پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

درس ششم : راه سعادت

اوّلین شرط سعادت
خسران بى‌حساب
انحطاط اندیشه در قرن مشعشع علم
امر به معروف حرفه نیست
‌﴿ صفحه 92﴾
‌﴿ صفحه 93 ﴾

راه سعادت

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَ دَعِ الْقَوْلَ فیِمَا لا تُعْرِفُ، وَالنَّظَرَ فیِمَا لاتُكَلَّفْ، وَأَمْسِكْ عَنْ طَریِق إِذا خِفْتَ ضَلالَتَهُ، فَاِنَّ الْكَفَّ عِنْدَ حَیْرَةِ الضَلالَةِ خَیْرٌ مِنْ رُكُوبِ الاَْهْوالِ. وَ أْمُرْ بِالْمَعْروُفِ تَكُنْ مِنْ أَهْلِهِ، وَ أَنْكِرِ الْمُنْكَرَ بِلِسَانِكَ وَ یَدِكَ، وَ بایِنْ مَنْ فَعَلَهُ بِجُهْدِكَ.
[اى پسرم!] از آنچه نمى‌دانى سخن مگو و كلام را واگذار و درباره آنچه تكلیف ندارى، اندیشه مكن(41) و از راهى كه بیم گمراهى آن مى‌رود، امتناع نما! كه همانا به هنگام ترسِ از گمراهى و سرگردانى ضلالتْ دست كشیدن از عمل، بهتر از اقدام و ارتكاب اعمال هولناك است. [اى پسرم] به نیكى‌ها امر كن و از اهل نیكى و خوبى باش و با دست و زبانت زشتى‌ها را ناپسند بشمار و با تلاش و كوشش، خود را از افرادى كه مرتكب منكر مى‌شوند، دور نگهدار!
اینك بعد از آن مواعظ فشرده و بیان حالات قلب، حضرت على(علیه السلام) با بیان سفارش‌هاى تفصیلى خود در اوّلین گام به ما وصیّت مى‌فرمایند كه: دَعِ الْقَوْلَ فِى ما لا تَعْرِف؛ از آن‌چه اطلاع ندارى سخن مگو! شاید ارتباط مباحث گذشته با این بخش از وصیّت، چنین باشد كه اگر بخواهیم به این وصیّت عمل كنیم و درباره دنیا و آخرت خود بیندیشیم، به این نتیجه مى‌رسیم كه همه گذشتگان رفتند و سرانجامِ ما هم، همانند آنها مرگ است. طبق مفاد وصیّت، نتیجه مى‌گیریم كه باید براى آخرت خود فكرى كنیم. لذا با این سؤال مواجه مى‌شویم كه چه كار باید بكنیم و به چه چیز باید اهتمام داشته باشیم كه براى سعادت ابدى مفید باشد؟ و كسى كه در ابتداى راه است و تازه به تكلیف رسیده به چه چیزهایى باید اهتمام داشته باشد؟ و بعد از درك
‌﴿ صفحه 94 ﴾
این حقایق چه كارى باید بكند و به چه امورى باید توجه نماید تا در آینده دچار حسرت نشود و به خسران جبران‌ناپذیر مبتلا نگردد؟ به تعبیرى دیگر اوّلین قدم‌ها در مسیر گذر از دنیا به آخرت از كجا مى‌گذرد و انسان چگونه باید این راه را طى نماید تا سرانجام میهمان رضوان الهى شود و به غضب و عذاب خداوند مبتلا نگردد؟ گویا در همین راستا است كه حضرت(علیه السلام)به بیان سفارش‌هاى خود پرداخته‌اند كه اینك به شرح آن پندها مى‌پردازیم.

اوّلین شرط سعادت

همان‌گونه كه در ابتداى این وصیّت‌نامه گذشت، مخاطب این سفارش‌ها مسلمانى است كه اعتقادات صحیح دارد و نسبت به واجبات و محرمات اطلاعات اجمالى دارد و ضروریات و قطعیات اسلام را مى‌داند. با این وصف، طبیعى است كه چنین شخصى اهتمام به انجام واجبات و ترك محرّمات خواهد داشت؛ یعنى به توصیه آغازین این كلام (تقوا)، كاملا پایبند است و از محرّمات اجتناب مى‌كند و واجبات را نیز امتثال مى‌نماید. امّا اینك بعد از عمل كردن به این نصیحت، یعنى عمل به امورى كه واجب بودن آن را مى‌داند و نیز ترك آن‌چه از حرام بودن آن آگاه است، این سؤال جلوه‌گر مى‌شود كه چه كنیم تا در مسیر زندگى بهترین استفاده را از دنیا براى زندگى آخرت ببریم؟ و چگونه از دنیا براى تحصیل آخرت استفاده كنیم تا دنیا هدف ما قرار نگیرد؟ خلاصه بعد از آگاهى از این‌كه زندگى دنیا، ابزار و وسیله‌اى بیش نیست حال، این پرسش رخ مى‌نماید كه پس چه چیز براى ما مهم است؟ به چه باید اهمیّت داد و در مقام عمل چه باید كرد؟ گویا در این مقام است كه حضرت على(علیه السلام)مى‌فرمایند اولین قدم این است كه درباره آن‌چه نمى‌دانیم و شك داریم، تحقیق كنیم تا وظایف خود را بهتر درك كنیم و هرگز قدم در بیراهه نگذاریم.
البته این سخن خود یك مطلب اساسى است كه در همین بخش، در ضمن مطالبى كه آینده در ذیل «تفقّه در دین» مى‌آید، مورد بحث قرار خواهد گرفت. امّا قبل از رسیدن به بحث «تفقه در دین» سكوت كردن در مواردى كه انسان نسبت به آنها جهل دارد، خود مطلب مستقلى است كه حضرت على(علیه السلام) ما را به آن سفارش كرده، مى‌فرمایند: «از آن‌چه نمى‌دانى سخن مگو.»
‌﴿ صفحه 95 ﴾