پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

جلوه‌هاى سبقت رحمت الهى بر عدالت او

الف) سهولت توبه
سخنان امیر كلام در لفظ و لحن و فضاى گفتار، دربردارنده معانى والا و بلندى است كه نور جلوه‌گرى یك بخش آن، چشم را از مشاهده جنبه‌هاى دیگر جمال و جلال آن ناتوان مى‌سازد. مگر آن كه چند نفر با دیده بصیر به نظاره بنشینند و هر یك جلوه‌اى از آن را تبیین نمایند. این قسمت از كلام آن حضرت نیز به گونه‌اى است كه در عین حال كه ما را به ارتباط با خداوند دعوت و ترغیب مى‌نماید، جلوه‌هاى رحمت الهى و سبقت رحمت و مغفرت بر سخط و عقوبت را نیز به تصویر مى‌كشد:
وَلَمْ یَمْنَعْكَ اِنْ اَسَأْتَ مِنَ التَّوْبَةَ وَلَمْ یُعْیِّرْكَ بِالاِْنابَةِ، وَلَمْ یُعاجِلْكَ بِالنِّقْمَةِ، وَلَمْ یَفْضَحْكَ حَیْثُ تَعَرَّضْتَ لِلْفَضیحَةِ، وَلَمْ یُناقِشْكَ بِالْجَرَیمَة؛ اگر مرتكب گناهى شدى، خداوند تو را از توبه نمودن باز نداشت و در كیفر تو شتاب نفرمود و اگر سزاوار رسوا شدن بودى تو را رسوا نساخت و از گناهان تو حساب نكشید. این سخنان علاوه بر این كه دلالت دارد خداوند سبحان باب دعا را به روى انسان گشوده است، جلوه‌هایى از رحمت الهى را نیز بیان مى‌كنند تا انسان ترغیب شود و از این موقعیت و بابى كه به روى او گشوده شده است، استفاده كند و از این نعمت الهى بهره گیرد. حضرت(علیه السلام) به انسان‌هاى غافل یادآورى مى‌فرمایند كه خداوند متعال مى‌توانست مقرر فرماید كه هر كس معصیت نمود، باید عذاب آن را نقد و فورى تحمل كند. اگر خداى سبحان چنین قانونى را قرار داده بود، خلاف عقل نبود؛ چون كسى كه علم زشتى مرتكب شده است، باید مجازات آن عمل ناپسند خود را ـ چه اندك چه زیاد ـ ببیند. ولى از آن روى كه حضرت حق (جل‌جلاله) به انسان‌ها رحمت دارد، راه توبه را به روى گناهكاران گشوده و آنها را مجازات نفرموده است تا بلكه گناه گذشته بخشیده شود. این نعمت عظیم و بى‌حساب باعث مى‌شود كسى كه یك عمر طولانى را با گناه گذرانده و در اواخر عمر متنبّه و مستبصر شده است، با توبه واقعى و حقیقى همه گناهانش بخشیده شود. عدل الهى اقتضا مى‌كند هر شخصى كه كار ناشایست انجام داد مجازات آن را ببیند، ولى از آن جا كه رحمت الهى بر عدل او سبقت دارد، این امكان را براى انسان فراهم آورده است كه على رغم ارتكاب گناه و استحقاق
‌﴿ صفحه 273 ﴾
عقاب بتواند با توبه، گناه خود را جبران كند و از مجازات، خلاص شود. نكته ظریف‌تر این كه حضرت حق توبه‌نمودن را خیلى مشكل مقرر نكرده و براى آن شرایطى سخت و طاقت‌فرسا قرار نداده است تا غیر مقدور و دشوار شود؛ مثلا نفرموده است براى توبه نمودن، فلان عمل شاق را انجام بدهید و یا ریاضت بكشید تا گناهان گذشته را جبران كند وَلَمْ یُشَدِّدْ عَلَیْكَ فِى‌التَّوْبَة؛ در توبه نمودن خیلى سخت‌گیرى نكرده است. كافى است واقعاً پشیمان شوید و تصمیم بگیرد كه دیگر آن عمل را مرتكب نشوید. همین ترك گناه و پشیمان شدن باعث مى‌شود كه گناهان گذشته بخشیده شود. البته به شرط آن كه تصمیم قطعى بگیرد و به این تصمیم پاى بند باشید. البته اگر عبادتى را ترك كرده و یا مال كسى را خورده‌اید، چون حق‌الناس است معیار دیگرى دارد. لذا طبق آن معیار باید جبران كرده و یا قضاى آن عبادات را ـ اگر قضا دارد ـ به جا آورید تا توبه ممكن گردد. به هرحال صرف پشیمانى و تصمیم قطعى بر ترك گناه براى توبه نمودن و آمرزش گناهان كافى است. از همین رو حضرت(علیه السلام)مى‌فرماید: فَجَعَلَ تَوْبَتَكَ التَّوَرُّعَ عَنِ‌الذَّنْب؛ توبه همین است كه واقعاً از گناه اجتناب كنى. اگر بعد از تصمیم، پرهیز كرد و خود را حفظ نمود، همین كافى است كه گناه گذشته هم بخشیده شود.
ب) پاداش بى حساب و عقاب بى‌مقدار
جلوه دیگر از سبقت رحمت الهى، وسعت بى‌منتهاى رحمت حضرت حق است. براى توضیح و تبیین این جلوه از سبقت رحمت الهى به یك بیان تمثیلى روى مى‌آوریم. فرض كنید براى اندازه‌گیرى كارهاى خوب و بد، مقیاسى را در اختیار داریم؛ مثلاً یك جمله سه كلمه‌اى را در نظر آورید كه اگر به شكلى خاص بیان گردد، گناه محسوب مى‌شود و موجب عقاب مى‌گردد و اگر به صورت دیگرى گفته شود، عبادت شمرده شده، ثواب را در پى دارد. بنابراین، مقیاس اندازه‌گیرى، یك جمله سه كلمه‌اى است كه مى‌تواند به صورت حسنه باشد و ممكن است به صورت گناه و سیئه نمودار گردد. حال، متناسب با همین مقیاس اگر گناهى صورت پذیرد، باید به همین اندازه عقاب در نظر گرفته شود؛ یعنى عقاب متناسب با این جمله سه كلمه‌اى است و ثواب هم همین طور. اما در نزد خداوند سبحان همین جمله سه كلمه‌اى اگر
‌﴿ صفحه 274 ﴾
عنوان گناه را بپذیرد یك عقاب را به دنبال خواهد داشت و اگر عنوان عبادت و انجام وظیفه را به خود بگیرد، ده برابر ثواب دارد؛ در حالى كه عدالت اقتضا مى‌كند كه اگر براى یك جمله سه كلمه‌اى گناه و معصیت، یك واحد عقاب درنظر گرفته شده براى عبادتش هم، ثوابى مساوى با آن یك واحد در نظر گرفته شود. ولى خداى متعال به خاطر رحمتى كه به بندگان خود دارد مى‌فرماید: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ اَمْثَالِهَا(113)؛ یعنى حسنه را ده برابر پاداش مى‌دهد. از نظر عقلى و به مقتضاى عدالت، همان واحدى را كه براى سنجش ثواب در نظر مى‌گیریم، در مقابل گناه نیز باید محفوظ بداریم، ولى خداوند سبحان در مقام ثواب، ده برابر ثواب مى‌دهد كه خود یك رحمت فوق‌العاده‌اى است كه نشان از سبقت رحمت الهى بر عدالت او دارد. عدالت اقتضا مى‌كند كه اگر گناهى انجام گیرد یك عقاب و اگر كار خوبى نیز انجام پذیرد یك ثواب منظور گردد. اما در دستگاه قضاوت الهى یك گناه، همان یك عقاب را دارد ولى یك ثواب، ده برابر پاداش داده مى‌شود كه خود، نشان دیگرى از رحمت الهى است تا انسان ها تشویق شده و به سوى خدا بروند و از این رحمت بهرمند گردند؛ خدایى كه حَسَبَ سَیِّئَتَكَ واحِدَةً وَحَسَبَ حَسَنَتَكَ عَشْراً؛ كار بد تو را یكى و كار خوب تو را ده برابر حساب مى‌كند.
ج) سهولت بهره مدام از خزاین الهى
نعمت بى‌پایان حضرت حق همیشه شامل حال همگان بوده و هست و حتى با تخلّف و معصیت نیز نه تنها باب رحمت الهى مسدود نمى‌شود، بلكه حتى زمانى كه انسان گناهى را مرتكب مى‌شود و مستحق عقوبت مى‌گردد نیز با توبه، او را مستحق نعمت خود مى‌سازد و نه تنها نعمت عمومى خود را ارزانى مى‌فرماید، بلكه گوش به دعا و خواسته او نیز مى‌سپارد تا حاجت اختصاصى وى را نیز اجابت نماید: فَمَتَى شِئْتَ سَمِعَ نِدَاكَ وَ نَجْوَاكَ، فَأَفْضَیْتَ اِلَیْهِ بِحَاجَتِكَ. این خود، باب رحمت الهى است كه فراروى انسان گشوده شده است و امكان ارتباط با خدا را در همه جا و در همه حال میّسر مى‌سازد تا هر وقت كه بخواهیم در خانه او را بكوبیم و هر وقت بخواهیم، این كلید را به كار بگیریم و قفل در رحمت الهى و وصال او را بگشاییم و
‌﴿ صفحه 275 ﴾
آن حجاب بین خود و خدا را با این كلید برطرف سازیم و حاجات خود را از خدا بخواهیم و یك لحظه هم احساس ناامیدى را در خانه دل، راه ندهیم.
پس هر زمانى كه اراده كردید و خواستید خدا را بخوانید، چه فریاد بزنید و چه نجوا كنید و درگوشى او را بخوانید، ندا و نجواى شما را مى‌شنود. از این‌روى فرصت را غنیمت شمرده و حاجت خود را در هرجا و هرحالى به او عرضه دارید و درد دل خود را با او در میان گذارید. اگر ناراحتى و گلایه‌اى دارید و اگر از او كمك مى‌خواهید و اگر در همه حال، حرف خود را با او بیان كنید و نه تنها همین یك حاجت، بلكه هر احتیاجى كه دارید از او بخواهید، كه هر مشكلى را حل و هر همّ و غمّى را برطرف مى‌نماید. او با دعا كلید همه خزاین خود را در اختیار شما گذاشته تا از آن خزاین رحمت و نعمت‌هاى الهى برخوردار گردید. هرگز نگفته است كه به اندازه نیاز و حاجت، به شما مى‌دهم، بلكه به اندازه‌اى كه همت دارید و بخواهید و به اندازه‌اى كه عقلتان مى‌رسد، به شما نعمت خواهم داد؛ یعنى با دعا كلید این خزاین را در اختیار شما نهاده است تا باب خزاین الهى را گشوده، از آن بهره‌مند شوید: فَمَتَى شِئْتَ‌اِسْتَفْتَحْتَ بِالدُّعَاءِ اَبْوَابَ خَزَائِنِه؛ كلید دعا، درهاى خزاین الهى را مى‌گشاید. ما اگر ثروتى داشته باشیم آن را در گاوصندوق نگه مى‌داریم و حفظ مى‌كنیم. قفل سرّى و رمزى براى آن نصب مى‌كنیم تا كسى نتواند آن را باز كند، ولى خداوند سبحان كلید خزاین بى‌نهایت رحمت خود را به راحتى در اختیار ما قرار داده است؛ نه قفل و رمزى براى آن قرار داده و نه محافظ و مأمورى بر آن گمارده است.
اما هزاران آه و افسوس! با وجود این كه رحمت خداوند منان این همه وسعت دارد و كلید خزاین رحمت واسعه الهى در دستان ما قرار داده شده و زمینه رشد ما مهیا و وسیله جبران گناهانمان فراهم شده است، از این وسایل و امكانات استفاده نمى‌كنیم. مگر این عمل چه قدر مؤونه لازم دارد كه این سان غافل و جاهل و بى‌همّت و سست و تنبل شده‌ایم و از این همه وسایل رحمت الهى كه براى ما فراهم است، استفاده نمى‌كنیم و با كلید دعا، خزاین بى‌پایان رحمت الهى را به روى خود نمى‌گشاییم؟!
‌﴿ صفحه 276 ﴾
‌﴿ صفحه 277 ﴾

درس نوزدهم: دعا (1)

تأخیر در اجابت دعا
دعا، اعتراف عملى به بندگى
معیار اجابت
تغییر خواسته‌ها
اصرار در دعا
سبب تأخیر اجابت
در دعا چه بخواهیم؟
‌﴿ صفحه 278 ﴾
‌﴿ صفحه 279 ﴾

دعا (1)

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
فَالْحِحْ عَلَیْهِ فِى الْمَسْأَلَةِ یَفْتَحْ لَكَ اَبْوابَ الرَّحْمَةِ وَلا یَقْنُطْكَ اِنْ اَبْطَأَتْ عَلَیْكَ الاِْجابَةُ فَاِنَّ العَطِیَّةَ عَلى قَدْرِ الْمَسْأَلَةِ، وَرُبَّما اُخِّرَتْ عَنْكَ الاْجابَةُ لِیَكُونَ اَطْوَلَ لِلْمَسْأَلَةِ وَاَجْزَلَ لِلْعَطِّیَةِ، وَ رَبَّما سَأَلْتَ الشَّىْءَ فَلَمْ تُؤْتَهُ وَاوُتیتَ خَیْراً مِنْهُ عاجِلاً وَ اجِلاً، اَوْ صُرِفَ عَنْكَ لِما هُوَ خَیْرٌ لَكَ(114) فَلَرُبَّ اَمْر قَدْ طَلَبْتَهُ فِیهِ هَلاكُ دینِكَ وَ دُنْیاكَ لَوْ اوُتِیتَهُ، وَلْتَكُنْ مَسْأَلَتُكَ فیِما یَعْنیِكَ مِمَّا یَبْقى لَكَ جَمالُهُ وَیُنْفى عَنْكَ وَبالُهُ وَ الْمالُ لا یَبْقى لَكَ وَلا تَبْقى لَهُ، فاِنَّهُ یُوشَكُ اَنْ تَرى عاقِبَةَ اَمْرِكَ حَسَناً اَوْ سَیِّئاً أو یَعْفُوَ الْعَفْوُّ الْكَریمُ.
پس طلب‌نمودن و دعاكردن اصرار بورز تا باب رحمت را براى تو بگشاید. دیر اجابت نمودن او تو را ناامید مگرداند كه همانا بخشش، بسته به مقدار درخواست است. و چه بسا در اجابت دعاى تو تأخیر رخ دهد تا درخواست تو طولانى‌تر گردد و بخشش او كامل‌تر شود. و چه بسا چیزى را خواسته‌اى و تو را نداده و بهتر از آن را در این دنیا یا آن دنیا داده و یا بهتر آن بوده كه آن را از تو بازدارد و چه بسا چیزى را طلب نمودى كه اگر به تو مى‌داد، تباهى دین و دنیاى خود را در آن مى‌دیدى. پس درخواستت چیزى باشد كه نیكى آن براى تو پایدارتر است و سختى و رنج آن از تو دور، كه نه مال، براى تو پایدار مى‌ماند و نه تو براى مال، پایدار مى‌مانى. به زودى پایان كار نیك و یا بد خود را و یا بخشنده كریم تو را مى‌بخشد.
بى‌گمان مدعیان بندگى كم نیستند كه با صدایى به بلنداى فلك، ادعاى بندگى بر زبان جارى دارند، ولى در این میان آن كسى بند بندگى حضرت حق را به جان دارد كه در هر جلوه‌اى از
‌﴿ صفحه 280 ﴾
جلوه‌هاى عملى زندگى، این بنده بودن را ابراز دارد. به یقین اگر دل، بند بندگى بى‌نیاز را بر خود داشته باشد، نیاز جز به درگاه او نخواهد برد. از این‌روى اگر چشم امید زبیگانه داشت و به نیازمندى روى نمود، همگان او را از انجمن بندگان خداوند خارج مى‌بینند، چرا كه بندگى خداوند را با خواندن غیر او مغایر مى‌بینند و گویا از همین روست كه حضرت رسول خاتم(صلى الله علیه وآله)مى‌فرمایند: اَلدُّعُاءُ مُخُّ الْعِبَادَة(115)؛ دعا مغز و لب عبادت و بندگى است. اینك در این فراز پندهاى الهى، مولى الموحدین امیرالمؤمنین على(علیه السلام) نیز درباره دعا و اهمیت و فواید آن و ترغیب به دعا كردن دُر افشانى مى‌فرمایند و در نهایت مطاف، دعا را به عنوان كلید خزاین رحمت الهى معرفى مى‌فرمایند. بنابر كلام امیر كلام، رحمت الهى خزاینى دارد بى‌پایان، كه هیچ گاه تمام‌شدنى نیست و براى استفاده از این خزاین، احتیاج به كلیدى است و آن كلید به عقیده حضرتشان همانا دعاست و هر كسى در هر وقت كه بخواهد مى‌تواند از این كلید استفاده كرده و درهاى رحمت الهى را به روى خود بگشاید و از رحمت حق (جلّ جلاله) برخوردار گردد. مسلّم است كه هر شخصى كه به خداى متعال و فرمایشات امیرالمؤمنین على(علیه السلام) ایمان داشته باشد، با شنیدن این بیانات تصمیم مى‌گیرد كه از دعا استفاده كند . چون كارى مفیدتر از دعاكردن و نتیجه‌اى بالاتر از دستیابى به خزاین رحمت الهى كجا مى‌توان یافت تا از آن براى دنیا و آخرت بهره بگیریم؟! این معنا و این دامنه تأثیر دعا به گونه‌اى در آینه كلام حضرت على(علیه السلام) جلوه‌گر شده است كه جاى تردید و تأمل در بهره‌گیرى از آن باقى نمى‌گذارد و هر شنونده‌اى را بى‌درنگ به سوى دعا فرا مى‌خواند. اما در این میان، چه بسا در برخى نفوس ناآشنا، توقع بى‌مورد و سؤالاتى بى‌پاسخ نیز بروز نماید كه حضرت(علیه السلام) جهت رفع آنها مطالبى را عنوان مى‌كنند.