پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

معیار اجابت

باید توجه داشت كه فقط یكى از حكمت‌هاى تأخیر در اجابت دعا، مجدّداً دعا نمودن و استحقاق رحمت بیشتر یافتن، مى‌باشد. ولى حكمت تأخیر در اجابت منحصر در استحقاق رحمت مضاعف نیست. بلكه ممكن است، حكمت تأخیر در اجابت این باشد كه اگر دعا در آن وقتى كه آدمى مى‌خواهد اجابت گردد و با عجله مستجاب شود، آثار بدى در پى خواهد داشت كه دعا كننده خودش نمى‌داند و نمى‌پسندد. بسیارى از امور در یك زمان، مطلوب و در زمان دیگر، آن مطلوبیت را ندارد؛ یعنى گاهى اوقات به خیر و مصلحت انسان تمام مى‌شود و در یك وقت دیگر به ضرر وى مى‌انجامد. از این‌رو گاهى اگر دعا در زمان خواسته شده، برآورده شود، به مصلحت دعاكننده نیست. به بیان دیگر گاهى اوقات آدمى چیزى را از خداوند مى‌خواهد كه خود نمى‌داند آن چیز در چه وقتى به مصلحت او و خوب است و چه زمانى بد و مضرّ است، ولى از آن جا كه انسان عجول است ـ وَكانَ الاِْنْسانُ عَجُولا(116) ـ دوست
‌﴿ صفحه 283 ﴾
دارد دعایش اجابت شود. فوراً در صورتى كه خداوند خیر و مصلحت او را در این مى‌بیند كه با تأخیر انجام گیرد. و اگر دعاى او زود مستجاب گردد و آن چه را كه خواسته، فوراً به او عطا گردد، مصلحت و مطلوب واقعى او نیست و شرایط و مصالح به گونه‌اى اقتضا مى‌كند كه این مطلوب در زمان دیگرى عطا گردد. حتى گاهى اوقات آن چه كه انسان از خدا مى‌خواهد، هیچ به صلاح او نیست، در این موارد خداوند سبحان اجابت نفرموده و یا اجابت را به تأخیر مى‌اندازند. در واقع این گونه دعا نمودن مثل این است كه طفل مریضى از مادر خود شیرینى یا غذاى خاصّى را بخواهد كه براى او اصلا مفید نیست و اگر استفاده كند، مرض او سخت و حادتر مى‌شود. این طفل چون به مضرّات آن، علم و آگاهى ندارد، اصرار مى‌كند كه مادرش آن شیرینى را به او بدهد؛ چراكه فقط شیرینى را درك مى‌كند، ولى مادر مهربان كه به مضرّات آن آگاه است از روى مهربانى آن را به او نمى‌دهد. حال اگر خداى متعال هم حاجت كسى را برآورده نمى‌سازد. و دعاى او بى‌تأثیر مى‌شود، به این سبب است كه آن چیز، صلاح او نبوده است و آن‌جا كه خداى متعال خیر و صلاح او را مى‌خواهد آن را به او عطا نمى‌فرماید.

تغییر خواسته‌ها

همان گونه كه گذشت در برخى دعاها، خواسته‌هاى آدمى به گونه‌اى است كه حضرت بارى آن را به مصلحت او نمى‌بیند و بنابر آنچه خود خیر و صلاح مى‌دانند در دعاها تبدیل و تغییر ایجاد مى‌فرماید. البته این كلام به این معنا نیست كه خداوند منان دعا را بى‌اثر كند. بلكه دعا اثر كرده و به خاطر تأثیر همین دعاست كه خداوند سبحان رحمت و خیرى به او عطا فرموده است. او مى‌پنداشت خیر در آن چیزى است كه او مى‌خواسته، ولى از آن جا كه خداوند مصالح بندگان خود را بهتر مى‌داند، چیزى را در مقام اجابت عطا مى‌فرماید كه واقعاً به مصلحت و خیر اوست. براى تبیین بهتر سخن، فرض كنید كسى دعا كرده و از خداوند سبحان مسألت نموده تا فلان مال و یا فلان همسر را نصیب او فرماید، ولى از آن جا كه خداوند سبحان ـ جل جلاله ـ مى‌داند این مال و یا این همسر به مصلحت او نیست، لذا در مقام اجابت، همسر یا مال دیگرى را ـ كه بهتر از آن مال یا همسر مى‌باشد ـ به او عطا مى‌كند. این
‌﴿ صفحه 284 ﴾
عطایا نیز در اثر استجابت همان دعاست؛ یعنى همان دعایى كه او براى مال یا همسرى خاص نموده بود، خدا آن دعا را به گونه بهترى مستجاب مى‌كند و چیز دیگرى به جاى آن، به او مى‌بخشد. در این‌گونه موارد نباید تصور شود آن دعا را اجابت نفرموده‌اند، بلكه در مقام اجابت آن دعاست كه این عطا انجام پذیرفته است. به بیان دیگر، خداى متعال در این جا اعمال ولایت كرده و چیزى به بنده خود عطا فرموده كه خیر او را در آن مى‌بیند. انسان گاه از روى جهالت و اندیشه‌هاى واهى چیزى را كه به خیر و صلاح او نیست از خداوند درخواست مى‌كند، ولى خداوند سبحان خیر واقعى او را به وى مى‌دهد و بهتر از آن چه او درخواست كرده بود، به وى عطا مى‌فرماید. پس اگر دعایى مستجاب نمى‌شود، با وعده‌هاى الهى كه مى‌فرماید: اُدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُم(117)، یا وَ اِذا سَأَلَكَ عِبادِى عَنِّى فَاِنِّى قَریبٌ اُجیبُ دَعْوَةَ الدّاعِ اِذا دَعَان(118)، منافات ندارد؛ چون این وعده‌ها حتماً تحقق پیدا مى‌كند؛ البته گاهى اوقات با تأخیر و گاهى اوقات با تبدیل به احسن و عطاى چیزى بهتر از آنچه كه انسان خواسته است. مقتضاى بندگى خداوند این است كه بنده خدا همواره به خداوند منان حسن ظن و اعتماد داشته باشد و مبادا این‌گونه پندارد كه خدا بخل ورزیده و آن چه را كه طلب كرده، به او نداده است، بلكه بهتر از آن چه مى‌خواسته به او داده است؛ یعنى علاوه بر نیل به خواسته‌هاى بهتر از خواسته مقصود و موردنظر، دعا موجب تقرّب وى نیز مى‌گردد.

اصرار در دعا

به دنبال این دُرافشانى كه حضرت(علیه السلام)، دعا را كلید فتح خزاین رحمت الهى معرفى مى‌كنند در ادامه مى‌فرمایند: باید در دعا اصرار نمایید، مبادا با یك بار دعا كردن و مستجاب نشدن، كلید فتح خزاین رحمت الهى را رها و ترك كنید. لذا نه تنها یك مرتبه و دو مرتبه و ده مرتبه و صدمرتبه، بلكه باید در دعا اصرار و پافشارى نمود كه خداى متعال الحاح در دعا را دوست دارد. به بیانى دیگر، افزون بر دعا نمودن، الحاح و اصرار در دعا نیز خود مطلوبیت دارد و پسندیده درگاه احدیّت است. اما این كه چرا خداوند سبحان با اولین دعا عطا نمى‌كند و
‌﴿ صفحه 285 ﴾
اجابت نمى‌فرماید در خود حكمت‌هایى نهفته دارد. در وهله نخست حضرت على(علیه السلام) مى‌فرماید: لایَقْنُطْكَ اِنْ‌اَبْطَأَتْ عَلَیْكَ الاِْجَابَةُ؛ اگر اجابت دعا به تأخیر افتاد، هرگز نباید نا امید گردید و كلید خزانه رحمت الهى را رها سازید. باید اعتقاد واثق به خداوند متعال داشته باشید كه به هر اندازه‌اى كه درخواست و دعا كنید، به همان اندازه خدا به شما عطا مى‌فرماید. به ازاى هر بار كه دعا و مسألت مى‌كنید استحقاق مقدارى از رحمت الهى را پیدا مى‌كنید. پس هیچ دعایى بى‌اثر نیست. اگر خداوند سبحان، دعایى را اجابت نفرمود، دوباره دعا كنید تا دوبرابر از رحمت الهى برخوردار گردید. خواست و مشیت خداوند (جل جلاله) بر این قرار گرفته است كه رحمت بیشترى عطا فرماید. رحمت خداوند اگر چه بى حد و غیر متناهى است ولیك هرگز بى‌حساب و بى‌ضابطه نیست و باید طرف، استحقاق پیدا كند تا مشمول رحمت الهى گردد و این استحقاق از چند راه تحصیل مى‌گردد كه یكى از آن طرق دعا نمودن است. پس اگر خداوند متعال بار اول دعاى شما را مستجاب نمى‌فرماید، یك بار دیگر دعا كنید تا مستحق رحمت دوباره شوید. و اگر ظرفیت و حوصله داشتید سه بار و چهار بار و ... دعا كنید و خداوند منّان هم اگر اجابت نمى‌نماید و به تأخیر مى‌اندازد از این روست كه مستحق رحمت بیشترى شوید. بیشتر دعا كنید تا در نتیجه، عطیه‌اى كه خدا به شما عطا مى‌كند، فراوان‌تر باشد. چون با بیشتر دعا كردن، استحقاق عطاى بیشترى را پیدا مى‌كنید لذا از دعا كردن نباید خسته شد؛ چرا كه: رُبَّما اُخِّرَتْ عَنْكَ الاِْجابَةُ لِیَكُونَ اَطْوَلَ لِلْمَسأَلَةِ وَ اَجْزَلَ لِلْعَطِیَّةِ.