400 نکته از تفسیر نور

نویسنده : عباس بابائیان

تربیتى عرفانى (نكات 322 تا 326)

322. عوامل تربیت(2138)

یَآ أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَآءَتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبّكُمْ وَشِفَآءٌ لِّمَا فِى الصُّدُورِ وَهُدىً وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ
اى مردم! همانا از سوى پروردگارتان پند و اندرزى براى شما آمد كه مایه ى شفا براى آنچه در سینه هاى شماست و هدایت و رحمتى براى مؤمنان است.
پیامبراكرم صلى الله علیه وآله فرمود: «اذا التبسَتْ علیكم الفِتن كالّیل المُظلم فعلیكم بالقرآن فانّه شافع مشفّع...» در هجوم فتنه هاى تیره و وحشتناك، به قرآن پناه برید كه هم موعظه است، هم شفا، هم نور و هم رحمت.(2139)
امام صادق علیه السلام فرمود: «شفاء لما فى الصّدور من الامراض الخواطر و مشبّهات الامور» قرآن، براى تمام امراض روحى و شبهات و افكار شفاست.(2140)
گویا آیه اشاره به مراحل چهارگانه ى تربیت و تكامل دارد، یعنى:
الف: مرحله ى موعظه، نسبت به كارهاى ظاهرى. «موعظة من ربّكم»
ب: مرحله ى پاكسازى روح از رذایل. «شفاء لما فى الصّدور»
ج: مرحله ى راهیابى به سوى مقصود. «هدىً»
د: مرحله ى دریافت رحمت الهى. «رحمة للمؤمنین»

323. وفاى به عهد(2141)

وفاى به عهد در تمام موارد زیر لازم است:
الف) عهدى كه خداوند از طریق فطرت یا انبیا با انسان ها بسته است. «ألم أعهد الیكم یا بنى آدم...»(2142)
ب) عهدى كه انسان با خدا مى بندد. «و منهم من عاهد اللّه لئن آتانا من فضله...»(2143)
ج) عهدى كه انسان با مردم مى بندد. «و الموفون بعهدهم اذا عاهدوا...»(2144)
د) عهد رهبر با امّت و بالعكس. «الذین عاهدت منهم ثم ینقضون عهدهم»(2145)

324. پرهیز از سخن لغو(2146)

1. مؤمن واقعى كسى است كه نه تنها به مجلس لغو نمى رود و به سخن لغو گوش نمى دهد، بلكه اگر كلام بیهوده اى هم شنید، عكس العمل نشان مى دهد. «و اذا سمعوا اللغو اعرضوا عنه»
2. یكى از نمونه هاى صبر، بى اعتنایى به لغو و اعراض از آن است. «صبروا - اعرضوا عنه»
3. اعراض از لغو در گفتن، شنیدن، دیدن و معاشرت، كمالى است كه در همه ى ادیان الهى از آن ستایش شده است. «سمعوا اللغو اعرضوا عنه» (آیه فوق در توصیف گروهى از اهل كتاب است.)
4. از شیوه هاى عمومى وساده ى نهى از منكر، اعراض از منكر است. «سمعوا... اعرضوا عنه» (لغو را با لغو پاسخ نگوییم.)
5. انسان در برابر آنچه مى شنود، مسئول است. «سمعوا... اعرضوا»
6. قاطعیّت، صلابت و عدم سازش، نشانگر ایمان راسخ است. «لنا اعمالنا و لكم اعمالكم»
7. سود و زیان عمل هركس به خود او برمى گردد. «لنا اعمالنا و لكم اعمالكم»
8. اعراض، باید كریمانه باشد. «اعرضوا... سلام علیكم»
9. اعراض باید همراه هشدار به اهل لغو باشد. «اعرضوا... لانبتغى الجاهلین»
10. لغو، میوه ى جهل و بیهوده گو، جاهل است. «لانبتغى الجاهلین»

325. دورى از سخن و مجلس باطل(2147)

از دیدگاه اسلام، آهنگ هایى كه متناسب با مجالس فسق و فجور و گناه باشد و قواى شهوانى را تحریك نماید، حرام است، ولى اگر آهنگى مفاسد فوق را نداشت، مشهور فقها مى گویند: شنیدن آن مجاز است.
امام باقرعلیه السلام فرمود: غنا، از جمله گناهانى است كه خداوند براى آن وعده ى آتش داده است، سپس این آیه را تلاوت فرمود: «و من النّاس من یشترى لهو الحدیث...».(2148) بنابراین غنا، از گناهان كبیره است، زیرا گناه كبیره به گناهى گفته مى شود كه در قرآن به آن وعده ى عذاب داده شده است.
در سوره ى حج مى خوانیم: «واجتنبوا قول الزّور»(2149) از سخن باطل دورى كنید. امام صادق علیه السلام فرمود: مراد از «قول زور» آوازه خوانى و غناست.(2150)
از امام صادق و امام رضاعلیهم السلام نیز نقل شده كه یكى از مصادیق «لهو الحدیث» در سوره ى لقمان، غنا مى باشد.
در روایات مى خوانیم:(2151)
* غنا، روح نفاق را پرورش مى دهد و فقر و بدبختى مى آورد.
* زنان آوازه خوان و كسى كه به آنها مزد مى دهد و كسى كه آن پول را مصرف مى كند، مورد لعنت قرار گرفته اند، همان گونه كه آموزش زنان خواننده حرام است.
* خانه اى كه در آن غنا باشد، از مرگ و مصیبت دردناك در امان نیست، دعا در آن به اجابت نمى رسد و فرشتگان وارد آن نمى شوند.(2152)

326. رنگ و صبغه الهى(2153)

جز خداوند و ایمان به او، همه چیز فانى است، «كلّ شى ء هالك الا وجهه»(2154) و چیزى كه فانى است نمى تواند براى همیشه ثمر دهد، ولى هر كارى كه رنگ خدایى دارد ابدى است، «ما عندكم ینفد و ما عنداللَّه باق»(2155) آرى، رنگ خدایى ثابت است و سایر رنگ ها از بین مى روند. «و من احسن من اللَّه صبغة»(2156)
درخت ایمان همواره ثمر مى دهد و مومن در همه حال به یاد خدا و در پى انجام وظیفه است، در رفاه یا سختى، در خوشى یا ناخوشى، در فقر و غنى.
هنگام تهدید ستمگران، تا پاى جان مقاومت مى كند. «اِنّا الى ربّنا راغبون»(2157)
هنگام تبلیغ، چشم داشتى به دیگران ندارد. «اِن أجرى الاّ على اللَّه»(2158)
هنگام خشم، براى رضاى او خود را نگاه مى دارد. «والكاظمین الغیظ»(2159)
هنگام ازدواج، بر او توكّل مى كند. «اِن یكونوا فقراء یغنهم اللَّه من فضله»(2160)
هنگام عبادت و اطاعت، قصد قربت دارد. «اِنّ صلاتى ونسكى ومحیاى و مماتى للَّه ربّ العالمین»(2161)
هنگام فقر، نزد اغنیا نمى رود واهل تملّق نیست. «ربّ انّى لما انزلت الىّ من خیر فقیر»(2162)
هنگام پیروزى یا شكست در جبهه ى نبرد، چون به وظیفه ى خود عمل كرده اند، خوشحال است. «اِحدى الحسنیین»(2163)
آرى! ایمان به خداوند متعال، همچون درختى است كه میوه ى آن در هر لحظه، در دنیا و برزخ و قیامت انسان را كامیاب مى كند. «تؤتى اُكُلها كل حین» ولى مال و مقام و فرزند و نعمت هاى دیگر، همچون درختى است كه تنها چند روز میوه مى دهد، آن هم میوه اى بسیار اندك. بگذریم كه گاهى همین مال و مقام و فرزند، هیچ میوه اى ندارند و تنها وسیله ى شكنجه روحى انسان مى شوند. «انّما یرید اللَّه لیعذّبهم بها»(2164)

تربیتى عرفانى (نكات 327 تا 331)

327. مسئولیت انسان در برابر خانواده(2165)

در آیات متعدّدى از قرآن به رسالت انسان در برابر خانواده اش اشاره شده است، از جمله:
- «قوا انفسكم و اهلیكم ناراً»(2166)
- «وأمر اهلك بالصلاة و اصطبر علیها»(2167) اهل خود را به نماز فرمان ده وبر آن پایدارى كن.
- «و انذر عشیرتك الاقربین»(2168) نزدیك ترین بستگانت را هشدار ده.
- «یا بنىّ اقم الصلاة و أمر بالمعروف»(2169) فرزندم! نماز به پا دار و امر به معروف كن.
- «قل لازواجك و بناتك و نساء المومنین»(2170) اى پیامبر! به زنان و دختران خود و سپس زنان مؤمنان بگو...
- «ان الخاسرین الّذین خسروا انفسهم و اهلیهم یوم القیامة»(2171) زیانكاران واقعى كسانى هستند كه خود و خانواده شان در قیامت باخته اند.
- «انّا كنّا فى اهلنا مشفقین»(2172) مردان خدا در مورد خانواده شان دغدغه دارند و بى تفاوت نیستند.
- «و كان یأمر اهله بالصلاة»(2173) پیامبر، همواره خانواده اش را به نماز سفارش مى كرد.
در روایات نیز توجّه بسیارى به این موضوع شده كه چند نمونه اى ذكر مى شود:
- امام على علیه السلام مى فرماید: «علّموا انفسكم و اهلیكم الخیر و ادّبوهم»(2174) به خود و خانواده تان خیر بیاموزید و آنان را ادب كنید.
- پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمودند: «كلّكم راع و كلكم مسئول عن رعیّته... الرجل راع على اهل بیته... فالمرئة راعیة على اهل بیت بعلها و ولده»(2175) همه شما نسبت به زیر دست خود مسئول هستید. مرد، مسئول خانواده اش؛ زن، مسئول شوهر و فرزندش است.
- پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله مى فرماید: «مرّوا صبیانكم بالصلاة اذا بلغوا سبع سنین واضربوهم على تركها اذا بلغوا تسعاً و فرقوا بینهم فى المضاجع اذا بلغوا عشرا»(2176) همین كه فرزندتان به هفت سالگى رسید، آنان را به نماز فرمان دهید و همین كه نه ساله شدند، سخت گیرى تا مرز تنبیه بدنى مانعى ندارد و بستر و رختخواب آنان را در ده سالگى جدا كنید.

328. عوامل و زمینه هاى اختلاف و جدایى(2177)

1. بد اخلاقى
از مهم ترین عوامل طلاق، بد اخلاقى زن و شوهر نسبت به یكدیگر است. در روایت مى خوانیم كه حضرت على علیه السلام فرمود: هركس بد اخلاق باشد، خانواده اش آزرده خواهند شد. «من ساء خلقه ملّهُ اهله»(2178)
2. هوس رانى
اسلام، به زنان و مردان سفارش مى كند كه از چشم چرانى و نگاه به نامحرم به قصد لذت خوددارى كنند و علاوه بر آن به زنان توصیه مى كند كه خود را از نامحرمان بپوشانند و در اجتماع به جلوه گرى و دلربایى نپردازند.
امام صادق علیه السلام فرمود: چه بسا نگاهى كوتاه كه حسرت و پشیمانى طولانى را به دنبال دارد. «كم من نظرةٍ اورثت حسرةً طویلة»(2179)
و در حدیث دیگرى فرمودند: نسبت به زنان مردم عفاف داشته باشید تا عفت زنان شما حفظ شود. «عفّوا عن نساء الناس یعفّ عن نساءكم»(2180)
در روایات آمده است كه در زمان حضرت داود علیه السلام، مردى به زنى تعرّض كرد. خداوند به آن زن الهام كرد كه به مرد بگوید: هر وقت متعرّض زنى شوى، مردى هم متعرّض زن تو خواهد شد. هنگامى كه آن مرد به خانه بازگشت، غریبه اى را نزد همسر خود یافت. او را دستگیر و نزد حضرت داود آورد و شكایت كرد. خداوند به حضرت داود وحى كرد كه به او بگو: از هر دست بدهى، از همان دست مى گیرى.(2181)
3. بى توجّهى زن و مرد به نیازهاى یكدیگر
پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله مى فرمایند: در پیشگاه خداوند متعال نشستن مرد نزد همسرش، از اعتكاف در مسجد من محبوب تر است. «جلوس المرء عند عیاله احبُّ الى اللّه تعالى من الاعتكاف فى مسجدى هذا»(2182)
امام صادق علیه السلام فرمود: سزاوار نیست كه زن رسیدگى به خود نكند و از آراستگى و زیبائى كه سبب شیرین شدن زندگى خانوادگى است دست بردارد. «لا ینبغى للمرئة ان تعطّل نفسها»(2183)
حسن بن جهم مى گوید: امام كاظم علیه السلام را در حالى كه موهاى خود را رنگ كرده بود مشاهده كردم. امام علیه السلام كه تعجّب مرا دیدند فرمودند: آراستگى شوهر بر عفّت زنان مى افزاید و زنانى عفت را كنار مى گذارند كه شوهرانشان آراستگى ظاهر را ترك مى كنند.

329. فلسفه آفرینش انسان(2184)

قرآن براى آفرینش انسان اهدافى را بیان كرده است از جمله:
1. عبادت. «و ما خلقت الجنّ والانس الاّ لیعبدون»(2185) من جن و انس را نیافریدم جز براى این كه عبادتم كنند (و از این راه تكامل یابند و به من نزدیك شوند).
2. آزمایش. «خَلَق الموت والحیاة لیَبلوكم ایّكم احسن عملاً»(2186) (خداوند) مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید، كه كدام یك از شما بهتر عمل مى كنید.
3. براى دریافت رحمت الهى. «الاّ مَن رحم ربّك و لذلك خلقهم»(2187) مگر كسى كه پروردگارت به او رحم كند و(خداوند) براى همین (رحمت) مردم را آفرید.
حضرت على علیه السلام فرمود: «رحم اللّه امرء عرف قدره» خداوند رحمت كند كسى را كه ارزش و اعتبار خود را بشناسد.(2188) و بداند از كجا آمده، اكنون در كجاست وسپس به كجا مى رود.
امام حسین علیه السلام فرمود: «انّ اللّه ما خلق العباد الاّ لیعرفوه فاذا عرفوه عبدوه فاذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة من سواه» خداوند متعال بندگانش را نیافریده است مگر براى این كه او را بشناسند، آن گاه كه او را شناختند، عبادتش كنند و چون خدا را عبادت كردند، با پرستش و عبادت او از پرستش غیر او بى نیاز شوند.(2189)
حضرت على علیه السلام فرمود: «الدّنیا خُلقت لغیرها ولم تخلق لنفسها»(2190) دنیا براى دیگرى آفریده شده و براى خود آفریده نشده است. (دنیا وسیله اى است براى رسیدن به آخرت)
آرى، كسانى كه همه ى هدف هاى خود را در درون دنیا جستجو مى كنند، زمین گرا و زمین گیر مى شوند. چنانكه در آیه ى 176 سوره اعراف آمده است: «اخلد الى الارض»
هر دم از عمر گرامى هست گنج بى بدل
مى رود گنجى چنین هرلحظه بر باد آه آه

330. آزمایش انسان ها(2191)

براى پیروزى در آزمایشِ خوف از دشمن، نیاز به توكّل و یاد خداست و براى مبارزه با كمبودها، نیاز به صبر است كه در دو آیه قبل «واستعینوا بالصبر والصلاة» راه را نشان داده است.
لازم نیست همه ى مردم با همه ى مسائل آزمایش شوند، بلكه ممكن است:
الف: هركس با چیزى آزمایش شود.
ب: فردى در آزمایشى روسفید باشد، ولى در امتحان دیگرى رسوایى به بارآورد.
ج: ممكن است آزمایش فردى، وسیله ى آزمایش دیگران نیز باشد.
گاهى كم شدن مال و محصولات یا پیدا شدن خوف و ترس و سایر مشكلات، به خاطر آزمایش الهى است، ولى در بعضى اوقات، این امور كیفر اعمال خود انسان هاست. انسان ها گاهى مرتكب بعضى گناهان مى شوند كه خداوند آنهارا به برخى گرفتارى ها مبتلا مى كند. حضرت على علیه السلام مى فرماید: «انّ اللَّه یبتلى عباده عند الاعمال السیّئة بنقص الّثمرات و حبس البركات و اغلاق خزائن الخیرات لیتوب تائب ویتذكّر متذكّر»(2192) همانا خداوند، بندگان خود را به خاطر اعمال فاسدشان، به كمبود محصول و حبس بركت و بسته شدن منابع خیر، گرفتار مى كند تا شاید متذكّر شوند و توبه نمایند.
البتّه همین تنبّه نیز آزمایش است، همانگونه كه بر اثر ایمان نعمتى مى دهد كه وسیله آزمایشى است؛ «لاسقیناهم مآء غدقاً لِنَفتنهم فیه»(2193) همانا آبى گوارا به آنان نوشاندیم تا ایشان را آزمایش كنیم.

331. عنایت ویژه به صابران(2194)

خداوند به صابران عنایت ویژه اى داشته و در آیات متعددى آنان را ستوده است و به خاطر صبرشان امتیازاتى به آنان داده است، از جمله:
1. محبوب خدایند. «واللَّه یحبّ الصابرین»(2195)
2. در حمایت خدا هستند. «ان اللَّه مع الصابرین»(2196)
3. نجات یافته و بشارت داده شدگانند. «بشّر الصابرین»
4. در بهشت جاى دارند. «یجزون الغرفة بما صبروا»(2197)
5. پاداش بى حساب دارند. «انما یوفّى الصّابرون اجرهم بغیر حساب»(2198)

تربیتى عرفانى (نكات 332 تا 336)

332. راههاى موفقیت در آزمایش ها

راه پیروزى در آزمایش هاى الهى چند چیز است:
الف) صبر و مقاومت.
ب) توجّه ى به گذرا بودن حوادث و مشكلات.
ج) توجّه ى به تاریخ گذشتگان كه چگونه مشكلات را پشت سر گذارده اند.
د) توجّه ى به اینكه همه مشكلات ما در منظر و دید خداست و همه چیز حساب دارد.
امام حسین علیه السلام وقتى كودكش روى دستانش تیر خورد و شهید شد، فرمود: «هَوِّن علىّ ما نزل بى انّه بعین اللّه»(2199) این حادثه سخت، چون خدا آن را مى بیند برایم آسان مى نماید.

333. یاد خدا به هنگام بلا و گرفتارى(2200)

مصیبت هایى كه از طرف اوست، تصرف مالك حقیقى و خداوند در مملوك خود است. اگر انسان بداند كه خداوند حكیم و رحیم است و او نیز بنده اى بوده كه قبلاً هیچ نبوده؛ «لم یك شیئاً»(2201) و حتّى بعد از مراحلى هم چیز قابل ذكرى نبوده است؛ «لم یكن شیئاً مذكورا»(2202) خواهد پذیرفت كه من باید در اختیار او باشم. او مرا از جماد به نبات، و از نبات به حیوان و از مرتبه ى حیوانیّت به انسانیّت سوق داده و این حوادث را براى رشد و ارتقاى من قرار داده است. همان گونه كه ما دانه ى گندم را زیر فشار، آرد مى كنیم و بعد نیز در آتش تنور، تبدیل به نان مى كنیم تا مراحل وجودى او را بالا بریم.
شعار صابران «انّا لِلّه و انّا الیه راجعون» است. در حدیث مى خوانیم: هرگاه با مصیبتى مواجه شدید، جمله ى «انّا لِلّه و انّا الیه راجعون» را بگویید.(2203) گفتن «انّا لِلّه» و یاد خدا به هنگام ناگوارى ها، آثار فراوان دارد:
الف: انسان را از كلام كفر آمیز و شكایت باز مى دارد.
ب: موجب تسلیت و دلدارى و تلقین به انسان است.
ج: مانع وسوسه هاى شیطانى است.
د: اظهار عقاید حقّ است.
ه : براى دیگران درس و الگو شدن است.
مردم در برابر مشكلات و مصایب چند دسته اند:
الف: گروهى جیغ و داد مى كنند. «اذا مسّه الشّر جزوعاً»(2204)
ب: گروهى بردبار و صبور هستند. «وبشّر الصابرین»
ج: گروهى علاوه بر صبر، شكرگزارند. «اللّهم لك الحَمد حَمد الشّاكرین لَك على مُصابهم»(2205)
این برخوردها، نشانه ى معرفت هركس نسبت به فلسفه ى مصایب و سختى هاست. همانگونه كه كودك، از خوردن پیاز تند، بى تابى مى كند و نوجوان تحمّل مى كند، ولى بزرگسال پول مى دهد تا پیاز خریده و بخورد.

334. نكات و لطایفى در تشبیه همسر به لباس(2206)

در تشبیه همسر به لباس، نكات و لطایف بسیارى نهفته است، از جمله:
* باید لباس در طرح و رنگ و جنس، مناسب انسان باشد، همسر نیز باید هم كفو انسان و متناسب با فكر و شخصیّت انسان باشد.
* لباس مایه ى زینت و آرامش است، همسر و فرزند نیز مایه ى زینت و آرامش خانواده اند.
* لباس عیوب انسان را مى پوشاند، هریك از زن و مرد نیز باید عیوب و نارسایى هاى یكدیگر را بپوشانند.
* لباس انسان را از خطر سرما و گرما حفظ مى كند، وجود همسر نیز كانون خانواده را از آسیب ها حفظ و آن را گرم و زندگى را از سردى مى رهاند.
* لباس حریم انسان است و دورى از لباس، مایه ى رسوایى، دورى از ازدواج و همسر نیز سبب انحراف و رسوایى انسان مى گردد.
* در هواى سرد لباس ضخیم و در هواى گرم لباس نازك استفاده مى شود، هر یك از دو همسر نیز باید اخلاق و رفتار خود را متناسب با نیاز روحى طرف مقابل تنظیم كند؛ اگر مرد عصبانى است، زن با لطافت با او برخورد كند و اگر زن خسته است، مرد با او مدارا كند.
* انسان باید لباس خود را از آلودگى حفظ كند، هر یك از دو همسر نیز باید دیگرى را از آلوده شدن به گناه حفظ نماید.

335. سیماى پذیرفتگان ولایت خدا(2207)

آنكه ولایت خدا را پذیرفت:
1. كارهایش رنگ خدایى پیدا مى كند. «صبغة اللّه»(2208)
2. براى خود رهبرى الهى برمى گزیند. «ان اللّه قد بعث لكم طالوت ملكاً»(2209)
3. راهش روشن، آینده اش معلوم و به كارهایش دلگرم است. «یهدیم ربّهم بایمانهم»(2210)، «انّا الیه راجعون»(2211)، «لانضیع اجرالمحسنین»(2212)
4. در جنگ ها و سختى ها به یارى خدا چشم دوخته و از قدرت هاى غیر خدایى نمى هراسد. «فزادهم ایماناً»(2213)
5. از مرگ نمى ترسد و كشته شدن در تحت ولایت الهى راسعادت مى داند. امام حسین علیه السلام فرمود: «انّى لا ارى الموت الاّ السعادة».(2214)
6. تنهایى در زندگى براى او تلخ و ناگوار نیست، چون مى داند او زیر نظر خداوند است. «ان اللّه معنا»(2215)
7. از انفاق و خرج كردن مال نگران نیست، چون مال خود را به ولى خود مى سپارد.«یقرض اللّه قرضاً حسناً»(2216)
8. تبلیغات منفى در او بى اثر است، چون دل به وعده هاى حتمى الهى داده است: «والعاقبة للمتّقین»(2217)
9. غیر از خدا همه چیز در نظر او كوچك است. امام على علیه السلام فرمود: «عظم الخالق فى أنفسهم فصغر مادونه فى أعینهم...».(2218)
10. از قوانین و دستورات متعدّد متحیّر نمى شود، چون او تنها قانون خدا را پذیرفته و فقط به آن مى اندیشد. و اگر صدها راه درآمد برایش باز شود تنها با معیار الهى آن راهى را انتخاب مى كند كه خداوند معیّن كرده است. «ومن لم یحكم بماانزل اللّه»(2219)

336. ویژگى هاى افراد با تقوا(2220)

افراد با تقوا خصوصیات و ویژگى هایى دارند، از جمله:
1. صبر در برابر مشكلات، صبر بر ترك گناهان و صبر بر انجام واجبات.
2. صداقت در گفتار و رفتار.
3. خضوع و فروتنى در انجام دستورات و دورى از غرور و خود برتربینى.
4. انفاق از هر چه خداوند به آنان روزى كرده است.
5. شب زنده دارى و مناجات سحر و آمرزش خواهى از خداوند. آرى! سحر، مناسب ترین زمان براى دعاست.(2221)
امام صادق علیه السلام فرمود: «مراد از استغفار در سحر، نماز در آن وقت است».
در برخى روایات آمده است: «اگر كسى یكسال به طور مداوم، در قنوت نماز شب هفتاد مرتبه استغفار كند، مشمول این آیه مى شود».(2222)
ابى بصیر از امام صادق علیه السلام درباره ى «المُستَغفِرینَ بِالأسحار» پرسید، حضرت فرمودند: «رسول خداصلى الله علیه وآله در نماز وتر، هفتاد مرتبه استغفار مى كرد».(2223)
مفضل بن عمر مى گوید به امام صادق علیه السلام عرض كردم: نماز شب من فوت مى شود و من بعد از نماز صبح آن را قضا مى كنم؟ حضرت فرمودند: «اشكالى ندارد، ولى آن را براى خانواده ات آشكار نكن، چون آن را سنّت مى پندارند و در این صورت عمل به گفتار خداوند: «المُستَغفِرینَ بالأسحار» را ترك مى كنند».(2224)