پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

عمل‌زدگى

شاید توصیه به انجام وظایف و مسؤولیت‌هاى خطیر فردى و اجتماعى، برخى افراد را به افراط در فعالیت مبتلا نماید، به‌گونه‌اى كه قبل از اندیشه، عمل نموده و حركات فیزیكى بر فعالیت فكرى و اندیشیدن سبقت بگیرد. لذا مناسب است جهت تبیین این مهمّ اشاره كنیم كه همیشه آماده به كار بودن و براى هر نوع فعالیتى بى جهت تلاش نمودن و بدون تأمل اقدام كردن و بى‌هدف ماجراجویى نمودن، شایسته هیچ فرد عاقل با ایمانى نیست، بلكه باید قبل از هر اقدامى وظیفه خود را شناخت و راه تحقق آن را به دست آورد و آن‌گاه دست به كار شد. به بیان دیگر، هر چند كه روحیه راحت‌طلبى و تن‌آسایى مذموم و نامطلوب است و باید این روحیه را از خود دور نمود، ولى همیشه آماده فعالیت بودن نیز ناپسند است و نباید بى‌هدف و بى‌جهت فعالیت نمود، بلكه باید حق را در اندیشه و عمل شناخت و آن‌گاه اقدام نمود. حضرت(علیه السلام) مى‌فرمایند: خُضِ الْغَمَراتِ اِلَى الْحَقِّ حَیْثُ كَانَ؛ یعنى براى شناخت حق باید در اعماق دریا شداید فرو رفت تا حق را در باب اندیشه و اعتقاد و در میدان عمل هر دو به دست آورد. و آن‌گاه دست به كار شد. نظیر این تعبیر در جایى دیگر در مورد تحصیل علم وارد شده است كه حضرت صادق(علیه السلام) مى‌فرماید: اُطْلُبِ الْعِلْمَ وَلَوْ بِخَوْضِ اللُّجَجِ وَشَقِّ الْمُهَج(56)؛ براى دست یافتن به علم باید در دل دریاهاى عمیق فرو بروید و تا نقد جان خودتان را نیز آماده كنید كه اگر خونتان هم در این راه ریخته شود جا دارد و شایسته است.
پس انسان باید هم براى شناختن حق در مقام معرفت و هم جهت رسیدن به حق در میدان عمل، آماده تلاش باشد و تنبلى و راحت‌طلبى را در هر دو حوزه از خود دور كند كه این روحیه هیچ وقت شایسته انسان نیست و وى را از رسیدن به اهدافش باز مى‌دارد. مبادا به اسم زهد و تقوا و ترك دنیا، تنبلى و راحت‌طلبى را پیشه خود سازیم. تنبلى و تن‌آسایى خود را زهد و تقوا و ترك دنیا نامیدن نه تنها آدمى را از تقوا و زهد باز مى‌دارد، بلكه به شكلى دیگر او را به انحراف مى‌كشاند. و شایسته نیست آدمى خود را با این اعمال فریب دهد. به یقین خدا از دل افراد بهتر آگاه است كه آیا انگیزه آنان واقعاً زهد است یا راحت‌طلبى و تن‌آسایى.
‌﴿ صفحه 128 ﴾
كسى كه مى‌خواهد با صفت راحت‌طلبى و تن‌آسایى مبارزه كند، باید با مشكلات و شداید و گرفتارى‌ها دست و پنجه نرم كند و به تدریج روحیه وظیفه‌شناسى و فداكارى در راه انجام آن را در خورد تقویت نماید. البته تحمّل مشكلات براى كسانى كه نازپرورده بوده و راحت‌طلبى و تن‌آسایى عادت كرده‌اند كار دشوارى است؛ چون این افراد معمولا در مواجهه با مشكلات و سختى‌ها تاب نمى‌آورند و مقاومت خود را از دست مى‌دهند و زود شكست مى‌خورند و گاه به محض این‌كه احساس كنند كه مشكلات سخت و طاقت‌فرسا وجود دارد، تكلیف را رها مى‌كنند؛ مثلا كسى كه در منزل شخصى خود، غرق آسایش و یا در نزد والدین خود با ناز و نعمت بزرگ شده، اینك اگر بخواند در شهر و محلى دور از والدین و در دیار غربت و با تحمل مشكلات تحصیل نماید تاب نمى‌آورد و تحمّل نمى‌كند و چون كار دشوارى است آن را رها مى‌سازد. به عنوان نمونه كسى كه تشخیص داده است درس خواندن وظیفه او مى‌باشد و این تكلیف بر او متعیّن شده است، باید خود را براى تحصیل، مهیا كند و مشكلات را به جان بخرد. ولى چون به تحمّل غربت و سختى‌ها و گرسنگى و نابسامانى نه تنها عادت ندارد، بلكه آشنا هم نیست، لذا همان روزهاى اوّل متوجّه مى‌شود كه این‌جا با خانه شخصى خیلى فرق دارد. در آن‌جا مادر غذا را آماده مى‌كرد و با ناز و خواهش و تمنا او را به غذا خوردن دعوت مى‌نمود، امّا در این‌جا باید خودش وسایل غذا را مهیا نماید و ظرف بشوید و .... از جانب دیگر گاهى چنان شرایط بد اقتصادى به او روى مى‌آورد كه مجبور مى‌شود براى امرار معاش، تن به قرض دهد و یا گاه دوست ناباب و بداخلاق با او هم اطاق شده و مشكلات او را دوچندان مى‌كند. طبیعى است كه چنین شخصى چون در رفاه زندگى مى‌كرده است این مشكلات را تحمل نمى‌كند و درس را رها ساخته، از زیر بار مسؤولیت و وظیفه شرعى خود، شانه خالى مى‌كند.
این یك مثال ساده از مشكلات شخصى است والاّ انجام وظیفه در برابر مشكلات اجتماعى صدها برابر دشوارتر است. اگر آدمى بخواهد یك زندگى منظم و مطابق با خواست خداوند سبحان و پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) داشته باشد، باید مبارزاتى سخت و مشكلاتى حادّ را تحمل نماید. واضح است كه شخص ناز پرورده همان روز اول فرار را بر قرار ترجیح داده،
‌﴿ صفحه 129 ﴾
مى‌گوید ما چنین تكلیف و ثوابى را نخواستیم، خداحافظ. همان یك لقمه نان از راه كسب و كشاورزى و... خیلى راحت‌تر به دست مى‌آید و این مسؤولیت‌ها و خون دل خوردن‌ها و سختى‌ها را هم ندارد، مگر بهشت رفتن فقط از همین راه ممكن است! آدم پول در مى‌آورد، به فقرا خدمت مى‌كند و به بهشت هم مى‌رود. هزاران راه و كار خیر وجود دارد كه مى‌تواند ما را به بهشت برساند چه لزومى دارد كه این‌همه زحمت را تحمل كنیم؟! ولى باید توجه داشت كه «بقدر الكدّ تكتسب المعالى فمن طلب العلى سحر اللیالى»؛ اجر و پاداش نیز به اندازه تحمّل سختى‌ها و مشكلات است و همه بهشتیان از مقام و منزلت یكسان برخوردار نیستند و اگر انسان مى‌خواهد در آن عالم دچار حسرت نشود مى‌بایست مشكلاتِ بهترین بنده خدا بودن را به جان و دل پذیرا باشد.

تصبّر در فهم دین

آدمى مى‌بایست روحیه تنبلى و تن‌آسایى را كنار گذاشته، با آن مبارزه كند؛ چون چنین روحیه‌اى گاه او را وادار مى‌سازد كارهاى خود را توجیه نماید. به عنوان مثال چون تحمل مشكلات تحصیل علوم دینى برایش دشوار است مى‌گوید جانم در خطر است و ضعیف و مریض شده‌ام و باید تحصیل را رها كرده، شغل دیگرى را انتخاب كنم؛ یعنى چنین براى خود توجیه مى‌كند كه ترك تحصیل یك واجب شرعى است، نه درس خواندن! اگر آدمى مى‌خواهد به این وساوس شیطانى مبتلا نشود، باید در برابر سختى‌ها و مشقت‌ها تمرین داشته باشد. باید به حالت تصبّر روى آورد و صبورى نمودن را تمرین كند. به كسى كه ملكه صبر و شكیبایى را دارد، «صبور» و یا «صبّار» گفته مى‌شود. امّا تصبّر به معناى تمرین صبر است. تصبّر، آن است كه انسان هنوز به مشكلات و شداید عادت نكرده و تازه براى اوّلین بار با آنها مواجه مى‌شود، لذا چنین شخصى صبر نمودن را تمرین مى‌كند و خودش را به تحمّل سختى‌ها وادار مى‌نماید تا كم‌كم از آن روحیه ناز پروردگى بیرون آید و اندك اندك به سختى‌ها و مشكلات عادت كند. به این مرحله كه همان تمرین صبر كردن است، «تصبّر» مى‌گویند. از نظر ادبا نیز یكى از معانى «باب تفعّل» تكلّف است. و در این‌جا «تَكَلَّفَ الصَّبْرَ» یعنى صبر را بر خود تحمیل مى‌كند.
‌﴿ صفحه 130 ﴾
پس «تفقه فى‌الدین»، بر خلاف گمان بعضى، كار راحتى نیست و نه تنها نان خوردن از راه دین نیست، بلكه تقویت و سیراب ساختن درخت دین است؛ چون تفقّه در دین كار بسیار دشوارى است و تحصیل علوم دینى و بصیرت پیدا كردن در دین در گرو تحمل مشكلات است. حضرت(علیه السلام) بعد از توصیه به «تفقه فى‌الدین» مى‌فرماید: عَوِّدْ نَفْسَكَ التَّصَبُّرَ عَلَى الْمَكْروُهِ؛ خود را به رنج و سختى‌هایى كه در راه رسیدن به حق وجود دارد عادت بده و دین را بیاموز!
پس اگر مى‌خواهید موفق شوید باید خود را به «تصبر» و تمرین صبر و تجربه نمودن آن عادت دهید. و تمرین بلند مدت لازم است تا كم‌كم ملكه صبر پیدا شود و آن وقت است كه صبر كردن آسان مى‌گردد. درست است كه در ابتدا، این كار دشوار است ولى باید قدم به قدم این كار را انجام داد و آن را با تلقین همراه ساخت تا تحمل مشكلات كم‌كم آسان گردد كه «اِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرا»(57) و «سَیَجْعَلُ اللّهُ بَعْدَ عُسْر یُسْرا»(58). خداوند سبحان این سنت را قرار داده كه اوّل باید با سختى‌ها و مشكلات دست و پنجه نرم نمود تا نوبت ظفر آید؛ یعنى خداوند بعد از صبر مشكلات را آسان مى‌نماید و آدمى بدون صبر نمى‌تواند تكالیفش را انجام بدهد.

اقسام صبر

بجاست كه در این‌جا اشاره‌اى به اقسام صبر داشته باشیم. حضرت رسول‌اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) مى‌فرمایند: اَلصَّبْرُ ثَلاثَةٌ: صَبْرٌ عَلَى المُصیبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى المَعْصِیَة(59)؛ صبر سه قسم است: 1. صَبْرٌ عَلَى المُصیبَة؛ صبر بر مصایب و بلایا 2. صَبْرٌ عَلَى الطّاعَةِ؛ صبر در انجام طاعات و وظایف 3. صَبْرٌ عَلى المَعْصِیَة؛ صبر از معصیت‌نمودن و به گناه آلوده‌شدن.
گاه آدمى با پیشامد ناگوار و مصیبت سختى همچون فقر، مریضى، فراق دوستان و مرگ عزیزى مواجه مى‌شود كه در این موارد باید بر این مصایب صبر نماید. این نوع صبر را «صبر بر مصیبت» گویند. امّا صبر بر معصیت زمانى است كه بر انسان شهوت و یا غضب و ... غالب شده و انسان در شرف ابتلا به گناه قرار مى‌گیرد. اگر آدمى در این حالت خود را حفظ كند و به.
‌﴿ صفحه 131 ﴾
آن معاصى مبتلا نگردد، آن را «صبر على المعصیة» مى‌گویند؛ یعنى خود نگهدارى و آلوده نشدن به گناه نیز صبر است.
قسم دیگر صبر، صبر در انجام طاعات است. انجام تكلیف الهى همیشه آسان نیست. مثلا درس خواندن به عنوان یك تكلیف، كار آسانى نیست. عالم‌شدن، مشكل است. یك وقت كسى مى‌خواهد فقط نمره بگیرد البته در این صورت مشكلات كمترى دارد، امّا اگر بخواهد چیزى یاد بگیرد و عالم و دانشمند بشود و یا بخواهد وظیفه‌اش را انجام بدهد، كار آسانى نیست، بلكه باید استخوان‌ها نرم نمود و مغز سایید تا به هدف نایل شد. به یقین شنیده‌اید كه مى‌گویند: ملاشدن چه آسان، آدم شدن چه مشكل، ولى مرحوم حاج شیخ عبدالكریم رضوان الله علیه مى‌فرمودند: ملاشدن چه مشكل، آدم شدن محال است. به هرحال تحصیل كردن و دانشمند شدن به ویژه اگر به قصد طاعت و انجام تكلیف شرعى باشد با تحمّل محرومیت‌ها و مشكلات همراه است و در هر صورت اگر بصیرت داشته باشیم و موقعیت خود را بفهمیم و وظایف خود را دریابیم، هرگز در مقابل مشكلات تسلیم نشده و از انجام هر كارى كه ما را در انجام آن تكالیف موفق سازد، فروگذار نخواهیم نمود.
بنابراین اگر حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) مى‌فرماید: اَلصَّبْرُ نِصْفُ الاْیمان(60)، و یا امام صادق(علیه السلام) مى‌فرمایند: اَلصَّبْرُ رَأْسُ الاْیمان(61)، این تعبیرها هرگز مبالغه نیست. حتى اگر كسى بگوید صبر، نصف اعظم ایمان است، باز هم مبالغه نكرده است. اگر انسان بخواهد رفتارى پسندیده و خداپسند داشته باشد و پیرو على(علیه السلام) باشد، باید خودش را به تحمل سختى‌ها عادت بدهد و هرگز این چنین نیست كه حالت صبوریت و صبّاریت به طور آنى و فورى براى آدمى محقق شود، بلكه با تمرین به دست مى‌آید و ممارست مى‌خواهد و آدمى وقتى مى‌تواند تمرین كند كه على‌رغم وجود كارهاى آسان، به كار سخت تن بدهد؛ مثلا با وجود غذاى لذیذ از خوردن آن خوددارى كند تا بر نفس خود مسلط بشود. اگر غذاى لذیذ نداشت و مجبور شد غذاى نامطلوب بخورد كه این، هنر نیست. اگر زمانى كه غذا در سفره آماده است و بوى آن همه جا پر نموده و اشتها را تحریك كرده است، خوددارى نمودید و نخوردید و یا حداقل چند دقیقه
‌﴿ صفحه 132 ﴾
صبر كردید، اولین قدم را در تمرین صبر برداشته‌اید؛ یعنى اگر غذا سر سفره آماده بود، امّا چند دقیقه كنار سفره نشستید و دست به غذا نزدید این تمرین صبر است. یا اگر آدمى بخواهد به نامحرم نگاه نكند، باید به بعضى چیزهاى حلال هم نگاه نكند تا به دام محرّمات نیفتد؛ یعنى براى محرمات باید حریمى قرارداد و نباید تا مرز، پیش رفت. اگر تا لب مرز پیش رفت، با كوچك‌ترین حركتى از مسیر منحرف شده و در ورطه گناه فرو مى‌غلطد؛ وَ مَنْ وَقَعَ فِى الشُّبُهاتِ وَقَعَ فِى الحَرامِ كَراع یُرَاعِى حَوْلَ الحِمى یُوشَكُ أَنْ یُوَاقِعَهُ...(62). پس اگر مى‌خواهید در چاه نیفتید باید كمى با چاه فاصله بگیرید. همین‌طور اگر مى‌خواهید چشم شما به نامحرم نیفتد، باید از بعضى چیزهاى حلال هم چشم‌پوشى نموده و خوددارى كنید و این، تمرین در كنترل نگاه است.
همین‌طور اگر مى‌خواهید گوش شما با محرّمات آشنا نشود، باید از بعضى مشتبهات هم خوددارى كنید، نه این‌كه تا مرز پیش بروید كه در آن صورت تا ارتكاب حرام فاصله‌اى نیست. اگر مى‌خواهید مبتلا به حرام نشوید، باید براى خود حریم قایل شوید؛ یعنى باید بعضى از مشتبهات را ترك كنیم تا به حرام مبتلا نشویم. اینها نیز مصادیقى دیگر از صبر است كه باید رعایت شود.
‌﴿ صفحه 133 ﴾