پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

درس بیست و ششم: اعتصام قلب

معیار بهره‌مندى از متاع دنیا
‌بدترین ظلم‌
‌عنان دل‌
﴿ صفحه 72 ﴾
‌﴿ صفحه 73 ﴾

اعتصام قلب

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
بِئْسَ الطَّعامُ الْحَرامُ وَ ظُلْمُ الضَّعیفِ أَفْحَشُ الظُّلْمِ، وَ الْفاحِشَةُ كَاِسْمِها، وَ التَّصَبُّرُ عَلَى الْمَكْرُوهِ یَعْصِمْ الْقَلْبِ، وَ إِنْ كانَ الرِّفْقُ خُرْقاً كانَ الْخُرْقُ رِفْقاً و رُبَّما كانَ الدّواءُ داءاً والدّاءُ دواءاً وَ رُبَّما نَصَحَ غَیْرُ النّاصِحِ وَ غَشَّ الْمُسْتَنْصِحُ؛
خوراكى كه از حرام به دست آید، بد خوراكى است و ستم نمودن بر ضعیف، زشت‌ترین ستم است. كار زشت هم‌چون نامش زشت مى‌باشد و تن‌دادن به ناملایمات قلب را مصون مى‌سازد. آن‌جا كه مدارا، سخت‌گیرى به حساب آید، سخت‌گیرى، مداراست. چه بسا كه دارو، درد باشد و درد، دارو و درمان و و چه بسا اندرز دهد آن كه از او انتظار اندرز نیست و آن كه از او اندرز مى‌خواهند، خیانت كند.

قسمت سوم وصیت امیرالمؤمنین(علیه السلام) به فرزندش امام حسن مجتبى(علیه السلام) جملات كوتاهى است كه به صورت مواعظ كلى ایراد شده است. این سخنان گهربار، هم مصادیقى در زندگى دنیا دارد و هم براى سعادت آخرت مفید مى‌باشد. اینك به اندازه‌اى كه خداى متعال توفیق دهد به توضیح این جملات نورانى مى‌پردازیم كه ان شاء اللّه مورد استفاده واقع شود.
همان‌گونه كه گذشت نسخه‌هاى این وصیت‌نامه شریف از نظر كمیت عبارات و تقدیم و تأخیر آنها با هم متفاوت مى‌باشند؛ لذا جهت پرهیز از اختلاف نسخ، این وصیت را از كتاب شریف بحارالانوار قرائت مى‌كنیم. با وجود این، عبارت بِئْسَ الطَّعَامُ الْحَرَامُ وظُلْمُ الضَّعِیفِ اَفْحَشُ الظُّلْمِ وَ... در برخى از كتب اصلا نیامده است و در برخى دیگر اختلاف نسخه وجود دارد. حال با عنایت به این نكته به تبیین و تفسیر كلام حضرت(علیه السلام) مى‌پردازیم.
‌﴿ صفحه 74 ﴾

معیار بهره‌مندى از متاع دنیا‌

امام متقیان، على(علیه السلام)، در این قسمت مى‌فرمایند: بِئْسَ الطَّعَامُ الحَرام؛ حرام، بد طعامى است. این جمله را به دو صورت مى‌توان تفسیر كرد:
الف) در اولین بیان مى‌توان گفت كه آدمى معمولا ملاكى را براى ارزش‌یابى امور دنیا و بهره‌مندى و یا پرهیز از آنها به كار مى‌گیرد و بر اساس همان ملاك، امور را ارزیابى مى‌نماید و تكلیف خود را برابر آنها روشن مى‌سازد؛ مثلا شاید با خود بگوید هر چه با طبع من سازگار باشد آن خوب است و هر آنچه با طبع من سازگار نیست، بد است. یا این معیار را مدنظر قرار مى‌دهد كه از هر چه لذت مى‌بریم، خوب است و از هر آنچه لذت نمى‌بریم، ناشایست مى‌باشد و بر اساس همین معیار تمام امور دنیوى خود را منظم سازد.
در منظر على(علیه السلام) هیچ یك از این معیارهاى مادىِ صرف، صحیح نیست؛ بلكه باید معیار معنوى و روحانى را در نظر گرفت. این‌گونه نیست كه انسان از هر غذایى كه خوشش آمد، آن غذاى خوبى باشد و از هر غذایى كه خوشش نیامد، بد غذایى باشد. بلكه علاوه بر لذت و الم یا سازگارى و ناسازگارى با طبع باید معیار معنوى را هم در نظر گرفت. غذاى خوب غذایى است كه حلال باشد؛ هرچند كه لذت نداشته باشد و غذاى بد، غذایى است كه حرام باشد؛ هرچند بسیار شیرین و لذیذ باشد. بنابراین تفسیر، باید به ارزش‌هاى معنوى هم توجه نمود و هرگز نباید تنها به معیارهاى ظاهرى اكتفا نمود. از این رو مى‌توان گفت مقصود حضرت(علیه السلام) از بیان این جمله كه مى‌فرمایند غذاى حرام، بد غذایى است، همانا عنایت به بعد معنوى لذایذ دنیوى است.
ب) تفسیر دیگرى كه براى این كلام مى‌توان ارایه كرد این است كه منظور حضرت(علیه السلام)مطلق حرام مى‌باشد؛ یعنى كلام حضرت به این معنا اشاره دارد كه كارهایى كه ما انجام مى‌دهیم همگى در ساختار روح ما تأثیر دارند. غذایى كه در این دنیا مى‌خوریم، در بدن ما اثر مى‌گذارد؛ و اگر غذا مفید و سالم باشد بدن ما رشد مى‌كند و سلامت بدن و نیروى بدن تأمین مى‌شود و اگر غذا مسموم باشد، بدن مریض مى‌شود و به انواع میكروب‌ها مبتلا مى‌گردد و احیاناً با مرگ دست به گریبان مى‌شود. به همین سان، روح انسان هم در اثر اعمال خوب یا
‌﴿ صفحه 75 ﴾
بدى كه در دنیا با آن مواجه مى‌شویم همین حالات سلامت و مرض یا حیات و موت را دارد. كارهایى كه انجام مى‌دهیم در واقع غذاهایى است كه ما به روح خود عرضه مى‌كنیم. همان‌گونه كه غذاى بد مثل غذاهاى مسموم بدن ما را مریض مى‌كند، كار حرام و گناه هم غذایى است كه روح ما را مریض مى‌سازد. این اعمال و رفتار ما است كه روح را متأثر مى‌گرداند؛ هم چنان كه خوردن غذا در بدن اثر مى‌گذارد، انجام اعمال و رفتار نیز در روح اثر مى‌گذارد. طبق این تفسیر، معناى كلام حضرت(علیه السلام) این است كه كه كار حرام، غذاى بد روح انسان است. این تبیین از تبیین نخست، فراگیرتر است و شمول بیشترى دارد.