پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

پناه امن الهى

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
واَلْجِىءْ نَفْسَكَ فِى الاُْمُورِ كُلِّهَا إلَى اِلهِكَ فَاِنَّكَ تُلْجِئُهَا إلى كَهْف حَریِز و مَانِع عَزیِز، و أَخْلِصْ فِى الْمَسْأَلَةِ لِرَبِّكَ، فَاِنَّ بِیَدِهِ الْعَطَاءَ وَ الْحِرْمانَ، وأكْثِرِ الاِْسْتِخَارَةَ وَ تَفهَّمْ وَصِیَّتِى ولاتَذْهَبَنَّ عَنْكَ صَفْحاً(63)، فَاِنَّ خَیْرَ القَوْلِ ما نفَعَ و اعْلَمْ أَنَّهُ لاخَیْرَ فِى عِلْم لایَنْفَعُ، وَلا یُنْتَفَعُ بِعِلْم لا یَحِقُّ تَعَلُّمُهُ.
[اى پسرم] در تمام امور و كارها خودت را به پروردگارت بسپار كه خود را به پناهگاهى سخت محكم و مدافعى نیرومند سپرده‌اى و تمام خواسته‌هایت را فقط از پروردگارت بخواه كه بخشیدن و محروم ساختن به دست اوست و همواره از خداوند طلب خیر نما، و وصیّت مرا نیك بفهم و با بى‌توجهى و بى‌اعتنایى از كنار آن مگذر چون نیكوترین گفتار همانا سخنى است كه سود بخشد. و بدان در علمى كه نفع نباشد هرگز خیرى نیست و از علمى كه آموختن آن سزاوار و شایسته نیست سودى به دست نمى‌آید.
زندگى دنیا هرگز عارى و خالى از بلایا و مصایب نیست و به یقین هر انسانى با حوادث ناگوار و پدیده‌هاى دشوار روبه‌رو خواهد شد. آن‌چه در برخورد با حوادث و بلایا حایز اهمیت است، مشخص نمودن جایگاه این بلایا و مصایب در زندگى است. بدین معنا كه هر شخصى باید قبل از وقوع بلایا و حوادث ناگوار، در ساخت ذهن و فضاى عملى زندگى خود براى آنها جایى باز نماید تا اگر روزى به وقوع پیوست از علاج آن باز نماند و تسلیم آن نشود و همه‌دار و.
‌﴿ صفحه 136 ﴾
ندار خود را نبازد. لذا شایسته است عواملى را كه در برخورد با حوادث ناگوار و خطرها مؤثر هستند، بشناسیم و با تدبیر لازم، در برابر آنها عكس العمل مناسب نشان دهیم و زیر بار سنگین مصایب جان سالم به در بریم و از انجام مسؤولیت خطیر خود باز نمانیم. از این‌رو ضرورى است به بررسى انواع خطرها و بلایا و برخى عوامل مؤثر در برابر آنها بپردازیم، كه در این قسمت از این وصیت شریف به آن اشاره شده است.

انواع خطر

بى‌تردید انسان در زندگى با خطرها و دشمنان فراوانى مواجه خواهد شد كه برخى از این خطرها، زندگى مادّى و جان و مال وى را تهدید مى‌كنند و بعضى بستگان و عزیزان و ناموس و آبروى او را در معرض خطر قرار مى‌دهند و برخى دیگر روح و دل او را تهدید مى‌كنند. همان‌گونه كه خطرهاى دیگرى از ناحیه وساوس نفسانى و شیطنت شیاطین جنّى و انسى متوجه انسان مى‌شوند و او را در عقاید و افكار دچار شك و تردید مى‌سازند و یا او را به گرایش‌ها و صفات مذموم اخلاقى مبتلا مى‌نمایند و آدمى را به رفتارهایى مبتلا مى‌كنند كه براى آخرت و كمال و سعادت ابدى وى ضرر دارد. البته این‌كه كدام‌یك از این خطرها مهم‌تر و خطرناك‌تر است، به معرفت آن شخص بستگى دارد. طبعاً آنچه براى مؤمن مهم‌تر است، خطرهاى معنوى مى‌باشد. مؤمن از مبتلا شدن به گناه، بیشتر از هر مصیبت و گرفتارى دیگر مى‌ترسد؛ یعنى ترسش از ابتلاى به گناه از دیگر ترس‌ها بیشتر است؛ چون مى‌داند كه مبتلا شدن به گناه ضرر عظیمى دارد كه به آسانى قابل جبران نیست.
بنابراین شخص مؤمن از ضررهاى مادّى كمتر هراس دارد؛ چون از یك جهت ضررهاى مادّى قابل جبران هستند و از جانب دیگر این‌گونه ضررها موجب تكفیر گناهان و ترفیع مقامات معنوى مى‌شوند و حتى آن ضررهایى كه واقعاً جنبه دنیوى دارند، ممكن است زمینه سعادت‌هاى اخروى را فراهم كنند و وسیله‌اى براى كمال و ترقى انسان شوند. لذا این چنین ضررهایى انسان مؤمن را چندان نگران نمى‌كنند. براى مؤمن ضررهاى معنوى و اخروى، از ضررهاى مادّى و دنیوى بسیار مهمتر است، بلكه قابل مقایسه نیست. لكن باید توجه داشت
‌﴿ صفحه 137 ﴾
كه چون مراتب ایمان همه انسان‌ها به یك اندازه نیست، از همین رو برخى افراد از ضررهاى دنیوى بیشتر مى‌ترسند؛ مثلا ترس و نگرانى انسان از مبتلا شدن به امراض و بیمارى‌ها، به خصوص مرض‌هاى صعب‌العلاج، بیشتر از خوف مبتلا شدن به یك گناه است. این وضعیّت از نقص معرفت و ضعف ایمان انسان ناشى مى‌شود. ولى با وجود این، یك نكته مسلّم است و آن این است كه هر چند ایمان مؤمن ضعیف باشد، باز هم از به خطر افتادن اصل ایمان و اعتقادش بیش از هر خطر دیگرى نگران است و در كنار دیگر نگرانى‌هایش از به خطر افتادن ایمان و اعتقادش بیشتر هراس دارد.

تأثیر ایمان در رفع خطر

نكته مهم این است كه چه تدبیرى بیندیشیم تا بتوانیم از این خطرها به سلامت بگذریم؟ البته ما در ظهور و بروز بسیارى از این خطرها و یا در فراهم آمدن مقدمات آنها نقش داریم. به هر حال اكثر ما وقتى در معرض خطرهاى جدّى قرار مى‌گیریم، احساس ضعف مى‌كنیم و خود را در علاج آن ناتوان مى‌بینیم. مثلا وقتى زلزله‌اى پیش مى‌آید و یا مرضى شیوع پیدا مى‌كند و یا به هر دلیلى مشكلى براى ما رخ مى‌دهد كه رهایى از آن براى ما آسان نیست، از آن جا كه خود را عاجز مى‌بینیم، به جایى تكیه مى‌كنیم و یا به كسى پناه مى‌بریم و از او كمك مى‌گیریم. بنابراین اگر آدمى احساس كند كه خطرى متوجه او شده و یا مشرف به هلاكت است، بیش از هر چیز وجود تكیه‌گاه و پناهگاهى را ضرورى مى‌یابد. چون خودش را در رفع این خطر ناتوان مى‌بیند، درخواست كمك مى‌كند. البته این حالت در زندگى براى همه پیش مى‌آید و آدمى دایماً با آن دست به گریبان مى‌باشد، هر چند كه گاهى از آن غافل است.
به هرحال انسان پیوسته با خطر مواجه است، و هر وقت با خطرى روبه‌رو مى‌گردد احساس مى‌كند كه باید به جایى پناه ببرد و درصدد بر مى‌آید تا وسیله‌اى براى حفظ و مصونیّت خود از این خطرها، پیدا كند.
شایان توجه است كه انسان متناسب با اعتقادات و روحیه‌اش و نوع خطرى كه او را تهدید مى‌كند چاره‌جویى مى‌كند و به پناهگاهى متناسب با آن اعتقادات و آن خطر، پناه مى‌آورد تا
‌﴿ صفحه 138 ﴾
خود را از آن خطر مصون سازند. از همین روست كه بعضى از انسان‌ها وقتى احساس خطر مى‌كنند، قبل از هر چیز متوجه خدا مى‌شوند؛ چرا كه قدرت او را فوق همه قدرت‌ها مى‌دانند و بر این باورند كه هر موجودى هر قدر هم قدرت داشته باشد، قدرت خود را از خدا كسب كرده است و معتقدند كه اگر انسان به غارى پناه مى‌برد، آن غار را نیز خداوند سبحان ساخته و پناهگاه حیوانات و یا انسان‌ها قرار داده است. و یا اگر براى جلوگیرى از مرض و بیمارى به واكسیناسیون و یا سایر وسایل پیشگیرى پناه مى‌برند از این جهت است كه آن نیز وسیله‌اى است كه خداند منّان قرار داده است. كسانى كه ایمان قوى دارند، وقتى با خطرى مواجه مى‌شوند، قبل از هر چیز به خدا توكل مى‌كنند و خودشان را در پناه خدا قرار مى‌دهند. همان‌گونه كه یك جوجه به زیر بال مادرش پناه مى‌برد و یا طفلى خودش را در آغوش مادر مى‌اندازد، آنها نیز خود را در پناه خداوند قرار مى‌دهند.
ولى كسانى كه ایمانشان ضعیف است، ابتدا به سراغ اسباب طبیعى مى‌روند؛ به عنوان مثال اگر مریض شوند، اول به سراغ پزشك و دارو مى‌روند و دست به دامن آنها مى‌شوند و یا اگر مشكل دیگرى پیش آید در ابتدا به دنبال وسیله طبیعى متناسب با آن مى‌روند و در نهایت اگر عاجز و درمانده شدند و وسیله طبیعى نیافتند و از همه جا ناامید گردیدند آن وقت به نذر و نیاز و توسّل به ائمّه معصومین(علیهم السلام)روى مى‌آورند تا مشكلشان حل شود. لذا در مرحله نهایى روبه خدا و اولیاى خدا مى‌روند. روشن است كه این‌گونه برخورد نمودن با مشكل و از این زاویه به موضوع نگریستن نشانه ضعف ایمان است. مؤمن واقعى وقتى احساس خطر كرد، در وهله اوّل باید به خدایى كه راه علاج آن مشكل را نیز آفریده است، روى آورد؛ چون مى‌داند قدرت اوست كه بر همه قدرت‌ها برترى دارد و او پناهگاهى است كه مى‌تواند انسان را حفظ كند و نگهبانى است كه مى‌تواند هر دشمنى را از انسان دور سازد. همه اسباب و وسایل دیگر در مقابل نیروى قوى‌تر شكست مى‌خورند و در این میان تنها كسى كه شكست در كارش راه ندارد، خداند قادر و متعال است و بس.
البته به امر و فرمان خدا باید به اسباب طبیعى نیز متوسل شد؛ یعنى این چنین نیست كه وقتى انسان مریض شد به پزشك مراجعه نكند و دارو مصرف نكند و یا وقتى خطرى پیش
‌﴿ صفحه 139 ﴾
مى‌آید و زلزله‌اى رخ مى‌دهد و سیلى سرازیر مى‌گردد از زیر سقف بیرون نرود و همان‌جا به خدا و ائمه متوسل گردد، بلكه در حالى كه دل متوجه خداست از اسباب طبیعى كه خدا قرار داده نیز باید بهره گرفت و استفاده از اسباب طبیعى را به عنوان وظیفه الهى تلقى نمود؛ زیرا خدا حكمت‌هایى را در استفاده از این اسباب قرار داده و از انسان خواسته است كه از طریق اسباب طبیعى امراض و مشكلات خود را درمان كند.
آدمى به میزان ایمان و مرتبه معرفت خود به هنگام احساس خطر به پناهگاهى پناه مى‌برد و به سوى آن توجه مى‌كند. البته این توجه خود باعث تقویت ایمان مى‌شود؛ چون تكامل ایمان و معرفت به كمك همین توجهات و فكر كردن و به دنبال حالات قلبى پدید مى‌آید و با انجام رفتار مناسب ایمان نیز قوى‌تر مى‌شود. از همین روست كه امیرالمؤمنین(علیه السلام) مى‌فرماید: أَلْجِىءْ نَفْسَكَ فِى الاُْمُورِ كُلِّهَا اِلى اِلهِكَ فَاِنَّكَ تُلْجِئُهَا اِلى كَهْف حَریز وَ مانِع عَزیز وَ اَخْلِصْ فِى الْمَسْأَلَةِ لِرَبِّكَ؛ در هر حالت و موقعیتى كه در برابر دشمن و یا خطرى قرار گرفتید و نیازمند نیروى قوى شدید، به خداوند متعال پناه ببرید كه اگر به چنین پناهگاهى تكیه نمایید از خطر مصون مانده و هرگز در برابر دشمن و خطر، شكست نخواهید خورد.