پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

درس هفتم: جهاد فرهنگى

جایگاه وظایف اجتماعى
جهاد برتر
شرایط جهاد فرهنگى
آفات جهاد فرهنگى
شیعه واقعى
‌﴿ صفحه 106 ﴾
‌﴿ صفحه 107 ﴾

جهاد فرهنگى

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَ جاهِدْ فىِ اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ وَ لا تَأْخُذْكَ فِى اللّهِ لَوْمَةُ لائِم، وَ خُضِ الْغَمَراتِ اِلَى الْحَقِّ حَیْثُ كانَ، وَ تَفَقَّهْ فِى الدِّیِنِ، وَ عَوِّدْ نَفْسَكَ التَّصَبُّرَ عَلَى المَكْرُوهِ، فَنِعْمَ الخَلْقُ الصَّبْرَ.
[اى پسرم] در راه خدا آن‌گونه كه باید، جهاد كن و در [راه انجام امر] خدا تحت تأثیر سرزنش هیچ سرزنش‌كننده‌اى واقع مشو و در رنج و سختى‌هاى نیل به حق، در هر كجا كه باشد وارد شو و دین را نیكو بیاموز و خودت را به شكیبایى ورزیدن بر ناخوشى‌ها عادت بده كه صبر چه نیكو خویى است!
جوهره فرموده‌هاى حضرت على(علیه السلام) در آن فرازهایى كه تاكنون بیان شد، رعایت جانب احتیاط در زندگى بود و بیشتر بر این پافشارى داشت كه انسان باید در زندگى احتیاط رعایت نماید و بجا سخن گوید و بجا دم فرو بندد و بى‌مورد در كار دیگران دخالت نكند و از ضلالت و گمراهى برحذر باشد و جز از سر خیرخواهى لب به سخن نگشاید و در آن‌چه شك دارد اظهارنظر نكند تا آن‌گاه كه روشن گردد. و از آن روى كه مواعظ در برخى اذهان ناآزموده و ناپخته موجب این توهّم ناصواب مى‌گردد كه: پس انسان باید تنها به فكر خود باشد و تنها به نجات خویشتن خویش بیندیشد و نسبت به دیگران مسؤولیتى ندارد، لذا حضرت على(علیه السلام) در ادامه براى دفع آن پندار نابجا و جلوگیرى از این برداشت نادرست، وظایف اجتماعى انسان را مورد توجه قرار مى‌دهند و در كنار اهتمام به تكالیف فردى، مسؤولیت اجتماعى انسان همانند امر به معروف و نهى از منكر و جهاد در راه خدا را یادآور مى‌شوند و خاطر نشان مى‌سازند كه وظایف انسان در برابر اجتماع در واقع وظیفه خود اوست و تأثیر آن در زندگى
‌﴿ صفحه 108 ﴾
آدمى بیشتر و مهم‌تر از تكالیف فردى است. و اینك به شرح و بیان این بخش از پندنامه آن حكیم الهى مى‌پردازیم.

جایگاه وظایف اجتماعى

قبل از هر سخن، توجّه به این نكته ضرورى است كه نفع و ضرر ناشى از انجام و یا اهمال تكالیف اجتماعى، از هر تكلیف فردى مهم‌تر و تأثیر آن بر جامعه و خود فرد بیشتر است. به بیانى دیگر، سود و ضرر این نوع وظایف هم به خود شخص برمى‌گردد و هم به اجتماع. درست است كه اگر انسان خدمتى براى جامعه انجام دهد جامعه منتفع مى‌شود، ولى نخستین كسى كه از این اقدام نفع مى‌برد، خود اوست. و آن تأثیرى است كه این عمل به طور مستقیم بر این فرد دارد و از طرف دیگر اجر و پاداشى است كه در مقابل انجام این وظیفه، به او داده مى‌شود و اگر آن وظیفه را ترك كند، اولین متضرّر، او و بیشترین ضرر، متوجه خود اوست كه از تأثیر مثبت آن وظیفه محروم مى‌گردد، افزون بر این‌كه موجبات عقاب خود را فراهم نموده است.
نكته قابل توجّه آن‌كه: گاهى اهمیّت یك تكلیف اجتماعى به حدّى است كه با چندین تكلیف فردى هم، قابل مقایسه نیست و حتّى اگر شخص به صد عبادت و عمل شخصى بپردازد، ولى آن عمل اجتماعى واجب را ترك كند و در انجام آن سهل‌انگارى و اهمال نماید، از عقاب و تأثیر منفى ترك آن مصون نخواهد بود؛ و ثواب آن عبادات شخصى با عقاب ترك این وظیفه اجتماعى برابر نخواهد بود چون برخى وظایف اجتماعى، از قبیل بعضى از مراتب امر به معروف و نهى از منكر و یا جهاد در راه خدا، به قدرى مهمّ و سرنوشت‌ساز هستند كه ضرر ناشى از ترك یا اهمال در این وظایف، كه به خود آن فرد و جامعه مى‌رسد، با منفعت ناشى از هر عبادت و عمل مستحبى دیگر، به هر میزان كه باشد، قابل مقایسه و جبران نیست؛ زیرا هیچ عمل عبادى فردى و مستحبى دیگرى، جاى آن وظیفه اجتماعى را نمى‌گیرد. پس وظایف انسان، نسبت به جامعه اعم از وظیفه مالى، فرهنگى، تربیتى، علمى و یا هر نوع وظیفه دیگرى كه انسان نسبت به دیگران و جامعه انسانى دارد، در واقع وظایف شخصى خود اوست و نتیجه آن، قبل از هر كسى به خودش بر مى‌گردد.
‌﴿ صفحه 109 ﴾
بنابراین، همان‌طور كه به وظایف فردى خود اهتمام داریم، باید به وظایف اجتماعى نیز به همان میزان، بلكه بیشتر توجه نماییم و در صدر تمام تكالیف اجتماعى، «امر به معروف و نهى از منكر» قرار دارد كه باید به آن اهتمام وافى داشته باشیم. در اهمیّت این وظیفه اجتماعى و همگانى و این نظات ملّى همین بس كه هرگز و به هیچ وجه نمى‌توان آن را مهمل گذاشت، بلكه باید به اشكال مختلف، از در هم كشیدن چهره و اظهار ناخرسندى تا موعظه و نصیحت فعالیت عملى، براى تحقق آن اقدام نمود. همان‌گونه كه گاهى به كارگیرى نیروى بدنى نیز در امتثال امر به معروف و نهى از منكر ضرورت مى‌یابد و یا حتى از این مرحله گذشته و با جان‌فشانى و فدا كردن سرمایه عمر باید امر به معروف و نهى از منكر نمود، كه جملگى حكایت از اهمیّت این وظیفه خطیر اجتماعى مى‌كنند. هم‌چنان كه در بعضى از مراحل، مبارزات اجتماعى به عنوان مصداقى از امر به معروف و نهى از منكر واجب مى‌گردند. همانند نهضت سیدالشهداء صلوات الله علیه كه حضرتشان در بیان فلسفه قیام خود مى‌فرمایند: اِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فِى اُمَّةِ جَدِّىِ اُریدُ أَنْ اَمُرَ بالْمَعْروُفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَر(47)؛ همانا به انگیزه اصلاح امت جدّم قیام كردم و مى‌خواهم امر به معروف و نهى از منكر نمایم؛ یعنى آن حضرت اولین علّت و فلسفه قیام خود را امر به معروف و نهى از منكر بیان مى‌فرمایند. به هرحال، «امر به معروف و نهى از منكر» داراى مراتب متعددى است و هر مرتبه هم شرایط خاص خود را دارد كه باید در جاى خود مورد بررسى و بحث قرار گیرد.