پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

جهاد فرهنگى

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَ جاهِدْ فىِ اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ وَ لا تَأْخُذْكَ فِى اللّهِ لَوْمَةُ لائِم، وَ خُضِ الْغَمَراتِ اِلَى الْحَقِّ حَیْثُ كانَ، وَ تَفَقَّهْ فِى الدِّیِنِ، وَ عَوِّدْ نَفْسَكَ التَّصَبُّرَ عَلَى المَكْرُوهِ، فَنِعْمَ الخَلْقُ الصَّبْرَ.
[اى پسرم] در راه خدا آن‌گونه كه باید، جهاد كن و در [راه انجام امر] خدا تحت تأثیر سرزنش هیچ سرزنش‌كننده‌اى واقع مشو و در رنج و سختى‌هاى نیل به حق، در هر كجا كه باشد وارد شو و دین را نیكو بیاموز و خودت را به شكیبایى ورزیدن بر ناخوشى‌ها عادت بده كه صبر چه نیكو خویى است!
جوهره فرموده‌هاى حضرت على(علیه السلام) در آن فرازهایى كه تاكنون بیان شد، رعایت جانب احتیاط در زندگى بود و بیشتر بر این پافشارى داشت كه انسان باید در زندگى احتیاط رعایت نماید و بجا سخن گوید و بجا دم فرو بندد و بى‌مورد در كار دیگران دخالت نكند و از ضلالت و گمراهى برحذر باشد و جز از سر خیرخواهى لب به سخن نگشاید و در آن‌چه شك دارد اظهارنظر نكند تا آن‌گاه كه روشن گردد. و از آن روى كه مواعظ در برخى اذهان ناآزموده و ناپخته موجب این توهّم ناصواب مى‌گردد كه: پس انسان باید تنها به فكر خود باشد و تنها به نجات خویشتن خویش بیندیشد و نسبت به دیگران مسؤولیتى ندارد، لذا حضرت على(علیه السلام) در ادامه براى دفع آن پندار نابجا و جلوگیرى از این برداشت نادرست، وظایف اجتماعى انسان را مورد توجه قرار مى‌دهند و در كنار اهتمام به تكالیف فردى، مسؤولیت اجتماعى انسان همانند امر به معروف و نهى از منكر و جهاد در راه خدا را یادآور مى‌شوند و خاطر نشان مى‌سازند كه وظایف انسان در برابر اجتماع در واقع وظیفه خود اوست و تأثیر آن در زندگى
‌﴿ صفحه 108 ﴾
آدمى بیشتر و مهم‌تر از تكالیف فردى است. و اینك به شرح و بیان این بخش از پندنامه آن حكیم الهى مى‌پردازیم.

جایگاه وظایف اجتماعى

قبل از هر سخن، توجّه به این نكته ضرورى است كه نفع و ضرر ناشى از انجام و یا اهمال تكالیف اجتماعى، از هر تكلیف فردى مهم‌تر و تأثیر آن بر جامعه و خود فرد بیشتر است. به بیانى دیگر، سود و ضرر این نوع وظایف هم به خود شخص برمى‌گردد و هم به اجتماع. درست است كه اگر انسان خدمتى براى جامعه انجام دهد جامعه منتفع مى‌شود، ولى نخستین كسى كه از این اقدام نفع مى‌برد، خود اوست. و آن تأثیرى است كه این عمل به طور مستقیم بر این فرد دارد و از طرف دیگر اجر و پاداشى است كه در مقابل انجام این وظیفه، به او داده مى‌شود و اگر آن وظیفه را ترك كند، اولین متضرّر، او و بیشترین ضرر، متوجه خود اوست كه از تأثیر مثبت آن وظیفه محروم مى‌گردد، افزون بر این‌كه موجبات عقاب خود را فراهم نموده است.
نكته قابل توجّه آن‌كه: گاهى اهمیّت یك تكلیف اجتماعى به حدّى است كه با چندین تكلیف فردى هم، قابل مقایسه نیست و حتّى اگر شخص به صد عبادت و عمل شخصى بپردازد، ولى آن عمل اجتماعى واجب را ترك كند و در انجام آن سهل‌انگارى و اهمال نماید، از عقاب و تأثیر منفى ترك آن مصون نخواهد بود؛ و ثواب آن عبادات شخصى با عقاب ترك این وظیفه اجتماعى برابر نخواهد بود چون برخى وظایف اجتماعى، از قبیل بعضى از مراتب امر به معروف و نهى از منكر و یا جهاد در راه خدا، به قدرى مهمّ و سرنوشت‌ساز هستند كه ضرر ناشى از ترك یا اهمال در این وظایف، كه به خود آن فرد و جامعه مى‌رسد، با منفعت ناشى از هر عبادت و عمل مستحبى دیگر، به هر میزان كه باشد، قابل مقایسه و جبران نیست؛ زیرا هیچ عمل عبادى فردى و مستحبى دیگرى، جاى آن وظیفه اجتماعى را نمى‌گیرد. پس وظایف انسان، نسبت به جامعه اعم از وظیفه مالى، فرهنگى، تربیتى، علمى و یا هر نوع وظیفه دیگرى كه انسان نسبت به دیگران و جامعه انسانى دارد، در واقع وظایف شخصى خود اوست و نتیجه آن، قبل از هر كسى به خودش بر مى‌گردد.
‌﴿ صفحه 109 ﴾
بنابراین، همان‌طور كه به وظایف فردى خود اهتمام داریم، باید به وظایف اجتماعى نیز به همان میزان، بلكه بیشتر توجه نماییم و در صدر تمام تكالیف اجتماعى، «امر به معروف و نهى از منكر» قرار دارد كه باید به آن اهتمام وافى داشته باشیم. در اهمیّت این وظیفه اجتماعى و همگانى و این نظات ملّى همین بس كه هرگز و به هیچ وجه نمى‌توان آن را مهمل گذاشت، بلكه باید به اشكال مختلف، از در هم كشیدن چهره و اظهار ناخرسندى تا موعظه و نصیحت فعالیت عملى، براى تحقق آن اقدام نمود. همان‌گونه كه گاهى به كارگیرى نیروى بدنى نیز در امتثال امر به معروف و نهى از منكر ضرورت مى‌یابد و یا حتى از این مرحله گذشته و با جان‌فشانى و فدا كردن سرمایه عمر باید امر به معروف و نهى از منكر نمود، كه جملگى حكایت از اهمیّت این وظیفه خطیر اجتماعى مى‌كنند. هم‌چنان كه در بعضى از مراحل، مبارزات اجتماعى به عنوان مصداقى از امر به معروف و نهى از منكر واجب مى‌گردند. همانند نهضت سیدالشهداء صلوات الله علیه كه حضرتشان در بیان فلسفه قیام خود مى‌فرمایند: اِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فِى اُمَّةِ جَدِّىِ اُریدُ أَنْ اَمُرَ بالْمَعْروُفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَر(47)؛ همانا به انگیزه اصلاح امت جدّم قیام كردم و مى‌خواهم امر به معروف و نهى از منكر نمایم؛ یعنى آن حضرت اولین علّت و فلسفه قیام خود را امر به معروف و نهى از منكر بیان مى‌فرمایند. به هرحال، «امر به معروف و نهى از منكر» داراى مراتب متعددى است و هر مرتبه هم شرایط خاص خود را دارد كه باید در جاى خود مورد بررسى و بحث قرار گیرد.

جهاد برتر

در پى بیان اهمیّت وظایف اجتماعى، اینك شایسته است به برشمردن و بررسى برخى از آنها بپردازیم. به یقین یكى از وظایف اجتماعى كه همانند نماز اهمیت داشته و بر انسان واجب است، «جهاد فى سبیل‌الله» مى‌باشد. البته توجه داریم كه مصداق معروف جهاد فى سبیل‌الله، جنگ با كفّار است و گرنه جهاد در راه خدا منحصر در جنگ و قتال نیست و بسته به شرایط مختلف زمانى و مكانى مصادیق متنوّع پیدا مى‌كند و به اشكال گوناگون ظهور مى‌یابد، منتها در هر مكان و زمانى به نوعى خاص جلوه‌گر مى‌شود. از این روى جا دارد این موضوع به طور مستقل، مورد بحث و تحقیق قرار گیرد تا انواع و مصادیق مختلف جهاد تبیین گردد. به طور.
‌﴿ صفحه 110 ﴾
قطع مبارزه مسلّحانه در میدان جنگ یكى از انواع جهاد است، همان‌گونه كه انواع دیگر جهاد علمى و فرهنگى و اقتصادى و سیاسى امروز در جامعه ما مورد نیاز است. البته این اقسام جهاد هم به نوبه خود شرایطى دارد كه متأسفانه در این زمینه بحث گسترده و عمیق، كمتر انجام گرفته است. نوع دیگرى از جهاد كه در آیات و روایات مورد تأكید فراوان واقع شده «جهاد با نفس» است كه پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)درباره عظمت و اهمیت آن چه زیبا بیان مى‌فرمایند: مَرْحَباً بِقَوْم قَضوُا الْجِهادَ الاَْصْغَرَ وَ بَقِىَ عَلَیْهِمْ الجِهادُ الاَْكْبَرُ فَقیلَ یا رَسولَ اللّهِ مَا الجِهادُ الاَكْبَرُ؟ قال: جِهادُ النَّفْس(48)؛ خوشا به حال گروه و جمعیتى كه جهاد اصغر (مبارزه مسلّحانه در میدان جنگ) را انجام دادند و براى آنها انجام جهاد اكبر باقى مانده است. از حضرتش سؤال شد: جهاد اكبر چیست؟ پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمودند: جهاد اكبر همان جهاد با نفس است.
لفظ جهاد و مجاهده، به خاطر خصوصیت معنایى كه در بردارد در جایى فرض مى‌شود كه كسى در برابر انسان قرار بگیرد و با تلاش و صرف نیرو در برابرش خصومت و یا مقاومت به خرج دهد. از همین روست كه با شنیدن لفظ جهاد، جنگ در جبهه و هزینه نمودن نیرو و توان، به ذهن متبادر مى‌شود. ولى گاهى اوقات دشمن، دشمن داخلى است كه از خصمى، خطرناك‌تر مى‌باشد، همان‌گونه كه پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) مى‌فرمایند: اَعْدىَ عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتى بَیْنَ جَنْبَیْك(49)؛ دشمن‌ترین دشمنان تو نفس تو است كه در درون تو مى‌باشد.
جهاد اكبر (جهاد با نفس) همان مقاومت در برابر خواهش‌هاى نفس است؛ یعنى انسان در مقابل تمایلات نفسانى، مقاومت و آنها را كنترل نماید و اگر بخواهند طغیان كنند آنها را سركوب نماید. پس جهاد اكبر و جهاد بانفس هم نوعى صرف نیرو در مقابل دشمن است، و چون دشمن، داخلى است و مبارزه با خود و خواهش‌هاى نفسانى بسیار دشوار است آن را جهاد اكبر مى‌نامند.
رهبر كبیر انقلاب اسلامى حضرت امام خمینى(رحمه الله) در زمینه، جهاد اكبر (جهاد با نفس) بحث‌هاى زیادى داشتند و خود از جهاد اكبر شروع كردند و بعد از پیروزى در این جهاد توانستند دین را احیا و جامعه اسلامى را از سقوط حتمى نجات بخشند و كلمات ایشان
‌﴿ صفحه 111 ﴾
همچون چراغ پرفروغى است كه مى‌تواند همیشه فرا راه زندگى ما قرار بگیرد. لذا نباید فرموده‌ها و كتاب‌هاى آن رادمرد الهى و زنده‌كننده اسلام ناب محمدى(صلى الله علیه وآله) را فراموش كنیم، بلكه باید در تمام حالات مدّنظر و آویزه گوش خود سازیم. ما باید قبل از هر چیز به جهاد با نفس، خودسازى و تزكیه بپردازیم تا در میدان‌هاى دیگر مبارزه اعم از سیاسى، نظامى، اقتصادى، فرهنگى و... پیروز شویم.
در میان انواع جهاد، آنچه امروز بیش از همه حوزه و دانشگاه وظیفه سنگینى نسبت به آن دارند، «جهاد فرهنگى» است. یعنى این كار بر عهده بسیجیان حوزه و دانشگاه است و در محدوده مسؤولیت كسانى است كه خود را سرباز امام زمان صلوات الله علیه مى‌دانند. همه ما ریزه‌خوار خوان وجود مقدس حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه هستیم و معتقدیم ائمه اطهار واسطه در فیض و نزول رحمت الهى هستند، همان‌گونه كه در زیارت جامعه كبیره خطاب به آن انوار مقدسه مى‌گوییم: بِكُمْ یُنَزِّلُ الغَیْث(50)؛ به بركت انوار طیّبه شما اهل‌بیت، باران نازل مى‌شود. پس از این جهت، وظیفه طلاب خیلى سنگین‌تر است. از جانب دیگر شغل و معلومات و امكانات علمى آنها نیز ایجاب مى‌كند كه در این راه پیش‌قدم باشند جوانان بسیجى اعم از دانشگاهى و غیر دانشگاهى باید همچون بازوان توانایى آنها را كمك كنند. بنابراین جهاد فرهنگى وظیفه‌اى است كه قبل از همه متوجه روحانیون و حوزه علمیه است كه اینك به توضیحى درباره آن مى‌پردازیم.