400 نکته از تفسیر نور

نویسنده : عباس بابائیان

تربیتى عرفانى (نكات 332 تا 336)

332. راههاى موفقیت در آزمایش ها

راه پیروزى در آزمایش هاى الهى چند چیز است:
الف) صبر و مقاومت.
ب) توجّه ى به گذرا بودن حوادث و مشكلات.
ج) توجّه ى به تاریخ گذشتگان كه چگونه مشكلات را پشت سر گذارده اند.
د) توجّه ى به اینكه همه مشكلات ما در منظر و دید خداست و همه چیز حساب دارد.
امام حسین علیه السلام وقتى كودكش روى دستانش تیر خورد و شهید شد، فرمود: «هَوِّن علىّ ما نزل بى انّه بعین اللّه»(2199) این حادثه سخت، چون خدا آن را مى بیند برایم آسان مى نماید.

333. یاد خدا به هنگام بلا و گرفتارى(2200)

مصیبت هایى كه از طرف اوست، تصرف مالك حقیقى و خداوند در مملوك خود است. اگر انسان بداند كه خداوند حكیم و رحیم است و او نیز بنده اى بوده كه قبلاً هیچ نبوده؛ «لم یك شیئاً»(2201) و حتّى بعد از مراحلى هم چیز قابل ذكرى نبوده است؛ «لم یكن شیئاً مذكورا»(2202) خواهد پذیرفت كه من باید در اختیار او باشم. او مرا از جماد به نبات، و از نبات به حیوان و از مرتبه ى حیوانیّت به انسانیّت سوق داده و این حوادث را براى رشد و ارتقاى من قرار داده است. همان گونه كه ما دانه ى گندم را زیر فشار، آرد مى كنیم و بعد نیز در آتش تنور، تبدیل به نان مى كنیم تا مراحل وجودى او را بالا بریم.
شعار صابران «انّا لِلّه و انّا الیه راجعون» است. در حدیث مى خوانیم: هرگاه با مصیبتى مواجه شدید، جمله ى «انّا لِلّه و انّا الیه راجعون» را بگویید.(2203) گفتن «انّا لِلّه» و یاد خدا به هنگام ناگوارى ها، آثار فراوان دارد:
الف: انسان را از كلام كفر آمیز و شكایت باز مى دارد.
ب: موجب تسلیت و دلدارى و تلقین به انسان است.
ج: مانع وسوسه هاى شیطانى است.
د: اظهار عقاید حقّ است.
ه : براى دیگران درس و الگو شدن است.
مردم در برابر مشكلات و مصایب چند دسته اند:
الف: گروهى جیغ و داد مى كنند. «اذا مسّه الشّر جزوعاً»(2204)
ب: گروهى بردبار و صبور هستند. «وبشّر الصابرین»
ج: گروهى علاوه بر صبر، شكرگزارند. «اللّهم لك الحَمد حَمد الشّاكرین لَك على مُصابهم»(2205)
این برخوردها، نشانه ى معرفت هركس نسبت به فلسفه ى مصایب و سختى هاست. همانگونه كه كودك، از خوردن پیاز تند، بى تابى مى كند و نوجوان تحمّل مى كند، ولى بزرگسال پول مى دهد تا پیاز خریده و بخورد.

334. نكات و لطایفى در تشبیه همسر به لباس(2206)

در تشبیه همسر به لباس، نكات و لطایف بسیارى نهفته است، از جمله:
* باید لباس در طرح و رنگ و جنس، مناسب انسان باشد، همسر نیز باید هم كفو انسان و متناسب با فكر و شخصیّت انسان باشد.
* لباس مایه ى زینت و آرامش است، همسر و فرزند نیز مایه ى زینت و آرامش خانواده اند.
* لباس عیوب انسان را مى پوشاند، هریك از زن و مرد نیز باید عیوب و نارسایى هاى یكدیگر را بپوشانند.
* لباس انسان را از خطر سرما و گرما حفظ مى كند، وجود همسر نیز كانون خانواده را از آسیب ها حفظ و آن را گرم و زندگى را از سردى مى رهاند.
* لباس حریم انسان است و دورى از لباس، مایه ى رسوایى، دورى از ازدواج و همسر نیز سبب انحراف و رسوایى انسان مى گردد.
* در هواى سرد لباس ضخیم و در هواى گرم لباس نازك استفاده مى شود، هر یك از دو همسر نیز باید اخلاق و رفتار خود را متناسب با نیاز روحى طرف مقابل تنظیم كند؛ اگر مرد عصبانى است، زن با لطافت با او برخورد كند و اگر زن خسته است، مرد با او مدارا كند.
* انسان باید لباس خود را از آلودگى حفظ كند، هر یك از دو همسر نیز باید دیگرى را از آلوده شدن به گناه حفظ نماید.

335. سیماى پذیرفتگان ولایت خدا(2207)

آنكه ولایت خدا را پذیرفت:
1. كارهایش رنگ خدایى پیدا مى كند. «صبغة اللّه»(2208)
2. براى خود رهبرى الهى برمى گزیند. «ان اللّه قد بعث لكم طالوت ملكاً»(2209)
3. راهش روشن، آینده اش معلوم و به كارهایش دلگرم است. «یهدیم ربّهم بایمانهم»(2210)، «انّا الیه راجعون»(2211)، «لانضیع اجرالمحسنین»(2212)
4. در جنگ ها و سختى ها به یارى خدا چشم دوخته و از قدرت هاى غیر خدایى نمى هراسد. «فزادهم ایماناً»(2213)
5. از مرگ نمى ترسد و كشته شدن در تحت ولایت الهى راسعادت مى داند. امام حسین علیه السلام فرمود: «انّى لا ارى الموت الاّ السعادة».(2214)
6. تنهایى در زندگى براى او تلخ و ناگوار نیست، چون مى داند او زیر نظر خداوند است. «ان اللّه معنا»(2215)
7. از انفاق و خرج كردن مال نگران نیست، چون مال خود را به ولى خود مى سپارد.«یقرض اللّه قرضاً حسناً»(2216)
8. تبلیغات منفى در او بى اثر است، چون دل به وعده هاى حتمى الهى داده است: «والعاقبة للمتّقین»(2217)
9. غیر از خدا همه چیز در نظر او كوچك است. امام على علیه السلام فرمود: «عظم الخالق فى أنفسهم فصغر مادونه فى أعینهم...».(2218)
10. از قوانین و دستورات متعدّد متحیّر نمى شود، چون او تنها قانون خدا را پذیرفته و فقط به آن مى اندیشد. و اگر صدها راه درآمد برایش باز شود تنها با معیار الهى آن راهى را انتخاب مى كند كه خداوند معیّن كرده است. «ومن لم یحكم بماانزل اللّه»(2219)

336. ویژگى هاى افراد با تقوا(2220)

افراد با تقوا خصوصیات و ویژگى هایى دارند، از جمله:
1. صبر در برابر مشكلات، صبر بر ترك گناهان و صبر بر انجام واجبات.
2. صداقت در گفتار و رفتار.
3. خضوع و فروتنى در انجام دستورات و دورى از غرور و خود برتربینى.
4. انفاق از هر چه خداوند به آنان روزى كرده است.
5. شب زنده دارى و مناجات سحر و آمرزش خواهى از خداوند. آرى! سحر، مناسب ترین زمان براى دعاست.(2221)
امام صادق علیه السلام فرمود: «مراد از استغفار در سحر، نماز در آن وقت است».
در برخى روایات آمده است: «اگر كسى یكسال به طور مداوم، در قنوت نماز شب هفتاد مرتبه استغفار كند، مشمول این آیه مى شود».(2222)
ابى بصیر از امام صادق علیه السلام درباره ى «المُستَغفِرینَ بِالأسحار» پرسید، حضرت فرمودند: «رسول خداصلى الله علیه وآله در نماز وتر، هفتاد مرتبه استغفار مى كرد».(2223)
مفضل بن عمر مى گوید به امام صادق علیه السلام عرض كردم: نماز شب من فوت مى شود و من بعد از نماز صبح آن را قضا مى كنم؟ حضرت فرمودند: «اشكالى ندارد، ولى آن را براى خانواده ات آشكار نكن، چون آن را سنّت مى پندارند و در این صورت عمل به گفتار خداوند: «المُستَغفِرینَ بالأسحار» را ترك مى كنند».(2224)

تربیتى عرفانى (نكات 337 تا 341)

337. اهمیت انگیزه و نیّت(2225)

در فرهنگ قرآن ومكتب اهل بیت علیهم السلام به انگیزه ونیّت عمل بهاى اصلى داده شده است. تا آنجا كه نیّت مؤمن براى انجام كار خیر با ارزش تر از عمل او شمرده شده است. «نیّة المؤمن خیر من عمله»(2226) از بسیارى كارهاى انجام نشده، به خاطر انگیزه هاى مثبت ستایش شده و از بسیارى كارهاى انجام گرفته، به خاطر انگیزه هاى منفى انتقاد شده است. اكنون چند نمونه از كارهایى كه انجام نگرفته امّا مورد ستایش و پاداش واقع شده است را ذكر مى كنیم:
1. از اقدام حضرت ابراهیم براى قربانى كردن فرزند. «قد صدقت الرؤیا»
2. اویس قرنى براى دیدار پیامبرصلى الله علیه وآله به مدینه رفت و با آن كه به دیدار حضرت موفق نشد امّا زیارتش قبول شد، در مقابل، افرادى در كنار حضرت بودند و او را آزار مى دادند.
3. گروهى از یاران پیامبر وسیله ى رفتن به جبهه نداشتند لذا ناراحت وگریان بودند.(2227)
4. افرادى كه خدا بدى هاى آنان را به خوبى تبدیل مى كند. «یبدّل اللّه سیّئاتهم حسنات»(2228)
5. كسانى كه چون با محبّت اهل بیت علیهم السلام از دنیا رفتند پاداش شهید دریافت مى كنند. «من مات على حبّ آل محمّد مات شهیدا»(2229)

338. دو عمل در كنار یكدیگر(2230)

تكرار جمله «اطیعوا» نشان آن است كه پیامبر دو شأن دارد: یكى بیان وحى الهى؛ «اطیعوا اللّه» و دیگرى دستورات حكومتى؛ «اطیعوا الرّسول».
در قرآن به مواردى برمى خوریم كه دو دستور از طرف خدا در كنار یكدیگر ذكر شده است و باید هر دو دستور اجرا شود وعمل كردن به یكى از آن دو كافى وقابل قبول نیست، از جمله:
1. ایمان و عمل. «آمنوا و عملوا الصالحات»(2231)
2. نماز و زكات. «اقیموا الصلاة و آتوا الزّكاة»(2232)
3. تشكّر از خداوند و والدین. «أن اشكر لى و لوالدیك»(2233)
4. اطاعت از خدا و رسول. «اطیعوا اللّه و اطعیوا الرّسول» كه در این آیه آمده است.

339. رستگارى(2234)

پاداش اهل تقوا كه به غیب ایمان دارند و اهل نماز و انفاق و یقین به آخرت هستند، رستگارى و فلاح است. رستگارى، بلندترین قلّه سعادت است. زیرا خداوند هستى را براى بشر آفریده، «خلق لكم ما فى الارض جمیعاً»(2235) و بشر را براى عبادت، «و ما خلقت الجنّ و الانس الاّ لیعبدون»(2236) و عبادت را براى رسیدن به تقوا، «اعبدوا ربّكم... لعلّكم تتّقون»(2237) و تقوا را براى رسیدن به فلاح و رستگارى. «واتقوا اللَّه لعلّكم تفلحون»(2238)

340. ویژگى رستگاران

در قرآن، رستگاران داراى ویژگى هاى زیر هستند:
الف: كسانى كه در برابر مفاسد جامعه، به اصلاحگرى مى پردازند.(2239)
ب: كسانى كه امر به معروف و نهى از منكر مى كنند.(2240)
ج: كسانى كه علاوه بر ایمان به رسول خداصلى الله علیه وآله، او را حمایت مى كنند.(2241)
د: كسانى كه از بخل دور هستند.(2242)
ه: كسانى كه در قیامت از حسنات، میزانِ سنگین دارند.(2243)

341. شرایط و لوازم رستگارى

رستگارى، بدون تلاش بدست نمى آید و شرایط و لوازمى دارد، از آن جمله در قرآن به موارد ذیل اشاره شده است:
1. براى فلاح و رستگارى، تزكیه لازم است. «قد افلح من زكّیها»(2244)
2. براى فلاح و رستگارى، جهاد لازم است. «جاهدوا فى سبیله لعلكم تفلحون»(2245)
3. براى فلاح و رستگارى، خشوع در نماز، اعراض از لغو، پرداخت زكات، پاكدامنى، عفت، امانتدارى، وفاى به عهد و دوام و پایدارى در نماز، لازم است.

تربیتى عرفانى (نكات 342 تا 346)

342. موارد نفى افراط و تفریط(2246)

1. «كلوا و اشربوا و لاتسرفوا»(2247) بخورید و بیاشامید، ولى اسراف نكنید.
2. «لا تَجعل یدك مَغلولةً الى عُنقك و لاتبسُطها كلّ البَسط»(2248) در انفاق، نه دست بر گردن قفل كن - دست بسته باش - و نه چنان گشاده دستى كن كه خود محتاج شوى.
3. «الّذین اذا أنفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و كان بین ذلك قواماً»(2249) مومنان، به هنگام انفاق نه اهل اسرافند و نه اهل بخل، بلكه میانه رو هستند.
4. «لا تجهر بصلوتك و لاتخافت بها وابتغ بین ذلك سبیلاً»(2250) نماز را نه بلند بخوان ونه آهسته، بلكه با صداى معتدل نماز بخوان.
5. نسبت به والدین احسان كن؛ «و بالوالدین احساناً»(2251) امّا اگر تو را از راه خدا بازداشتند، اطاعت از آنها لازم نیست. «ان جاهداك على ان تشرك بى... فلاتطعهما»(2252)
6. پیامبر هم رسالت عمومى دارد؛ «و كان رسولاً نبیّاً»(2253) و هم خانواده خویش را دعوت مى كند. «و كان یأمر اهله بالصلوة»(2254)
7. اسلام هم نماز را سفارش مى كند كه ارتباط با خالق است؛ «اقیموا الصلوة» و هم زكات را توصیه مى كند كه ارتباط با مردم است. «اتوا الزكوة»(2255)
8. نه محبت ها شما را از گواهى حقّ منحرف سازد؛ «شهداء لِلّه و لو على انفسكم»(2256) و نه دشمنى ها شما را از عدالت دور كند. «و لا یَجرِمنّكم شَنئان»(2257)
9. مؤمنین هم دافعه دارند؛ «أشداء على الكفار» و هم جاذبه دارند. «رحماء بینهم»(2258)
10. هم ایمان و باور قلبى لازم است؛ «آمنوا» و هم عمل صالح. «عملوا الصالحات»(2259)
11. هم اشك و دعا و درخواست پیروزى از خدا لازم است؛ «ربّنا افرغ علینا صبراً»(2260) و هم صبورى وپایدارى در سختى ها. «عشرون صابرون یغلبوا مأتین»(2261) شب عاشورا امام حسین علیه السلام هم مناجات مى كرد و هم شمشیر تیز مى كرد.
12. روز عرفه و شب عید قربان، زائر خانه ى خدا دعا مى خواند و روز عید باید در قربانگاه با خون آشنا شود.
آرى، اسلام دین یك بعدى نیست كه تنها به جنبه اى توجّه كند و جوانب دیگر را فراموش كند، بلكه در هر كارى اعتدال ومیانه روى وراه مستقیم را سفارش مى كند.

343. صراط مستقیم

راه مستقیم مراتب و مراحلى دارد. حتّى كسانى كه در راه حقّ هستند، مانند اولیاى خداوند، لازم است براى ماندن در راه و زیادشدن نورِ هدایت، دعا كنند. «والّذین اهتدوا زادَهم هُدى»
كسى كه مى گوید: «الحمدللَّه ربّ العالمین الرّحمن الرّحیم...» مراحلى از هدایت را پشت سر گذارده است، بنابراین درخواست او، هدایت به مرحله بالاترى است.
راه مستقیم، همان راه میانه و وسط است كه حضرت على علیه السلام مى فرماید: «الیمین و الشمال مضلّة و الطریق الوسطى هى الجادّة»(2262) انحراف به چپ و راست گمراهى و راه وسط، جاده ى هدایت است.
راه مستقیم یعنى میانه روى واعتدال واحتراز از هر نوع افراط وتفریط، چه در عقیده و چه در عمل. یكى در عقاید از راه خارج مى شود ودیگرى در عمل و اخلاق. یكى همه كارها را به خدا نسبت مى دهد، گویا انسان هیچ نقشى در سرنوشت خویش ندارد. و دیگرى خود را همه كاره و فعّال مایشاء دانسته و دست خدا را بسته مى داند. یكى رهبران آسمانى را همچون مردمان عادى و گاهى ساحر و مجنون معرّفى مى كند و دیگرى آن بزرگواران را در حدّ خدا مى پندارد. یكى زیارت امامان معصوم و شهدا را بدعت مى داند و دیگرى حتّى به درخت و دیوار، متوسل شده و ریسمان مى بندد. یكى اقتصاد را زیر بنا مى داند و دیگرى، دنیا و امورات آن را نادیده مى انگارد.
در عمل نیز یكى غیرت نابجا دارد و دیگرى همسرش را بى حجاب به كوچه و بازار مى فرستد. یكى بخل مى ورزد و دیگرى بى حساب سخاوت به خرج مى دهد. یكى از خلق جدا مى شود و دیگرى حقّ را فداى خلق مى كند.
اینگونه رفتار وكردارها، انحراف از مسیر مستقیم هدایت است. خداوند دین پا برجا واستوار خود را، راه مستقیم معرّفى مى كند. «قل انّنى هَدانى ربّى الى صراط مستقیم»(2263) در روایات آمده است كه امامان معصوم علیهم السلام مى فرمودند: راه مستقیم، ما هستیم.(2264) یعنى نمونه ى عینى و عملى راه مستقیم و اسوه و الگو براى قدم برداشتن در راه، رهبران آسمانى هستند. آنها در دستورات خود درباره ى تمام مسائل زندگى از قبیل كار، تفریح، تحصیل، تغذیه، انفاق، انتقاد، قهر، صلح و علاقه به فرزند و ... ، نظر داده و ما را به اعتدال و میانه روى سفارش كرده اند. (در این باره مى توان به كتاب اصول كافى، باب الاقتصاد فى العبادات مراجعه نمود.) جالب آنكه ابلیس در همین صراطِ مستقیم به كمین مى نشیند. شیطان به خدا گفت: «لاقعدنّ لهم صراطك المستقیم»(2265)

344. توبه در قرآن(2266)

1. معمولاً قرآن كریم بدنبال آیات عذاب، جمله ى «الاّالّذین تابوا» یا جمله ى «الاّ من تاب» را آورده تا بگوید: راه اصلاح، هرگز بر كسى بسته نیست.
2. توبه، واجب است. زیرا فرمان خداوند است. «توبوا الى اللّه»(2267)
3. قبول توبه ى واقعى قطعى است، زیرا نمى توان باور كرد كه ما به امر او توبه كنیم ولى او نپذیرد. «هوالّذى یقبل التوبة عن عباده»(2268)، «هوالتّواب الرحیم»(2269)
4. خداوند هم توبه را مى پذیرد و هم كسانى را كه بسیار توبه مى كنند دوست دارد. «یحبّ التّوابین»(2270)
5. توبه، باید با عمل نیك و جبران گناهان همراه باشد. «تاب و عمل صالحا»(2271)، «تاب من بعده و اصلح»(2272)، «تابوا واصلحوا و بیّنوا»(2273)
6. توبه، رمز رستگارى است. «توبوا ... لعلكم تفلحون»(2274)
7. توبه، وسیله ى تبدیل سیئات به حسنات است. «الاّ من تاب و عمل صالحاً فاولئك یبدّل اللّه سیئاتهم حسنات»(2275)
8. توبه، سبب نزول باران است. «توبوا ... یرسل السماء»(2276)
9. توبه، سبب رزق نیكو است. «توبوا الیه یمتّعكم متاعاً حسنا»(2277)
10. توبه در هنگام دیدن آثار مرگ و عذاب پذیرفته نمى شود. «حتّى اذا حضر احدهم الموت قال انّى تبت الان»(2278)
11. خداوند علاوه بر قبول توبه، لطف ویژه نیز دارد. «هو التّواب الرحیم»(2279)
«ثمّ تاب و اصلح فانّه غفور رحیم»(2280)، «ثمّ تاب علیهم انّه بهم رؤف رحیم»(2281)
«الاّ مَن تاب و آمن و عمل صالحا فاولئك یدخلون الجنّة»(2282)
«ثمّ توبوا الیه ان ربّى رحیم ودود»(2283) در این آیات در كنار توبه به مسئله رحمت و رأفت و محبّت الهى اشاره شده است.
12. قرآن ترك توبه را ظلم و هلاكت دانسته است. «و من لم یتب فاولئك هم الظالمون»(2284) «ثم لم یتوبوا فلهم عذاب جهنّم»(2285)

345. عوامل مغفرت(2286)

در قرآن كریم عواملى براى مغفرت بیان شده است از جمله:
1. ایمان. «آمنّا بربّنا لیغفر لنا»(2287)
2. تقوا. «اِن تتّقوا اللّه... یغفر لكم»(2288)
3. پیروى از انبیا. «فاتّبعونى... یغفر لكم»(2289)
4. عفو و گذشت از مردم. «و لیعفوا.... یغفراللّه لكم»(2290)
5. قرض الحسنه و وام دادن به مردم. «ان تقرضوا اللّه... یغفر لكم»(2291)
6. جهاد. «تجاهدون فى سبیل اللّه... یغفر لكم»(2292)
7. عبادت. «أنِ اعبدواللّه... یغفر لكم»(2293)
8. پرهیز از گناهان كبیره. «اِن تجتنبوا كبائر.... نكفّر عنكم سیئاتكم»(2294)
9. دعا و استغفار و انابه خود انسان. «ظلمتُ نفسى... فغفر له»(2295)
10. دعاى اولیاى خدا براى انسان. «یا أبانا استغفر لنا...»(2296)

346. دنیا از منظر قرآن(2297)

در قرآن مجید، از دنیا وزندگانى دنیا با تعبیرات مختلفى یاد گردیده و انسان ها را از اقبال به آن و اغفال در برابر آن برحذر داشته است، از جمله:
1. دنیا، عارضى است. «عَرَض الحیاة الدّنیا»(2298)
2. دنیا، بازیچه است. «و ماالحیاة الدّنیا الاّ لعبٌ و لَهو»(2299)
3. دنیا، اندك و ناچیز است. «فما متاع الحیاة الدّنیا فى الآخرة الاّ قلیل»(2300)
4. زندگى دنیا، مایه ى غرور و اغفال است. «وما الحیاة الدّنیا الاّ متاع الغرور»(2301)
5. زندگى دنیا، براى كفّار جلوه دارد. «زیّن للّذین كفروا الحیاة الدّنیا»(2302)
6. مال و فرزند، جلوه هاى دنیا هستند. «المال والبنون زینة الحیاة الدّنیا»(2303)
7. دنیا، غنچه اى است كه براى هیچ كس گُل نمى شود. «زهرة الحیاة الدّنیا»(2304)
8. چرا آخرت را به دنیا مى فروشید؟ «اشتروا الحیاة الدّنیا بالآخره»(2305)
9. چرا به دنیاى فانى و محدود، راضى مى شوید؟ «أرَضِیتم بالحیاة الدّنیا»(2306)
10. چرا به دنیاى كوچك و زودگذر شاد مى گردید؟ «فَرِحوا بالحیوة الدّنیا»(2307)
11. چرا دنیا را به آخرت ترجیح مى دهید؟ «یَستحبّون الحیاة الدّنیا على الآخره»(2308)
12. چرا به دنیاداران خیره مى شوید؟ «لاتمدّنّ عینیك الى ما متّعنا به»(2309)
13. چرا فقط به دنیا فكر مى كنید؟ «لم یرد الاّ الحیاة الدّنیا»(2310)
14. آیا دنیاگرایان نمى دانند كه جایگاهشان دوزخ است؟ «و آثر الحیاة الدّنیا، فانّ الجحیم هى المأوى »(2311)
البتّه این همه هشدار به خاطر كنترل مردم دنیاگرا است و آنچه در آیات و روایات انتقاد شده، از دنیاپرستى، آخرت فروشى، غافل شدن، سرمست شدن و حقّ فقرا را ندادن است، ولى اگر افرادى در چهارچوب عدل و انصاف سراغ دنیا بروند و از كمالات دیگر و آخرت غافل نشوند و حقّ محرومان را ادا كنند و در تحصیل دنیا یا مصرف آن ظلم نكنند، این گونه مال و دنیا فضل و رحمت الهى است.
«والحمد للّه ربّ العالمین»