پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

سعى بیهوده

در بعضى از نسخه‌هاى این وصیّت الهى، دو جمله دیگر اضافه شده است كه حضرت على(علیه السلام)مى‌فرمایند: وَاسْعَىْ (فَاسْعَ) (وَاسْعَ)(90) فِى كَدْحِكَ وَ لا تَكُنْ خازِناً لِغَیْرِكَ؛ سخت كوشش و تلاش نما و خزانه‌دار دیگرى نباش و چون راه خویش را یافتى تا مى‌توانى در برابر خداوند سبحان فروتنى كن. در مورد این جمله، بعضى این‌گونه اظهار عقیده مى‌كنند كه این جمله براى نجات انسان از تنبلى و تن آسایى ایراد شده است تا وى را از تنبلى نجات بخشد و او را بر حذر مى‌دارد كه در زندگى شخصى وارفته باشد و سستى و تنبلى را پیشه خود سازد. در ضمن مواعظ حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) به ابوذر خواندیم(91) كه تنبلى و سستى، انسان را از سعادت باز مى‌دارد. كسى كه در مورد دنیاى خود تنبل باشد، نسبت به امور آخرتش، بیشتر دچار تنبلى و سستى خواهد شد. بنابراین باید فعال و جدى و جستجوگر و پرتلاش بود. آدم وارفته و شل و سست، هم دنیاى خود را از دست مى‌دهد و هم آخرت خود را ویران مى‌سازد؛ چرا كه دنیا محل حركت و تلاش براى به دست آوردن نعمت‌ها و امتیازهاى اخروى مى‌باشد. به تعبیر بهتر، این دنیا سیر و سفر است، همان‌گونه كه در سفر وقتى ماشین شما تندتر مى‌رود و از دیگر ماشین‌ها سبقت مى‌گیرد، خوشحال مى‌شوید، سفر آخرت هم همین‌طور است و نباید آن را به بازى گذراند؟! این عالم جاى تلاش است و با تنبلى سازگار نیست و با آن كارى از پیش نمى‌رود. این یك معنا براى این كلام حضرت(علیه السلام)است كه مى‌فرماید: وَاسْعَىْ فِى كَدْحِكَ وَ ...؛ ولى یك معناى لطیف‌تر از این هم شاید بتوان ارائه نمود كه بعضى از شارحان و مفسران ذكر كرده‌اند. در قرآن كریم حضرت حق (جلّ جلاله) مى‌فرماید: یا اَیُّهَا الاِْنْسانُ اِنَّكَ كادِحٌ اِلىَ رَبِّكَ كَدْحاً فُمُلاقِیه؛(92) اى انسان! تو با تلاش و رنج به سوى پروردگارت مى‌روى و او را ملاقات خواهى كرد. در این آیه مبارك، مطلب بسیار بلندى بیان شده است كه موقعیت انسان را در حركت به سوى آخرت و تأثیر زندگى دنیوى را بر زندگى اخروى بیان مى‌كند. مى‌فرماید: حقیقت زندگى انسان، تلاش و حركت به سوى خداست. كادِحٌ اِلىَ رَبِّك،به كسى گفته مى‌شود
‌﴿ صفحه 237 ﴾
كه در مسیرى كه به خدا منتهى مى‌شود با تمام توان در حركت است. به بیان دقیق‌تر زندگى این چنینى در واقع تلاشى است براى اِنّا لِلّهِ وَاِنّا اِلَیْهِ راجِعُون(93)؛ یعنى زندگى، تلاش براى بازگشت به سوى خداست و ملاقات با اوست كه سرانجام این سفر را معین مى‌كند. پس منظور حضرت حق از عبارت كَادِحٌ اِلىَ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِیه(94) این است كه زندگى كدح و سراپا حركت است. آن‌هم حركت جهت‌دارى كه سمت و سوى آن به جانب خداست. بنابراین چه بهتر كه سعى كنیم از این حركت بهره ببریم. و سراى آن به جانب خداست. بنابراین چه بهتر كه سعى كنیم از این حركت بهره ببریم و سراى آخرت خود را آباد سازیم. در مقام توضیح این فراز خوب است بدانیم كه انسان دو گونه حركت و عمل دارد: یك نوع، اعمال تكوینى است كه چه بخواهیم و چه نخواهیم همه در حركت هستیم و این اعمال انجام مى‌شود و این حركت به وقوع مى‌پیوندد و این عمل و حركت به نفع همه نیست. چون آخر مقصد یكنواخت و یكسان نیست. اگرچه همه به آخرت خواهند رفت ولى آخرت، یك خانه نیست و دو خانه است. آن‌چه نوع مقصد را در آخرت تعیین مى‌كند، اعمال ارادى انسان‌هاست كه بعضى به بهشت و بعضى به جهنم خواهند رفت. پس این كدح طبیعى و تكوینى براى همه است. امّا كسانى از این سیر و حركت بهره‌بردارى صحیح مى‌كنند كه با كدح ارادى، سعادت خود را رقم مى‌زنند، پس شاید معناى وَاسْعَ فِى كَدْحِك این باشد كه در این كدح و حركتى كه به سوى خدا دارى تلاش و سعى و جدّیت داشته باش، تا بتوانى از این حركت خوب استفاده كنى و توشه‌اى پرثمر بردارى و مقصد و سرانجام خوبى داشته باشى. لذا جهت اكمال این وصیّت نورانى در جمله دیگر مى‌فرماید: وَلاَ تَكُنْ خازِناً لِغَیْرِكَ...؛ خزانه‌دار دیگرى نباش. این جمله هم، بسیار حكیمانه است كه مى‌فرماید: در این تلاش طبیعى به سود اخروى خود فكر كن كه مقصد آن‌جاست و براى دیگران تلاش نكن! اگر تلاش مى‌كنى، ببین براى سعادت اخروى خود چه بهره‌اى مى‌برى. چرا به گونه‌اى تلاش مى‌كنى و كدح مى‌نمایى كه نفع آن عاید دیگران مى‌شود و خودت از آن بهره‌اى نمى‌برى؟ چرا مال و ثروت مى‌اندوزى و این‌جا و آن‌جا حساب بانكى باز مى‌كنى
‌﴿ صفحه 238 ﴾
و شبانه‌روز در تلاشى تا صفر جلوى پس‌انداز خود را افزایش دهى ولى خودت بهره‌بردارى نمى‌كنى و فردا شخص دیگرى بهره تلاش تو را صاحب مى‌شود و بهرمند مى‌گردد؟! انسان عاقل، هرگز كارى كه بهره‌اى براى آخرت خودش ندارد، انجام نمى‌دهد و همیشه در پى این است كه ثمره و بهره تلاش عمل خود را خویش بچیند و در آخرت از آن بهرمند گردد و گرنه سعى بیهوده نمودن خطاست.
‌﴿ صفحه 239 ﴾

درس شانزدهم : سرمشق زندگى

مذمت دنیا، چرا؟
مسیر زندگى
چگونه مسیر زندگى را طى كنیم؟
چگونه سبك‌بار زندگى كنیم؟
انتخاب مسیر زندگى
‌﴿ صفحه 240﴾
‌﴿ صفحه 241 ﴾

سرمشق زندگى

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَاعْلَمْ یا بُنَىَّ اَنَّ أَمامَكَ طَریِقاً ذا مَسافَة بَعیِدَة، وَ أَهْوال شَدیدَة، وَاَنَّهُ لا غِنَى بِكَ عَنْ حُسْنِ الاِْرتِیادِ، وَقَدِّرْ بَلاغَكَ مِنَ الزّادِ مَعَ خِفَّةِ الظَّهْرِ، فَلا تَحْمِلَنَّ عَلى ظَهْرِكَ فَوْقَ بَلاغِكَ [طاقَتِك] فَیَكوُنَ ثَقیلا وَ وَبالاً عَلَیْكَ، وَ إِذا وَجَدْتَ مِنْ أَهْلِ الْحاجَةِ مَنْ یَحْمِلُ لَكَ زادَكَ [اِلى یَوْمِ الْقِیامَة ]فَیُوافِیكَ بِهِ [غَدَا] حَیْثُ تَحْتاجُ اِلَیْهِ فَاغْتَنِمْهُ، وَ اغْتَنِمْ مَنْ اسْتَقَرْضَكَ فِى حالِ غِنَاكَ وَ جَعَلَ قَضاءَهُ لَكَ فِى یَوْمِ عُسْرَتِكَ [وَ حَمِّلْهُ اِیَّاهُ، وَ أَكْثِرْ مِنْ تَزْویدِهِ وَ أَنْتَ قادِرٌ عَلَیْهِ فَلَعَلَّكَ تَطْلُبُهُ فَلاتَجِدُه] وَ اعْلَمْ أَنَّ أَمامَكَ عَقَبَةً كَؤُوداً [المُخِفُّ فِیها اَحْسَنُ حالا مِنَ المُثْقِلِ وَالمُبْطِىءُ عَلَیْها اَقْبَحُ حالا مِنَ الْمُسْرِع] لا مُحَالَةَ أَنَّ مَهْبِطُها بِكَ عَلى جَنَّة، أَوْ نار، فَارْتَدُ لِنَفْسِكَ قَبْلَ نُزوُلِكَ [وَ وَطَّئ المَنْزِلَ قَبْلَ حُلُولِكَ فَلَیْسَ بَعْدَ الْمَوْتِ مُسْتَعْتَبٌ وَ لا اِلىَ الدُّنْیا مُنْصَرَفٌ.(95)]
و بدان كه راهى دراز و رنجى جان‌گداز پیش روى توست و همانا تو در آن از جستجوى نیكو و تلاش صحیح بى‌نیاز نیستى. توشه خود را به اندازه بردار؛ آن‌گونه كه تو را به مقصد رساند و پشت تو سبك باشد و بیش از آن‌چه توان دارى بر پشت خود مگذار كه سنگینى آن بر تو گران آید. و اگر مستمندى یافتى كه توشه تو را تا به قیامت ببرد و فردا ـ كه بدان نیازمندى ـ به كمال، به تو پس دهد، او را غنیمت شمار و غنیمت بدان كسى را كه در حال بى نیازى تو، از تو وام خواهد تا در روز تنگدستى‌ات به تو بپردازد [تا مى‌توانى بار خود را به پشت او بگذار و توشه او را سنگین ساز. چه بسا او را بجویى و نشانى از وى ندانى.] و بدان كه گردنه‌اى دشوار پیشاپیش توست [كه در آن سبك بارى از گران‌بارى نیكوتر است و كند رونده از
‌﴿ صفحه 242 ﴾
شتاب كننده، حال بدترى دارد] و محل فرودآمدن تو در آن مسیر ناگزیر یا بهشت است یا دوزخ. پس پیش از فرودآمدنت براى خود چاره‌اى بیندیش [و پیش از رسیدنت، منزل را آماده ساز كه پس از مرگ نه جاى عذر خواستن است و نه راهِ به دنیا بازگشتن.]
اشاره كردیم كه بخش عمده وصیّت حضرت على(علیه السلام) در مورد بیان موقعیت زندگى انسان در دنیا و نسبت دنیا با آخرت است. البته این مهم، مطلبى است كه در بسیارى از كلمات امیرالمؤمنین(علیه السلام) و در احادیث اولیاى دین و ائمه هدى(علیهم السلام) به چشم مى‌خورد. و شاید كمتر خطبه‌اى از نهج البلاغه را بتوان یافت كه در مورد این موضوع، مطلبى بیان نكرده باشد. آن‌چه در این خصوص اهمیت دارد، توجه به سرّ این گونه تأكیدهاست كه اینك به آن مى‌پردازیم.