پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

نعمت بى‌پایان به توان بى‌پایان

همان‌گونه كه گذشت خداوند متعال فرموده است: خواسته‌هاى خود را از من بخواهید تا بدهم؛ اُدْعُونِى اَسْتَجِبْ لَكُمْ (103)در این فراخوان عمومى، خداوند سبحان بدون واسطه و دربان و رئیس دفتر و بازرسى ما را فراخوانده است. یعنى هرگز ما را نزد دیگرى نفرستاده و مجبور نكرده است كه به سراغ كسى دیگر برویم تا پارتى بازى و وساطت كند، بلكه ارتباط مستقیم است و احتیاجى به واسطه نیست. جالب‌تر این كه عظمت این نعمت، حدّ و مرز ندارد و نه تنها آن چه را كه درخواست نموده‌اید ضمانت مى‌كند، بلكه اگر خود را از فیض الهى محروم كرده و مرتكب گناه شدید باز هم خداوند نیاز شما را برآورده مى‌سازد. از این‌رو اگر با چنین پرونده تاریك و سابقه سوئى به در خانه خدا رفتید و سؤال كردید و از گذشته خود اعلام پشیمانى نمودید، خدا هم راه جبران گذشته را مى‌نمایاند و هم به نعمت بى‌پایان خود حاجت شما را برمى‌آورد. در واقع این خود نعمتى دیگر است كه علاوه بر تأمین حال و آینده، راه جبران گذشته را نیز معرفى مى‌فرماید. كسى كه یك عمر پشت به خدا كرده و هزاران بلا به سر خود آورده و فطرت خود را مسخ كرده، اگر بخواهد گذشته‌ها را جبران كند، راه جبران آن مشخص شده است. یعنى علاوه بر این كه دعا را مقرر كرده كه هر وقت اراده نمودید، ارتباط برقرار كنید و هر چه مى‌خواهید بگیرید، طریق جبران گذشته‌ها را هم باز كرده است. این نعمت، فوق تمام نعمت‌هاى دیگر است كه آن را نعمت بى‌نهایت به توان بى‌نهایت مى‌توان نامید. كسى كه بعد از 70 سال كفر و عصیان متنبه شده و به در خانه خدا آمده است علاوه بر این كه براى حال و آینده خود دعا مى‌كند و از خدا حاجت مى‌طلبد درصدد است تا گذشته تیره و تار چند
‌﴿ صفحه 262 ﴾
ساله‌اش را نیز جبران كند، كه خدا این راه را هم باز كرده و با یك عمل یك ساعته آن را هم جبران مى‌كند.
خداوند سبحان مى‌فرماید: هر وقت پشیمان شدید، بیایید كه در به روى شما باز است و نه تنها از این ساعت به بعد اصلاح مى‌شود، بلكه گذشته‌ها هم جبران مى‌گردد و آن آتشى كه افروختید و خود را در درونش انداختید خاموش مى‌گردد. و نه تنها خاموش بلكه به سلامت و طراوت بدل مى‌شود: اِلاّ مَنْ تابَ وَ ءامَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَاُولَئِكَ یُبَدِّلُ اللّهُ سَیِئاتِهِمْ حَسَنات(104)؛ مگر آن كسى كه توبه نمود و ایمان آورد و عمل صالح انجام داد، كه خداوند گناهان این گروه را به حسنات تبدیل مى‌كند. اگر رفتار بدى داشتید و عصیان نموده‌اید، راه توبه به روى شما باز است. ممكن است دیگران به كسى اجازه توبه بدهند تا گذشته خود راجبران كند، ولى وقتى آمد و اظهار پشیمانى نمود او را توبیخ و سرزنش مى‌كنند؛ اما اگر كسى واقعاً توبه كند و به سوى خدا بازگردد، هرگز توبیخ نمى‌شود؛ حتى به او نمى‌گویند كه چرا گناه كردى؟! در این مورد امام صادق(علیه السلام) مى‌فرمایند: مَنْ عَمِلَ سَیِّئَةً اُجِّلَ فِیها سَبْعَ ساعات مِنَ النَّهارِ فَاِنْ قالَ اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا اِلَهَ اِلاّ هُوَ الحَىَّ القَیُّومُ ـ ثَلاثَ مَرّات ـ لَمْ تُكْتَبْ عَلَیْه(105)؛ كسى كه مرتكب گناهى مى‌شود، تا هفت ساعت به او مهلت داده مى‌شود، كه اگر سه‌بار استغفار نمود و گفت: اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذىِ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّوم، آن گناه ثبت نمى‌شود. نه تنها به محض گناه، مجازات نمى‌شود، بلكه به فرشتگان مأمور ثبت اعمال مى‌فرماید: مؤمن وقتى مرتكب گناه شد، تا هفت ساعت ثبت آن را به تأخیر بیندازید تا بلكه توبه كند. بنابراین نه تنها فوراً مجازات را ثبت نمى‌فرماید، بلكه با مهلت دادن، پرونده او را پاك نگه مى‌دارد. بنابراین اگر انسان كارى انجام داد و به دست خود خویش را رسوا كرد، راه جبران آن معین شده است. البته هر كسى خود مى‌داند كه در گذشته چه اعمال و رفتارى داشته كه اگر آشكار مى‌شد، در میان فامیل و خویش و قوم و اهل شهر و همكاران و دوستانش بى‌آبرو مى‌گردید ولى به خاطر توبه، خدا به فضل و كرمش آبروى او را حفظ كرد. در این‌جا امیرالمؤمنین على(علیه السلام)به امام حسن(علیه السلام)مى‌فرماید: ما چنین خدایى داریم. قدر باب گشوده دعا و توبه و جبران گذشته‌ها را بدان و هر چه مى‌توانى از خدا بخواه كه اگر نخواهى از دستت رفته است و دیگر جبران امكان ندارد!!
‌﴿ صفحه 263 ﴾

درس هیجدهم : ارتباط با خدا (2)

مفهوم شفاعت
1. شفاعت در مسیحیّت
2. شفاعت در اسلام
جلوه‌هاى سبقت رحمت الهى بر عدالت او
الف. سهولت توبه
ب. پاداش بى حساب و عقاب بى‌مقدار
ج. سهولت بهره مدام از خزاین الهى
‌﴿ صفحه 264 ﴾
‌﴿ صفحه 265 ﴾

ارتباط با خدا (2)

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَ أعْلَمْ أَنَّ الَّذى بِیَدِهِ خَزائِنُ مَلَكُوتِ الدُّنْیا وَ الاَْخِرَةِ قَدْ أَذَنِ لِدُعائِكَ(106)، وَ تَكَفَّلَ لإِجابَتِكَ، وَ أَمَرَكَ أَنْ تَسْأَلَهُ لِیُعْطِیَكَ وَ هُوَ رَحیمٌ كَریمٌ، لَمْ یَجْعَلْ بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ مَنْ یَحْجُبُكَ عَنْهُ، وَ لَمْ یُلْجِئْكَ إِلى مَنْ یَشْفَعُ لَكَ إِلَیْهِ، وَ لَمْ یَمْنَعَكَ إِنْ أَسَأْتَ مِنَ التَّوْبَةِ وَ لَمْ یُعَیَّرْكَ بِالاِْنابَةِ، وَ لَمْ یُعاجِلْكَ بِالنِّقْمَةِ، وَ لَمْ یَفْضَحْكَ حَیْثُ تَعَرَّضْتَ لِلْفَضیحَةِ وَ لَمْ یُناقِشْكَ بِالْجَریمَةِ، وَ لَمْ یُؤْیِسْكَ مِنَ الرَّحْمَةِ، وَ لَمْ یُشَدِّدْ عَلَیْكَ فِى التَّوْبَةِ، فَجَعَلَ تَوْبَتَكَ التَّوَرُّعَ عَنْ الذَّنْبَ، وَ حَسَبَ سَیِّئَتَكَ وَاحِدَةً وَ حَسَنَتَكَ عَشْراً، وَ فَتَحَ لَكَ بَابَ الْمَتَابِ وَالاِْسْتِعْتابِ، فَمَتى شِئْتَ سَمِعَ نِداءَكَ وَ نَجْواكَ فَأَفْضَیْتَ إِلَیْهِ بِحاجَتِكَ وَ أبْثَثْتَهُ ذاتَ نَفْسِكَ وَ شَكَوْتَ إِلَیْهِ هُمُومَكَ وَ اسْتَعَنْتَهُ عَلى اُمُورِكَ، ثُمَّ جَعَلَ فِى یَدِكَ مَفاتیحَ خَزائِنِهِ بِما أَذِنَ فِیهِ مِنْ مَسْأَلَتِهِ، فَمَتى شِئْتَ اِسْتَفْتَحْتَ بِالدُّعاءِ أَبْوابَ خَزائِنِهِ.
و بدان، آن كسى كه گنجینه‌هاى آسمان و زمین در دست اوست تو را در دعا رخصت داده و اجابت دعاى تو را ضمانت نموده است. و تو را فرموده كه از او درخواست نمایى تا تو را عطا نماید و او بخشنده و بزرگوار است و بین تو و خود كسى را نگمارده تا تو را از وى باز دارد. و تو را ناچار نكرده كه نزد او شفیع و میانجى آورى و اگر گناه كردى تو را از توبه منع ننموده و به سبب بازگشت [به سوى خود] سرزنش نكرده و در كیفر تو شتاب نفرموده و آن‌جا كه سزاوار رسواشدن بودى، رسوایت نكرده و حساب گناهت را نكشیده و تو را از بخشایش خود نومید نساخته و در ـ پذیرش ـ توبه بر تو سخت نگرفته است. پس توبه تو را پرهیز از گناه در نظر گرفت و كار بد و گناه تو را یك گناه شمرد و هر كار نیك تو را ده حسنه به حساب
1- ‌﴿ صفحه 266 ﴾
آورد. و درِ بازگشت و خشنود ساختن را گشود و هر زمان كه تو اراده نمودى صدایت را شنید و به راز دلت گوش داد. پس حاجت خود را به او مى‌رسانى و راز دل خود را نزد او مى‌گشایى و از اندوه خود به او شكایت مى‌كنى و در كارهایت از او استعانت مى‌جویى و سپس كلید گنجینه‌هایى كه درخواست آن را اجازه داده، در دست تو نهاده است. پس هرگاه كه خواستى، درِ گنجینه‌هاى او را با كلید دعا بگشایى!
تاكنون بخش‌هایى از وصیت امیرالمؤمنین(علیه السلام) به امام حسن(علیه السلام) را قرائت كردیم و هم اینك به این فراز از آن پندنامه الهى مى‌پردازیم كه محور فرمایشات حضرت(علیه السلام)، ارتباط با خداوند است. نعمت ارتباط با حضرت حق، نعمتى بس عظیم است كه به انسان ارزانى شده است تا هر شخص در هر زمانى كه بخواهد بدون احتیاج به وساطت دیگران با خداى خود سخن بگوید. در این جا نیز حضرت(علیه السلام) وسعت بى‌كران آن رحمت الهى را گوشزد مى‌فرماید و شرایط آن را بیان مى‌نمایند تا انسان، ترغیب شده و از آن استفاده كند. البته توجه دارید كه نعمت ارتباط با خداى متعال، بزرگ‌ترین شرافت براى انسان است كه تمام خواسته‌هاى خود را با خدا در میان مى‌گذارد و از او، طلب رحمت و فیض مى‌نماید. و انسان اگر بداند كه بدین وسیله مى‌تواند از رحمت الهى بهرمند گردد، طبعاً به آن ترغیب مى شود. از آن جا كه اصل وجود ارتباط بین خالق و مخلوق از اهمیّت ویژه‌اى برخوردار است و تبیین مفهوم آن و بیان ویژگى‌ها و كیفیّت آن، نكات مبهم را روشن خواهد نمود، لذا در پرتو كلام حضرت على(علیه السلام) به این مهم مى‌پردازیم: