پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

ویژگى‌هاى قلب آلوده

حضرت على(علیه السلام) با بیان این فراز از پندنامه، به فرزندشان امام حسن(علیه السلام) هشدار مى‌دهند كه قدر خود را بداند و توجه داشته باشد كه در چه دورانى قرار گرفته و در چه وضعیتى به سر مى‌برد. جوانى و آن صفاى دل و باطن را كه هنوز آلوده نشده و پلیدى‌ها در آن رسوخ نكرده ارج نهد. و این فرصت را غنیمت بشمارد و بداند چنین سرمایه‌اى همیشه نقد نمى‌شود و ممكن است روزى قلب او را قساوت بگیرد كه در این صورت راه تحصیل تمام مراتب كمال و تعالى به روى وى سدّ خواهد شد؛ چرا كه از چیزى متأثر نمى‌شود و قلبى كه سخت شود و متأثر نگردد، راه سعادت را به روى صاحب خود مى‌بندد. به‌طور طبیعى قلب انسان باید متأثر شود و رقّت پیدا كند و اشكى بریزد نه این‌كه آنقدر بى‌تفاوت باشد كه عالى‌ترین مواعظ و كوبنده‌ترین مطالب تأثیرى در آن پدید نیاورد. قرآن مجید بر این مطلب بسیار تكیه كرده و
‌﴿ صفحه 160 ﴾
اهل كتاب و به ویژه یهود را به خاطر این صفت خیلى مذمت مى‌كند: ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ بَعْدَ ذلِكَ فَهِى كَالْحِجارَةِ اَوْ اَشَدُّ قَسْوَةً وَ اِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الاْنْهارُ ...(71)؛ آن‌گاه دل‌هاى شما همچون سنگ و یا بدتر از سنگ سخت شد؛ چرا كه برخى از سنگ‌ها شكافته مى‌شوند و نهرهاى آب از آنها جارى مى‌گردد. امّا دل‌هاى شما از یك قطره اشك هم مضایقه مى‌نماید. یا در آیه دیگرى مى‌فرماید: اَلَمْ یَأْنِ لِلَّذینَ امَنُوا اَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُم لِذِكْرِ اللّهِ وَما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلا تَكُونُوا كَالذَّینَ اُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَیْهِمُ الاْمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُم(72)؛ آیا هنوز وقت آن فرا نرسیده كه دلتان نرم بشود و خشوع پیدا كند و در برابر ذكر خدا و كلام حق خاشع گردد و قلبتان بشكند؟ مثل كسانى كه قبلا به آنها كتاب داده شد نباشید؛ همانند یهود نباشید كه زمانى دراز بر ایشان گذشت و دلهایشان سخت گردید و قساوت پیدا كرد. وقتى انسان مطلب حقى را بشنود ولى پشت گوش بیندازد و اعتنا نكند، بعد از مدتى كم‌كم به‌طور كلى آمادگى تأثر از حق را از دست مى‌دهد. چه بسا كه اگر از همان اول بى‌اعتنایى نمى‌كرد، تحت تأثیر واقع مى‌شد و آمادگى پذیرش حق را از دست نمى‌داد ولى افسوس كه فَطالَ عَلَیْهِمْ الاَْمَدُ؛ زمانى مدید و طولانى بر آنها گذشت و بسیار گناه كردند تا آن‌گاه كه فَقَسَتْ قُلُوبُهُم؛ قلبشان سخت شد.
در این‌جا نیز حضرت(علیه السلام) هشدار مى‌دهند كه مبادا شما هم این‌گونه شوید كه وقتى موعظه‌اى را مى‌شنوید بى‌تفاوت از كنار آن بگذرید. اگر بى‌تفاوت از كنار آن گذشتید، ضررش از عمل نكردن به آن موعظه بیشتر خواهد بود. چون اگر با بى‌تفاوتى برخورد كنید به تدریج روحیه پذیرش حق در شما از بین مى‌رود. پس دقت كنید به آن ترتیب اثر دهید و قبل از آن‌كه قلب شما را قساوت بگیرد و امور دیگرى ذهن شما را مشغول سازد، به تهذیب اخلاق و اصلاح خود بپردازید. به یقین وقتى دل قساوت مبتلا شد، دیگر هیچ یك از این انفعالات در آن پدیدار نمى‌شود و هیچ تأثیرى در آن رخ نمى‌دهد و هرگز رقّت نخواهد یافت. همان‌گونه كه ذهن انسان این چنین است اگر از مفاهیم مختلف پر شد و به افكار پلید مشغول گردید، دیگر به مطالب حق و افكار صواب اعتنا نمى‌كند و جایى براى مطالب صحیح باقى نمى‌ماند، قلب هم اگر پر شد و مشغول گردید دیگر از آنها متأثر نمى‌گردد. این سخن حقیقتى است كه هر یك
‌﴿ صفحه 161 ﴾
از ما مى‌توانیم آن را تجربه و آزمایش كنیم؛ مثلا آن روزى كه از صبح تا شب گپ مى‌زنید و از این طرف و آن طرف سخن مى‌گویید و ذهنتان را به این مطالب مشغول مى‌سازید، هرگز به هنگام مطالعه و دریافت سخن مفید تمركز حواس نخواهید داشت؛ چراكه دل‌مشغولى شما باعث گردیده كه ذهن از افكار مختلف پر شودو دیگر جایى براى فكر جدید باقى نماند. به یقین چنین حالتى را در مورد قلب و محتویات آن بارها تجربه نموده‌اید؛ مثلا روزى كه دل‌مشغولى شما به امور دنیوى زیاد است، حضور قلب شما در نماز دشوار و یا كمتر مى‌گردد چرا كه قلب سرگرم دنیا و مشحون از انفعالات دنیوى گشته است.

قلب صاف، ظرف معرفت

قلب آدمى، دمادم و پیوسته در تیررس افكار پلید و تمایلات نفسانى و فتنه‌ها قرار دارد و لازم است انسان تدبیرى بیندیشد كه از حمله انبوه تیرهاى پلیدى و انحراف و آلودگى مصونیت یابد.لذا باید قبل از این‌كه افكار پراكنده و ناصواب به ذهن هجوم آورند و آن را فرا بگیرند و پلیدى‌ها در دل لانه كنند و جاخوش نمایند و محلى براى فكر و معرفت مفید باقى نگذارند، مواعظ حق و صحیح و افكار درست را بیاموزد و خود را اصلاح كند. اگر این فرصت را مغتنم بشمارد و قبل از سخت شدن دل و مشغول شدن ذهن در صدد اصلاح خود برآید، در تربیت فكرى و قلبى خود موفق‌تر خواهد بود و از جانب دیگر سریع‌تر به اهداف خود خواهد رسید. چون از طرفى هنوز آلودگى در ذهن و قلب او بروز نكرده است تا مانع پیشرفت او گردد و از طرف دیگر چون آمادگى پذیرش را از كف نداده است مى‌تواند از تجارب دیگران بهره بگیرد و از نتیجه یك عمر تلاش دیگران یكجا استفاده كند و آنچه را دیگران با یك عمر تلاش و زحمت به دست آورده‌اند، یكجا در كف بگیرد. همان‌گونه كه حضرت(علیه السلام) مى‌فرماید: این مواعظى كه من بیان مى‌كنم محصول یك عمر تلاش و زحمت است. شصت سال تجربه كرده‌ام تا اینها را به دست آورده‌ام و اینك محصول یك تجربه شصت ساله را، كه یك عمر پرتلاش و زحمت در نقد آن هزینه شده است، یكجا در اختیار تو قرار مى‌دهم. پس در مصونیت خویش بكوش و قبل از حمله افكار پلید و وساوس شیطانى خود را آماده ساز، كه معرفت و حكمت تنها در دل پاك حلول مى‌كند و بس.
‌﴿ صفحه 162 ﴾

سود بى‌رنج

آموزشگاه زندگى، درس تجربه مى‌آموزد و آن‌كه با درایت و دقت لازم به آموختن بپردازد، از دو نوع سود بهره خواهد برد. از این دو، یكى نقد است و آن دیگرى تلاش آگاهانه را مى‌طلبد. آنچه نقد است، تجربه شاگردان پیشین این آموزشگاه است كه اینك حاضر و آماده و بدون دردسر و زحمت در اختیار انسان قرار مى‌گیرد و مى‌تواند از تجارب تمام انسانهایى كه قبلا پا به عرصه زندگى گذارده‌اند بهره بگیرد و استفاده كند. حضرت در این مورد مى‌فرمایند: لِتَسْتَقْبِلَ بِجِدِّ رَأْیِكَ مِنَ الاْمْرِ ما قَدْ كَفاكَ اَهْلُ الْتِّجارِبِ بُغْیَتَهُ وَ تَجْرِبَتَهُ؛ این وصیت را به تو مى‌كنم تا با دقت و جدیت از تجاربى كه پیشینیان زحمت تجربه نمودن آن را متحمل شده‌اند استقبال كنى، كه: فَتَكُونَ قَدْ كُفیتَ مَؤُونَةَ الطَّلَبِ وَ عُوفِیتَ مِنْ عِلاجِ التَّجْرِبَهْ؛ مؤونه و زحمت تحصیل و طلب نمودن آنها را از دوش شما برداشته‌اند؛ چرا كه آنها زحمت این كار را به دوش كشیده‌اند، و اینك نتیجه‌اش را به شما تحویل داده‌اند. فَأَتاكَ مِنْ ذَلِكَ ما كُنّا نَأْتیه؛ چیزى كه ما قبلا به سراغش مى‌رفتیم و در تمام عمر زحمت به‌دست‌آوردن آن را مى‌كشیدیم، اینك حاضر و آماده به سراغ شما مى‌آید و به جاى این‌كه شما به سراغ او بروید، او خود نزد شما آمده است و حتى بهتر از خود ما كه زحمت این تجارب را متحمّل شده‌ایم، از این تجارت متحمّل مى‌شوید. وَ اسْتَبانَ لَكَ مِنْها ما رُبَّمَا اَظْلَمَ عَلَیْنا فِیه؛ سود دیگر آن است كه اگر برخى از نكات آن براى ما مخفى و مبهم باقى مانده باشد، وقتى آن تجربه در اختیار تو قرار مى‌گیرد، با فكر خود نكات مبهم آن را برطرف مى‌سازى و چون این تجارب را با فكر خود توأم كنى، آن نقطه‌هاى مبهم روشن خواهد شد و از آن تجربه بهتر بهره‌مند مى‌گردى. پس در كنار آن تجربه، خود نیز باید تلاش كنیم تا به تجارب جدید و تكمیل تجارب قدیم موفق شویم.
‌﴿ صفحه 163 ﴾