پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

درس دوم: ارزشهاى بنیادین

برترین ارزش‌ها
تقوا، محور ارزش‌ها
ذكر و یاد خداوند
اعتصام به حبل‌اللّه
غفلت، زمینه‌ساز انحراف
‌﴿ صفحه 38 ﴾
‌﴿ صفحه 39 ﴾

ارزش‌هاى بنیادین

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
فَاُوصِیْكَ بِتَقْوىَ‌اللّهِ یا بُنَیَّ وَ لُزوُمِ أَمْرِهِ، وَ عِمارَةِ قَلْبِكَ بِذِكْرِهِ، وَالاِْعْتِصامِ بِحَبْلِهِ، وَأَیُّ سَبَب أَوْثَقُ مِنْ سَبَب بَیْنَكَ وَ بَیْنَ‌اللّهِ جَلَّ جَلالُهُ إِنْ أَخَذْتَ بِهِ.
اى پسرم! تو را سفارش مى‌كنم به پرهیزگارى و پرواى از خداوند و ملازمت امر و فرمان او و این كه دل خود را با یاد خدا آباد سازى و به ریسمان [اطاعت و بندگى] او چنگ زنى! چه وسیله و سببى محكم‌تر از آن رشته پیوندى كه بین تو و خداست، [البته] اگر به آن وسیله دست بیاویزى و چنگ بزنى؟(8)
همان‌گونه كه گذشت، حضرت(علیه السلام) در این پندنامه الهى مخاطب خود را با ویژگى‌هاى خاصّى معرفى مى‌فرمایند و براى وصیّت‌كننده و وصیّت‌شونده، اوصافى را برمى‌شمارند كه این‌گونه سخن گفتن موجب مى‌شود تا دیگران هم خود را مشمول این اوصاف بدانند و مورد خطاب این وصیت‌نامه بشمارند، از طرفى پى مى‌برند كه این وصیّت را از چه كسى مى‌شنوند و وصیّت‌كننده با وصیّت‌شنونده، چه رابطه و نسبتى دارد و از چه روى اقدام به این وصیّت نموده است؛ چرا كه بیان این رابطه و نسبت، موجب مى‌شود تا مخاطب و شنونده وصیّت، نهایت و عمق ارتباط عاطفى و عقلانى را با وصیّت‌كننده برقرار كند و مطمئن شود كه وصیّت‌كننده یقیناً خیرخواه اوست. این مطلب، خود نكته‌اى است كه در پذیرفتن موعظه و نصیحت، بسیار مؤثر است. اینك بعد از كسب اعتماد و اطمینان مخاطب، حضرت با بیان ارزش‌هاى حقیقى، ساخت دل و ذهن هر دلداده سلیم‌العقلى را منوّر مى‌سازد.
‌﴿ صفحه 40 ﴾

برترین ارزش‌ها

اینك حضرت(علیه السلام) خلاصه‌اى از وصایا را به صورت فشرده ذكر مى‌كنند كه این نیز یكى دیگر از انبوه ویژگى‌هاى خاص و منحصر به فرد این وصیّت است كه در هر ویژگى آن، چندین نكته تربیتى نهفته است. یكى از آن نكات این است كه وقتى انسان فرصت ندارد همه این وصیت طولانى و بلند را مطالعه كند، خلاصه‌اش را كه كمتر از یك صفحه است مى‌خواند و به مفاد آن پى مى‌برد. به علاوه، وقتى آدمى از ابتدا از خلاصه مطالب یك كتاب و رساله آگاه باشد، با آمادگى بیشتر و بهترى به درك تفصیلى مطالب مى‌شتابد و در ذهن خود آنها را جاى مى‌دهد. به هرحال، در ابتدا یك سلسله موعظه‌هاى كوتاه و فشرده، ایراد شده كه تقریباً مطالب و سخنان بعدى، توضیح و تفصیل همین مطالب فشرده است. در این مواعظ كوتاه و فشرده حضرت(علیه السلام) بر روى سه ارزش اساسى و بنیادین در زندگى انسان تأكید مى‌فرمایند كه عبارتند از: تقوا، یاد و ذكر خدا، چنگ زدن به ریسمان الهى.
روشن است كه مخاطب این وصیّت، شخصى بیگانه با معرفت الهى و اسلامى و و محروم از ایمان نیست، بلكه فرض كلام بر این است كه مخاطب این وصیّت‌نامه، هرچند هنوز تربیت كامل نشده، امّا به خدا ایمان دارد و اسلام را نیز قبول نموده و عقاید اصلى و ضرورى را پذیرفته است. از همین روى وصیّت را از آن جا شروع نمى‌كند كه باید بدانى خدایى هست و باید او را شناخت و عبادت نمود. البته در آینده راجع به خداشناسى مطالبى بیان خواهد شد، ولى چون فرض سخن بر این است كه مخاطب به خدا و اصول اساسى و ضروریات دین اعتقاد دارد، دیگر در مواعظ كوتاه سراغ خداشناسى نرفته است، بلكه ابتدا به تقوا سفارش مى‌كنند. تقوا، محور اصلى مطالب و مواعظ همه كتب آسمانى و توصیه‌هاى بزرگان و انبیا و اولیا است. به طورى كه گویا هر كسى مسؤولیت امامت را بر عهده مى‌گیرد و با مردم صحبت مى‌كند ـ هر چند براى مدتى كوتاه ـ باید در صحبت خود مردم را به تقوا سفارش كند، همچنان كه در هر یك از خطبه‌هاى نماز جمعه و هر نماز دیگرى كه خطبه دارد، امام جمعه باید مخاطبان را به تقوا سفارش نماید و وصیّت به تقوا، ركن آن خطبه محسوب مى‌شود، به گونه‌اى كه اگر خطبه‌اى این موعظه و سفارش به تقوا را نداشته باشد ناقص تلّقى مى‌شود.
‌﴿ صفحه 41 ﴾