400 نکته از تفسیر نور

نویسنده : عباس بابائیان

معارف (نكات 362 تا 366)

362. فتنه بودن مال و فرزند(2405)

وَاعْلَمُواْ أَنَّمَآ أَمْوَ لُكُمْ وَأَوْلَدُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ
و بدانید كه اموال و فرزندانتان آزمایشى (براى شما) هستند و البتّه نزد خداوند (براى كسانى كه از عهده ى آزمایش برآیند)، پاداشى بزرگ است.
قرآن با تعبیرات مختلفى به فتنه بودن مال و فرزند و دل نبستن به آنها و امكان انحراف به واسطه ى آنها هشدار داده است، از جمله:
الف: امكان شركت شیطان در مال و فرزند انسان. «شاركهم فى الاموال و الاولاد»(2406)
ب: افزون خواهى در مال و فرزند و آثار منفى آن. «تكاثر فى الاموال و الاولاد»(2407)
ج: بازدارندگى فرزند و مال از یاد خدا. «لا تلهكم أموالكم و لا أولادكم عن ذكر اللّه»(2408)
د: نجات بخش نبودن اموال و اولاد در قیامت. «لن تغنى عنهم أموالهم و لا أولادهم»(2409)

363. ویژگى هاى قلب سلیم(2410)

الف) قلبى كه جز خدا در آن نیست. «لیس فیه احد سواه»(2411)
ب) قلبى كه پیرو راهنماى حقّ، توبه كننده از گناه و تسلیم حقّ باشد.(2412)
ج) قلبى كه از حبّ دنیا، سالم باشد.(2413)
د) قلبى كه با یاد خدا، آرام گیرد.(2414)
ه) قلبى كه در برابر خداوند، خاشع است.(2415)
البتّه قلب مؤمن، هم با یاد خداوند آرام مى گیرد و هم از قهر او مى ترسد. «اذا ذُكر اللّه وَجِلَت قلوبهم»(2416) همانند كودكى كه هم در كنار پدر و مادر آرامش دارد و هم از آنان حساب مى برد.

364. ویژگى هاى قلب مریض

الف) قلبى كه از خدا غافل است ولایق رهبرى نیست. «لاتُطِع مَن اغفَلنا قَلبه»(2417)
ب) دلى كه دنبال فتنه و دستاویز شبهه ها مى گردد. «فامّا الذّین فى قلوبهم زَیغ فَیَتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة»(2418)
ج) دلى كه قساوت دارد. «جعلنا قلوبهم قاسیة»(2419)
د) دلى كه زنگار گرفته است. «بل ران على قلوبهم ما كانوا یكسبون»(2420)
ه) دلى كه مهر خورده است. «طبع اللّه علیها بكفرهم»(2421)

365. چشم زخم(2422)

پیامبر فرمود: «انّ العین حقّ و انّها تُدخل الجمل والثور التّنور» چشم زخم حق است و به قدرى كارساز است كه شتر و گاو را داخل تنور مى كند.(2423)
چشم زخم لازم نیست از دشمن باشد. گاهى دوست از دوست خودش به خاطر داشتن كمالى تعجب مى كند و لذا در حدیث داریم كه اگر از دوست خود چیزى دیدید كه تعجب كردید، خدا را یاد كنید تا بلاى چشم زخم دفع شود و چه بسیارند كسانى كه بوسیله چشم زخم هلاك شده و جان داده اند.(2424)
البتّه حق بودن شورى چشم به این معنا نیست كه ما به بعضى افراد سوءظن داشته باشیم و آنان را متهم به چشم شورى كنیم. و یا كوتاهى هاى خودمان را در موارد مختلف به حساب چشم زخم بگذاریم.
در روایات مى خوانیم: صدقه، دعا، خواندن سوره هاى ناس و فلق و امثال آن مى تواند مانع تأثیر چشم زخم شود.
قرآن شناسى

366. كریم بودن قرآن(2425)

1. خداوند، كریم است. «ما غرّك بربّك الكریم»(2426)
2. قرآن، كریم است. «انّه لقرآن كریم»(2427)
3. رسول خدا، كریم است. «و جاءهم رسولٌ كریم»(2428)
4. واسطه نزول وحى (جبرئیل)، كریم است. «انّه لقول رسول كریم»(2429)
5. حضرت على علیه السلام در خطبه 152 نهج البلاغه، اهل بیت را «كرائم القرآن» مى نامد.
6. انسان نیز به عنوان برترین مخلوق الهى، مورد كرامت است. «و لقد كرّمنا بنى آدم»(2430)

معارف (نكات 367 تا 371)

367. تفاوت داستان هاى قرآن با سایر داستان ها(2431)

1. قصّه گو خداوند است. «نحن نقصّ»
2. هدفدار است. «نقصّ علیك من انباء الرّسل مانثبّت به فؤادك»(2432)
3. حقّ است، نه خیال. «نحن نقصّ علیك نبأهم بالحقّ»(2433)
4. بر اساس علم است، نه گمان. «فلنقصنّ علیهم بعلمٍ»(2434)
5. وسیله ى تفكّر است، نه تخدیر. «فاقصص القصص لعلّهم یتفكّرون»(2435)
6. وسیله ى عبرت است، نه تفریح و سرگرمى. «لقد كان فى قصصهم عبرة»(2436)

368. داستان یوسف، بهترین داستان

داستان حضرت یوسف، «احسن القصص » است، زیرا:
1. معتبرترین داستان ها است. «بما اوحینا»
2. در این داستان، جهاد با نفس كه بزرگ ترین جهاد است، مطرح مى شود.
3. قهرمان داستان، نوجوانى است كه تمام كمالات انسانى را در خود دارد. (صبر، ایمان، تقوا، عفاف، امانت، حكمت، عفو و احسان)
4. تمام چهره هاى داستان، خوش عاقبت مى شوند. مثلا یوسف به حكومت مى رسد، برادران توبه مى كنند، پدر بینایى خود را بدست مى آورد، كشور قحطى زده نجات مى یابد و دلتنگى ها و حسادت ها به وصال و محبّت تبدیل مى شود.
5. در این داستان مجموعه اى از اضداد در كنار هم طرح شده اند: فراق و وصال، غم و شادى، قحطى و پرمحصولى، وفادارى و جفاكارى، مالك و مملوك، چاه و كاخ، فقر و غنا، بردگى و سلطنت، كورى و بینایى، پاكدامنى و اتهام ناروا بستن.

369. احسن بودن كارهاى الهى

نه فقط داستان هاى الهى، بلكه تمام كارهاى خداوند، «اَحسن» است. زیرا:
1. بهترین آفریدگار است. «احسن الخالقین»(2437)
2. بهترین كتاب را دارد. «نزّل احسن الحدیث»(2438)
3. بهترین صورت گر است. «فاحسن صوركم»(2439)
4. بهترین دین را دارد. «و من احسن دیناً ممّن اسلم وجهه لله»(2440)
5. بهترین پاداش را مى دهد. «لیجزیهم اللَّه احسن ما عملوا»(2441)
و در برابر این بهترین ها، خداوند بهترین عمل را از انسان خواسته است. «لیبلوكم ایّكم احسن عملاً»(2442)

370. مبارك بودن قرآن در همه ابعاد(2443)

الف) از جهت نازل كننده. «تبارك الّذى نزل الفرقان»(2444)
ب) خود قرآن مبارك است. «كتاب انزلناه الیك مبارك»(2445)
ج) از جهت مكان نزول. «ببكة مباركا»(2446)
د) از جهت زمان نزول. «فى لیلة مباركة»
در آیه مورد نظر، زمان نزول قرآن مبارك شمرده شده و در آیات دیگر زمان نزول عذاب، نحس خوانده شده است، «ایّام نَحسات»(2447) اصولاً مبارك یا منحوس بودن زمان به خاطر حوادث تلخ و شیرینى است كه در آنها واقع مى شود و یا در خود زمان خصوصیّتى است كه بر ما پوشیده است، چنانكه در قرآن از استغفار در سحرها ستایش شده كه معلوم مى شود در عنصر زمان خصوصیّتى است كه ما نمى دانیم.

371. تعدّد نزول قرآن

سؤال: اگر نزول قرآن در شب قدر بوده است، پس نزول آیات در 23 سال رسالت پیامبر به چه معناست؟
پاسخ: قرآن در شب قدر یك باره و یك جا بر قلب پیامبر و بار دیگر و به تدریج در طول بیست و سه سال نازل شد. همان گونه كه یك بار چمدان لباسى را یكجا به شخصى مى دهید و در مرحله بعد درب آن را گشوده و لباسها را جداگانه به او نشان مى دهید و یا كتاب شعر حافظ را یك جا به شما هدیه مى كنند و در هر مناسبت، چند بیتى از آن را براى شما مى خوانند.

معارف (نكات 372 تا 376)

372. رحمت و عظمت قرآن

هم خداوند سرچشمه رحمت است، «الرّحمن الرّحیم» هم پیامبر مایه ى رحمت است، «رحمة للعالمین»(2448) و هم قرآن، كتاب رحمت است. «رحمة من ربّك»
در عظمت قرآن همین بس كه:
الف. خداوند به آن سوگند یاد كرده است. «و الكتاب»
ب. در شب مبارك قدر نازل شده است. «فى لیلة مباركة»
ج. كتابى است روشنگر و براى هشدار. «المبین»
د. رحمتى است از طرف خداوند. «رحمة من ربّك»

373. آیات محكم و متشابه(2449)

هُوَ الَّذِى أَنزَلَ عَلَیْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ ءَایَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِى قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَآءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَآءَ تَأْوِیلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِى الْعِلْمِ یَقُولُونَ ءَاَمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّكَّرُ إِلَّآ أُوْلُواْ الْأَلْبَابِ
او كسى است كه این كتاب را بر تو نازل كرد. بخشى از آن، آیات محكم (روشن و صریح) است كه اصل و اساس این كتاب را تشكیل مى دهد. (و هرگونه ابهامى در آیات دیگر، با مراجعه به این محكمات روشن مى شود) و بخشى از آن، آیات متشابه است (كه احتمالات مختلفى در معناى آیه مى رود، ولى با توجه به آیات محكم، تفسیر آنها روشن مى شود.) امّا كسانى كه در دلهایشان انحراف است، به جهت ایجاد فتنه (و گمراه كردن مردم) و نیز به جهت تفسیر آیه به دلخواه خود، به سراغ آیات متشابه مى روند، در حالى كه تفسیر این آیات را جز خداوند و راسخان در علم نمى دانند. آنان كه مى گویند: ما به آن ایمان آورده ایم همه ى آیات از طرف پروردگار ماست (خواه محكم باشد یا متشابه) و جز خردمندان پند نگیرند.
در این آیه، چند سؤال مطرح است:
سؤال: چرا قرآن در یكجا همه ى آیات خود را محكم دانسته و فرموده: «كتابٌ اُحكِمَت آیاتُه»(2450) و در جاى دیگر همه را متشابه دانسته و فرموده: «كتاباً مُتَشابهاً»(2451) و در این آیه بعضى را محكم و بعضى را متشابه معرّفى كرده است؟
پاسخ: آنجا كه قرآن فرمود: تمام آیاتِ قرآن محكم است؛ یعنى سخن سست و بى اساس در هیچ آیه اى نیست و آنجا كه فرمود: همه ى آیات متشابه هستند، یعنى سیستم و آهنگ آیات قرآن، هماهنگ، یكنواخت و شبیه بهم است.
اما با این حال، از نظر فهم مردم همه ى آیات یكسان نیستند؛ بعضى صریح و روشن و همه كس فهم؛ ولى بعضى داراى معانى بلند و پیچیده اند كه همین امر موجب شبهه و اشتباه آنان مى گردد.
سؤال: چرا در قرآن آیات متشابه به كار رفته است؟
پاسخ: اوّلاً: وجود آیه هاى متشابه زمینه ى فكر و تدّبر در آیات قرآن است.
ثانیاً: موجب رجوع مردم به رهبران آسمانى مى شود. آرى؛ اگر همه ى درس ها روشن و آسان باشد، شاگرد نیازى به استاد احساس نمى كند.
ثالثاً: متشابهات وسیله ى آزمایش مردم است. گروهى كژاندیش، از لابلاى آنها به سراغ اهداف شوم خود مى روند و گروهى اندیشمند، به فرموده امام رضاعلیه السلام با مراجعه به محكمات، معناى صحیح آیات را كشف مى نمایند. «من ردّ متشابه القرآن الى محكمه هدى الى صراط مستقیم»(2452)
سؤال: نمونه اى از آیات متشابه قرآن را بیان كنید؟
پاسخ: در قرآن مى خوانیم: «الى رَبِّها ناظِرَة»(2453) در قیامت، چشم ها به پروردگارشان مى نگرند. چون عقل سلیم، جسم بودن را براى خداوند محال مى داند و در آیات دیگر قرآن نیز مى خوانیم: «لاتُدرِكُه الأبصار»(2454) چشمها او را درك نمى كنند؛ لذا مى فهمیم كه مراد از نگاه به پروردگار، نگاه به لطف و پاداش او در قیامت است.
همچنین مراد از «دست خدا» در آیه ى؛ «یَدُ اللّهِ فَوقَ أیدِیهِم»(2455) قدرت اوست، چنانكه در فارسى نیز مى گوییم: فلانى در فلان شهر یا اداره دست دارد؛ یعنى قدرت دارد. وگرنه خداوند كه جسم نیست تا دست و پا داشته باشد. قرآن نیز مى فرماید: «لیسَ كمِثلِه شَى ء»(2456) او همانندى ندارد.
این گونه آیات، سبب انحراف ساده اندیشانى شده كه به آیات دیگر توجّه ندارند و از مفسّران واقعى؛ یعنى اهل بیت پیامبرعلیهم السلام جدا افتاده اند و شاید به جهت همین خطرات باشد كه قرآن، خود به ما سفارش كرده است كه هنگام قرائت قرآن از شرّ شیطان به خداوند پناه ببرید. «فاذا قَرَأتَ القرآنَ فاستَعِذ بِاللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم»(2457)

374. تأویل قرآن

سؤال: تأویل قرآن به چه معناست؟
پاسخ: مراد از تأویل، اهداف و معارف و اسرار پشت پرده اى است كه پس از آن روشن مى شود. نظیر تعبیر خوابى كه حضرت یوسف دید و بعداً روشن شد و یا اسرارى كه در شكستن كشتى توسط خضر و موسى بود كه بعد روشن شد.
در روایات آمده است: «آیات ناسخ، از محكمات و آیات منسوخ از متشابهات قرآن است و ائمه معصومین علیهم السلام مصداق بارز راسخان در علم هستند».(2458) همچنان كه مخالفان و شورش كنندگان بر حاكم اسلامى، كج اندیشانى معرفى شده اند كه به دنبال آیات متشابه مى روند.(2459)
حضرت على علیه السلام در نهج البلاغه(2460) از راسخان در علم ستایش مى كند. آنان كه به عجز علمى خود اعتراف دارند و از تعمّق در چیزى كه ضرورتى ندارد، دست باز مى دارند.

375. جهات اعجاز قرآن(2461)

قرآن، تنها از نظر فصاحت و بلاغت معجزه نیست، بلكه از نظر معارف، مواعظ، براهین، اخبار غیبى و قوانین نیز معجزه است، زیرا جمله ى «وادعوا من استطعتم» دعوت از همه ى مردم است، نه فقط عرب هایى كه فصاحت و بلاغت قرآن را مى فهمند، چنانكه در آیه ى دیگرى نیز مى فرماید: «قل لئن اجتمعت الانس و الجنّ على أن یأتوا بمثل هذا القرآن لایأتون بمثله و لوكان بعضهم لبعض ظهیرا» اگر تمام انس و جنّ جمع شوند نمى توانند مثل قرآن را بیاورند.(2462)
جهات اعجاز قرآن بسیار است: حلاوت و شیرینى الفاظ آن در قرائت، یكنواخت بودن محتواى آن با آنكه در مدّت 23 سال نازل شده است، بیان علومى كه تا آن زمان خبرى از آنها نبود، پیشگویى امورى كه بعداً به وقوع پیوست، اِخبار از تاریخ اقوام گذشته كه نشانى از آنها باقى نمانده است، بیان قوانینى جامع و كامل در همه ى ابعاد فردى و اجتماعى زندگى انسان، دور ماندن از هرگونه تحریف، تغییر، كهنه شدن و به فراموشى سپرده شدن در طول قرن هاى متمادى.
با این همه تخفیف و آن همه تحریك، باز هم بشر عاجز است. قرآن در یكجا مى فرماید: مثل تمام قرآن را بیاورید، «ان یأتوا بمثل هذا القرآن »(2463)، یكجا مى فرماید: مثل ده سوره ى قرآن بیاورید (همین آیه)، جاى دیگر باز هم تخفیف داده و مى فرماید: یك سوره مثل قرآن بیاورید. «فأتوا بسورةٍ من مثله »(2464) علاوه بر این تخفیف ها، انواع تحریك ها را نیز بكار برده است. یكجا مى فرماید: اگر جن و انس پشت به پشت هم دهند، نمى توانند. یكجا مى فرماید: از همه ى مغزهاى كره ى زمین دعوت كنید، امّا هرگز نمى توانید كه مثل قرآن بیاورید. تاریخ نیز ثابت كرده است كه دشمنانى كه جنگ هاى بسیارى علیه اسلام به راه انداخته اند، توطئه ها چیده اند، امّا هرگز نتوانستند حتّى یك سوره مثل قرآن بیاورند، آیا معجزه غیر از این است؟

376. ویژگى هاى قرآن(2465)

1. قدرت و عظمت: «تنزیلاً ممّن خلق الارض و السموات العلى »(2466)
2. عزّت و حكمت: «تنزیلُ الكتاب من اللّه العزیز الحكیم»(2467)
3. لطف و رحمت: «تنزیلٌ من الرّحمن الرحیم»(2468)
4. ربوبیّت: «تنزیلٌ من ربّ العالمین»(2469)
با كمى دقّت در آیاتى كه پس از حروف مقطعه «حم» آمده، نتیجه مى گیریم كه قرآن:
1. از سرچشمه علم و عزّت خداوند است. «تنزیل الكتاب من اللّه العزیز العلیم»(2470)
2. از سرچشمه رحمت و محبّت اوست. «تنزیل من الرّحمن الرحیم»(2471)
3. از سرچشمه قدرت و حكمت اوست. «كذلك یوحى... اللّه العزیز الحكیم»(2472)
4. كتابى روشن و روشنگر و مایه ى تعقّل است. «الكتاب المبین... قرآناً عربیّاً لعلّكم تعقلون»(2473)
5. مایه ى بركت است. «انّا انزلناه فى لیلة مباركة»(2474)