پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

نقد آخرت به از نسیه دنیا

بعد از آن كه حقیقت دنیا را شناختى و دانستى كه حقیتقش جز سیر و سفر و گذر هیچ نیست و منزل‌كردن در آن ناممكن است حال آیا ارزش دارد كه آخرت جاوید همیشگى را بفروشى و در عوض این دنیاى ناپایدار را خریدارى كنى؟! واضح است كه اگر آدمى آن اندیشه‌ها و آن تأملات را داشته باشد، قطعاً به این نتیجه خواهد رسید كه سرتا پاى این معامله ضرر است. از
‌﴿ صفحه 89 ﴾
این‌رو هرگز به چنین معامله‌اى راضى نخواهد شد كه دنیاى این چنینى خود را به آخرت آن چنانى بفروشد: لا تَبِعْ اخِرَتَكَ بِدُنْیَاك.
در پایان، این نكته قابل عنایت و بررسى است كه چه ارتباطى بین حالات قلب و بین دیدن و شنیدن آثار گذشتگان وجود دارد كه حضرت(علیه السلام) در پى اصلاح قلب، ما را به دیدن و مطالعه آثار گذشتگان سفارش مى‌فرماید. به یقین در نظر حضرت(علیه السلام)بین این مطالب، ارتباطى وجود دارد و ما به اندازه فهم ناقص خود و تصوّرى كه از ارتباط این مباحث داریم، مطالبى را عرضه مى‌داریم و در همان حال اقرار و اعتراف مى‌كنیم كه عمق این مطالب و مباحث خیلى فراتر از فهم ما است.
همان‌گونه كه گذشت حضرت مى‌فرمایند: در روزگار و احوال گذشتگان مطالعه كنید كه سرانجام آنها به كجا انجامید؟ شاید نتیجه این سخن و پند ثمین این است كه به همان گفته حضرت پى ببریم كه فرمودند: وَلاَتَبِعْ اخِرَتَكَ بِدُنْیَاكَ فَأَصْلِحْ مَثْواك؛ حال كه توجه كردید و فهمیدید كه سرانجام گذشتگان، مرگ و رفتن است و دانستید كه این زندگى در واقع یك گذرگاه و ممرّ و جاده‌اى براى رسیدن به آخرت است، پس مبادا تمام همّت خود را مصروف راه ساخته و از مقصد غافل شوید بلكه باید توجه خود را به مقصد معطوف دارید؛ فَأَصْلِحْ مَثْواك و جایگاه و اقامتگاه خود را اصلاح كنید. شما در این عالم در حال سفرید و این‌جا «مثوا» و منزلگاه نیست. منزلگاه، آخرت است. پس به فكر اصلاح منزل و مأوا و مقصد نهایى خود باشید. لاتَبِعْ اخِرَتَكَ بِدُنْیاك و این زندگى گذراى زودگذر دنیا را به زندگى ابدى و جاودان آخرت معامله نكنید. با توجه به مطالب فوق، شاید ارتباط این بخش با سخنان سابق این باشد كه وقتى حضرت على(علیه السلام) سفارش مى‌فرمایند: «قلب خود را اصلاح كنید»، این مشكل مطرح مى‌شود كه اختیار قلب به طور مستقیم در دست آدمى نیست تا هرگونه كه دلش مى‌خواهد، همان‌گونه آن را بسازد. پس قلب را چگونه اصلاح كنیم؟ این‌جاست كه گویا جواب داده مى‌شود كه قلب را باید از راه چشم و گوش اصلاح نمود. چون در واقع آنچه در قلب اثر مى‌گذارد همین دیدنى‌ها و شنیدنى‌ها است. از این‌روى اگر به دیدنیها و شنیدنیهاى خود جهت صحیح بدهیم تا قلب چیزهاى مفید را ببینید و بشنود، اصلاح خواهد شد؛ مثلا اگر چیزى را ببیند و بشنود كه براى او عبرت‌انگیز است، این امر خود موجب اصلاح قلب مى‌شود. پس به
‌﴿ صفحه 90 ﴾
عنوان احتمال شاید وجه ارتباط بین این دو بخش از مواعظ حضرت(علیه السلام) همین باشد كه جهت دادن به دیدنى‌ها، شنیدنى‌ها و ... موجب جهت دادن به قلب و اصلاح قلب مى‌شود ولذا در مقام اصلاح قلب ما را به اصلاح دیدنى‌ها و شنیدنى‌ها و ... سفارش مى‌فرمایند.
‌﴿ صفحه 91 ﴾

درس ششم : راه سعادت

اوّلین شرط سعادت
خسران بى‌حساب
انحطاط اندیشه در قرن مشعشع علم
امر به معروف حرفه نیست
‌﴿ صفحه 92﴾
‌﴿ صفحه 93 ﴾

راه سعادت

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
وَ دَعِ الْقَوْلَ فیِمَا لا تُعْرِفُ، وَالنَّظَرَ فیِمَا لاتُكَلَّفْ، وَأَمْسِكْ عَنْ طَریِق إِذا خِفْتَ ضَلالَتَهُ، فَاِنَّ الْكَفَّ عِنْدَ حَیْرَةِ الضَلالَةِ خَیْرٌ مِنْ رُكُوبِ الاَْهْوالِ. وَ أْمُرْ بِالْمَعْروُفِ تَكُنْ مِنْ أَهْلِهِ، وَ أَنْكِرِ الْمُنْكَرَ بِلِسَانِكَ وَ یَدِكَ، وَ بایِنْ مَنْ فَعَلَهُ بِجُهْدِكَ.
[اى پسرم!] از آنچه نمى‌دانى سخن مگو و كلام را واگذار و درباره آنچه تكلیف ندارى، اندیشه مكن(41) و از راهى كه بیم گمراهى آن مى‌رود، امتناع نما! كه همانا به هنگام ترسِ از گمراهى و سرگردانى ضلالتْ دست كشیدن از عمل، بهتر از اقدام و ارتكاب اعمال هولناك است. [اى پسرم] به نیكى‌ها امر كن و از اهل نیكى و خوبى باش و با دست و زبانت زشتى‌ها را ناپسند بشمار و با تلاش و كوشش، خود را از افرادى كه مرتكب منكر مى‌شوند، دور نگهدار!
اینك بعد از آن مواعظ فشرده و بیان حالات قلب، حضرت على(علیه السلام) با بیان سفارش‌هاى تفصیلى خود در اوّلین گام به ما وصیّت مى‌فرمایند كه: دَعِ الْقَوْلَ فِى ما لا تَعْرِف؛ از آن‌چه اطلاع ندارى سخن مگو! شاید ارتباط مباحث گذشته با این بخش از وصیّت، چنین باشد كه اگر بخواهیم به این وصیّت عمل كنیم و درباره دنیا و آخرت خود بیندیشیم، به این نتیجه مى‌رسیم كه همه گذشتگان رفتند و سرانجامِ ما هم، همانند آنها مرگ است. طبق مفاد وصیّت، نتیجه مى‌گیریم كه باید براى آخرت خود فكرى كنیم. لذا با این سؤال مواجه مى‌شویم كه چه كار باید بكنیم و به چه چیز باید اهتمام داشته باشیم كه براى سعادت ابدى مفید باشد؟ و كسى كه در ابتداى راه است و تازه به تكلیف رسیده به چه چیزهایى باید اهتمام داشته باشد؟ و بعد از درك
‌﴿ صفحه 94 ﴾
این حقایق چه كارى باید بكند و به چه امورى باید توجه نماید تا در آینده دچار حسرت نشود و به خسران جبران‌ناپذیر مبتلا نگردد؟ به تعبیرى دیگر اوّلین قدم‌ها در مسیر گذر از دنیا به آخرت از كجا مى‌گذرد و انسان چگونه باید این راه را طى نماید تا سرانجام میهمان رضوان الهى شود و به غضب و عذاب خداوند مبتلا نگردد؟ گویا در همین راستا است كه حضرت(علیه السلام)به بیان سفارش‌هاى خود پرداخته‌اند كه اینك به شرح آن پندها مى‌پردازیم.