400 نکته از تفسیر نور

نویسنده : عباس بابائیان

معارف (نكات 417 تا 421)

417. انواع گریه و اشك(2773)

در قرآن چهار نوع گریه و اشك داریم؛
1. اشك شوق: گروهى از مسیحیان با شنیدن آیات قرآن اشك مى ریختند. «ترى اعینهم تفیض من الدمْع ممّا عرفوا من الحقّ»(2774)
2. اشك حزن و حسرت: مسلمانان عاشق همین كه از رسول اكرم صلى الله علیه وآله مى شنیدند كه امكانات براى جبهه رفتن نیست گریه مى كردند. «تفیض من الدمع حزناً الا یجدوا ما ینفقون»(2775)
3. اشك خوف: همین كه آیات الهى براى اولیا تلاوت مى شد، گریه كنان به سجده مى افتادند، «خرّوا سُجدا وبُكیّاً»(2776)، «و یخِرّون للأذقان یبكون ویزیدهم خشوعاً»(2777)
4. اشك قلابى و ساختگى: همین آیه كه برادران یوسف گریه كنان نزد یعقوب آمدند كه گرگ یوسف را درید. «یبكون»

418. زوجیت در نظام آفرینش(2778)

نظام آفرینش بر اساس زوجیّت است:
الف: زوجیّت در نباتات؛ «وانبتت من كلّ زوج بهیج»(2779)
ب: زوجیّت در حیوانات؛ «و من الانعام ازواجاً»(2780)
ج: زوجیّت در انسان؛ «خلق لكم من انفسكم ازواجاً»(2781)
د: زوجیّت در همه چیز؛ «و من كلّ شى ءٍ خلقنا زوجین»(2782)

419. مراحل حیات(2783)

حیات، داراى مراحلى است:
1. حیات نباتى. قرآن مى فرماید: «یحیى الارض بعد موتها»(2784) خداوند زمین را بعد از مرگ به وسیله ى باران زنده مى كند.
2. حیات حیوانى. قرآن مى فرماید: «یحییكم»(2785) ما به شما حیات دادیم.
3. حیات روحى. «لینذر مَن كان حیّاً»(2786) تا افراد زنده را هشدار دهى. یعنى كسانى كه عقل و فطرت سالم دارند ونیز مى فرماید: دعوت انبیا براى حیات شماست، «دعاكم لمایحییكم»(2787)
4. حیات سیاسى واجتماعى. «ولكم فى القصاص حیاة»(2788) اگر با اجراى حكم قصاص، عدالت برقرار كردید، جامعه زنده است (وگرنه جامعه ى مرده اى دارید).
5. حیات اخروى. «یالیتنى قدّمت لحیاتى»(2789) اى كاش براى حیات و زندگى حقیقى در آخرت چیزى مى فرستادم و ذخیره اى مى اندوختم.

420. حیات و اقسام آن(2790)

مقصود از حیاتى كه با دعوت انبیا فراهم مى آید، حیات حیوانى نیست، چون بدون دعوت انبیا نیز این نوع حیات وجود دارد، بلكه مقصود حیات فكرى، عقلى ومعنوى، اخلاقى و اجتماعى و بالاخره حیات و زندگى در تمام زمینه ها مى باشد. البتّه ممكن است مراد از دعوت به حیات در اینجا (به دلیل آن كه آیه در كنار آیات جنگ بدر آمده است)، دعوت به جهاد باشد.
حیات انسان، در ایمان و عمل صالح است و خداوند و انبیا هم مردم را به همان دعوت كرده اند. «دعاكم لما یحییكم» اطاعت از فرامین آنان رمز رسیدن به زندگى پاك و طیّب است، چنانكه در جاى دیگر مى خوانیم: «مَن عمل صالحاً من ذكر أو أنثى و هو مؤمن فلنحیینّه حیاة طیّبة»(2791) و طبق روایات شیعه وسنّى، یكى از مصادیق حیات طیّبه، پذیرش نداى پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله در مسأله ى ولایت علىّ بن أبى طالب علیهما السلام و اهل بیت اوست.(2792)

421. تشبیه انسان به چهار پایان(2793)

إِنَّ شَرَّ الدَّوَآبِ ّ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِینَ لَا یَعْقِلُونَ
همانا بدترین جنبندگان نزد خداوند، (كسانى هستند كه نسبت به شنیدن حقّ) كران (و نسبت به گفتن حقّ) لال هایند، آنها كه تعقّل نمى كنند.
در تعبیرات قرآن، افرادى كه تربیت الهى انبیا را نمى پذیرند و دل را تسلیم حقّ نمى كنند، گاهى به مرده تشبیه شده اند: «انّك لا تسمع الموتى»(2794)
گاهى به چهارپایان: «اولئك كالانعام»(2795)، «یأكلون كما تأكل الانعام»(2796)
گاهى به بدتر از چهارپایان: «كالانعام بل هم أضلّ»(2797)
و گاهى به بدترین جنبنده: «شرّ الدّوابّ»
حضرت على علیه السلام فرمود: بدترین جنبنده ها كسانى هستند كه حقّ را مى فهمند، ولى لجاجت كرده و كفر مى ورزند.(2798)
گروهى در قیامت اقرار خواهند كرد كه به سخن حقّ گوش فرا نمى دادند ویا در آن تعقّل نمى كردند و این سبب دوزخى شدن آنان شده است. «لو كنّا نسمع أو نعقل ما كنّا فى اصحاب السعیر»(2799) اگر گوش شنوا داشتیم، یا تعقّل مى كردیم، از دوزخیان نبودیم.

معارف (نكات 422 تا 426)

422. ویژگى هاى چشم(2800)

خداوند براى چشم، چند محافظ قرار داده است:
جایگاه آن را در میان گودالى از استخوان ها قرار داده و چون چشم از پیه ساخته شده، آن را با اشك شور مخلوط كرده است تا فاسد نشود.
مژه، دربان و پلك، پوشش چشم است. ابرو، سایبان و خطوط پیشانى براى انحراف عرق به دو سوى صورت است.
هر شبانه روز ده ها هزار عكس رنگى مى گیرد، بدون آنكه به فیلم و یا تنظیمِ خاصى نیاز داشته باشد. راستى آیا وجود دوربینى كه از پیه ساخته شده و دهها سال عكسبردارى و فیلمبردارى مى كند، نشانه قدرت معجزه گر الهى نیست؟!!
چشم، مظهر عاطفه و غضب و مظهر تعجب و ادب و مظهر زیبائى و عشق است.
چشم، رابط انسان با جهان خارج و زبان، وسیله ارتباط انسان با دیگر انسانها و بهترین و ارزان ترین و ساده ترین و عمومى ترین وسیله مبادلات علمى و فرهنگى و اجتماعى است.
شاید تأكید قرآن بر دو چشم، به خاطر آن باشد كه تخمین مسافت و فاصله و عمق اشیا با یك چشم امكان پذیر نیست.
بگذریم كه چشم نقش ویژه اى در زیبائى افراد دارد و یكى از راه هاى شناحت افراد است. اگر گوش یا دهان افراد پوشیده باشد به راحتى مى توان آنان را شناخت در حالى كه اگر چشم بسته باشد، شناخته نمى شوند.
چشم، دریچه دل و عشق است. شاعر مى گوید:
زدست دیده و دل هر دو فریاد
كه هر چه دیده بیند دل كند یاد
بسازم خنجرى نیشش ز فولاد
زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
چشم، راه نفوذ در دیگران است. تفاوت شاگردى كه استاد را ببیند و در چشم او نگاه كند با شاگردى كه از طریق بلندگو یا نوار سخنى را بشنود، بسیار است.

423. شعور حیوانات(2801)

1. حضرت سلیمان همراه با سپاهیانش از منطقه اى عبور مى كردند، مورچه اى به سایر مورچگان گفت: فورى به خانه هایتان بروید، تا زیر پاى ارتش سلیمان له نشوید.(2802) شناخت دشمن، جزو غریزه ى مورچه است، ولى اینكه نامش سلیمان و همراهانش ارتش اویند، این بالاتر از غریزه است.
2. هدهد در آسمان از شرك مردم زمینى مطلع شده و نزد سلیمان گزارش مى دهد كه مردم منطقه ى سبأ، خداپرست نیستند. آنگاه مأموریّت ویژه اى مى یابد. شناخت توحید و شرك و زشتى شرك و ضرورت گزارش به سلیمان پیامبر و مأموریّت ویژه ى پیام رسانى، مسأله اى بالاتر از غریزه است.(2803)
3. این كه هدهد در جواب بازخواست حضرت سلیمان از علّت غایب بودنش، عذرى موجّه و دلیلى مقبول مى آورد، نشانه شعورى بالاتر از غریزه است.(2804)
4. این كه قرآن مى گوید: همه موجودات، تسبیح گوى خدایند ولى شما نمى فهمید،(2805) تسبیح تكوینى نیست، زیرا آن را ما مى فهمیم، پس قرآن تسبیح دیگرى را مى گوید.
5. در آیات قرآن، سجده براى خدا، به همه موجودات نسبت داده شده است. «وللَّه یسجد ما فى السموات و ما فى الارض...»(2806)
6. پرندگان در مانور حضرت سلیمان شركت داشتند. «وحشر لسلیمان جنوده من الجن و الانس والطیر»(2807)
7. حرف زدن پرندگان با یكدیگر و افتخار سلیمان به اینكه خداوند، زبان پرندگان را به او آموخته است. «علّمنا منطق الطیر»(2808)
8. آیه ى «واذا الوُحوشُ حُشِرَت»(2809)، محشور شدن حیوانات را در قیامت مطرح مى كند.
9. آیه ى «والطّیر صافّات كلٌّ قد عَلِم صلاته و تسبیحه»(2810)، نشانه ى شعور و عباد آگاهانه ى حیوانات است.

424. پرندگان در قرآن(2811)

در قرآن، در چندین آیه از پرندگان سخن به میان آمده است، از جمله:
الف) ماجراى حضرت ابراهیم و زنده شدن چهار پرنده. «فخذ اربعة من الطیر»(2812) كه پرندگان وسیله آشنایى با توحید و معادشناسى قرار مى گیرند.
ب) یكى از معجزات حضرت عیسى ساختن مجسمه اى از یك پرنده بود كه با دمیده شدن نَفَس حضرت حیات گرفت. «انّى اخلق لكم من الطین كهیئة الطیر فانفخ فیه فیكون طیراً»(2813)
ج) در این آیه پرندگان هم نوا با داود مى شوند. «والطیر محشورة»
د) هدهد كه براى سلیمان خبر آورد و نامه رسانى كرد. «اذهب بكتابى هذا فالقه الیهم»(2814)
ه) پرندگان منطق دارند و انبیا آن را مى دانند. «علّمنا منطق الطیر»(2815)
و) پرندگانى كه وسیله ى نابودى دشمنان مى شوند. «و ارسل علیهم طیراً ابابیل»(2816)
ز) پرندگان، تسبیح و نماز آگاهانه دارند. «كلّ قد علم صلوته و تسبیحه»(2817)

425. حیوانات، مأموران خدا(2818)

1. تكّه اى از بدن گاو، مقتول را زنده مى كند و او قاتل خود را معرّفى مى كند. (در ماجراى گاو بنى اسرائیل) «اِنّ اللّه یأمر أن تذبحوا بقرة»(2819)
2. عنكبوت، پیامبر را در غار حفظ مى كند. «الاّ تنصروه فقد نصره اللّه»(2820)
3. كلاغ، معلّم بشر مى شود. «فبعثه اللّه غرابا»(2821)
4. هدهد، مأمور رساندن نامه سلیمان به بلقیس مى شود. «اذهب بكتابى هذا»(2822)
5. ابابیل، مأمور سركوبى فیل سواران مى شود. «و ارسل علیهم طیرا ابابیل»(2823)
6. اژدها، وسیله ى حقّانیّت موسى مى شود. «هى ثعبان مبین»(2824)
7. نهنگ، مأمور تنبیه یونس مى شود. «فالتقمه الحوت»(2825)
8. موریانه وسیله ى كشف مرگ سلیمان مى شود. «تأكل منساته»(2826)
9. سگ اصحاب كهف مأمور نگهبانى مى شود. «و كلبهم باسط ذراعیه بالوصید»(2827)
10. چهار پرنده سبب اطمینان ابراهیم مى شود. «فخذ اربعة من الطیر»(2828)
11. الاغ، سبب یقین عُزیر به معاد مى شود. «و انظر الى حمارك»(2829)
12. شتر، گاو و گوسفند در حج، شعائر الهى مى شوند. «و البُدن جعلناها لكم من شعائر اللّه»(2830)
13. حیوان، وسیله ى خداشناسى مى شود. «افلا ینظرون الى الابل كیف خلقت»(2831)
14. حیوان، وسیله ى آزمایش انسان مى شود. «تناله ایدیكم و رماحكم»(2832)
15. حیوان، معجزه الهى مى شود. «هذه ناقة اللّه»(2833)
16. حیوان، وسیله ى قهر الهى مى شود. «الجراد والقّمل و الضفادع»(2834)
در قرآن چندین سوره به نام حیوانات است: بقره، انعام، نحل، نمل، عنكبوت و فیل.

426. شتر، معجزه آفرینش(2835)

اگر روحیه تفكر در انسان باشد، همه هستى كلاس درس است. یك چوپان در بیابان هم گویى در بزرگترین كتابخانه هاى دنیاست؛ زیر پایش زمین است، بالاى سرش آسمان، در اطرافش كوهها و جلوى رویش شترها، و اگر در هر یك دقت كند، اسرار بسیارى را كشف مى كند. مثلاً شتر از اسب بیشتر مى دود، از الاغ بیشتر بار مى برد. در میان حیوانات بعضى براى سوارى، بعضى براى گوشت و بعضى براى شیر مورد استفاده قرار مى گیرند، ولى شتر همه چیزش قابل استفاده است. پلك هایش در برابر باد و خاك بیابان مقاوم است، در كوهان خود چربى و غذا را ذخیره كرده و در برابر گرسنگى مقاوم است. در بدنش آب را نگهدارى كرده و در برابر تشنگى مقاوم است، راه را مى داند، چنان رام است كه صدها شتر تسلیم یك ساربان مى شوند، كف پاى او براى ریگزار آفریده شده، گردن او پله سوار شدن و اهرم بار برداشتن و خلاصه به قول عربها، شتر كشتى بیابانهاست. قوى ترین، كم خرج ترین، پرفایده ترین و آرام ترین و بردبارترین حیوان است.
پیدایش آسمانها و كوهها و زمین تصادفى نیست، بلكه كاملاً حكیمانه آفریده شده و در جاى خود قرار داده شده اند.
در هر نعمتى یك جهتى برجستگى دارد (در شتر، نحوه ى آفرینش؛ در آسمان، بلندى؛ در زمین، گستردگى و در كوهها نحوه ى نصب شدن).
آسمان ها، كرات، مَدار كرات، نظم و حساب آنها كه هر روز گوشه اى از عجایب آنها كشف مى شود، از عرصه هاى همیشگى مطالعه و كشف و تأمّل هستند.
كوه ها و ریشه هاى آنها در دل زمین، مثل میخها و حلقه هاى زنجیر زمین را از تزلزل و اضطرابى كه در اثر مواد گداخته درون زمین پدید مى آید، حفظ مى كنند، برفها را در خود ذخیره نموده و به تدریج روانه مى كنند، جلو طوفان ها را گرفته و سبب تصفیه هوا مى شوند، مخزن انواع معدن ها و مواد صنعتى بوده و علاماتى براى مسافران و بسترى براى پرورش بعضى از گیاهان هستند. دیگر كوهها از طریق انواع سنگهاى قیمتى و زینتى مثل عقیق یا سنگهاى عمرانى همچون مرمر در ساختمان ها، سرمایه اى پایان ناپذیر براى بشر هستند و خلاصه در این آیات به مسائل جهان شناسى و حتّى تمام مسائلى همچون كشاورزى، دامدارى، صنعت و امور فضایى به نحوى اشاره شده است.
«والحمد للّه ربّ العالمین»

پاورقی 1 تا 500

1) نهج البلاغه، خطبه 18.
2) ذیل آیه 181 سوره اعراف.
3) تفاسیر المیزان و نمونه.
4) تفاسیر مجمع البیان و نورالثقلین؛ توحید صدوق.
5) نساء، 122.
6) تفسیر كبیرفخررازى.
7) تفسیر نورالثقلین؛ كافى، ج 1، ص 143.
8) تفسیر اثنى عشرى.
9) اسراء، 110 ؛ طه، 8 ؛ حشر، 24 و این آیه 181 اعراف.
10) تفسیر فرقان.
11) بحار، ج 91، ص 5.
12) تفسیر فرقان.
13) توبه، 31.
14) اعلى، 1.
15) آشنایى با قرآن، ص 14.
16) یوسف، 106.
17) تفسیر نورالثقلین ؛ توحید صدوق، ص 324.
18) تفسیر نمونه.
19) ذیل آیات 1 و 2 سوره ملك.
20) ذاریات، 56.
21) ملك، 2.
22) هود، 61.
23) هود، 119.
24) ذیل آیه 21 سوره بقره.
25) مشركان خالقیّت را پذیرفته ولى ربوبیّت را انكار مى نمودند، خداوند در این آیه دو كلمه «ربّكم» و«خلقكم» را در كنار هم آورده تا دلالت بدین نكته كند كه خالق شما، پروردگار شماست.
26) قریش، 3-4.
27) طه، 14.
28) ابراهیم، 8.
29) حجر، 99.
30) حج، 31.
31) ذیل آیات 12 تا 14 سوره مؤمنون.
32) بحار، ج 4، ص 147.
33) آل عمران، 49.
34) ذیل آیه 143 سوره اعراف.
35) تفسیر نمونه.
36) انعام، 103.
37) تفسیر صافى.
38) تفسیر اثنى عشرى.
39) اعراف، 143.
40) تفاسیر نورالثقلین و فرقان.
41) تفسیر فرقان، معانى الاخبار.
42) تفسیر فرقان.
43) انعام، 103.
44) نجم، 13 - 14.
45) تورات، سِفرخروج، باب 23، آیه 9.
46) ذیل آیه 13 سوره لقمان.
47) حج، 73.
48) عنكبوت، 17.
49) نساء، 139.
50) اسراء، 56.
51) اعراف، 194.
52) صافّات، 135.
53) بقره، 87.
54) نساء، 77.
55) بقره، 61.
56) بقره، 26.
57) عنكبوت، 8 و لقمان، 15.
58) زمر، 65.
59) یوسف، 39.
60) حج، 31.
61) بحار، ج 49، ص 127.
62) روم، 32.
63) اسراء، 38. زمانى شاه ایران با تكیه بر ابرقدرت ها مردم ایران را سركوب مى كرد، ولى چیزى نگذشت كه گریه كنان و با ذلّت گریخت و این است معناى آیه كه مى فرماید: به سراغ غیر خدا رفتن عاقبتى جز سرافكندگى ندارد.
64) نحل، 36.
65) نساء، 48 و 116.
66) هود، 54.
67) نساء، 36.
68) مائده، 116.
69) نساء، 48.
70) توبه، 113.
71) فاطر، 40.
72) ذیل آیات 12 تا 14 سوره لقمان.
73) نمل، 40 ؛ لقمان، 12 و زمر، 7.
74) اسراء، 3.
75) نمل، 19. («اوزعنى»، یعنى به من الهام و عشق و علاقه نسبت به شكر نعمت هایت، مرحمت فرما.)
76) حجرات، 7.
77) كافى، باب الشكر، حدیث 25.
78) كوثر، 1 - 2.
79) وسائل، ج 10، ص 446.
80) بقره، 282.
81) مستدرك، ج 11، ح 12676.
82) ضحى، 9.
83) ضحى، 10.
84) توبه، 102.
85) عیون الاخبار، ج 2، ص 24.
86) ذیل آیه 19 سوره یوسف.
87) آل عمران، 103.
88) بقره، 216.
89) نهج البلاغه، خطبه 156.
90) بحار، ج 45، ص 116.
91) ذیل آیه 14 سوره ابراهیم.
92) صافّات، 173.
93) صافّات، 171،172.
94) انبیاء، 105.
95) ذیل آیه 12 سوره انعام.
96) لیل، 12.
97) هود، 6.
98) انعام، 12.
99) مجادله، 31.
100) كنزالعمّال، ج 3، ص 162 وتفسیر فى ظلال القرآن.
101) تفسیر فى ظلال القرآن.
102) ذیل آیه 15 سوره نمل.
103) بقره، 31.
104) كهف، 66.
105) یوسف، 37.
106) انبیاء، 80.
107) نمل، 16.
108) نمل، 40.
109) بقره، 247.
110) جنّ، 26 - 27.
111) ذیل آیه 1 سوره جمعه.
112) طور، 42.
113) قلم، 29.
114) انعام، 91.
115) آل عمران، 191.
116) مؤمنون، 115.
117) تفسیرالمیزان، ج 10، ص 30.
118) فتح، 1 - 3.
119) صافّات، 143.
120) بحار، ج 93، ص 177.
121) وافى، ج 2، ص 157.
122) تفسیر المیزان، ج 13، ص 96.
123) تفسیر المیزان.
124) تفسیر نورالثقلین.
125) نور، 41.
126) اسراء، 44.
127) تفسیر المیزان.
128) ذیل آیات 1 تا 3 سوره حدید.
129) اسراء، 46.
130) نور، 41.
131) بقره، 30.
132) رعد، 13.
133) نور، 41.
134) انبیاء، 79.
135) صافّات، 143.
136) ذیل آیه 44 سوره اسراء.
137) فصّلت، 21.
138) بقره، 74.
139) سبأ، 10.
140) تفسیر نورالثقلین.
141) تفسیر نورالثقلین.
142) تفسیر روح الجنان.
143) تفسیر المیزان.
144) بحار، ج 95، ص 372.
145) بحار، ج 64، ص 27.
146) ذیل آیه 2 سوره رعد.
147) رعد، 2.
148) فاطر، 41.
149) حج، 65.
150) ذیل آیه 28 سوره یوسف.
151) ذیل آیه 9 سوره حدید.
152) طه، 14.
153) بقره، 183.
154) حج، 28.
155) بقره، 193.
156) بقره، 179.
157) احزاب، 53.
158) توبه، 103.
159) مائده، 91.
160) ابراهیم، 2.
161) ذیل آیه 3 سوره تغابن.
162) مؤمنون، 14.
163) زمر، 23.
164) یوسف، 3.
165) اعراف، 180.
166) كهف، 88.
167) حدید، 10.
168) مائده، 50.
169) اسراء، 53.
170) كهف، 7.
171) فصلت، 34.
172) نحل، 125.
173) نساء، 86.
174) زمر، 18.
175) اسراء، 34.
176) بقره، 138.
177) انعام، 101.
178) جاثیه، 22؛ عنكبوت، 44؛ روم، 8.
179) قمر، 49.
180) احقاف، 33.
181) مؤمنون، 17.
182) ق، 38.
183) ذاریات، 49.
184) طه، 50.
185) تغابن، 3.
186) ذیل آیه 1 و 2 سوره الرّحمن.
187) انبیاء، 107.
188) اسراء، 82 .
189) بقره، 116.
190) مریم، 88 .
191) انعام، 47.
192) مریم، 45.
193) اسراء، 110.
194) ذیل آیه 15 سوره نمل.
195) ص، 20.
196) انبیاء، 79.
197) نمل، 16.
198) انبیاء، 80.
199) كهف، 82.
200) ذیل آیه 27 سوره لقمان.
201) كهف، 109.
202) صافات، 171-172.
203) شورى ، 21.
204) نساء، 171.
205) بقره، 124.
206) تحریم، 12.
207) انفال، 7.
208) شورى، 24.
209) تفسیر نورالثقلین، ذیل آیه.
210) ذیل آیه 1 سوره حمد.
211) تفسیر نورالثقلین.
212) قصص، 88.
213) اعلى، 1.
214) اثبات الهداة، ج 7، ص 482.
215) تفسیر راهنما.
216) تفسیر مجمع البیان و فخررازى.
217) مسند احمد، ج 3، ص 177 و ج 4، ص 85.
218) مستدرك، ج 3، ص 233.
219) بحار، ج 85، ص 20.
220) سنن بیهقى، ج 2، ص 50.
221) ذیل آیه 26 سوره جنّ.
222) انعام، 59.
223) هود، 49.
224) آل عمران، 49.
225) بقره، 255.
226) آل عمران، 179.
227) كافى، ج 1، ص 255.
228) رعد، 39.
229) تفسیر المیزان، ج 11، ص 420.
230) كافى، ج 1، ص 256.
231) توبه، 101.
232) جنّ، 25.
233) ذیل آیه 9 سوره قصص.
234) نساء، 94.
235) آل عمران، 164.
236) حجرات، 17.
237) ذیل آیات 127 تا 128 سوره نحل.
238) ذیل آیه 39 سوره رعد.
239) ق، 29.
240) بقره، 162.
241) بقره، 162.
242) مطفّفین، 20 - 21.
243) غافر، 60.
244) طلاق، 1.
245) الرحمن، 29.
246) صفّ، 5.
247) اعراف، 69.
248) رعد، 11.
249) فرقان، 70.
250) اسراء، 8.
251) اعراف، 142.
252) یونس، 98.
253) تفسیر نمونه.
254) ذیل آیه 6 سوره احقاف.
255) الرّحمن، 3.
256) حمد، 2.
257) بقره، 143.
258) آل عمران، 38.
259) نمل، 62.
260) عنكبوت، 69.
261) اعراف، 196.
262) ص، 2.
263) رعد، 28.
264) علق، 4.
265) ابراهیم، 7.
266) شعراء، 80.
267) شعراء، 82.
268) حج، 73.
269) احقاف، 5.
270) فاطر، 14.
271) اسراء، 56 .
272) بقره، 102.
273) یوسف، 39.
274) سیره پیامبر، ص 18.
275) شرح ابن ابى الحدید، ج 6، ص 340 ؛ سنن النّبى، علاّمه طباطبایى، ص 56.
276) نهج الفصاحه، ص 633.
277) فضائل الخمسه، ج 1، ص 43.
278) سوره فرقان، آیه 1. و در سوره سبأ آیه 28 مى خوانیم: «كافّة للناس» پیامبر فرمود: من براى تمام جهانیان فرستاده شدم. «ارسلت الى الخلق كافةّ» فضائل الخمسه، ج 1، ص 45.
279) نهج البلاغه، خطبه 26.
280) نهج البلاغه، خطبه 176.
281) نهج البلاغه، خطبه 95.
282) سوره یونس، آیه 57.
283) نهج البلاغه، خطبه 109.
284) سوره اسراء، آیه 9.
285) نهج البلاغه، خطبه 110.
286) وسائل الشیعه، ج 4، ص 854.
287) فضائل الخمسه، ج 1، ص 17.
288) سوره ابراهیم، آیه 1.
289) نهج البلاغه، خطبه 147.
290) انعام، 155.
291) سوره حشر، آیه 7.
292) سوره نحل، آیه 89.
293) سوره انبیاء، آیه 107.
294) تحف العقول، ص 488.
295) سوره نساء، آیه 174.
296) موسوعة زیارات المعصومین، ج 1، ص 142.
297) سوره آل عمران، آیه 138.
298) نهج البلاغه، خطبه 96.
299) سوره ص، آیه 29.
300) صحیفه سجادیه، دعاى دوم.
301) صحیفه سجادیه، دعاى 42.
302) صحیفه سجادیه، دعاى 42.
303) سوره واقعه، آیه 77.
304) موسوعة زیارة المعصومین، ج 1، ص 117.
305) كنز العمال، حدیث 45409.
306) سوره حاقّه، آیه 51.
307) موسوعة زیارة المعصومین، ج 1، ص 95.
308) سوره یونس، آیه 57.
309) نهج البلاغه، خطبه 106.
310) سوره حجر، آیه 1.
311) سوره حجر، آیه 89.
312) سوره فصّلت، آیه 41.
313) نهج البلاغه، خطبه 96.
314) سوره جن، آیه 22.
315) نهج البلاغه، خطبه 195.
316) سوره مائده، آیه 48.
317) نهج البلاغه، خطبه 63.
318) نهج الفصاحه، حدیث 1979.
319) بحارالانوار، ج 9، ص 294.
320) كنز العمال، حدیث 2400.
321) سوره انفال، آیه 33.
322) سوره كهف، آیه 1.
323) سوره یس، آیه 4.
324) طارق، 13.
325) نهج البلاغه، خطبه 279.
326) ذیل آیات 1 تا 4 سوره قلم.
327) تفسیر نورالثقلین
328) اعراف، 199.
329) تفسیر مجمع البیان
330) سنن النبىّ، علامه طباطبایى، ص 56.
331) ذیل آیات 58 تا 59 سوره دخان.
332) بقره، 144.
333) حجر، 88 .
334) مریم، 97.
335) انشراح، 3.
336) اسراء، 29.
337) حجر، 72.
338) اسراء 29.
339) فرقان، 32.
340) انشراح، 1.
341) ذیل آیه 77 سوره غافر.
342) غافر، 77.
343) شعراء، 215.
344) توبه، 103.
345) نحل، 125.
346) آل عمران، 159.
347) فصّلت، 34.
348) آل عمران، 64.
349) ممتحنه، 12.
350) توبه، 61.
351) انعام، 53.
352) آل عمران، 159.
353) انفال، 61.
354) احزاب، 47.
355) سجده، 30.
356) قلم، 8 - 9.
357) توبه، 73.
358) منافقون، 4.
359) احزاب، 60.
360) توبه، 84.
361) انعام، 91.
362) توبه، 108.
363) احزاب، 48.
364) ذیل آیه 87 سوره قصص.
365) ذیل آیه 33 سوره احزاب.
366) تفسیر برهان.
367) تفاسیر نورالثقلین و نمونه.
368) تحریم، 4 .
369) ذیل آیه 23 سوره شورى.
370) كافى، ج 2، ص 18.
371) بحار، ج 7، ص 186.
372) بحار، ج 27، ص 167.
373) بحار، ج 43، ص 362.
374) احزاب، 57 .
375) تفاسیر نمونه و صافى.
376) ذیل آیه 41 سوره نمل.
377) تفسیر نورالثقلین.
378) تفسیر نورالثقلین.
379) تفسیر اطیب البیان.
380) ذیل آیات سوره كوثر.
381) نحل، 59 .
382) حج، 38.
383) حجر، 6.
384) قلم، 2.
385) رعد، 43.
386) یس، 3.
387) صافّات، 36.
388) یس، 69.
389) فرقان، 7.
390) فرقان، 20.
391) انعام، 164.
392) ناس، 1.
393) بقره، 144.
394) قیامت، 16.
395) حجر، 88.
396) اسراء، 29.
397) اسراء، 29.
398) اعراف، 2.
399) ضحى، 3.
400) طه، 114.
401) قلم، 4.
402) طه، 2.
403) توبه، 33.
404) ضحى، 5 .
405) آل عمران، 197.
406) انفال، 67.
407) توبه، 55 .
408) ذیل آیه 56 سوره قصص.
409) ذیل آیه 49 سوره هود.
410) آل عمران، 33.
411) صافّات، 79.
412) نوح، 26.
413) تفسیر المنار مدّعى است كه رسالت حضرت نوح منطقه اى بوده، امّا تفسیر المیزان به شدّت آن را ردّ مى كند.
414) ذیل آیات 75 تا 80 سوره صافّات و 1 تا 3 سوره نوح.
415) صافات، 79.
416) كنز العمال، حدیث 32391.
417) ذیل آیات 5 تا 9 سوره نوح.
418) نوح، 6.
419) احزاب، 13.
420) نوح، 7.
421) منافقون، 5.
422) نوح، 7.
423) مدثر، 23.
424) نوح، 7.
425) فصّلت، 26.
426) ذیل آیه 27 سوره عنكبوت.
427) تفسیر المیزان.
428) فتىً یذكرهم یقال له ابراهیم» انبیاء، 60 .
429) یوسف، 101 .
430) نمل، 19 .
431) قصص، 27 .
432) شعراء، 83 .
433) ذیل آیات 85 تا 87 سوره صافّات.
434) نحل، 120.
435) بقره، 124.
436) انعام، 75.
437) ذیل آیه 120 سوره نحل.
438) تفسیر صافى.
439) تفسیر مراغى.
440) تفسیر طبرى.
441) تفسیر فرقان.
442) تفسیر نمونه.
443) تفسیر مجمع البیان.
444) ذیل آیه 35 سوره ابراهیم.
445) بقره، 126.
446) ذیل آیات 34 تا 35 سوره مریم.
447) فروغ ابدیّت، ج 1، ص 253، به نقل از كامل ابن اثیر، ج 2، ص 54 ؛ بحار، ج 18، ص 415.
448) ذیل آیه 101 سوره اسراء.
449) تفسیر المیزان، فرقان.
450) ذیل آیات 25 تا 28 سوره طه.
451) تفسیر كبیر فخررازى.
452) ذیل آیه 82 سوره كهف.
453) تفسیر مجمع البیان.
454) تفسیر نورالثقلین.
455) تفسیر نورالثقلین.
456) تفسیر نورالثقلین.
457) ذیل آیه 101 سوره یوسف.
458) یوسف، 33.
459) یوسف، 101.
460) یوسف، 37.
461) یوسف، 38.
462) یوسف، 101.
463) یوسف، 8.
464) یوسف، 15.
465) یوسف، 23.
466) یوسف، 20.
467) یوسف، 101.
468) یوسف، 55.
469) یوسف، 54.
470) یوسف، 38.
471) یوسف، 39.
472) یوسف، 24.
473) یوسف، 39.
474) یوسف، 70.
475) یوسف، 59.
476) یوسف، 47.
477) یوسف، 100.
478) یوسف، 92.
479) یوسف، 100.
480) یوسف، 55.
481) یوسف، 59.
482) ذیل آیه 55 سوره یوسف.
483) ذیل آیه 24 سوره یوسف.
484) ذیل آیه 93 سوره یوسف.
485) ذیل آیه 55 سوره یوسف.
486) نجم، 32.
487) هود، 113.
488) تفسیر فى ظلال القرآن.
489) تفسیر تبیان.
490) تفسیر نورالثقلین.
491) وسائل الشیعه، ج 12، ص 139.
492) وسائل الشیعه، ج 12، ص 146.
493) تفسیر نورالثقلین.
494) تفسیر مجمع البیان.
495) ذیل آیات 56 و 57 سوره مریم.
496) تفسیر المیزان.
497) تفسیر نمونه.
498) تفسیر المیزان.
499) تفسیر اطیب البیان.
500) تفسیر نمونه.