمَل(34)؛ من بیش از هر چیزى براى شما از دو چیز هراس دارم: یكى پیروى از هواى نفس و دیگرى آرزوهاى طولانى. یعنى حضرت على(علیه السلام) دو خطر را براى مردم تهدیدكننده‌تر از هر چیز دیگر تشخیص مى‌دهند: یكى به دنبال خواهش دل و تمناى نفس رفتن و از خواسته دل پیروى كردن و دیگرى آرزوهاى دراز داشتن. پس آرزوى دراز داشتن نه تنها یك خطر عادى، بلكه خطرى تهدیدكننده و جدّى است؛ به‌گونه‌اى كه امیرالمؤمنین على(علیه السلام) آن را خطرناك‌ترین خطرها مى‌دانند و مى‌فرمایند: من بیش از هر چیز از آرزوى زیاد و طولانى براى شما مى‌ترسم. از همین رو به فرزندشان سفارش مى‌كنند: ایّاكَ وَالاِْتِّكَالَ عَلَى المُنى؛ زنهار كه بر آرزوها اعتماد كنى!
با توجه به این سفارش‌ها كه ما را به پرهیز از آرزوهاى طولانى فرا مى‌خواند، چگونه مى‌توان مباحث عمده روان‌شناختى و بهداشت روانى كه ما را به آرزو و امید ترغیب مى‌كند، توجیه نمود؟! روان‌شناسان با اصرار و پافشارى فراوان ما را به امیدواربودن و آرزوهاى بلند داشتن و اهداف بلند در سر پروراندن، سفارش مى‌كنند و آن را نشانه زندگى ایده‌آل و سلامت روان مى‌شمارند. حال این سفارش حضرت(علیه السلام) چگونه با مباحث مطرح‌شده در روان‌شناسى و بهداشت روان، تعادل و توازن برقرار مى‌كنند. این در حالى است كه در نظر ابتدایى حتى بین
﴿ صفحه 89 ﴾
روایات نقل شده از ائمه نیز تنافى به چشم مى‌خورد؛ چراكه برخى ما را به امیدوار بودن سفارش مى‌كنند و یأس و نومیدى را مذمت مى‌نمایند، ولى همین روایت ما را از آرزو داشتن برحذر مى‌دارد. حال باید بررسى كرد آیا واقعاً آرزوى بلند و درازمدت داشتن عیب است و عملى ناشایست محسوب مى‌گردد؟ مثلا اگر آدم براى 30 سال آینده اهدافى را ترسیم كند و براى نیل به آنها از هم اكنون تلاش كند تا طى 30 سال آینده به آنها برسد، عمل نابجا و آرزوى خام را دنبال مى‌كند؟ به راستى سرّ مذمت از آرزوهاى دراز چیست؟ وقتى حضرت(علیه السلام) ما را از اعتماد بر آرزوهاى طولانى نهى مى‌فرمایند، مقصود چیست؟
براى این كه این بحث به طور كامل روشن شود، باید به چند مطلب توجه كنیم:
ابتدا باید بدانیم كه منظور از آرزو داشتن این است كه آدمى مطلوبى داشته باشد كه هنوز به آن نرسیده است و چیزى را دوست مى‌دارد كه در آینده تحقق پیدا مى‌كند. آرزو و خواهش، امر مطلوب و پسندیده‌اى است كه در دسترس نیست و ساده و راحت هم به دست نمى‌آید؛ بلكه باید براى تحصیل آن زحمت كشید و مقدماتى را فراهم كرد و برنامه ریزى نمود و چه بسا باید سالیان دراز تلاش نمود تا به آن رسید. این مفهوم آرزو است، اما متعلق آرزو چیست؟ اشیا و امور مختلفى، اعم از دنیوى و اخروى، مى‌توانند متعلق آرزو باشند؛ از یك امر دنیوى محض كه فقط براى لذت بردن آن را آرزو مى‌كنند تا یك مطلوب اخروى محض مى‌تواند متعلق آرزو باشد. اگر آرزو مربوط به دنیا و رسیدن به لذت دنیوى و بهره‌مند شدن از لذایذ مادّى باشد، خود دو حالت پیدا مى‌كند: گاه آرزوى چیز حرامى را در سر دارد؛ مثلا آرزو دارد به مال، ثروت و مقامى برسد كه شرعاً برایش جایز نیست؛ به طور مثال، آرزو مى‌كند مال حرامى را به چنگ آورد. حكم این قسم كاملا روشن است و نیازى به بحث ندارد. حالت دوم آن است كه چیزى را آرزو نماید كه از نظر شرعى اشكال ندارد؛ مثلا آرزو دارد كه از راه حلال و مشروع به منزل وسیع، ماشین آخرین مدل، ثروت انبوه، باغ زیبا، یا كاخى مجلل و... برسد. واضح است كه چنین مطلوبى فى حد نفسه حرام نیست، اما آنچه ملاك قضات مى‌باشد، این است كه به دنبال این آرزوها تا چه اندازه نیرو، زحمت، تلاش و فعالیت فردى و اجتماعى هزینه مى‌شود؟ به یقین چنین آرزوهاى بلند مادّى كه صرفاً براى لذت دنیوى است كه تمام
‌﴿ صفحه 90 ﴾
فكر و همت فرد را مصروف خود مى‌گرداند، از نظر اخلاق اسلامى نه تنها ممدوح نیست، بلكه مذموم مى‌باشد. كسانى كه به دنبال این آرزوهاى دور و دراز دنیوى مى‌روند خواه و ناخواه از وظایف اسلامى و تحصیل كمالات اخلاقى باز مى‌مانند؛ چرا كه باید سال‌ها زحمت بكشند تا به آن برسند. كارگر ساده‌اى را فرض كنید كه الآن هیچ سرمایه‌اى ندارد و آرزو دارد به ثروتى كلان برسد. وى باید با دست خالى و در كنار رعایت احكام اخلاقى و شرعى براى رسیدن به چنین هدفى شبانه روز تلاش نماید، خواب و بیدارى‌اش را صرف این آرزو كند و راحت و آسایش خود را بر سر این آرزو بگذارد تا تدریجاً موفق شود. بى‌تردید در این صورت دیگر نیرویى براى او باقى نمى‌ماند تا بخواهد صرف تحصیل علم، تقوا، عبادت، خدمت به اجتماع و كمك به زیردستان و... نماید. دنبال چنین آرزویى رفتن عملا انسان را از بسیارى وظایف واجب باز مى‌دارد، هرچند خودش توجه نداشته باشد. به همین سبب، داشتن چنین آرزوهاى دنیوى بلندپروازانه‌اى مذموم است. اما اگر همین پول و مقام را براى اهداف اخروى بخواهد؛ مثلا بخواهد به قصد خدمت به مردم و اصلاح جامعه و تبلیغ اسلام به یك مقام بلند دنیوى همانند ریاست جمهورى، نخست وزیرى و... برسد، در این صورت هر مقدار كه نیرو صرف كند ارزش دارد. به سخن دیگر به همان میزان كه هدف او ارزنده و نیتش از شایبه‌هاى بوالهوسانه و دنیاپرستانه دور است، ارزش دارد كه براى آن تلاش كند. اگر براى انجام وظیفه مى‌خواهد به چنین مقامى برسد نه تنها عیبى ندارد، بلكه بسیار ممدوح و پسندیده مى‌باشد.
اما باید توجه داشت كه طلب دنیایى كه در مسیر آخرت باشد چند شرط دارد: شرط اول آن است كه امكان حصول آن آرزو را بررسى كند و ببیند آیا آنچه آرزوى آن را دارد و مى‌خواهد به آن برسد با شرایط موجود و امكانات فعلى قابل دست‌یابى هست یا نه؟ چه قدر احتمال دارد كه به این هدف و آرزو برسد؟ باید احتمال رسیدن به آن بسیار قوى باشد. پس اولا باید حساب كنیم و ببینیم احتمال حصول آن چه اندازه است. شرط دیگر آن است كه حساب كنیم چه اندازه این آرزو ارزش دارد؛ یعنى اگر به این آرزو و هدف رسید چه اندازه مى‌تواند از این هدف به نفع آخرت و به نفع خدمت به اسلام و جامعه اسلامى استفاده كند؟ با شناختى كه از خود و از شرایط اجتماعى دارد چه اندازه خواهد توانست از این آرزو براى
‌﴿ صفحه 91 ﴾
خدمت به اسلام استفاده كند؟ باید ابتدا این دو شناخت را به دست بیاورد و سپس حاصل ضرب مقدار احتمال در مقدار محتمل را محاسبه كند و اگر نتیجه این ارزیابى مثبت بود، آن گاه در پى تحصیل آن برآید. به یقین باید میزان احتمال و محتمل هر دو بالا باشند تا تلاش براى تحصیل آن آرزو نابخردانه تلقى نگردد ومذموم شمرده نشود. اگر بعد از ده سال یقیناً به این آرزو مى‌رسد، اما بعد از رسیدن تنها یك درصد ممكن است مورد استفاده واقع شود، در این جا با این كه احتمال قوى است، اما چون محتمل ضعیف است، باید این آرزو را رها كرد. گاه بر عكس، احتمال ضعیف است ولى محتمل قوى است؛ یعنى احتمال رسیدن به آرزو خیلى ضعیف است، ولى اگر به دست آید حتماً ارزشمند بوده، از آن استفاده مى‌شود؛ در این صورت نیز عمر، ثروت و... را براى تحصیل آن نباید هزینه كرد. اگر آرزویى این دو شرط را داشته باشد، قابلیت و ارزش دنبال نمودن را دارد؛ ولى اگر هر یك از احتمال و محتمل قوى نباشد، ارزش آن را ندارد كه آدمى هستى خود را به پاى آن بگذارد. مقصود از ارزشمندى آرزو نیز این است كه بتوانیم از آن در راستاى ارزش‌هاى خدایى و اهداف پاك خود استفاده كنیم: مثلا براى آخرت خود از آن استفاده نماییم.
اما باید توجه داشت كه براى اقدام به یك كار، محاسبه میزان تحقق احتمال و محتمل كافى نیست؛ بلكه باید محاسبه دیگرى هم انجام گیرد و آن، بررسى ارزش كارهاى میسور است. با این بررسى ما مى‌توانیم از بین كارها و آرزوهایى كه براى ما محتمل است آنچه را كه ارزش بیشترى دارد، انتخاب كنیم. ممكن است كارهاى دیگرى هم وجود داشته باشد كه آنها نیز ارزش بالایى دارند؛ لذا باید مقایسه كنیم كه ارزش این آرزوى خاص بیشتر است یا ارزش آرزوها و كارهاى دیگر.
پس سه نوع محاسبه باید انجام بگیرد: اول، محاسبه میزان تحقق این آرزو و این كه چه قدر احتمال دارد به این آرزو برسیم. دوم، برآورد میزان ارزش آن آرزو؛ یعنى برآورد نماییم در صورت نیل به آرزو، چه اندازه براى آخرت و خدمت به خلق خدا و... مى‌توانیم از آن استفاده كنیم. سوم، بررسى آرزوها و كارهاى دیگرى كه در كنار این آرزو مى‌توانند در راه خدمت و رسیدن به پاداش اخروى مؤثر باشند؛ یعنى تحقیق كنیم كه آیا آرزویى از این ارزشمندتر هم
‌﴿ صفحه 92 ﴾
وجود دارد یا نه؟ اگر آرزویى از این ارزشمندتر نبود، آن گاه این عمل بر ما متعین مى‌شود و باید این كار را انجام بدهیم. اگر احتمالش بالاست و محتمل هم قوى است و چیزى بهتر از این میسر نیست، حتماً باید آن آرزو را دنبال كنیم. چنین آرزویى را در سر داشتن هرگز بد نیست؛ مثلا اگر آدمى آرزو داشته باشد كه به یك ابزار دنیوى برترى دست پیدا كند كه با آن به خدا، خلق خدا و دین خدا خدمت نماید، چنین آرزویى هیچ عیبى ندارد؛ بلكه شایسته است و مدح هم شده است. اما اگر احتمال تحقق آن آرزو خیلى ضعیف باشد و محتمل هم چندان ارزشى نداشته باشد، دنبال چنین آرزویى رفتن، یك خیال‌پردازى بیش نیست و حیف از عمرى كه براى آن صرف گردد.
در تطبیق این مطالب بر یك نمونه خارجى ملموس مى‌توان این واقعیت را در نظر آورد كه معمولا عده معینى از جمعیت 100 میلیون نفرى یك كشور، آرزوى رئیس جمهور شدن را در دل دارند؛ مثلا حدود ده میلیون نفر چنین آرزویى دارند. طبیعتاً احتمال رسیدن به این آرزو احتمال یك در ده میلیون است كه احتمال بسیار ضعیفى است؛ ولى اگر چه احتمال ضعیف است محتمل قوى است؛ یعنى اگر واقعاً كسى رئیس جمهور بشود به مقام ارزنده‌اى جهت خدمت به اسلام و مسلمین دست یافته و میدان وسیعى جهت خدمت به دست آورده است. حال نوبت به محاسبه شرطِ سوم مى‌رسد كه باید بررسى كند آیا كارى كه ارزشش از این بیشتر است وجود دارد یا نه؟ باید كارى كه از نظر احتمال و محتمل ارزش، بالاتر یا حداقل به میزان ارزش همین كار وجود نداشته باشد.
نتیجه بحث این شد كه انسان براى آرزوكردن و دنبال آرزورفتن ابتدا باید ببیند آن چیزى را كه آرزو مى‌كند و متعلق آرزویش اوست آیا یك مطلوب صرفاً دنیوى است یا براى آخرت هم مى‌تواند مفید باشد؟ اگر صرفاً دنیوى است، آیا صرف نیرو براى چنین چیزى از دیدگاه الهى و اسلامى ارزش دارد و یا صرفاً براى لذت دنیا باید زحمات طولانى را تحمل كند؟ اگر صرفاً دنیوى است، به دنبال آن رفتن كار نابخردانه‌اى است؛ اما اگر ارزش معنوى دارد، باید آن سه محاسبه را انجام دهد تا تكلیفش را بفهمد كه آیا چنین آرزویى خوب است و باید به دنبال آن برود یا خیر؟
‌﴿ صفحه 93 ﴾