پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

تأثیر رفتار جمعى بر رفتار فردى

آدمى معمولاً از محیط خود و رفتار دیگران متأثر مى‌گردد و در صدد است به گونه‌اى رفتار نماید كه با دیگران مخالفت نكند و در بین مردم انگشت‌نما نباشد و گاهى اوقات خیلى سریع و گسترده اثر مى‌پذیرد كه مبادا براى چند لحظه و یك گام از جمع عقب افتد. به بیان دیگر آدمى وقتى مى‌بیند مردم به چیزى اهمیت مى‌دهند، او چون فرصت ندارد حساب كند و یا تجربه نماید كه آیا این شىء این قدر اهمیت دارد یا خیر؟ و آیا این عمل صواب است یا خطا؟ و از آن جا كه مى‌خواهد از دیگران هم عقب نماند، سریع تحت تأثیر محیط و افكار عمومى واقع مى‌شود و از جمع پیروى مى‌كند. بى‌تردید اجتماع و رفتارهاى جمعى و محیط، تأثیر نافذى در رفتار افراد دارد؛ مثلا اگر روزى مشاهده كند كه مردم به چیزى خیلى علاقه نشان مى‌دهند و براى كسب آن و به دست آوردنش، دست پا مى‌شكنند، او هم تمایل نشان داده و دوست دارد آن را صاحب شود. یا اگر در جایى ببیند مردم صف كشیده‌اند و شلوغ كرده‌اند با اولین نگاه به جمع اهل صف مى‌پیوندد. البته ممكن است با مقاومت فراوان، براى بار اول و دوم و سوم، توجه نكند و براى اقبال عمومى ارزشى قایل نشود، ولى سرانجام با دیدن رفتارهاى اجتماعى و تمایلات عمومى، در ارزشیابى خود تجدید نظر مى‌نماید و كم كم به هم سویى با جمع روى
‌﴿ صفحه 318 ﴾
مى‌آورد؛ یعنى خواه ناخواه انسان تحت تاثیر عمل و رفتار و قضاوت‌هاى دیگران واقع مى‌شود. نكته در خور عنایت این است كه این میزان تأثیرپذیرى، در فعالیت‌هاى دنیوى و اعمالى كه هدف آنها بهره‌مندى از لذایذ دنیوى است، به مراتب شدیدتر و قوى‌تر مى‌گردد. وقتى چشمان خود را به صحنه اجتماع باز مى‌كنیم، مردمى را مى‌بینیم كه براى بهره‌مندى از لذایذ دنیا به سر و روى همدیگر مى‌زنند. یا وقتى به بازار مى‌رویم، مشاهده مى‌كنیم كه عده‌اى براى كسب متاع دنیا و عقب‌نماندن از دیگران چگونه سر هم كلاه مى‌گذارند و جنس را گران مى‌فروشند و به انواع تقلب‌ها دست مى‌یازند. در یك كلام مردم را مشاهده مى‌كنیم كه جملگى، و هر یك به پیروى از دیگرى، در صددند تا از این متاع دنیا بیشتر بهره گیرند و تمام حرف و كلام و حال و قال آنها همین است و بس. اگر چهره دنیا و مردم دنیازده را جلوى چشممان مجسم كنیم، آنها را مثل عقاب‌هایى مشاهده مى‌كنیم كه پنجه‌هایشان را تیز كرده و روبه‌روى هم ایستاده‌اند و هر یك در این اندیشه است كه از این طعمه، بیشترین استفاده را ببرد؛ گاهى به جان هم مى‌افتند و منقار به هم مى‌زنند و چنگال به هم مى‌كشند تا متاع دنیا را از چنگ دیگرى درآورند. این بیان نه تنها نمودى واقعى از زندگى جملگى آدمیزاده‌هاست، بلكه بسیارى از مسلمان‌ها نیز چنین هستند. اما اگر مشاهده مى‌كنیم كه مردم بر سر دنیا به جان هم مى‌افتند، نباید ما هم فریب خورده و همچون لاشخورها بر سر متاع مردار دنیا با هم دعوا كنیم. متاع دنیا مثل لاشه‌اى است كه یك گروه كركس و لاشخور بر سرش دعوا مى‌كنند. یك مسلمان نیك‌اندیش باید حواس خود را جمع كند تا در سلك گرگ‌ها و لاشخوران در نیاید، و آن گونه كه خدا تعیین كرده است، كسب روزى نماید و به آن اندازه‌اى كه خداوند براى او مقدّر فرموده است، راضى باشد و مبادا هر روز در پى وسعت بخشیدن به زندگى خود برآید و فزون طلبى را پیشه خود سازد.

تنبلى یا زهد

در پى بحث قبلى، ناگفته نگذاریم كه منع از فزون‌طلبى به معناى تنبلى نیست. آن چه ناپسند است زیاده‌خواهى و فراوان طلبى است، نه فراوان تلاش نمودن و زیاد كوشش كردن. بلكه باید زیاد كار كرد و درآمد آن را به دیگران بخشید، نه این كه درآمد افزونىِ بى‌حاصل را پیشه خود
‌﴿ صفحه 319 ﴾
سازیم. آن چه مطلوب است اطاعت خدا مى‌باشد كه بهترین شكل آن همان اعمال و رفتارها مى‌باشد. به یقین، دل‌بستن به دنیا و هر سال مدل ماشین و دكور خانه را تغییر دادن و خانه وسیع‌ترى درست كردن مذموم بوده و نمونه اعلاى فریب خوردگى است. چون همین روحیه افزون‌طلبى و دلبستگى به دنیاست كه انسان را بدبخت مى‌كند. آدمى باید در این فكر باشد كه وظیفه خود را بشناسد و به آن عمل نماید و در مورد گذران زندگى دنیا هم مطمئن باشد كه خدا نخواسته است كه بنده صالح او در این عالم با ذلت و بدبختى زندگى كند. باید توجه ما به نعمت‌هایى باشد كه خدا براى اولیاى خود مقدّر فرموده است و الاّ این گونه متاع‌هاى دنیوى بین دوست و دشمن و كافر و مؤمن مشترك است و چیزهایى است كه كركس‌ها و لاشخورها بر سرش دعوا مى‌كنند و مباد شما هم مانند آنها شوید. اگر مشاهده كردید مردم با حرص و ولع به این دنیا چسبیده‌اند، مبادا گول خورده و شما هم به گوشه‌اى از دنیا بچسبید!
خدا حقیقت این دنیا را در همین دنیا بیان كرده است: وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا اِلاَّ مَتاعُ الْغُروُر(130)، وَمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا اِلاّ لَعِبٌ وَ لَهْو(131). این بیان خداوند سبحان در مورد حقیقت دنیا، به ما مى‌فهماند كه دنیا بازیچه و سرگرمى و لهو و لعب بیش نیست. از طرفى دنیا نیز خود را این گونه معرفى مى‌كند كه: هر لحظه یك گرفتارى و مصیبت و ظلم و كشتارِ بى‌رحمانه و درد و مرضِ بى‌درمان و تصادف و فراق ناگوار و تلخ مرا در خود گرفته است: نَعَتْ اِلَیْكَ نَفْسَهَا. حال كه خودِ دنیا خویش را این گونه معرفى مى‌كند، پس چرا به آن دل مى‌بندیم؟ وقتى دنیا خودش خبر مرگ خود را مى‌دهد و خودش مى‌گوید: من رفتنى هستم، و خداوند سبحان نیز مى‌گوید: این دنیا دوام ندارد و بازیچه و سرگرمى است، پس نه تنها دل بستن به آن نشاید، بلكه دل كندن از آن بایسته است.
‌﴿ صفحه 320 ﴾
‌﴿ صفحه 321 ﴾

درس بیست و دو: دنیا و آخرت

عوامل دنیاپرستى
راه‌هاى مقابله با دنیاپرستى
انواع دنیاپرستى
كاروان دنیا
تفاوت اعمال دنیوى و اخروى
‌﴿ صفحه 322 ﴾
‌﴿ صفحه 323 ﴾