پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

شرایط تحصیل علم

تاكنون سه راه براى یك زندگى سالم مطرح شد. یكى از آن طرق، تحصیل علم در اصول اعتقادى و معارف اساسى عملى و تقلید در مسایل جزئى بود. روش دیگر اعتماد بر سیره سلف صالح بود و طریق سوّم تحصیل علم و معرفت در تمام اصول و فروغ است. حال اگر به روش اوّل و دوّم قانع نشده و تبعیّت از سلف صالح را نپذیرفته و درصدد هستید كه همه مسایل را به طور تحقیقى درك كنید و عقاید خود را محققانه بررسى نمایید و احكام و آراى فكرى خود را به طور اجتهادى به دست آورید و همانند دیگران در پى تحصیل علم و معرفت تحقیقى هستید، در این صورت نیز به این توصیه آن حضرت(علیه السلام) عنایت تامّ داشته باشید كه حضرت شرایط تحصیل معرفت را این‌گونه بیان مى‌فرماید: «به انگیزه تفهّم و تعلّم در صدد فهم علوم بر آیید نه به قصد بحث و جدل و جنجال؛ فَلْیَكُنْ طَلَبُكَ ذلِكَ بِتَفَهُّم وَتَعَلُّم لا بِتَوَرُّطِ الشُّبَهَاتِ وَعُلُوِّ الْخُصُوماتِ». از این رو لازم است به بیان مبسوط وصایاى آن حضرت(علیه السلام) در این مورد بپردازیم و شرایط تحصیل علم را از زبان حضرتش بشنویم.
1. نیّت پاك
در مسیر تحصیل علم اوّلین قدم و شرط، داشتن نیت پاك است؛ باید ابتدا نیت خود را اصلاح كنید و غرض شما از تحصیل تنها فهمیدن باشد. مبادا نیّت شما درگیرشدن و بحث و جدل و
‌﴿ صفحه 186 ﴾
جنجال باشد. پس به نیّت خود خیلى توجه داشته باشید كه آیا واقعاً مى‌خواهید چیزى را بفهمید و یا مى‌خواهید جاروجنجال به پا نمایید و خودنمایى كنید. اگر این شرط را در خود احراز كردید كه به نحو تمام و كمال، واجد هستید و فقط در صدد فهم حقیقت مى‌باشید و غرض و مرضى در اندیشه و در كار ندارید، آن‌گاه در پى شرایط بعدى به دنبال تحصیل علم برآیید و الاّ در اوّلین قدم فرومانده‌اند هرگز پا در این عرصه نگذارید كه تحصیل معرفت با اغراض ناصواب، تحصیل دانش نیست و تحمیل معرفت است.
2. استعانت و توكّل به خداوند
دوّمین شرط تحصیل علم، استعانت و توكّل به خداوند در آغاز و ادامه تحصیل است: وَابْدَأ قَبْلَ نَظَرِكَ فِى ذلِكَ بِالاِْسْتَعانِةِ بِاِلَهِكَ عَلَیْهِ وَالرَّغْبَةِ اِلَیْهِ فِى تَوْفیقِكَ ... از آن‌جا كه به دست آوردن علم تفصیلى و تحقیقى در تمام اعتقادات و احكام عملى، بسیار خطرناك است، باید از خدا كمك بخواهید و نیّت خود را خالص كنید تا معارف حق را درست تشخیص داده، احكام را آن‌گونه كه هست، درك نمایید و به آنها عمل كنید. بنابراین شرط دوّم تكیه نمودن به عنایت الهى است كه بى‌عنایت او كسى به هدف نرسیده است. البته هرچه هدف، مقدّس‌تر باشد، تكیه به مقام قدس ربوبى ضرورت بیشتر و تأثیر عمیق‌ترى دارد. توجه داریم كه نه تنها در ابتداى تحصیل، بلكه باید در طول مسیر و مدّت تحصیل نیز از خداوند سبحان، استعانت بجوییم و به عنایت او توكل نماییم؛ یعنى در لحظه لحظه تحصیل و در یك یك مطالب مورد بحث و تحقیق، از یارى جستن و توكّل نمودن به حضرت حق نباید غفلت نمود.
3. پرهیز از ادّله گمراه كننده
شرط سوّم تحصیل علم، پرهیز از شبهه‌ها و دورى نمودن از روش‌ها، ادّله و مسیرهاى شبهه‌انگیز است كه حضرت مى‌فرمایند: وَتَرْكِ كُلِّ شائِبَة اَدْخَلَتْ عَلَیْكَ شُبْهَةً اَوْ اَسَلَمَتْكَ اِلَى ضَلاَلة؛ در راه تحصیل دانش و علم از ادلّه و شواهدى كه شما را در شبهه و اشتباه عرق مى‌سازد، پرهیز كنید و راه صحیح را انتخاب نمایید تا شما را به مقصد برساند. هرگز به سراغ راه‌هاى انحرافى ـ كه شما را به اشتباه و گمراهى مى‌اندازد و تسلیم ضلالت و گمراهى مى‌نماید ـ
‌﴿ صفحه 187 ﴾
نروید. لذا به ادّله و شواهدى تمسّك كنید كه موجب ضلالت و گمراهى شما نمى‌شوند البته جهت ورود به عرصه تحصیل باید این شرایط احراز شود؛ مثلا باید مطمئن باشید و یقین داشته باشید كه واقعاً دل شما صاف و نیّت شما پاك است. و یقین داشته باشید كه در نیت شما شایبه‌اى نیست و واقعاً قصد شما این است كه چیزى را بفهمید. حال اگر واقعاً دل صاف بود و شایبه‌اى نداشت و نیّت خالص شد و تمام مقصود شما فهمیدن بود و همین‌طور گام به گام و قدم به قدم بر عنایت و توفیق الهى تكیه داشتید و مسیر صحیح و دلیل سالم و برهانى محكم را به كار گرفتید، بدانید كه این تحصیل، پرده از واقعیّت مجهول برخواهد داشت و شما را به حقیقت مى‌رساند و این علم، همان نور الهى است.
4. همّت عالى و تصمیم قطعى
اینك بعد از تحقّق این شرایط قبل، باید قصد خود را در جزم و تصمیم قطعى اتخاذ نمایید و با وحدت بخشیدن و متمركز ساختن قدرت و توان خویش به تحصیل معرفت روى آورید. وقتى تصمیم گرفتید در راه تحصیل علم قدم بردارید، هرگز نباید نیروى خود را صرف كارهاى دیگر كنید. بلكه باید تمام همّ و غمّ شما درك حقایق و تحصیل علم باشد. و تمام همّت و توان خود را در مسیر حلّ مسأله و درك حقایق موردنظر هزینه كنید و از پراكنده‌كارى بپرهیزید. منظور از تعابیر «تَمَّ رَأْیُهُ» یا «اَجْمَعَ عَزْمَهُ» و یا «اِجْتَمَعَ رَأْیُهُ» این است كه به تصمیم قطعى برسید و عزم خود را جزم نمایید.
بنابراین: فَانْظُرْ فیِما فَسَّرْتُ لَكَ وَ اِنْ لَمْ یَجْتَمِعْ لَكَ رَأْیُكَ عَلى ما تُحِبُّ مِنْ نَفْسِكَ وَ فَراغِ نَظَرِكَ وَ فِكْرِكَ فَاعْلَمْ اَنَّكَ اِنَّما تَخْبِطُ خَبْطَ الْعَشواءِ وَ تَتَورَّطُ الظَّلْمَاءَ؛ در شرایطى كه مفصلا براى تحصیل و تحقیق بیان كردیم، تأمل و فكر كن تا حقایق را بیابى. اگر این شرایط در شما جمع نشد و نتوانستید آنها را فراهم سازید پا به عرصه تحصیل نگذارید. مثلا اگر فراغت كافى و یا همت لازم و یا شرایطى كه تحقیق و بررسى ضرورت دارد، محقق نشد، هرگز در این راه قدم مگذارید كه بسیار خطرناك است. چون در صورت نبودن شرایط لازم، وارد بیابانى تیره و تارى مى‌شوید كه نمى‌توانید راه را از چاه تشخیص دهید. و به یقین بدانید كه در صورت عدم
‌﴿ صفحه 188 ﴾
تحقق شرایط، از اهل لغزش خواهید بود. و به‌جاى دریافت و درك حقایق فرسنگها از حق فاصله گرفته و دور مى‌افتید. بنابراین از ورود در این راه بپرهیزید كه تحصیل دانش دین هرگز با اشتباه و لغزش سازگار نیست: لَیْسَ طالِبُ الدِّینِ فِى خَبَط وَلا خَلَط [لَیْسَ طالِبُ الدِّینِ مَنْ خَبَطَ وَ لا خَلَط]؛ كسى كه طالب و خواهان معارف دین است، باید به گونه‌اى وارد این میدان شود و در این حوزه معرفت عمل نماید كه مرتكب اشتباه و لغزش نشود. كسى كه مرتكب خبط و خطا مى‌شود و یا نیّت او آلوده به انگیزه‌هاى شیطانى و هواهاى نفسانى است، نمى‌تواند در پى تحصیل معارف دین برود و طالب دین باشد و به یقین، به گمراهى مبتلا مى‌گردد. پس در این صورت: الاِمْساكُ عِنْدَ ذلِكَ اَمْثَل؛ صرف‌نظر نمودن بهتر است. گویا به واسطه اهمیّت مطالب، در ادامه حضرت به حمد و سپاس الهى مى‌پردازند و این بخش از وصیّت را با دعا ختم مى‌فرمایند: «وَ اِنَّ اَوَّلَ ما اَبْدَؤُكَ بِهِ فِى ذلِكَ وَ آخِرَهُ اِنّى اَحْمَدُ اِلَیْكَ اللَّهَ اِلَهى وَ اِلهَ الاَوَّلینَ وَالاْخِرینَ وَ...؛
در واقع حضرت(علیه السلام) با این حمد و ثنا، بخش تفصیلى این وصیّت‌نامه را آغاز مى‌نمایند. البته این چند سطر، در برخى از نسخه‌ها مانند نهج البلاغه بیان نشده است ولى در كتاب شریف بحارالانوار آمده است.
‌﴿ صفحه 189 ﴾

درس سیزدهم: حقیقت دنیا

دنیا در اندیشه مردم
1. نگاه حیوانى (دنیاهدفى)
2. دنیا محل گذر (دنیاگذرى)
دیدگاه حق در مورد دنیا
دنیا در منظر على(علیه السلام)
پیامدهاى دیدگاه حق
‌﴿ صفحه 190 ﴾
‌﴿ صفحه 191 ﴾

حقیقت دنیا

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
یا بُنَىَّ قَدْ أَنْبَأْتُكُ عَنِ الدُّنْیا وَحالِها وَانْتِقالِها وَزَوالِهِا بِأَهْلِها، وَأَنْبَأْتُكَ عَنْ الاخِرَةِ وَما أَعَدَّ اللّهُ فیها لأَِهْلِها، وَضَرَبْتُ لَكَ أَمْثالاً لِتَعْتَبِرَ وَتَحْذُوَ عَلَیْها الاَْمْثالَ إِنَّما مَثَلُ مَنْ أَبْصَرَ الدُّنْیا كَمَثَلِ قَوْم سَفْر نَبا بِهِمْ مَنْزِلٌ جَدْبٌ فَأَمُّوا مَنْزِلاً خَصِیباً فَاحْتَمَلُوا وَعْثَاءَ الطَّریقِ وَ فِراقَ الصَّدِیِقِ، وَخُشُونَةَ السَّفَرِ فِی الْطَّعامِ وَالْمَنامِ لِیَأْتُوا سَعَةَ دارِهِمْ وَمَنْزِلَ قَرارِهِمْ، فَلَیْسَ یَجِدوُنَ لِشَیْیء مِنْ ذلِكَ أَلَماً وَلا یَرَوْنَ لِنَفَقَتِهِ مَغْرَماً وَلا شَىْءٌ أَحَبُّ إِلَیْهِمْ مِمّا یُقَرِّبُهُمْ مِنْ مَنْزِلِهِمْ، وَمَثَلُ مَنِ اغْتَرَّ بِها كَقَوْم كانُوا فِی مَنْزِل خَصِیب فَنَبَا بِهِمْ إِلى مَنْزِل جَدْب فَلَیْسَ شَیْىءٌ أَكْرَهَ إِلَیْهِمْ، وَلا أَهْوَلَ لَدَیْهِمْ مِنْ مُفارَقَةِ ما هُمْ فِیهِ إِلَى مَا یَهْجَمُونَ عَلَیْهِ، وَیَصیروُنَ إِلَیْهِ.
«پسركم من تو را از دنیا و حال آن و دگرگون‌شدن آن و از میان‌رفتن و دست به دست‌گشتن آن آگاه كردم. و تو را از آخرت و آن‌چه خدا در آن‌جا براى اهل آخرت آماده كرده است، خبر نمودم و براى تو درباره هر دو، مَثَل‌ها آوردم تا از آنها عبرت بگیرى و آنها را دستور كار خود قرار دهى. داستان آنان كه دنیا را آزمودند و شناختند، همچون مسافرانى هستند كه در جایى ناسازوار و دور از آب و آبادانى منزل نمودند و آهنگ مكانى پرنعمت و دلخواه و گوشه‌اى سبز و خرّم را دارند. پس رنجِ راه را بر خود هموار كنند و بر جدایى از دوست و سختىِ خوراك و خوابِ سفر را به جان پذیرند تا به منزل فراخ خود رسند و در منزل آسایش خویش بیاسایند. پس رنجى كه در این راه بر خود خریدند، آزار نشمارند و هزینه سفرى كه پرداختند، غرامت به حساب نیاورند و هیچ چیز در نزد آنها خوشایندتر از آنچه به خانه‌اشان نزدیك نماید، نیست. و داستان آنان كه به دنیا فریفته گشتند، همچون گروهى است كه
‌﴿ صفحه 192 ﴾
در منزلى پرنعمت به سر برند و از آن‌جا رفته و در منزلى خشك و بى‌آب و گیاه اقامت نمودند. پس چیزى براى آنها ناخوشایندتر و ترسناك‌تر از ترك این منزل آباد به سوى آن منزلى كه به آن روى مى‌آورند، نیست.»
بخش اول وصیّت‌نامه مولا امیرالمؤمنین به فرزندشان امام حسن(علیه السلام) را كه مواعظ فشرده‌اى بود، تفسیر و تبیین كردیم و به اندازه‌اى كه خداوند تبارك و تعالى توفیق داد، در اطراف آن سخن گفتیم. بخش دوم این وصیّت گران‌مایه مواعظ تفصیلى است كه هر مطلب را با توضیح بیشترى بیان مى‌فرمایند و در بعضى از قسمت‌ها و موارد به شرح و توضیح آن‌چه در بخش اول بیان فرمودند، مى‌پردازند. همین‌طور كه اشاره شد، نسخه‌هاى این نامه با هم خیلى متفاوت است. طبق نسخه بحارالانوار كه مدّنظر ماست، اینك حضرت(علیه السلام) بعد از حمد و ثناى الهى، توجه همگان را به موقعیّت انسان در زندگى دنیوى و ارتباط آن با زندگى اخروى جلب مى‌فرمایند.