پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

آفات جهاد فرهنگى

1. انحراف ذهنى (انگیزه‌هاى باطل و غیر الهى)
یكى از بزرگ‌ترین آفات و خطرهاى فعالیت‌هاى علمى و فرهنگى این است كه انسان بعد از تشخیص وظیفه و تحصیل مقدمات آن و آماده شدن براى انجام آن وظیفه، تحت تأثیر كلام دیگران قرار گیرد و در میدان عمل سُست و در مقام نیّت و انگیزه دچار انحراف شود. به عنوان
‌﴿ صفحه 115 ﴾
مثال اگر انسان لحظه‌اى درنگ كرده، اهداف خود را بررسى كند كه چه انگیزه‌اى موجب انتخاب فلان شغل و یا برگزیدن رشته تحصیلى خاص شده و یا چه چیز موجب شده است كه فلان درس را انتخاب كند، به نتایج عجیبى مى‌رسد و چه بسا آن نتایج برایش بسیار ناخوشایند باشد و حتى نخواهد این انگیزه‌ها را وارسى كند تا در عمق نهان‌خانه دل دست كم مطلب براى خودش روشن شود، و فقط مى‌گوید ان‌شاءالله درست است و خدا قبول مى‌كند، در حالى كه اگر یك بازنگرى دقیق نسبت به اهداف و انگیزه‌ها صورت بگیرد روشن خواهد شد كه چه اهداف بى‌ارزشى را دنبال مى‌كند و چسان فرسنگ‌ها از حقیقت عقب مانده و فكر و دل خود را به سراب مشغول كرده است.
2. انحراف عملى (تأثیر سخن منفى دیگران)
بى‌تردید از عوامل مؤثر در رفتار همه انسان‌ها افكار مردم است. آراى مردم و سخن دیگران در رفتار آدمى سخت تأثیر دارد. به عنوان مثال برخى كارها را وقتى انسان انجام مى‌دهد، همه به او احسنت و آفرین مى‌گویند و او نیز با دریافت این تشویق‌ها و تمجیدها، انگیزه‌اش براى آن كار قوى‌تر مى‌شود. در مقابل گاهى انسان با شناختى دقیق و تلاشى تام و تصحیح تشخیص مى‌دهد كه مثلا فلان كار خوب است و باید انجام بگیرد، امّا به دلیل این‌كه مردم آن را نمى‌پسندند و یا به هر دلیل دیگرى، هرگز آن را تعقیب نمى‌كند و رغبتى به انجام آن نشان نمى‌دهد. در این‌گونه موارد وظیفه چیست؟ و چقدر انسان مى‌تواند در مقابل آرا و افكار عمومى مقاومت كند؟ آیا آن‌چه را كه وظیفه خود تشخیص داده است انجام مى‌دهد و یا آن‌چه مردم مى‌پسندند؟ به عنوان نمونه، گاه انسان كارى را برحسب آگاهى دقیق، براى خود وظیفه تشخیص داده و آن را بر خود واجب مى‌داند كه باید انجام بدهد، اما اگر این كار را انجام دهد، همسر و پدر و مادر و برادر و خواهر و... او را ملامت مى‌كنند. در چنین شرایطى چقدر مى‌تواند مقاومت كند و در مقابل افكار دیگران به وظیفه خود پایبند باشد؟ با عنایت به همین وضعیت است كه قرآن مى‌فرماید:
یا اَیُّها الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِى اللّهُ بِقَوْم یُحِبُّهُمْ و یُحِبُّونَهُ أَذِلَّة عَلَى الْمُؤْمِنیِنَ أعِزَّة عَلَى الْكافِرینَ، یُجاهِدوُنَ فِى سَبیلِ‌اللّهِ وَلایَخافُونَ لَوْمَةَ لائِم؛ اى اهل ایمان هر كسى از آیین خود بازگردد [به خدا زیانى نخواهد رسید] خداوند
‌﴿ صفحه 116 ﴾
گروهى را خواهد آورد كه آنها را دوست دارد و آنها هم خداوند را دوست دارند و در برابر مؤمنان فروتن و در برابر كفّار، سرافراز هستند. آنها در راه خدا جهاد مى‌كنند و از سرزنش سرزنش‌كنندگان هراسى ندارند.(51)
همین تعبیر در این وصیّت امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمده است كه مى‌فرماید: جاهِدْ فِى اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ، وَ لا تَأْخُذْكَ فِى اللّهِ لَوْمَةُ لائِم؛ در راه خدا آن‌طور كه شایسته است جهاد كن و سرزنش هیچ سرزنش كننده‌اى تو را از راه خدا باز ندارد.
در راه خدا حق جهاد را به جا آورید و آنچه را وظیفه است به طور كامل انجام دهید و هرگز از مال و جان و آبرو و عزت خود در راه انجام وظیفه دریغ نكنید و هر چه وظیفه خود تشخیص دادید، امتثال كنید. این مهم، آن‌گاه تحقق خواهد یافت كه شخص تحت تأثیر كلام ملامت‌كنندگان واقع نشده، نكوهش دیگران، او را از انجام وظیفه در راه خدا منصرف نكند؛ لا تَأْخُذْكَ فِى اللّهِ لَوْمَةٌ لائِم.
این آفت بزرگ، دامن‌گیر فرد و جامعه هر دو مى‌شود و اثر سوء آن، فرد و جامعه هر دو را به انحراف مى‌كشاند. گاهى آدمى بعد از تأمل و فكر فراوان تصمیم مى‌گیرد و راهى را انتخاب مى‌كند و با اقامه دلایل متقن و محكم، كارى را واجب و مطلوب خدا تشخیص مى‌دهد، امّا وقتى كه به میدان عمل پا مى‌گذارد، با مشاهده عكس‌العمل دیگران و گفته‌هاى مردم كه مى‌گویند: این‌كار را نكن و مبادا آن را انجام دهى، در تیررس ملامت دیگران قرار مى‌گیرد و در انجام آن وظیفه یقینى و خطیر سست شده، از انجام آن صرف‌نظر مى‌كند و وظیفه‌اى را كه واجب تشخیص داده بود ترك مى‌نماید. این‌جاست كه امیرالمؤمنین(علیه السلام) به امام حسن(علیه السلام) این آفت را تذكّر داده، مى‌فرمایند: باید جهاد كنى، مبادا افكار دیگران تو را تحت فشار قرار دهد و مانع از انجام وظیفه الهى شود و مبادا تحت تأثیر سخن دیگران كارى را كه وظیفه خود تشخیص داده‌اى، ترك كنى.

شیعه واقعى

متأثّرنشدن از اظهار نظر دیگران تا بدان‌جا اهمیت دارد كه در كلام ائمه معصومین(علیهم السلام)معیار
‌﴿ صفحه 117 ﴾
شیعه بودن معرفى شده است. در حدیثى امام باقر(علیه السلام) خطاب به جابربن یزید جعفى كه یكى از اصحاب سرّ حضرت مى‌باشد مى‌فرماید: وَاعْلَمْ بِاَنَّكَ لاتَكوُنُ لَنا وَلِیّاً حَتّى لَوِ اجْتَمَعَ عَلَیْكَ اَهْلُ مِصْرِكَ وَ قَالُوا اِنَّكَ رَجُلٌ سوءٌ لَمْ یَحْزُنْكَ ذلِكَ وَ لَوْ قالوا اِنَّكَ رَجُلٌ صالِحٌ لَمْ یَسُرَّكَ ذلِكَ وَلكِنْ اِعْرِضْ نَفْسَكَ عَلى كِتابِ اللّهِ؛(52) اى جابر! اگر مى‌خواهى از شیعیان ما باشى، شیعه ما این‌گونه است كه اگر همه مردم شهر جمع شوند و شعار بدهند: «مرده باد جابر! جابر مرد بدى است! او كافر است»، سرزنش مردم هرگز تأثیرى در دل تو نگذارد و تو را ذرّه‌اى هراسان نسازد و از طرف دیگر لَوْ قَالُوا: اِنَّكَ رَجُلٌ صَالحٌ لَمْ یَسُرَّكَ ذلِكَ... اگر همه اهل شهر جمع شوند و بگویند: «آفرین! احسنت! زنده باد جابر!» تحسین مردم هرگز نباید در دلت اثر كند و ذره‌اى تو را شادمان سازد. البته به دست آوردن این حالت و روحیه بسیار مشكل است. تصور كنید كه اگر یك نفر به ما بگوید: «چرا فلان كار را انجام دادى؟!» ناراحت شده، در عمل سست مى‌شویم، چه رسد به این‌كه تمام مردم ما را ملامت كنند و بگویند: عجب كار بدى انجام دادى!
اهل‌بیت(علیهم السلام) مى‌خواهند افرادى را تربیت كنند كه از مال و جان و عزت و آبرو و سرمایه و عزیزان خود در راه انجام وظیفه الهى دریغ نكنند و متزلزل نشوند. تربیت‌شدگان مكتب اهل بیت(علیهم السلام) به یقین این روحیه ایثار را در جهاد فرهنگى نیز حفظ مى‌نماید و تمام عمر را صرف تبیین و ترویج ارزش‌ها و عقاید اسلامى مى‌كنند. اگر چنین كسى در این راه مورد ملامت قرار گیرند، هرگز متزلزل و پشیمان نمى‌شوند. به عنوان مثال، كسى كه با هدف و انگیزه الهى به تحصیل علوم دینى و تبلیغ معارف الهى، یا به كار دیگرى مى‌پردازد هرگز از ملامت دیگران دل‌سرد نمى‌شود؛ لذا هر چه بگویند: «اگر فلان كار را مى‌گرفتى ماهیانه چقدر درآمد داشتى؛ و با این قرض و بدهكارى و خانه گِلى و این وضع فلاكت‌بار كه نمى‌توان درس خواند و دین را ترویج نمود و...»، در عقیده صحیح او تأثیرى نمى‌گذارد و او را سست نمى‌سازد. این كلام یكى از معانى فرمایش حضرت على(علیه السلام) است كه مى‌فرماید: لا تَأْخُذْكَ فِى اللّهِ لَوْمَةُ لائِم. بنابراین انسان باید در خود بنگر، اگر اعمال و رفتارش بر اساس وظیفه و مورد رضاى خداى متعال نیست در آنها تجدیدنظر نموده آنها را تصحیح كند و بعد از تشخیص قطعى وظیفه نباید
‌﴿ صفحه 118 ﴾
كوتاهى كند. اگر به خاطر حرف مردم آن وظیفه را ترك كند، باید در شیعه بودن خود تردید نماید.
بنابراین ما باید قرآن و كلام خدا و خواست خداوند سبحان را ملاك كارهاى خود قرار دهیم: اِعرِضْ نَفْسَكَ عَلى [مَافِى] كِتَابِ‌اللّهِ فَاِنْ كُنْتَ سالِكاً سَبیلَهُ زاهِداً فى تَزْهیدِهِ راغِباً فى تَرْغیبِهِ خائِفاً مِنْ تَخْویفِهِ فَاثْبُتْ وَ اَبْشِرْ فَاِنَّهُ لا یَضُرُّكَ ما قیلَ فِیكَ وَ اِنْ كُنْتَ مُبائِناً لِلْقُرآنِ فَمَاذَا الَّذى یَغُرُّكَ مِنْ نَفْسِك(53)؛ خود را بر قرآن عرضه كن! پس اگر راهت راه قرآن بود و زهد مطلوب قرآن را داشتى و به آنچه قرآن دعوت نمود، راغب و از آنچه ترا از آن برحذر مى‌داشت ترسان بودى، پس ثابت باش و بشارت باد بر تو كه در این صورت آنچه (بدخواهان) درباره تو بگویند به تو آسیب نخواهد رساند و اگر با عرضه خود بر قرآن خود را در خلاف راه قرآن یافتى، در این صورت چه چیزى تو را به خود مغرور مى‌كند؟! یعنى ما باید فقط توجه داشته باشیم كه قرآن چه چیزى را خوب و چه چیزى را بد مى‌شمارد، همان را تبعیّت كنیم.
واضح است كه باید تمرین كنیم تا بتوانیم خودمان را این چنین بسازیم و تربیت نماییم تا تحت تأثیر سخن دیگران قرار نگیریم و به آن‌چه وظیفه خود تشخیص دادیم عمل كنیم. البته در تشخیص وظیفه نباید كوتاهى كرد و لذا در ادامه حضرت(علیه السلام) سفارش مى‌فرماید: وَتَفَقَّهْ فِى الدّینِ. اگر آدمى بخواهد به وظیفه خود عمل كند، باید ابتدا وظیفه را بشناسد و شناخت وظیفه جز از راه تفقّه در دین و فهم حقایق دینى و معارف الهى میسّر نمى‌شود.
بنابراین انسان باید قبل از هر چیز نسبت به دین خود بصیرت داشته باشد تا با علم و آگاهى اولویّت‌ها را بشناسد و بر طبق آن به وظایف خود عمل كند و هیچ سخن و زخم زبانى هر چند جان‌سوز باشد او را از انجام وظیفه و سلوك در راه خدا باز ندارد.
‌﴿ صفحه 119 ﴾

درس هشتم: علم و عمل

شرایط انجام وظیفه
عمل زدگى
تصبّر در فهم دین
اقسام صبر
‌﴿ صفحه 120 ﴾
‌﴿ صفحه 121 ﴾