پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

درس پانزدهم: ادب معاشرت

معیار معاشرت نیكو
ثمره معاشرت نیكو
شیوه عمل به معیار معاشرت
خودپسندى، آفت معاشرت اجتماعى سالم
سعى بیهوده
‌﴿ صفحه 224 ﴾
‌﴿ صفحه 225 ﴾

ادب معاشرت

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
یا بُنَىَّ تَفَهَّمْ وَصِیَّتِى وَاجْعَلْ نَفْسَكَ مِیزاناً فیِما بَیْنَكَ وَبَیْنَ غَیْرِكَ، فَاَحْبِبْ [وَ أَحِب ]لِغَیْرِكَ ما تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَاكْرَهْ لَهُ ما تُكْرِهُ لَها! لا تَظْلِمْ كَما لا تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ وَ أَحْسِنْ كَما تُحِبُّ اَنْ یُحْسَنَ اِلَیْكَ! وَاسْتَقْبِحْ لِنَفْسِكَ ما تَسْتَقْبِحُهُ مِنْ غَیْرِكَ، وَارْضَ مِنَ النّاسِ ما تَرْضى لَهُمْ مِنْكَ! وَلا تَقُلْ بِما لا تَعْلَمُ، بَل لا تَقُلْ كُلَّ ما تَعْلَمُ وَلا تَقُلْ ما لاتُحِبُّ اَنْ یُقالَ‌لَكَ!(88) وَاعْلَمْ أَنَّ الإِعْجابَ ضِدُّ الصَّوابِ وَ آفَةُ الأَلْبابِ(89) [ وَاسْعَ فِی كَدْحِكَ وَلا تَكُنْ خازِناًلِغَیْرِكَ!] وَ إِذا هُدِیتَ لِقَصْدِكَ فَكُنْ أَخْشَعَ ما تَكوُنُ لِرَبِّكَ!
پسركم، سفارش مرا درك كن و خود را میان خویشتن و دیگران میزان در نظر آور؛ پس آن‌چه براى خود، دوست مى‌دارى براى غیر خود نیز دوست بدار و آن‌چه براى خود نمى‌پسندى براى دیگران نیز مپسند! ستم مكن همان‌گونه كه دوست ندارى به تو ستم شود و نیكى كن همچنان‌كه دوست دارى به تو نیكى كنند! زشت بشمار براى خود آن‌چه را از غیر خودت زشت مى‌دانى و از مردم براى خود چیزى را بپسند كه خودت در حق آنان مى‌پسندى! مگو آنچه را نمى‌دانى، بلكه هر چیزى را كه مى‌دانى هم مگو و مگو آن‌چه را دوست ندارى به تو بگویند! تو نیز به دیگران مگو بدان كه خودپسندى خلاف حق و آفت خردهاست! [و سخت بكوش و خزانه‌دار دیگران مباش!] و چون راه خویش یافتى، تا توانى در برابر پروردگارت فروتن باش!
‌﴿ صفحه 226 ﴾
مطلبى كه در این وصیّت ثمین و گران‌مایه مورد تأكید و توجه قرار گرفته است، اهمیّت زندگى ابدى در مقایسه با زندگى دنیاست و این‌كه موقعیّت زندگى دنیا و بى‌ارزشى آن در مقابل زندگى آخرت نباید فراموش و مورد غفلت واقع شود. البته این مطلب در لابه‌لاى سایر موضوعات به همراه مطالبى درباره اخلاق فردى و اجتماعى و روابط بین انسان‌ها، به صور مختلف مورد تأكید حضرت(علیه السلام) قرار گرفته است.
همان‌گونه كه قبلا ملاحظه فرمودید حضرت(علیه السلام) در بخشى از وصیّت و سفارش الهى خود، مَثَلى راجع به دنیا و زندگى دنیا بیان فرمودند كه: اهل دنیا همانند كاروان در حال سفر هستند و نیل به مقصدى خاص را دنبال مى‌كنند تا بتوانند در راحتى و آسایش كامل به سر برده و همه خواسته‌هاى خود را فراهم آمده، ببینند. البته این سفر با رنج و سختى، عجین گشته و انسان باید سختى‌هاى سفر را تحمّل كند تا به سلامت به منزل برسد و به اهدافش نایل آید و اگر بخواهد سختى این سفر را تحمل نكند و به جان پذیرا نباشد، به مقصد نخواهد رسید؛ چرا كه در این صورت باید ساكن و ثابت بماند تا از سختى‌هاى سفر خود را مصون نگه دارد، كه آن نیز ممكن نیست، ولى انسان اگر بداند كه دوره این سفر و زندگى دنیا هر چند با زحمت همراه باشد، كوتاه است و در مقابل زندگى ابدى، زمانى به حساب نمى‌آید، و اگر هزارها سال هم در دنیا عمر داشته باشد، باز در مقابل زندگى ابدى و بى‌نهایت آخرت، به اندازه یك چشم بر هم زدن نیست، هرگز به این دنیا دل خوش نمى‌كند و سعادت ابدى خود را به چند روز خوش‌گذرانى دنیا نمى‌فروشد. امّا اگر در بینش خود نسبت به دنیا اشتباه كند و تصور نماید كه مقصد همین جاست، در این صورت تمام ارزش‌ها عوض مى‌شود و بنیان محاسبات تغییر مى‌كند و برخورد او با زندگى به گونه دیگرى رقم خواهد خورد و در نهایت، سعادت خود را در این دنیا مى‌جوید و از سعادت ابدى محروم خواهد ماند. به هرحال این مضامین عالى، بخشى از این وصیّت الهى آن انسان كامل بود كه بیان آن گذشت. حال بر اساس همان بینش الهى به تبیین روابط اجتماعى مطلوب مى‌پردازیم.

معیار معاشرت نیكو

در این بخش از وصیّت، حضرت(علیه السلام) فصل دیگرى از اصول ارزشى را بیان و مطالب بسیار
‌﴿ صفحه 227 ﴾
مهم و ارزنده‌اى را در كیفیت ارتباط بین انسان‌ها به بشر ارزانى مى‌فرمایند. البته این مطلب در جاى دیگرى از همین وصیت الهى نیز بیان خواهد شد، كه در آن جا از آن با بهترین كلام حكیمانه تعبیر كرده و مى‌فرمایند: وَ اَىُّ كَلِمَةِ حِكَم [اَحْسَنُ كَلِمَةِ حِكَم] جامِعَة اَنْ تُحِبَّ لِلّناسِ ما تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ تُكْرِهَ لَهُمْ ما تُكْرِهُ لَها؛ جامع‌ترین كلمه حكمت كه مى‌توان درباره معاشرت و كیفیت برخورد با دیگران گفت این است كه: «معیار اخلاق پسندیده، خودت هستى». حضرت على(علیه السلام) در این‌جا مى‌فرمایند: «اى فرزندم، تو در رفتارت با دیگران به یك معیار و ملاك احتیاج دارى و باید وسیله‌اى براى سنجش و تشخیص رفتار خوب داشته باشى تا به تو بگوید چگونه با دیگران رفتار كنى؟». به بیان دیگر گویا حضرت، این‌گونه تصور مى‌كنند كه اى فرزند عزیزم تو به ناچار در طول عمر خود با انسان‌هاى فراوانى سروكار خواهى داشت و براى برخورد صحیح با آنها در موقعیت‌هاى مختلف به معیارى كامل و صحیح نیاز دارى و این معیار آن است كه به خود رجوع كنى؛ مثلا لازم است بدانى براى رعایت حقوق دیگران، چگونه باید با آنها برخورد كنى؟ و یا چگونه با آنها سخن بگویى؟ چرا كه براى انسان، همیشه این سؤال مطرح است كه با مخاطبم، فرزندم، همسرم، پدرم و مادرم، دوستم، همسایه‌ام و بالأخره با سایر انسان‌ها چگونه برخورد كنم و چسان رفتار نمایم و ملاك برخوردم با دیگران چیست و چه باید باشد؟
در شرع مقدس اسلام براى معاشرت، مقررات و قوانینى به طور تفصیلى و موردى، تعیین شده است؛ واجبات و مستحبات جزئى معاشرت با دیگران و همین‌طور در مقابلش، محرمات و مكروهات آن به بیانى مفصل در جاى خود بیان گردیده است. ولى محور سخن، هم‌اكنون ارائه معیارى كلى در برابر پرداختن به جزئیات است كه آیا مى‌توان معیارى كلى و جامع ارائه نمود تا در هر موقعیتى كه پیش مى‌آید و هر رفتارى كه انجام مى‌دهیم، آن را با این معیار بسنجیم و درست و یا غلط بودن آن را تشخیص دهیم و با آن معیار، تمام اعمال خود را تصحیح نماییم. اگر چنین میزانى وجود دارد، آن معیار چیست تا به كمك آن بتوان رفتارهاى صحیح و ناصحیح را از هم بازشناخت؟ این‌جاست كه حضرت(علیه السلام) در مقام معرفى چنین معیارى بهترین كلام حكیمانه خود را بیان مى‌فرمایند كه تاكنون كسى نتوانسته است همانند او
‌﴿ صفحه 228 ﴾
چنین سخنى را بگوید: «اَحْسَنُ كَلِمَةِ حِكَم». آن سخن حكیمانه و معیار جامع این است كه در رفتار با دیگران، «معیار، خودت هستى»، با هر كسى آن‌گونه رفتار كنید كه دوست دارید با شما رفتار كنند. یعنى خودت را جاى طرف مقابل بگذار و بگو اگر به جاى او بودم، دوست داشتم با من این‌گونه رفتار شود، پس من هم با او همان‌طور رفتار مى‌كنم كه دوست دارم با من رفتار كنند. اگر آدمى این میزان را در دست داشته باشد، بسیارى از مسایل و مشكلات معاشرتى وى حل مى‌شود. البته ممكن است این‌گونه عمل نمودن در روزهاى اول مقدارى فكر و تأمّل و تحمّل، لازم داشته باشد ولى بعد از چندى تمرین، كاملا براى او ملكه مى‌شود و با هر كسى آن‌گونه برخورد مى‌كند كه دوست دارد با او رفتار كنند.