پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

شیعه واقعى

متأثّرنشدن از اظهار نظر دیگران تا بدان‌جا اهمیت دارد كه در كلام ائمه معصومین(علیهم السلام)معیار
‌﴿ صفحه 117 ﴾
شیعه بودن معرفى شده است. در حدیثى امام باقر(علیه السلام) خطاب به جابربن یزید جعفى كه یكى از اصحاب سرّ حضرت مى‌باشد مى‌فرماید: وَاعْلَمْ بِاَنَّكَ لاتَكوُنُ لَنا وَلِیّاً حَتّى لَوِ اجْتَمَعَ عَلَیْكَ اَهْلُ مِصْرِكَ وَ قَالُوا اِنَّكَ رَجُلٌ سوءٌ لَمْ یَحْزُنْكَ ذلِكَ وَ لَوْ قالوا اِنَّكَ رَجُلٌ صالِحٌ لَمْ یَسُرَّكَ ذلِكَ وَلكِنْ اِعْرِضْ نَفْسَكَ عَلى كِتابِ اللّهِ؛(52) اى جابر! اگر مى‌خواهى از شیعیان ما باشى، شیعه ما این‌گونه است كه اگر همه مردم شهر جمع شوند و شعار بدهند: «مرده باد جابر! جابر مرد بدى است! او كافر است»، سرزنش مردم هرگز تأثیرى در دل تو نگذارد و تو را ذرّه‌اى هراسان نسازد و از طرف دیگر لَوْ قَالُوا: اِنَّكَ رَجُلٌ صَالحٌ لَمْ یَسُرَّكَ ذلِكَ... اگر همه اهل شهر جمع شوند و بگویند: «آفرین! احسنت! زنده باد جابر!» تحسین مردم هرگز نباید در دلت اثر كند و ذره‌اى تو را شادمان سازد. البته به دست آوردن این حالت و روحیه بسیار مشكل است. تصور كنید كه اگر یك نفر به ما بگوید: «چرا فلان كار را انجام دادى؟!» ناراحت شده، در عمل سست مى‌شویم، چه رسد به این‌كه تمام مردم ما را ملامت كنند و بگویند: عجب كار بدى انجام دادى!
اهل‌بیت(علیهم السلام) مى‌خواهند افرادى را تربیت كنند كه از مال و جان و عزت و آبرو و سرمایه و عزیزان خود در راه انجام وظیفه الهى دریغ نكنند و متزلزل نشوند. تربیت‌شدگان مكتب اهل بیت(علیهم السلام) به یقین این روحیه ایثار را در جهاد فرهنگى نیز حفظ مى‌نماید و تمام عمر را صرف تبیین و ترویج ارزش‌ها و عقاید اسلامى مى‌كنند. اگر چنین كسى در این راه مورد ملامت قرار گیرند، هرگز متزلزل و پشیمان نمى‌شوند. به عنوان مثال، كسى كه با هدف و انگیزه الهى به تحصیل علوم دینى و تبلیغ معارف الهى، یا به كار دیگرى مى‌پردازد هرگز از ملامت دیگران دل‌سرد نمى‌شود؛ لذا هر چه بگویند: «اگر فلان كار را مى‌گرفتى ماهیانه چقدر درآمد داشتى؛ و با این قرض و بدهكارى و خانه گِلى و این وضع فلاكت‌بار كه نمى‌توان درس خواند و دین را ترویج نمود و...»، در عقیده صحیح او تأثیرى نمى‌گذارد و او را سست نمى‌سازد. این كلام یكى از معانى فرمایش حضرت على(علیه السلام) است كه مى‌فرماید: لا تَأْخُذْكَ فِى اللّهِ لَوْمَةُ لائِم. بنابراین انسان باید در خود بنگر، اگر اعمال و رفتارش بر اساس وظیفه و مورد رضاى خداى متعال نیست در آنها تجدیدنظر نموده آنها را تصحیح كند و بعد از تشخیص قطعى وظیفه نباید
‌﴿ صفحه 118 ﴾
كوتاهى كند. اگر به خاطر حرف مردم آن وظیفه را ترك كند، باید در شیعه بودن خود تردید نماید.
بنابراین ما باید قرآن و كلام خدا و خواست خداوند سبحان را ملاك كارهاى خود قرار دهیم: اِعرِضْ نَفْسَكَ عَلى [مَافِى] كِتَابِ‌اللّهِ فَاِنْ كُنْتَ سالِكاً سَبیلَهُ زاهِداً فى تَزْهیدِهِ راغِباً فى تَرْغیبِهِ خائِفاً مِنْ تَخْویفِهِ فَاثْبُتْ وَ اَبْشِرْ فَاِنَّهُ لا یَضُرُّكَ ما قیلَ فِیكَ وَ اِنْ كُنْتَ مُبائِناً لِلْقُرآنِ فَمَاذَا الَّذى یَغُرُّكَ مِنْ نَفْسِك(53)؛ خود را بر قرآن عرضه كن! پس اگر راهت راه قرآن بود و زهد مطلوب قرآن را داشتى و به آنچه قرآن دعوت نمود، راغب و از آنچه ترا از آن برحذر مى‌داشت ترسان بودى، پس ثابت باش و بشارت باد بر تو كه در این صورت آنچه (بدخواهان) درباره تو بگویند به تو آسیب نخواهد رساند و اگر با عرضه خود بر قرآن خود را در خلاف راه قرآن یافتى، در این صورت چه چیزى تو را به خود مغرور مى‌كند؟! یعنى ما باید فقط توجه داشته باشیم كه قرآن چه چیزى را خوب و چه چیزى را بد مى‌شمارد، همان را تبعیّت كنیم.
واضح است كه باید تمرین كنیم تا بتوانیم خودمان را این چنین بسازیم و تربیت نماییم تا تحت تأثیر سخن دیگران قرار نگیریم و به آن‌چه وظیفه خود تشخیص دادیم عمل كنیم. البته در تشخیص وظیفه نباید كوتاهى كرد و لذا در ادامه حضرت(علیه السلام) سفارش مى‌فرماید: وَتَفَقَّهْ فِى الدّینِ. اگر آدمى بخواهد به وظیفه خود عمل كند، باید ابتدا وظیفه را بشناسد و شناخت وظیفه جز از راه تفقّه در دین و فهم حقایق دینى و معارف الهى میسّر نمى‌شود.
بنابراین انسان باید قبل از هر چیز نسبت به دین خود بصیرت داشته باشد تا با علم و آگاهى اولویّت‌ها را بشناسد و بر طبق آن به وظایف خود عمل كند و هیچ سخن و زخم زبانى هر چند جان‌سوز باشد او را از انجام وظیفه و سلوك در راه خدا باز ندارد.
‌﴿ صفحه 119 ﴾

درس هشتم: علم و عمل

شرایط انجام وظیفه
عمل زدگى
تصبّر در فهم دین
اقسام صبر
‌﴿ صفحه 120 ﴾
‌﴿ صفحه 121 ﴾

علم و عمل

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَجاهِدْ فِى اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ وَلاتَأْخُذْكَ فِى‌اللّهِ لَوْمَةُ لائِم وَخُضِ الْغَمَراتِ اِلىَ الْحَقِّ حَیْثُ كانَ، وَ تَفَقَّهْ فِى الدِّینِ، وَ عَوِّدْ نَفْسَكَ التَّصَبُّرَ عَلَى الْمَكْرُوهِ، فَنِعْمَ الْخُلْقُ الصَّبْرَ.
[اى پسرم] در راه خدا آن‌گونه كه باید، جهاد كن و تحت تأثیر سرزنش هیچ سرزنش‌كننده‌اى واقع مشو و در رنج و سختى‌هاى نیل به حق، در هر كجا كه باشد وارد شو و دین را نیكو بیاموز و خودت را به شكیبایى ورزیدن بر ناخوشى‌ها عادت بده كه صبر چه نیكو خلقى است!
حضرت على(علیه السلام) بعد از امر به جهاد، سفارش مى‌فرماید: وَلا تَأْخُذْكَ فِى اللّهِ لَوْمَةُ لائِم، تا آدمى در مقام انجام وظیفه، تحت تأثیر سخنان دیگران، به خصوص سخنان بى‌ارزش آنها قرار نگیرد. والاّ اگر توجه او به حرف و سخن مردم باشد كه آنها چه مى‌گویند، در موارد بسیارى ـ اگر نگوییم در همه موارد ـ از انجام وظیفه باز خواهد ماند؛ چراكه در تمام اعمال و همه موارد افرادى پیدا مى‌شوند كه انسان را به علل عدیده ملامت مى‌كنند. اگر توجه آدمى به ملامت دیگران باشد، هیچوقت موفق نمى‌شود و نمى‌تواند وظیفه‌اش را آن‌گونه كه بایسته و شایسته است، انجام بدهد. از همین روست كه اول باید تلاش نماید وظیفه خود را خوب تشخصیص داده و بعد كوشش كند آن را آنطورى كه مرضىّ خداست، انجام دهد. مدح و مذمت و ستایش و نكوهش دیگران، نباید براى او فرقى داشته باشد و در دل او تأثیر بگذارد.
سفارش حضرت(علیه السلام) به چنین مطلبى بعد از امر به جهاد، از این‌رو است كه سخنان دیگران انسان را از انجام وظیفه و جهاد باز ندارد. چون معناى عام مجاهده، تلاش در راه
‌﴿ صفحه 122 ﴾
انجام وظیفه است و اگر در قالب صیغه مفاعله به كار مى‌رود به این جهت است كه همیشه در مقابل انجام وظیفه، القائات شیاطین جنّ و انس و هواى نفس وجود دارد كه باید در مقابل آنها استقامت نمود. گویا دو نفر در برابر هم قرار گرفته‌اند؛ یعنى هواهاى نفسانى در مقابل عقل انسان و یا در مقابل فرمان خدا قرار مى‌گیرند؛ لذا به مجاهده تعبیر مى‌شود. اگر گفته مى‌شود انسان باید همیشه با نفس خود درگیر باشد و مجاهده كند، نشان از همین معنا دارد و منظور این است كه باید سعى كند تحت تأثیر شیطان و افكار دیگران قرار نگیرد و تنها خدا را در نظر داشته و بر اساس وظیفه الهى گام بردارد. لذا حضرت على(علیه السلام) بعد از امر به جهاد سفارش مى‌فرماید: در انجام وظیفه و مجاهدت، اسیر سرزنش ملامت‌گران مباش تا بتوانى جهاد و وظیفه الهى را به شكل مطلوب انجام دهى.