پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

درس نوزدهم: دعا (1)

تأخیر در اجابت دعا
دعا، اعتراف عملى به بندگى
معیار اجابت
تغییر خواسته‌ها
اصرار در دعا
سبب تأخیر اجابت
در دعا چه بخواهیم؟
‌﴿ صفحه 278 ﴾
‌﴿ صفحه 279 ﴾

دعا (1)

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
فَالْحِحْ عَلَیْهِ فِى الْمَسْأَلَةِ یَفْتَحْ لَكَ اَبْوابَ الرَّحْمَةِ وَلا یَقْنُطْكَ اِنْ اَبْطَأَتْ عَلَیْكَ الاِْجابَةُ فَاِنَّ العَطِیَّةَ عَلى قَدْرِ الْمَسْأَلَةِ، وَرُبَّما اُخِّرَتْ عَنْكَ الاْجابَةُ لِیَكُونَ اَطْوَلَ لِلْمَسْأَلَةِ وَاَجْزَلَ لِلْعَطِّیَةِ، وَ رَبَّما سَأَلْتَ الشَّىْءَ فَلَمْ تُؤْتَهُ وَاوُتیتَ خَیْراً مِنْهُ عاجِلاً وَ اجِلاً، اَوْ صُرِفَ عَنْكَ لِما هُوَ خَیْرٌ لَكَ(114) فَلَرُبَّ اَمْر قَدْ طَلَبْتَهُ فِیهِ هَلاكُ دینِكَ وَ دُنْیاكَ لَوْ اوُتِیتَهُ، وَلْتَكُنْ مَسْأَلَتُكَ فیِما یَعْنیِكَ مِمَّا یَبْقى لَكَ جَمالُهُ وَیُنْفى عَنْكَ وَبالُهُ وَ الْمالُ لا یَبْقى لَكَ وَلا تَبْقى لَهُ، فاِنَّهُ یُوشَكُ اَنْ تَرى عاقِبَةَ اَمْرِكَ حَسَناً اَوْ سَیِّئاً أو یَعْفُوَ الْعَفْوُّ الْكَریمُ.
پس طلب‌نمودن و دعاكردن اصرار بورز تا باب رحمت را براى تو بگشاید. دیر اجابت نمودن او تو را ناامید مگرداند كه همانا بخشش، بسته به مقدار درخواست است. و چه بسا در اجابت دعاى تو تأخیر رخ دهد تا درخواست تو طولانى‌تر گردد و بخشش او كامل‌تر شود. و چه بسا چیزى را خواسته‌اى و تو را نداده و بهتر از آن را در این دنیا یا آن دنیا داده و یا بهتر آن بوده كه آن را از تو بازدارد و چه بسا چیزى را طلب نمودى كه اگر به تو مى‌داد، تباهى دین و دنیاى خود را در آن مى‌دیدى. پس درخواستت چیزى باشد كه نیكى آن براى تو پایدارتر است و سختى و رنج آن از تو دور، كه نه مال، براى تو پایدار مى‌ماند و نه تو براى مال، پایدار مى‌مانى. به زودى پایان كار نیك و یا بد خود را و یا بخشنده كریم تو را مى‌بخشد.
بى‌گمان مدعیان بندگى كم نیستند كه با صدایى به بلنداى فلك، ادعاى بندگى بر زبان جارى دارند، ولى در این میان آن كسى بند بندگى حضرت حق را به جان دارد كه در هر جلوه‌اى از
‌﴿ صفحه 280 ﴾
جلوه‌هاى عملى زندگى، این بنده بودن را ابراز دارد. به یقین اگر دل، بند بندگى بى‌نیاز را بر خود داشته باشد، نیاز جز به درگاه او نخواهد برد. از این‌روى اگر چشم امید زبیگانه داشت و به نیازمندى روى نمود، همگان او را از انجمن بندگان خداوند خارج مى‌بینند، چرا كه بندگى خداوند را با خواندن غیر او مغایر مى‌بینند و گویا از همین روست كه حضرت رسول خاتم(صلى الله علیه وآله)مى‌فرمایند: اَلدُّعُاءُ مُخُّ الْعِبَادَة(115)؛ دعا مغز و لب عبادت و بندگى است. اینك در این فراز پندهاى الهى، مولى الموحدین امیرالمؤمنین على(علیه السلام) نیز درباره دعا و اهمیت و فواید آن و ترغیب به دعا كردن دُر افشانى مى‌فرمایند و در نهایت مطاف، دعا را به عنوان كلید خزاین رحمت الهى معرفى مى‌فرمایند. بنابر كلام امیر كلام، رحمت الهى خزاینى دارد بى‌پایان، كه هیچ گاه تمام‌شدنى نیست و براى استفاده از این خزاین، احتیاج به كلیدى است و آن كلید به عقیده حضرتشان همانا دعاست و هر كسى در هر وقت كه بخواهد مى‌تواند از این كلید استفاده كرده و درهاى رحمت الهى را به روى خود بگشاید و از رحمت حق (جلّ جلاله) برخوردار گردد. مسلّم است كه هر شخصى كه به خداى متعال و فرمایشات امیرالمؤمنین على(علیه السلام) ایمان داشته باشد، با شنیدن این بیانات تصمیم مى‌گیرد كه از دعا استفاده كند . چون كارى مفیدتر از دعاكردن و نتیجه‌اى بالاتر از دستیابى به خزاین رحمت الهى كجا مى‌توان یافت تا از آن براى دنیا و آخرت بهره بگیریم؟! این معنا و این دامنه تأثیر دعا به گونه‌اى در آینه كلام حضرت على(علیه السلام) جلوه‌گر شده است كه جاى تردید و تأمل در بهره‌گیرى از آن باقى نمى‌گذارد و هر شنونده‌اى را بى‌درنگ به سوى دعا فرا مى‌خواند. اما در این میان، چه بسا در برخى نفوس ناآشنا، توقع بى‌مورد و سؤالاتى بى‌پاسخ نیز بروز نماید كه حضرت(علیه السلام) جهت رفع آنها مطالبى را عنوان مى‌كنند.

تأخیر در اجابت دعا

شاید براى برخى این سؤال جلوه نماید كه چرا بارها دعا كردیم، ولى مستجاب نشد؟! اگر دعا كلید رحمت و خزاین الهى است، باید هر كس از این كلید استفاده كند از باب رحمت الهى دست خالى برنگردد و نتیجه بگیرد. پس چرا دعاى ما مؤثر واقع نشد و على رغم تلاشى كه
‌﴿ صفحه 281 ﴾
نمودیم و این كلید را به كار گرفتیم، نتیجه‌اى حاصل نشد؟! این جاست كه حضرت على(علیه السلام) با كلام ثمین خود این شبهه را از اذهان دور ساخته، مى‌فرمایند: در دعا نمودن اصرار كنید. این‌چنین نباشد كه اگر یك بار دعا كردید و مستجاب نشد، دعا نمودن را ترك و رها سازید. و از طرفى دیگر باید توجه داشته باشیم كه در دیر اجابت شدن هم حكمت‌هایى دارد؛ یعنى اگر دعاى شما در اولین مرتبه مستجاب نشد، نباید ناامید شوید. چه بسا خداوند سبحان به خاطر علت و حكمتى اجابت دعا را به تأخیر انداخته است. البته هدف و جهت این حكمت ممكن است متوجه شخص دعاكننده و یا متوجه شخص یا امور دیگرى باشد؛ مثلا خدا دوست دارد كه این شخص یك‌بار دیگر دعا كند و مشمول رحمت مجدد حضرت حق گردد؛ چون هر بار كه دعا مى‌كند مستحق یك نوع رحمت یا یك واحد خاصى از رحمت، كه متناسب با آن دعاست، مى‌شود. پس اگر دوباره دعا كند، مستحق رحمت مضاعف مى‌گردد. اگر خداوند متعال همان دفعه اوّل دعاى او را مستجاب و رحمتى را كه مستحق آن است بر او نازل فرماید، او دیگر دعا نمى‌كند، و وقتى كه دعا نكرد دیگر مستحق رحمت بیشترى، كه خدا دوست دارد این بنده مستحق آن شود، نمى‌گردد. از همین روست كه اجابت دعا را به تأخیر مى‌اندازد تا این دعاكننده مجدّد دعا كند و رحمت بیشترى بر او افاضه گردد؛ چون به وسیله دعاست كه بنده به خداوند منان تقرب مى‌جوید و مستحق رحمت بیشتر الهى مى‌شود و از جانب دیگر خداوند متعال هم دوست دارد كه به این بنده رحمت بیشتر برسد . البته ظرفیت بندگان خدا متفاوت است، چه بسا كه اگر چند دفعه دعا كرد و مستجاب نشد دیگر ظرفیت دعاى بیشتر را نداشته باشد كه در آن موقع خدا دعایش را استجابت مى‌فرماید. به هرحال یك دلیل تأخیر در اجابت این است كه شخص، مكرراً دعا كند و مستحق رحمت مجدّد حضرت حق گردد.