پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

تنبلى یا زهد

در پى بحث قبلى، ناگفته نگذاریم كه منع از فزون‌طلبى به معناى تنبلى نیست. آن چه ناپسند است زیاده‌خواهى و فراوان طلبى است، نه فراوان تلاش نمودن و زیاد كوشش كردن. بلكه باید زیاد كار كرد و درآمد آن را به دیگران بخشید، نه این كه درآمد افزونىِ بى‌حاصل را پیشه خود
‌﴿ صفحه 319 ﴾
سازیم. آن چه مطلوب است اطاعت خدا مى‌باشد كه بهترین شكل آن همان اعمال و رفتارها مى‌باشد. به یقین، دل‌بستن به دنیا و هر سال مدل ماشین و دكور خانه را تغییر دادن و خانه وسیع‌ترى درست كردن مذموم بوده و نمونه اعلاى فریب خوردگى است. چون همین روحیه افزون‌طلبى و دلبستگى به دنیاست كه انسان را بدبخت مى‌كند. آدمى باید در این فكر باشد كه وظیفه خود را بشناسد و به آن عمل نماید و در مورد گذران زندگى دنیا هم مطمئن باشد كه خدا نخواسته است كه بنده صالح او در این عالم با ذلت و بدبختى زندگى كند. باید توجه ما به نعمت‌هایى باشد كه خدا براى اولیاى خود مقدّر فرموده است و الاّ این گونه متاع‌هاى دنیوى بین دوست و دشمن و كافر و مؤمن مشترك است و چیزهایى است كه كركس‌ها و لاشخورها بر سرش دعوا مى‌كنند و مباد شما هم مانند آنها شوید. اگر مشاهده كردید مردم با حرص و ولع به این دنیا چسبیده‌اند، مبادا گول خورده و شما هم به گوشه‌اى از دنیا بچسبید!
خدا حقیقت این دنیا را در همین دنیا بیان كرده است: وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا اِلاَّ مَتاعُ الْغُروُر(130)، وَمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا اِلاّ لَعِبٌ وَ لَهْو(131). این بیان خداوند سبحان در مورد حقیقت دنیا، به ما مى‌فهماند كه دنیا بازیچه و سرگرمى و لهو و لعب بیش نیست. از طرفى دنیا نیز خود را این گونه معرفى مى‌كند كه: هر لحظه یك گرفتارى و مصیبت و ظلم و كشتارِ بى‌رحمانه و درد و مرضِ بى‌درمان و تصادف و فراق ناگوار و تلخ مرا در خود گرفته است: نَعَتْ اِلَیْكَ نَفْسَهَا. حال كه خودِ دنیا خویش را این گونه معرفى مى‌كند، پس چرا به آن دل مى‌بندیم؟ وقتى دنیا خودش خبر مرگ خود را مى‌دهد و خودش مى‌گوید: من رفتنى هستم، و خداوند سبحان نیز مى‌گوید: این دنیا دوام ندارد و بازیچه و سرگرمى است، پس نه تنها دل بستن به آن نشاید، بلكه دل كندن از آن بایسته است.
‌﴿ صفحه 320 ﴾
‌﴿ صفحه 321 ﴾

درس بیست و دو: دنیا و آخرت

عوامل دنیاپرستى
راه‌هاى مقابله با دنیاپرستى
انواع دنیاپرستى
كاروان دنیا
تفاوت اعمال دنیوى و اخروى
‌﴿ صفحه 322 ﴾
‌﴿ صفحه 323 ﴾

دنیا و آخرت

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَ اِیّاكَ أَنْ تَغْتَرَّ بِما تَرى مِنْ إِخْلادِ أَهْلِهَا وَ تَكالُبِهِمْ عَلَیْها وَ قَدْ نَبَّأَكَ اللّهُ جَلَّ جَلالُهُ عَنْها وَ نَعَتْ اِلَیْكَ نَفْسَها وَ تَكَشَّفَتْ لَكَ عَنْ مَساوِیهَا فَاِنَّما أَهْلُها كِلاْبٌ عاوِیَةٌ وَ سِباعٌ ضارِیَةٌ، یَهِرُّ بَعْضُها بَعْضاً وَ یَأْكُلُ عَزیزُها ذَلیلَها [وَ یَقْهَرُ كَبیرُها صَغیرَها] قَدْ أَضَلَّتْ أَهْلَهَا عَنْ قَصْدِالسَّبیل، وَ سَلَكَتْ بِهِمْ طَریقَ الْعَمَى وَ أَخَذَتْ بِأَبْصارِهِمْ عَنْ مَنْهِجِ الصَّوابِ، فَتَاهُوا فِی حَیْرَتِها وَ غَرِقُوا فِی فِتْنَتِها، وَ اتَّخَذُوها رَبّاً، فَلَعِبَتْ بِهِمْ، وَ لَعِبُوا بِها وَ نَسُوا ماوَراءَها.
فَإِیّاكَ یا بُنَیَّ أَنْ تَكُونَ قَدْ شانَتْهُ كَثْرَةُ عُیُوبِها نَعَمٌ مُعَقَّلَةٌ وَ اُخْرى مُهْمَلَةٌ قَدْ أَضَلَّتْ عُقُولَها، وَ رَكِبَتْ مَجْهُولَها، سُرُوحُ عاهَة بِواد وَعْث، لَیْسَ لَها راع یُقیمُها. رُوَیْداً حَتّى یُسْفِرَ الظَّلامُ، كَأَنْ قَدْ وَرَدَتِ الظَّعیِنَةُ یُوشِكُ مَنْ أَسْرَعَ أَنْ یَلْحَقَ.
و مبادا دلگرمى اهل دنیا كه به دنیا دل بسته‌اند و بر سر دنیا به یكدیگر مى‌پرند، تو را فریفته سازد! چه خدا تو را از دنیا خبر داده و دنیا نیز وصف خویش را با تو در میان نهاده و پرده از زشتى‌هایش گشاده است. همانا دنیاپرستان سگ‌هاى عوعو كننده و درندگانى هستند كه در پى صید بر سر یكدیگر بانگ مى‌زنند و افراد نیرومند ناتوان‌ها را طمعه خویش مى‌سازند و بزرگانِ آنها بر كوچك‌ها چیره مى‌گردند. دنیا اهلش را از راه راست منحرف كرده و به كوره راه كشانده و از دیدگانشان راه صواب را بسته است. در حیرت آن، سرگشته و در فتنه‌هایش غرق شده‌اند و آن را پروردگار خود گرفته‌اند. پس دنیا با آنها به بازى پرداخته و آنها هم سرگرم بازى با دنیا شدند و آنچه را پس از دنیاست فراموش كردند.
‌﴿ صفحه 324 ﴾
مبادا اى پسر تو آنى باشى كه عیوب فراوان دنیا زشتش نموده است! گروهى از اهل دنیا به شتر پایبند نهاده، مى‌مانند و دسته‌اى دیگر رها و خرد خود از كف داده مى‌نمایند و بر بیراهه سوارند؛ و در كار خویش سرگردان در چراگاه زیان در بیانانى دشوار و صعب‌العبور روان هستند، شبانى نسیت كه به كارشان رسد، باش، اندكى آرام، تا پرده تاریكى به كنارى رود! كه گویا كاروان به منزل رسیده و آن كه بشتابد، كاروان را دریابد.
دنیادوستى و حبّ آخرت هرگز با هم جمع نمى‌شوند(132)، لذا قلب آدمى به عنوان مركز حبّ و بغض، جایگاه یكى از این دو است و نمى‌تواند هر دو را با هم در خود جاى دهد. از نظر معارف اسلامى و الهى قلب مؤمن باید معدن آخرت دوستى باشد. در راستاى تأمین این مقصد مطلوب و ایده‌آل، بیان عواملى كه رهزن آدمى شده و موجب تمایل وى به دنیا و فراموش نمودن آخرت مى‌گردد همواره مورد توجه و اهتمام بوده و هست. در این قسمت از بحث، بر شمردن همین عوامل مدّنظر است؛ چرا كه قلب انسان جایگاه حبّ و بغض‌ها و منشأ تمام كمالات و انحراف‌هاست و اصلاح و تربیت آن موجب اصلاح آدمى مى‌گردد.