پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

درس شانزدهم : سرمشق زندگى

مذمت دنیا، چرا؟
مسیر زندگى
چگونه مسیر زندگى را طى كنیم؟
چگونه سبك‌بار زندگى كنیم؟
انتخاب مسیر زندگى
‌﴿ صفحه 240﴾
‌﴿ صفحه 241 ﴾

سرمشق زندگى

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَاعْلَمْ یا بُنَىَّ اَنَّ أَمامَكَ طَریِقاً ذا مَسافَة بَعیِدَة، وَ أَهْوال شَدیدَة، وَاَنَّهُ لا غِنَى بِكَ عَنْ حُسْنِ الاِْرتِیادِ، وَقَدِّرْ بَلاغَكَ مِنَ الزّادِ مَعَ خِفَّةِ الظَّهْرِ، فَلا تَحْمِلَنَّ عَلى ظَهْرِكَ فَوْقَ بَلاغِكَ [طاقَتِك] فَیَكوُنَ ثَقیلا وَ وَبالاً عَلَیْكَ، وَ إِذا وَجَدْتَ مِنْ أَهْلِ الْحاجَةِ مَنْ یَحْمِلُ لَكَ زادَكَ [اِلى یَوْمِ الْقِیامَة ]فَیُوافِیكَ بِهِ [غَدَا] حَیْثُ تَحْتاجُ اِلَیْهِ فَاغْتَنِمْهُ، وَ اغْتَنِمْ مَنْ اسْتَقَرْضَكَ فِى حالِ غِنَاكَ وَ جَعَلَ قَضاءَهُ لَكَ فِى یَوْمِ عُسْرَتِكَ [وَ حَمِّلْهُ اِیَّاهُ، وَ أَكْثِرْ مِنْ تَزْویدِهِ وَ أَنْتَ قادِرٌ عَلَیْهِ فَلَعَلَّكَ تَطْلُبُهُ فَلاتَجِدُه] وَ اعْلَمْ أَنَّ أَمامَكَ عَقَبَةً كَؤُوداً [المُخِفُّ فِیها اَحْسَنُ حالا مِنَ المُثْقِلِ وَالمُبْطِىءُ عَلَیْها اَقْبَحُ حالا مِنَ الْمُسْرِع] لا مُحَالَةَ أَنَّ مَهْبِطُها بِكَ عَلى جَنَّة، أَوْ نار، فَارْتَدُ لِنَفْسِكَ قَبْلَ نُزوُلِكَ [وَ وَطَّئ المَنْزِلَ قَبْلَ حُلُولِكَ فَلَیْسَ بَعْدَ الْمَوْتِ مُسْتَعْتَبٌ وَ لا اِلىَ الدُّنْیا مُنْصَرَفٌ.(95)]
و بدان كه راهى دراز و رنجى جان‌گداز پیش روى توست و همانا تو در آن از جستجوى نیكو و تلاش صحیح بى‌نیاز نیستى. توشه خود را به اندازه بردار؛ آن‌گونه كه تو را به مقصد رساند و پشت تو سبك باشد و بیش از آن‌چه توان دارى بر پشت خود مگذار كه سنگینى آن بر تو گران آید. و اگر مستمندى یافتى كه توشه تو را تا به قیامت ببرد و فردا ـ كه بدان نیازمندى ـ به كمال، به تو پس دهد، او را غنیمت شمار و غنیمت بدان كسى را كه در حال بى نیازى تو، از تو وام خواهد تا در روز تنگدستى‌ات به تو بپردازد [تا مى‌توانى بار خود را به پشت او بگذار و توشه او را سنگین ساز. چه بسا او را بجویى و نشانى از وى ندانى.] و بدان كه گردنه‌اى دشوار پیشاپیش توست [كه در آن سبك بارى از گران‌بارى نیكوتر است و كند رونده از
‌﴿ صفحه 242 ﴾
شتاب كننده، حال بدترى دارد] و محل فرودآمدن تو در آن مسیر ناگزیر یا بهشت است یا دوزخ. پس پیش از فرودآمدنت براى خود چاره‌اى بیندیش [و پیش از رسیدنت، منزل را آماده ساز كه پس از مرگ نه جاى عذر خواستن است و نه راهِ به دنیا بازگشتن.]
اشاره كردیم كه بخش عمده وصیّت حضرت على(علیه السلام) در مورد بیان موقعیت زندگى انسان در دنیا و نسبت دنیا با آخرت است. البته این مهم، مطلبى است كه در بسیارى از كلمات امیرالمؤمنین(علیه السلام) و در احادیث اولیاى دین و ائمه هدى(علیهم السلام) به چشم مى‌خورد. و شاید كمتر خطبه‌اى از نهج البلاغه را بتوان یافت كه در مورد این موضوع، مطلبى بیان نكرده باشد. آن‌چه در این خصوص اهمیت دارد، توجه به سرّ این گونه تأكیدهاست كه اینك به آن مى‌پردازیم.

مذمت دنیا، چرا؟

توجه رغبت برانگیز انسان به دنیا و اهتمام سرسختانه وى به زندگى دنیوى و كسب مقام و مال دنیا را فراموش كردن و یا انكار آخرت در عمل، شاید علت پافشارى بر مذمت دنیا در لسان ائمه هدى(علیهم السلام) باشد. در واقع از این رو دنیا مورد مذمت قرار مى‌گیرد كه موجب غفلت انسان از آخرت مى‌شود. چون دیدنى‌ها و شنیدنى‌هاى فریبا و جذاب این دنیا همیشه در برابر دیدگان انسان خودنمایى مى‌كنند و همچون صاعقه‌اى تمام وجود وى را تحت تأثیر قرار داده و رغبت وى را براى تحصیل آنها برمى‌انگیزند، در حالى كه آخرت، چون از شعور حسى انسان به دور و قابل ادراك حسى نمى‌باشد، بطور طبیعى و خود به خود كمتر مورد توجه و عنایت قرار مى‌گیرد. از همین رو ائمه هدى(علیهم السلام) با اهتمام كامل، به مذمت دنیا مى‌پردازند كه مبادا آخرت، فراموش و انسان، دلباخته مظاهر دل‌فریب دنیا گردد. به بیان دیگر به طور طبیعى و خود به خود انسان كمتر به فكر جهان دیگر ـ كه قابل درك حسى نیست ـ مى‌باشد. و اگر هم كسى به آخرت توجه دارد، یا برهان عقلى بر وجود آن اقامه مى‌كند و یا از بیانات انبیا و اولیا به وجود آخرت پى مى‌برد، كه این میزان از آگاهى و آن‌هم به روش تعقلى، تأثیرى بسیار كم در انسانِ
‌﴿ صفحه 243 ﴾
ظاهربین دارد و عمل و رفتار وى را تحت تأثیر قرار نمى‌دهد و چه بسا آن را فراموش نیز مى‌كند؛ در حالى‌كه جلوه‌گرشدن دمادم دنیا در برابر دیدگان انسان او را سخت جذب خود مى‌كند. كمتر مسلمانى است كه در مورد آخرت و نسبت دنیا به آخرت جاهل بوده و یا شك داشته باشد، ولى چون این معرفت هر روز تجدید نمى‌گردد و در برخى افراد، عمق ندارد، در مقام عمل خیلى كم به آخرت توجه دارد، و بیشتر اوقات غفلت نموده و فكر مى‌كند كه آن‌چه مهم است و با آن سروكار دارد همین چند روز دنیاست و زندگى واقعى و حقیقى، زندگى همین دنیاست و اصلا توجه ندارد كه آخرتى در كار است و فراموش مى‌كند كه هدف و مقصد آن‌جاست. تنها انبیا و اولیاى خدا(علیهم السلام) هستند كه هیچ گاه از این مسایل غفلت نمى‌كنند، ولى عموم انسان‌ها غافل هستند. بنابراین باید دایماً زندگى اخروى و اهمیّت آن را به انسان تذكر داد تا بداند زندگى چند روزه دنیا كه برایش تلاش مى‌كند و برنامه‌ریزى مى‌نماید و در پى به دست‌آوردن پست و مقام و ریاست آن عرق مى‌ریزد، یك سفر چندروزه بیش نیست و هدف و مقصد جاى دیگر است. از این‌روست كه در نهج‌البلاغه و سایر كلمات ائمه اطهار و قرآن كریم این همه بر مذمت دنیا و دلباختگان به دنیا پافشارى شده و با تعابیرى چون: وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا اِلاّ لَعِبٌ وَ لَهْوُ...(96)؛ زندگى دنیا جز بازى و سرگرمى نیست، و یا اِنَّ الَّذینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنا وَ رَضُوا بِالْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اطْمَأَنُّوا بِها وَالَّذینَ هُمُ عَنْ آیاتِنا غافِلوُنَ * اُولئِكَ مَأْوئِهُمُ النّارَ بِمَا كانوُا یَكْسِبُون(97)آنهایى كه امیدى به ملاقات ما [در رستاخیز] ندارند و به زندگى دنیا راضى شدند و بر آن تكیه كردند و آنها كه از آیات ما غافل هستند، بخاطر كار و كردارشان جایگاهشان آتش است. و یا فَوَیْلٌ لِلْكافِرینَ مِنْ عَذاب شَدید * الَّذینَ یَسْتَحِبوُّنَ الْحَیوةَ الدُّنْیا عَلَى الاْخِرَةِ وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللّه (98)واى بر كافران از مجازات شدید، آنهایى كه زندگى دنیا را بر زندگى آخرت ترجیح مى‌دهند و [مردم را] از راه خدا باز مى‌دارند، این مطلب را مكرّر بیان مى‌دارد. پس علت این است كه دنیا مظاهر دل‌فریب و جذاب دارد ولى آخرت در دیده ظاهربین مردم كمتر جلوه‌گر است. انسان به حسب زندگى طبیعى، دنیا را از راه حواس ظاهر درك مى‌كند و ظواهر آن
‌﴿ صفحه 244 ﴾
همیشه در برابر چشم او حاضر است، ولى درك انسان از آخرت از روشى است كه این‌گونه جلوه‌گرى را ندارد و همیشه آخرت را در برابر دیدگان ظاهربین انسان مجسّم نمى‌سازد. از این‌رو توجه انسان به دنیا و جاذبه‌هاى آن بیشتر خواهد بود و او را از هدف و مقصد نهایى غافل مى‌سازد. پس به كسى احتیاج دارد كه به او تذكر دهد و وى را از خواب غفلت بیدار نماید.
امیرالمؤمنین(علیه السلام) هم در همین راستا در چند فراز و چندین مرتبه، نسبتِ زندگى دنیا و آخرت و اهمیت آخرت را براى امام حسن(علیه السلام) بیان مى‌فرمایند و اینك بخشى دیگر از آن را پیش روى داریم كه مى‌فرماید:
وَاعْلَمْ اَنَّ اَمامَكَ طَریقاً ذامَسَافَة بَعیدَة، وَاَهْوال شَدیدَة؛ فرزندم، بدان كه پیش روى تو راهى بس دراز و بسیار طولانى قرار دارد و مسیرى خطرناك و پرخوف و هراس را باید پشت سر بگذارى.
بنابراین علت تمام این تكرارها، زدودن غفلت از فضاى ذهن و قلب آدمى است تا انسان را از تأثیر جلوه‌هاى جذاب دنیا كه وى را به خواب ناز غفلت فرو مى‌برد، بیدار سازد.