پند جاوید جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : نگارش: علی زینتی

درس اول: پند آسمانى

پیشنیه سخن
معنا و مفهوم وصیّت
امام معصوم را وصیّت به چه كار آید؟
وصیّت كننده
مخاطب وصیّت‌نامه
انگیزه وصیّت
‌﴿ صفحه 20 ﴾
‌﴿ صفحه 21 ﴾

پند آسمانى

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
مِنَ الْوَالِدِالْفانِ. المُقِرِّ لِلزَّمانِ المُدْبر العُمُرِ، المُسْتَسْلِم لِلدَّهْرِ الذّامِّ لِلدُّنْیا، السَّاكِنَ مَسَاكِنَ المَوْتى، والظّاعِن عَنْها غَداً. إِلَى الْوَلَدِ المُؤَمَّلِ مَالایُدْرَكُ السَّالِكِ سَبیلَ مَنْ قَدْهَلَكَ، غَرَضِ الأَسْقامِ، وَرَهِینَةَ الأَیّامِ، وَرَمیَّةِ المَصَائِب و عَبْدِالدُّنیَا، وَ تَاجِرِالغُرُورِ، وَغَریمِ المَنایا وأَسیرِ المَوْتِ وَحَلِیفِ الهُمُومِ، وَقَرِینِ الأَحْزَانِ، وَ رَصیدِالآفَاتِ، وَ صَریعِ الشَّهَوَاتِ وَ خَلیفَةِ الأَمْوَاتِ.
أمّا بَعْدُ فَاِنَّ فِیمَا تَبَیَّنْتُ مِنْ إدْبَارِ الدُّنْیَا عَنِّی وَجُمُوحِ الدَّهْرِ عَلَیَّ وَ إقْبَالِ الآخِرَة اِلَىَّ مَایَزعُنی عَنْ ذِكْرِ مَنْ سوَایَ وَالاِْهْتِمَامِ بِمَا وَرَائی غَیْرَ أَنِّی حَیْثُ تَفَرَّدَ بِی دُونَ هَمِّ النَّاسِ هَمُّ نَفْسی، فَصَدَفَنی رأیی وَ صَرَفَنی عَنْ هَوایَ، وَ صَرَحَ لِی مَحْضُ أَمْری فَأَفْضَى بی إلى جِدٍّ لایُرى مَعَهَ لَعِبٌ، وَ صِدْق لاَیَشُوبُهُ كَذِبٌ وَجَدْتُكَ بَعْضِی بَلْ وَجَدْتُكَ كُلِّی حَتّى كانَّ شَیْئاً لَوْ أَصَابَكَ أَصَابَنِی، وَ حَتّى كَانَّ المَوْتَ لَوْ أَتَاكَ أَتَانِی، فَعْنَانِی مِنْ أَمْرِكَ مَا یَعْنِینیِ عَنْ أَمْرِ نَفْسِی فَكَتَبْتُ إِلَیْكَ كِتابِی هذا مُسْتَظْهِراً بِهِ إِنْ أَنَا بَقِیتُ لَكَ أَوْ فَنِیتُ.
این، وصیّت‌نامه پدرى سالخورده و در آستانه فناست كه به گذر زمان معترف گشته، زندگى را پشت سر نهاده، تسلیم روزگار شده و نكوهش‌گر دنیا گردیده است. [اینك]در محله مردگان مسكن گزیده و فردا از این منزلگاه كوچ خواهد كرد. به فرزند(ى) وصیت مى‌كند كه آرزومند دست نایافتنى‌ها، پوینده راه مردگان، در معرض آفات و بلیّات و اسیر گذشت روزگار و در تیررس مصائب است. [او] برده دنیا، سوداگر فریب و نیرنگ، بدهكار فنا و گرفتار مرگ است هم سوگند اندوه‌هاى ـ جان آزار ـ، همنشین غم‌ها، هدف آفت‌ها و آماج حوادث، مغلوب خواهش‌هاى نفسانى و جانشین مردگان مى‌باشد.
‌﴿ صفحه 22 ﴾
اما بعد؛ اینك كه به وضوح پشت‌نمودن دنیا و چموشى و گردن‌كشى آن را دریافته و روى‌آوردن آخرت را دیدم باید مرا از یاد هر كسى جز خودم و از توجه به آنچه پشت سر نهادم باز دارد، لكن وقتى كه فكرم صادقانه و صریح بر من آشكار شد و از پیروى هوى و هوس جلوگیرم شد و حقیقت كار را بر من هویدا نمود، و آن گاه كه مرا به جدّى كه از شوخى عارى و صدقى كه از هر كذب برى است رهنمون گشت، تو را پاره‌اى از خود، بلكه تو را تمام جان خودم یافتم تا بدان جا كه اگر آسیبى به تو رسد، [گویا] به من رسیده و اگر مرگْ تو را دریابد، رشته زندگى مرا بریده. و از همین روى كار تو را چون كار خود شمردم و این اندرزها را به تو دادم تا تو را پشتیبان بود. خواه من زنده و در كنار تو باشم و خواه مرده باشم.

پیشینه سخن

بعد از استناره و استفاده از حدیث معراج و مواعظ خداى متعال كه در شب معراج براى پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) بیان فرموده بودند، و نیز بعد از آن كه دل خود را با مواعظ رسول خاتم(صلى الله علیه وآله) به یكى از بهترین و برگزیده‌ترین اصحابشان ـ حضرت ابوذر رضوان‌الله علیه ـ منوّر ساختیم، اینك اگر خداى متعال توفیق بدهد درباره وصایاى امیرالمؤمنین(علیه السلام) به فرزند دلبندشان، امام حسن مجتبى صلوات الله علیه صحبت نموده، از آن استفاده مى‌كنیم.
این وصیّت را مرحوم مجلسى رضوان الله علیه در كتاب شریف «بحارالانوار»(1) نقل فرموده و مرحوم حرّانى نیز آن را با اندك تفاوتى در «تحف العقول»(2) آورده است. همچنان كه مرحوم سید رضى رضوان‌الله علیه نیز آن را در «نهج‌البلاغه»(3) جمع‌آورى نموده است. البته این حدیث در كتاب‌هاى دیگرى هم نقل گردیده كه در بیشتر موارد از آن به عنوان وصیّت امیرالمؤمنین(علیه السلام) به حضرت امام حسن مجتبى صلوات‌الله علیه تعبیر شده است. درخور عنایت است كه در بعضى از منابع، مخاطب حضرت على(علیه السلام) در این وصیّت، محمّد حنفیّه
‌﴿ صفحه 23 ﴾
معرفى شده است؛ یعنى این وصیّت براى محمّدبن حنفیه نوشته شده است كه در آینده صحت و سقم این احتمال بررسى خواهد شد. ان شاء الله. به هرحال خصوصیّات و ویژگیهایى در این وصیّت وجود دارد كه در كمتر وصایایى نظیر آن یافت مى‌شود. این وصیّت گهربار با مضامینى بسیار عالى و مقدّمه و مدخلى خاص همراه است كه در جاهاى دیگر همانند آن خیلى كم پیدا مى‌شود. افزون بر این، در كیفیت ورود و خروج مطالب نكته‌هاى روان‌شناختى و تربیتى رعایت شده است كه بسیار آموزنده مى‌باشد.