پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

مهجوریت قرآن و عترت

بى‌تردید، قرآن عظیم و عترت شریف، اساسى‌ترین ركن هدایت و حق‌یابى است كه خداوند فرا روى بشر گشوده و به انسان ارزانى نموده است. علاوه بر هدایت، ضرورى‌ترین نیازهاى انسان كه در طول مدت عمر خود بدان احتیاج دارد در این دو منبع فیض لایتناهى بیان گردیده است. در برابر این نعمت بى‌بدیل، كوتاهى ما نیز بى‌همتاست؛ چون اگر از ما بپرسند در زندگى چه اندازه از قرآن و اهل‌بیت(علیهم السلام) هدایت مى‌جویید، پاسخى نداریم. اى كاش عمق فاجعه، همین مقدار بود، ولى افسوس كه در نهان خانه اصلا احساس نیازى به قرآن و هدایت اهل‌بیت(علیهم السلام) نمى كنیم! لذا انگیزه‌اى براى رجوع به قرآن نداریم. حال، اگر فردى یا گروهى یا جامعه‌اى در زندگیشان احساس نیاز به قرآن نكردند و به سراغ قرآن كه چراغ هدایت است نرفتند و گمراه شدند، چه كسى را باید ملامت كنند؟ خداوند سبحان، راه و چاه را از هم جدا كرده و براى راه صحیح، علایمى قرار داده و مربیان و هدایتگرانى فرستاده است؛ اگر شما استفاده نكردید، چه كسى سزاوار ملامت است؟ روشن است كه جز خودتان را نباید ملامت كنید. باید از كتاب خدا و آن‌چه در مورد كتاب خدا از جانب ائمه اطهار(علیه السلام) بیان شده و در واقع، تفاسیر و تفاصیل قرآن است، استفاده نمود، كه تنها رهنماى ما قرآن و عترت مى‌باشد. كتاب و عترت براى ما اوّلین راهنما هستند و بیش او پیش از هر چیز ارزش دارند. اگر از این دو منبع الهى استفاده كردیم، در دنیا گمراه و دچار اضطراب و شك و تردید نخواهیم شد. ولى اگر این دو را پشت سر گذاشتیم و قرآن متروك و مهجور گردید، نباید امید داشته باشیم كه از جایى دیگر نور هدایت بر ما بتابد. قالَ الرَّسوُلُ یا رَبِّ اِنَّ قَوْمى اتَّخَذوُا هَذا الْقُرْاَنَ مَهْجوُرا(77)؛ و پیامبر گوید: بار پروردگارا! قوم من از قرآن دورى جستند. اگر از قرآن و عترت استفاده كردیم، ممكن است خدا از راه دیگرى هم به ما كمك كند و به هدایت خود، هدایت دیگرى را بیفزاید. اما اگر از این هدایت استفاده نكردیم، نباید طمع داشته باشیم كه راه صحیح و مستقیم زندگى را پیدا كنیم و منحرف نشویم.
‌﴿ صفحه 177 ﴾

درس دوازدهم: علم‌اندوزى

راه‌هاى تحصیل علم
شرایط تحصیل علم
1. نیّت پاك
2. استعانت و توكل به خداوند
3. پرهیز از ادله گمراه‌كننده
4. همّت عالى و تصمیم قطعى
‌﴿ صفحه 178 ﴾
‌﴿ صفحه 179 ﴾

علم‌اندوزى

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَ اعْلَمْ مَعَ ذلِكَ یا بُنَىَّ أَنَّ أَحَبَّ ما أَنْتَ اَخِذٌ بِهِ مِنْ وَصِیَّتِى إِلَیْكَ تَقْوَى اللَّهِ وَالاِْقْتِصَارُ عَلَى ما فَرَضَهُ اللّهُ عَلَیْكَ، وَاَلأَخْذُ بِمامَضى عَلَیْهِ الاَْوَّلوُنَ مِنْ آبائِكَ وَالصَّالِحوُنَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِكَ فَانِّهُمْ لَنْ یَدْعوُا أَنْ یَنْظُروُا لأَِنْفُسِهِم كَما أَنْتَ ناظِرٌ، وَ فَكَّروُا كَما أَنْتَ مُفَكِّرٌ، ثَمَّ رَدَّهُمْ آخِرُ ذلِكَ أِلىَ الاَْخْذِ بِما عَرَفوُا، وَالاِْمْساكِ عَمّا لَمْ یُكَلَّفُوا فَاِنْ أَبَتْ نَفْسُكَ عَنْ أَنْ تَقْبَلَ ذلِكَ دوُنَ أَنْ تَعْلَمَ كَما عَلِموُا فَلْیَكُنْ طَلَبُكَ لِذلِكَ بِتَفَهُّم وَ تَعَلُّم لاَبِتَوَرُّطِ الشُّبَهاتِ وَ عُلُوِّ الْخُصُوماتِ، وَ ابْدَأْ قَبْلَ نَظَرِكَ فِى ذلِكَ بِالاِْسْتَعانَةِ بِاِلَهِكَ عَلَیْهِ وَ الرَّغْبَةِ أِلَیْهِ فِى تَوْفیقِكَ وَ نَبْذِ كُلِّ شَائِبَة أَدْخَلَتْ عَلَیْكَ كُلَّ شُبْهَة، أَوْ أَسْلَمَتْكَ أِلَى ضَلالِة فَاِنْ أَیْقَنْتَ أَنْ قَدْ صَفالَكَ قَلْبَكَ فَخَشَعَ وَ تَمَّ رَأْیُكَ فَاجْتَمَعَ، وَ كَانَ هَمُّكَ فِى ذلِكَ هَمّاً واحِداً، فَانْظُرْ فیما فَسَّرْتُ لَكَ، وَ أِنْ لَمْ یَجْتَمِعْ لَكَ رَأْیُكَ عَلَى ما تُحِبُّ مِنْ نَفْسِكَ وَ فَراغِ نَظَرِكَ وَ فِكْرِكَ، فَاعْلَمْ أَنَّكَ أِنَّما تَخْبِطُ خَبْطَ الْعَشْواءُ (وَ تَتَوَرَّطُ الظَّلْماءَ) وَ لَیْسَ طالِبُ الدِّینِ مِنْ خَبَطَ وَلاخَلَطَ، وَالاِْمْساكُ عِنْدَ ذلِكَ أَمْثَلُ وَ إِنَّ أَوَّلَ ما أَبْدُؤُكَ بِهِ فى ذلِكَ وَ آخِرَهُ أَنِّى أَحْمَدُ أِلَیْكَ اللّهَ أِلهَىِ وَأِلَهَ الاَوَّلینَ وَالاَْخِرینَ وَ رَبَّ مَنْ فِى السّماواتِ وَالاَْرَضینَ بِما هُوَ أَهْلُهُ، وَ كَما یُجِبْ وَ یَنْبَغى لَهُ وَ نَسْأَلَُه أَنْ یُصَلِّى عَلَى سَیِّدَنَا مُحَمَّد النَّبِى(صلى الله علیه وآله)، وَ عَلَى أَنْبِیاءِ اللَّهِ بِجَمیعِ صَلاةِ مَنْ صَلَّى عَلَیْهِ مَنْ خَلْقِهِ، وَ أَنْ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْنَا بِما وَفَّقَنا لَهُ مِنْ مُسألِتِهِ بِالاِْسْتِجابَةِ لَنا فَاِنَّ بِنَعْمَتِهِ تُتَمُّ الصّالِحاتِ.
بدان اى پسرم! كه از بین سفارش‌هایم آنچه بیشتر دوست دارم آن را به كارگیرى همانا تقوا و اكتفا نمودن به واجبات الهى و آن‌چه حضرت حق واجب نموده و عمل به آن‌چه سلف صالح و پیشینیان شما عمل مى‌كردند، مى‌باشد؛ چرا كه آنها نیز همانند شما پایبندى و نیك‌اندیشى را ترك نكرده و همان‌گونه كه شما تفكر مى‌كنید،
‌﴿ صفحه 180 ﴾
آنها نیز مى‌اندیشیدند و در نهایت اگر به نتیجه‌اى مى‌رسیدند، عمل مى‌كردند و در آنجا كه مسؤولیتى نداشتند ـ از هر اقدامى ـ دست مى‌كشیدند.
حال، اگر تو حاضر نیستى از روش آنها پیروى كنى و روش آنها را پیش روى گیرى و مى‌خواهى خودت آنچه را آنها مى‌دانستند بدانى و بفهمى پس باید به انگیزه تفهّم و تعلّم در صدد فهم آنها برآیى نه این‌كه در شبهات غوطهور شده و به جدل و بحث و جنجال روى آورى. و قبل از روى آوردن به تحقیق، از خداى خود یارى بجویى و براى توفیق خود رو به سوى او آورى و هر شایبه‌اى كه تو را دجار شبهه مى‌نماید و تو را تسلیم گمراهى مى‌سازد، ترك نمایى. حال، اگر مطمئن شدى كه قبلت پاك و روشن گشته و آماده پذیرش است و عزمت جزم و یكدل شده و همّ تو در این مورد، وحدت یافته است و یك جهت شده، آن‌گاه در آنچه برایت تبیین كردم، نیك بنگر. و اگر آن‌چه از آسودگى فكر و فراغ خاطر كه دوست دارى، حاصل نشد، بدان كه در این صورت كوركورانه قدم برمى‌دارى و در تاریكى گام مى‌گذارى و حال آن‌كه طالب دین هرگز به راه ندانسته قدم نمى‌گذارد و همه چیز را با هم نمى‌آمیزد. و در این هنگام درنگ نمودن بهتر و مناسب‌تر است.
همانا اولین و آخرین سخن من در این باره این است كه خداى خود و خداى پدران اوّلین و آخرین و پروردگار اهل آسمان‌ها و زمین‌ها را به آن چه شایسته اوست و آن‌چنان كه بر او بایسته و رواست، سپاس مى‌گویم و همان‌گونه كه دوست دارد و سزاوار است از او مسئلت مى‌كنیم كه بر پیامبر ما حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) و همه انبیا به همه درودهایى كه مخلوقاتش فرستادند، درود فرستد. و از او مى‌خواهیم كه نعمتش را بر ما با اجابت، تمام كند كه همانا اتمام كارهاى شایسته، به مدد نعمت او بوده است.
امیرالمؤمنین(علیه السلام) بعد از بخش اول وصیّت، كه وصایاى موجز و خلاصه بود، اینك به بخش تفصیلى این وصیَّت مى‌پردازند و مى‌فرمایند: اى پسرم، مهم‌ترین چیزى كه شما باید به آن
‌﴿ صفحه 181 ﴾
توجه كنى و من آن را بیشتر دوست دارم، همان تقواى الهى و اكتفا نمودن به واجبات الهى و عمل به سیره سلف صالح است. این تعبیر حضرت(علیه السلام) كه مى‌فرمایند: اَنَّ اَحَبَّ مَا اَنْتَ اَخَذٌ بِهِ؛ آنچه بیشتر دوست دارم به آن توجه كنى ... موجب جلب توجه شنونده و اهتمام بیشتر و شدیدتر وى مى‌گردد. این كیفیت بیان نشان از رعایت قواعد بلاغى در كلام آن حضرت مى‌دهد. در این كلام كیمیا اثر علاوه بر تقوا به اكتفا نمودن به واجبات الهى نیز توصیه شده است. علت توصیه و سفارش به «تقوا» روشن و واضح است؛ امّا مقصود از «اكتفا نمودن به واجبات» چیست؟ علت این توصیّه حضرت(علیه السلام)چیست و چرا حضرت ما را به این نكته سفارش مى‌فرمایند؟ براى روشن شدن این مطلب لازم است به توضیح این فراز از این پند جاوید بپردازیم.