پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

امر به معروف حرفه نیست

امر به معروف افزون بر این‌كه براى دیگران مفید است و جامعه را اصلاح مى‌كند و نتیجه صلاح جامعه عاید خود شخص هم مى‌شود، فایده دیگرى نیز دارد كه وقتى انسان در مقام انجام این تكلیف برآید و دیگران را به انجام كار خیر وادار مى‌كند، انگیزه مى‌شود كه خود او نیز آن كار خیر را انجام دهد و اهتمام بیشترى به آن داشته باشد. البته این تأثیر امر به معروف در صورتى است كه به انگیزه خیرخواهى و به عنوان یك تكلیف انجام بگیرد نه به عنوان یك حرفه و شغل. چون گاهى ممكن است، انجام این وظیه الهى شكل شغل و حرفه را به خود بگیرد؛ مثل این كه كسى را موظف كنند تا در مقابل اجرتى كه مى‌گیرد دیگران را موعظه كند و
‌﴿ صفحه 103 ﴾
آنها را به معروف تشویق و از منكر باز دارد. این‌گونه امر به معروف و نهى از منكر ممكن است هیچ تأثیرى در خود گوینده نداشته باشد، چون كمتر با دل مخاطب ارتباط پیدا مى‌كنند، و تأثیر آن هم از همین صدایى كه از دهان آدم خارج مى‌شود، تجاوز نكرده و با قلب خود او هیچ ارتباط و پیوندى پیدا نمى‌كند؛ یعنى از آن‌جا كه ممكن است آن‌چه مى‌گوید از سر دلسوزى و خیرخواهى نباشد و سخنش از دل برنخیزد، لذا بر دل نمى‌نشیند و خود گوینده را نیز تحت تأثیر قرار نمى‌دهد. نیز ممكن است امر به معروف كننده خود مرتكب گناه شود و به دیگران بگوید گناه نكنید. به یقین كلام آن شخص كه مى‌گوید گناه نكنید و گناه بد است، در حالى كه خود به گناه مبتلا است، تأثیرى به غایت ناچیز دارد. چون در واقع انگیزه غیرالهى دارد و چه بسا این سخن را به خاطر این كه حرفه او شده است به دیگران مى‌گوید و در پى كسب مابه‌ازاى آن است تا دستمزدى را كه تعیین شده، دریافت كند. خداى متعال چنین انسان‌هایى را نكوهش كرده مى‌فرماید: أتَأْمُروُنَ النّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ اَنْفُسَكُمْ وَ اَنْتُم تَتْلُونَ الْكِتابَ اَفَلا تَعْقِلوُن(46)؛ آیا مردم را به نیكوكارى دستور مى‌دهید و خود را فراموش مى‌كنید و حال آن‌كه كتاب خدا را مى‌خوانید. چرا در آن تعقل و اندیشه نمى‌كنید [تا گفتار نیك خود را به عمل در آورید؟] اما اگر امر به معروف و نهى از منكر به عنوان یك تكلیف شرعى انجام شود، در این صورت براى دلسوزى نسبت به دیگران و این كه مبادا به بیراهه بروند انجام مى‌گیرد و انگیزه مادى و گرفتن دستمزد در اندیشه وى نیست و چه بسا خود را در معرض خطر قرار مى‌دهد تا امر به معروف نماید و دیگران نجات پیدا كنند. تمام همّت و توان خود را به كار مى‌گیرد تا تكلیف الهى انجام شود. در این صورت، هم خودش بهتر عمل مى‌كند و هم در دیگران تأثیر عمیق مى‌گذارد و هرگز مصداق این آیه نخواهد بود كه تَأْمُروُنَ النَّاسَ بِالْبِّرِ وَ تَنْسَونَ اَنْفُسَكُم. از این‌روى یكى از فواید این‌گونه امر به معروف و نهى از منكر نمودن این است كه انسان خودش نیز در انجام آن كار خیر و تكلیف شرعى جدّى‌تر مى‌شود و میزان پاى‌بندى وى به آن عمل افزون مى‌گردد. چون وقتى اهتمام نمود كه دیگران را به كار خیر وادار نماید، خودش هم در آن راه جدّى‌تر مى‌شود.
نكته دیگر این است كه «امر به معروف و نهى از منكر» تنها از راه زبان انجام نمى‌گیرد
‌﴿ صفحه 104 ﴾
بلكه گاهى اوقات شرایط ایجاب مى‌كند كه انسان آستین همت بالا زده و در میدان عمل به نیكى امر نماید و از منكرات جلوگیرى كند و كارهاى معروف و پسندیده را محقق سازد. البته همان‌گونه كه گذشت با رعایت شرایطى كه تفصیل آن در كتب مربوطه بیان شده است. اما در صورتى كه انسان نتواند با موعظه و نصیحت از گناه جلوگیرى كند و كارهاى پسندیده را رواج دهد و قدرت دیگرى نیز ندارد تا آن را به كار بگیرد در این صورت وظیفه دیگرى بر عهده دارد كه حضرت على(علیه السلام)آن را در ادامه بیان مى‌كنند و مى‌فرمایند: وَ بایِنْ مَنْ فَعَلَهُ بِجُهْدِك؛ با تلاش و كوشش خود را از كسانى كه اهل منكر هستند دور نگهدار! انسان اگر توان انجام امر به معروف و نهى از منكر را ندارد، باید از كسانى كه مرتكب كارهاى ناپسند و ناروا مى‌شوند دورى نماید و گرنه آنها كم‌كم وى را به آن راه مى‌كشانند؛ چرا كه معاشرت با این‌گونه افراد باعث مى‌شود كم‌كم قبح این منكرات از چشم و دل انسان برداشته شود و به تدریج او نیز به این اعمال آلوده شده و در خدمت شیطان درآید و همرنگ معاشران گردد و لذا حضرت مى‌فرماید: با تمام جدیّت از آنان كناره‌گیرى كنید.


‌﴿ صفحه 105 ﴾

درس هفتم: جهاد فرهنگى

جایگاه وظایف اجتماعى
جهاد برتر
شرایط جهاد فرهنگى
آفات جهاد فرهنگى
شیعه واقعى
‌﴿ صفحه 106 ﴾
‌﴿ صفحه 107 ﴾

جهاد فرهنگى

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَ جاهِدْ فىِ اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ وَ لا تَأْخُذْكَ فِى اللّهِ لَوْمَةُ لائِم، وَ خُضِ الْغَمَراتِ اِلَى الْحَقِّ حَیْثُ كانَ، وَ تَفَقَّهْ فِى الدِّیِنِ، وَ عَوِّدْ نَفْسَكَ التَّصَبُّرَ عَلَى المَكْرُوهِ، فَنِعْمَ الخَلْقُ الصَّبْرَ.
[اى پسرم] در راه خدا آن‌گونه كه باید، جهاد كن و در [راه انجام امر] خدا تحت تأثیر سرزنش هیچ سرزنش‌كننده‌اى واقع مشو و در رنج و سختى‌هاى نیل به حق، در هر كجا كه باشد وارد شو و دین را نیكو بیاموز و خودت را به شكیبایى ورزیدن بر ناخوشى‌ها عادت بده كه صبر چه نیكو خویى است!
جوهره فرموده‌هاى حضرت على(علیه السلام) در آن فرازهایى كه تاكنون بیان شد، رعایت جانب احتیاط در زندگى بود و بیشتر بر این پافشارى داشت كه انسان باید در زندگى احتیاط رعایت نماید و بجا سخن گوید و بجا دم فرو بندد و بى‌مورد در كار دیگران دخالت نكند و از ضلالت و گمراهى برحذر باشد و جز از سر خیرخواهى لب به سخن نگشاید و در آن‌چه شك دارد اظهارنظر نكند تا آن‌گاه كه روشن گردد. و از آن روى كه مواعظ در برخى اذهان ناآزموده و ناپخته موجب این توهّم ناصواب مى‌گردد كه: پس انسان باید تنها به فكر خود باشد و تنها به نجات خویشتن خویش بیندیشد و نسبت به دیگران مسؤولیتى ندارد، لذا حضرت على(علیه السلام) در ادامه براى دفع آن پندار نابجا و جلوگیرى از این برداشت نادرست، وظایف اجتماعى انسان را مورد توجه قرار مى‌دهند و در كنار اهتمام به تكالیف فردى، مسؤولیت اجتماعى انسان همانند امر به معروف و نهى از منكر و جهاد در راه خدا را یادآور مى‌شوند و خاطر نشان مى‌سازند كه وظایف انسان در برابر اجتماع در واقع وظیفه خود اوست و تأثیر آن در زندگى
‌﴿ صفحه 108 ﴾
آدمى بیشتر و مهم‌تر از تكالیف فردى است. و اینك به شرح و بیان این بخش از پندنامه آن حكیم الهى مى‌پردازیم.