پند جاوید جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

راه انتخاب دوست‌

در این‌جا مسایل زیادى قابل طرح است كه به چند مورد كه اهمیت بیشترى دارد اشاره مى‌كنیم:
خوبى و بدى یك مفهوم تشكیكى است و مراتب عدیده دارد؛ بنابراین وقتى مى‌گویند با خوبان معاشرت كنید، در یك افق بسیار بالا مى‌تواند مقصود از خوبان فقط معصومان(علیهم السلام)باشند؛ چراكه خوب مطلق، آن بزرگان هستند كه هیچ عیبى ندارند. اما بین ما و آنها هزاران فرسنگ فاصله است. هر شخص دیگرى را كه در نظر بگیریم بالاخره نقص و ضعفى دارد. آیا به صرف این كه نقطه ضعفى در كسى مى‌بینیم باید معاشرت را قطع كنیم و دنبال شخص كاملا خوب كه هیچ بدى و نقطه ضعفى ندارد و صد در صد ایده‌آل است، برآییم و تا آن زمان از هر نوع رفاقتى پرهیز كنیم؟ یا وقتى مى‌گویند با بدان معاشرت نكنید، مقصود كسى است كه همیشه كار بد مى‌كند؟
مرتبه اعلاى خیر براى اولیا و معصومان(علیهم السلام) محقق است كه متاسفانه دست ما از زیارت آنها كوتاه است و حتى توفیق دیدارشان را هم نداریم، چه رسد به معاشرت كردن و استفاده كردن از خدمت آنها؛ اما اكنون كه دست ما به معصوم(علیه السلام) نمى‌رسد چه باید انجام دهیم؟ طبیعى است كه خوبى و بدى مفهومى نسبى است. یعنى هم خوب بودن و هم بدبودن مراتب دارد. ممكن است در شهرى یك نفر شاخص و معروف باشد كه از دیگران خوب‌تر است؛ اگر همه بخواهند با او معاشرت كنند امكان ندارد. چه بسا در شهر خودتان اشخاصى را مى‌شناسید كه از خوبان هستند و آرزو دارید با آنها معاشرت داشته باشید ولى امكان ندارد و میسر نمى‌شود. پس این كه مى‌گویند با نیكان بنشینید و معاشرت كنید مقصود چه كسى است؟
‌﴿ صفحه 49 ﴾
اگر منظور این باشد كه شخص معصوم یا همانند معصوم را برگزینیم، هرگز چنین معاشرتى رخ نخواهد داد. دسترسى به معصوم كه بسیار بعید است و یافتن غیر معصومى كه این اوصاف را داشته باشد نیز كمتر ممكن مى‌گردد تا آدمى با او باب معاشرت را بگشاید. در این صورت انسان تنها مى‌ماند و نباید با كسى معاشرت كند. یعنى اگر چه معاشرت را ضرورى مى‌داند، ولى چون فرد مطلوب را كمتر پیدا مى‌كند، در عمل باب معاشرت مسدود مى‌شود. پس منظور از این كه مى‌گویند با نیكان معاشرت كنید چیست؟ طبیعى است كه مقصود آن است كه در بین كسانى كه معاشرت با آنها براى شما میسور است، بهترین را انتخاب كنید. اما معیار انتخاب بهترین‌ها چیست؟ قبلا گفتیم شاخص دوست خوب این است كه ما را به خدا نزدیك كند و ویژگى‌ها و شاخص‌هایش همان است كه در كلام حضرت عیسى(علیه السلام) بیان آن گذشت.
مطلب دیگرى كه باید بدان بپردازیم این است كه انسان چگونه با اشخاص صالح معاشرت و آنها را به عنوان هم‌نشین انتخاب نماید؟ از چه راهى باب معاشرت را باز كند و حد معاشرت چه‌قدر است؟ طبیعى است كه در هر قشرى آدم خوب وجود دارد؛ از این رو كیفیت ارتباط با خوبان در هر قشرى متناسب با همان قشر و در محدوده مسؤولیت و فعالیت آنهاست؛ یعنى ارتباط با آنها از همان مسیر خاصى كه مناسبت دارد ممكن مى‌گردد. گاه فرد خوب در بین علما و معلمان و گاه در بین تجار و كسبه است. به هرحال در همه اصناف و اقشار جامعه آدم خوب وجود دارد و راه ارتباط با وى نیز مسیرى متعارف دارد و باید سعى كنیم از همان طریق تجارت، معلمى و... توجه آن شخص را جلب نماییم. ما باید سعى كنیم اراده حقیقى، و نیت پاك و عطش برخاسته از اعتقاد خودمان را براى خوب شدن به همراه خلوص نیت در راه كسب خوبى‌ها به اهل خیر نشان دهیم تا آنها ما را در جمع خود بپذیرند و ما را به عنوان دوست خود قبول كنند. نیت واقعى ما باید این باشد كه به نحو احسن از وجود آنها و مكارم اخلاق آنها استفاده كنیم و بعد هم در مقام اثبات طورى رفتار كنیم كه بفهمند غرض و مرضى نداشته، جز اصلاح خود هیچ در سر نداریم و مى‌خواهیم از معاشرت با آنها استفاده كنیم. در واقع چون خوبان در صدد جذب صاحبان انگیزه سالم هستند ما باید خودمان را به ایشان معرفى كنیم و با عمل خود نشان دهیم كه طالب خیر و سعادتیم و اهل
‌﴿ صفحه 50 ﴾
مزاحمت نیستیم و نمى‌خواهیم وقت و نیروى آنها را تلف كنیم، تا ما را به هم‌نشین‌ى خود بپذیرند و نعمت دوستى و هم‌نشین‌ى خود را ارزانى ما نمایند. حتى اگر واقعاً كسى را صالح تشخیص دادیم و خواهان معاشرت با او هستیم و مى‌خواهیم از حضورش استفاده كنیم، جا دارد دعا نماییم و با توسل به درگاه ائمه هدى(علیهم السلام) از خداوند منان بخواهیم تا دل او را با ما مهربان كند و شرایطى را فراهم آورد كه بتوانیم از وجودش حداكثر استفاده را بنماییم. البته بعد از آن كه همدیگر را شناختیم و ارتباط برقرار شد، باید حقوقش را رعایت كنیم.
در خصوص حقوق هم‌نشین در ادامه این وصیت بیشتر صحبت خواهیم كرد.
‌﴿ صفحه 51 ﴾

درس بیست و پنجم: آفت ارتباط‌هاى اجتماعى

مفهوم سوء ظن‌
مفهوم نهى از حالات روحى‌
مرز حسن ظن و سوء ظن‌
ضرورت احراز صلاحیت‌
آفت دوستى‌
‌﴿ صفحه 52 ﴾
‌﴿ صفحه 53 ﴾

آفت ارتباط‌هاى اجتماعى

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
لا یَغْلِبَنَّ عَلَیْكَ سُوءُ الظَّنِّ فَاِنَّهُ لا یَدَعُ بَیْنَكَ وَ بَیْنَ صَدیق صَلْحاً(20)؛
سوء ظن و بدگمانى بر تو چیره نگردد كه میان تو و هیچ رفیقى جاى صلح و صفا باقى نمى‌گذارد.
حضرت على(علیه السلام) در بخش سوم وصیت‌نامه خود نكات زیادى را در قالب جملات كوتاه و كلمات قصار بیان مى‌فرمایند. این جملات كوتاه معانى بلندى را در خود دارد كه تا عالم، عالم و آدم، آدم است بر تارك معرفت بشرى مى‌درخشد و راه درست آیین زندگى را به روى بشر مى‌گشاید. حال بر ماست كه در عمل و اندیشه به آن پاى‌بند باشیم و در پاسدارى فكرى و عملى از این توصیه‌هاى الهى سخت بكوشیم.
در این فراز از سخن، حضرت امیر(علیه السلام) ما را با یكى از آفات معاشرت، به نام سوءظن، آشنا و از پیامدهاى سوء و ناخوشایند آن بر حذر مى‌دارند. شاید بتوان گفت كه سوءظن بزرگ‌ترین آفت دوستى، همسایگى، رفاقت، برادرى، همكارى و هر شكل از اشكال معاشرت است. اگر سوءظن در جامعه رخنه كند آن را از پاى‌بست ویران مى‌كند و ریشه‌هاى آن را مى‌سوزاند. بى‌تردید آفت زدایى از پیكره جامعه از لازم‌ترین كارهاست كه یكایك اعضاى اجتماع باید مسؤولیت خود را در قبال آن انجام دهند تا هم خود و هم جامعه را مصونیت بخشند.