400 نکته از تفسیر نور

نویسنده : عباس بابائیان

اجتماعى (نكات 156 تا 160)

156. چشم چرانى ممنوع(1080)

قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَرِهِمْ وَیَحْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ
به مردان مؤمن بگو: از بعضى نگاه هاى خود (نگاه هاى غیر مجاز) چشم پوشى كنند و دامن خود را حفظ نمایند. این براى پاكتر ماندن آنان بهتر است. خداوند به آنچه انجام مى دهند آگاه است.
در شأن نزول این آیه مى خوانیم: جوانى در بین راه، زنى را دید و به او چشم دوخت و دنبال او راه افتاد. طورى غرق نگاه بود كه صورتش به دیوار برخورد كرد و مجروح شد، نزد پیامبرصلى الله علیه وآله آمد و ماجراى خود را نقل كرد. این آیه نازل شد.(1081)

157. مفاسد زنا(1082)

رابطه ى نامشروع جنسى (زنا)، مفاسد و زیان هاى فردى، اجتماعى و خانوادگى فراوانى را بدنبال دارد و لذا در اسلام حرام شده است و در قرآن كریم، در كنار شرك، قتل(1083) و سرقت(1084) آمده است.
گوشه اى از مفاسد زنا از این قرار است:
1. سرچشمه ى بسیارى از درگیرى ها، خودكشى ها، فرار از خانه ها، فرزندان نامشروع، بیمارى هاى مقاربتى و دلهره براى خانواده هاى آبرومند است.
2. زناكاران چون براى شهوترانى سراغ یكدیگر مى روند، میانشان انس و الفت عمیق و آرامش نیست.
3. زناكار، طرف مقابل را شریك زندگى نمى داند، وسیله ى اطفاى شهوت مى داند.
4. زنا، سبب كاهش تشكیل خانواده از طریق ازدواج و موجب به وجود نیامدن ارتباطهاى فامیلى و قطع صله ى رحم است. چون باز شدن راه زنا، بى رغبتى به ازدواج را در پى دارد.
5. در زنا، احساس تعهّد و تكلیف نسبت به بقاى نسل و تربیت كودك نیست و احساس پدرى و مادرى از میان مى رود.
6. زنا، نظام ارث برى را بر هم مى زند و وارث واقعى معلوم نمى شود.
7. سبب از بین رفتن شخصیّت و هویّت انسانى مى شود و موجب مرگ هاى زودرس مى گردد. «یذهب بالبهاء ویعجّل الفناء»(1085)
8. چون ارتكاب زنا، بدون زحمت و خرج نیست، زناكار براى ارضاى هوس خود، به سراغ گناهان زیادى مى رود. مثلاً گاهى براى كامیابى خود، به تهمت، ارعاب و دزدى دست مى زند و حتّى مرتكب قتل مى شود.
9. در جامعه، فرزندان نامشروع و بى هویّت پدید مى آید، كه زمینه ى بسیارى از مفاسد و جرائم است و مصداق روشنى براى فحشا است.

158. راهكارهاى پیشگیرى از زنا

اسلام براى پیشگیرى از زنا، برنامه هایى ارائه داده است، از قبیل:
1. ممنوعیّت اختلاط زن و مرد در بعضى مكان ها.
2. ممنوعیّت خلوت مرد با زن نامحرم.
3. حرمت زینت زن براى نامحرمان.
4. حرمت نظر به نامحرم و دست دادن با نامحرم و پرهیز از فكر زنا و تماشاى عكس هاى تحریك كننده.
5. مجازات شدید براى زناكار.
6. توصیه به ازدواج و پایین گرفتن مهریّه.
7. نكوهش از ازدواج دیر هنگام.
8. عبادت شمردن همسردارى و تلاش براى خانواده.

159. مفاسد زنا در روایات(1086)

برخى از مفاسد زنا، در یكى از سخنان حضرت رضاعلیه السلام عنوان شده، از جمله:
1. ارتكاب قتل به وسیله ى سقط جنین.
2. بر هم خوردن نظام خانوادگى و خویشاوندى.
3. ترك تربیت فرزندان.
4. از بین رفتن موازین ارث.(1087)
* على علیه السلام ترك زنا را مایه ى استحكام خانواده وترك لواط را عامل حفظ نسل مى داند.(1088)
* پیامبراكرم صلى الله علیه وآله فرمود: زنا داراى زیان هاى دنیوى و اُخروى است:
امّا در دنیا: از بین رفتن نورانیّت و زیبایى انسان، مرگ زودرس و قطع روزى.
امّا در آخرت: درماندگى، هنگام حساب قیامت؛ غضب الهى و جهنّم همیشگى.(1089)
* از پیامبرصلى الله علیه وآله نقل شده است: هر گاه زنا زیاد شود، مرگ ناگهانى هم زیاد مى شود.(1090)
* زنا نكنید، تا همسران شما نیز به زنا آلوده نشوند. هر كه به ناموس دیگران تجاوز كند، به ناموسش تجاوز خواهد شد. همان گونه كه با دیگران رفتار كنید، با شما رفتار خواهد شد.(1091)
از مكافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو
* چهار چیز است كه هر یكى از آنها در هر خانه اى باشد آن خانه، ویرانه است و بركت ندارد: 1. خیانت. 2. دزدى. 3. شرابخوارى. 4. زنا.(1092)
* زنا، از بزرگ ترین گناهان كبیره است.(1093)
* امام صادق علیه السلام فرمود: هر گاه مردم مرتكب چهار گناه شوند، به چهار بلا گرفتار شوند:
1. زمانى كه زنا رواج یابد، زلزله خواهد آمد.
2. هر گاه مردم زكات نپردازند، چهار پایان به هلاكت مى رسند.
3. هرگاه قضاوت مسئولان قضایى، ظالمانه باشد، باران نخواهد بارید.
4. زمانى كه پیمان شكنى شود، مشركان بر مسلمانان غلبه خواهند كرد.(1094)

160. حكم زنا

احكام زنا بر اساس شرایط افراد متفاوت است، در این آیه فقط به یك صورت اشاره شده كه اگر مرد یا زن مجردى زنا كند، صد تازیانه مى خورد، ولى اگر كسى با داشتن همسر، مرتكب زنا شود، رجم و سنگسار مى گردد. چنانكه اگر همسر دارد ولى به او دسترسى ندارد (مثلاً همسرش در زندان است،) و در این صورت مرتكب زنا شود، حكم سنگسار به تازیانه و شلاق تبدیل مى شود.
قرآن، زنا را كارى زشت مى داند و از آن نهى مى كند. «و لاتقربوا الزّنا»(1095) ترك زنا را نشانه ى بندگان راستین خداوند مى شمرد. «و عبادالرحمن... و لایزنون»(1096) و دورى از این گناه را شرط بیعت با پیامبر مى داند. «اذا جائك ... و لا یزنین»(1097)

اجتماعى (نكات 161 تا 165)

161. ازدواج موقّت(1098)

دستاویز بعضى این است كه در قرآن موضوع عدّه و ارث و حفظ فروج، نسبت به ازدواج مطرح است و متعه ازدواج نیست. ولى پاسخ ما این است:
اوّلاً نام ازدواج به متعه هم گفته مى شود، و ثانیاً در متعه هم عدّه لازم است وفقط قانون ارث زن از مرد یا بالعكس، در متعه استثنا شده است.
پاسخ به شبهات
1. آیا ازدواج موقّت نقابى بر چهره ى فحشا نیست؟
پاسخ: خیر، زیرا:
الف: در ازدواج موقّت زن فقط در اختیار یك نفر است.
ب: حداقل چهل و پنج روز باید عدّه نگاه دارد.
ج: مولود مُتعه همچون مولود همسر دائمى است.
2. آیا مردان هوسباز از این قانون سوء استفاده نمى كنند؟
پاسخ: ممكن است از هر قانون مفید و ضرورى افرادى سوء استفاده كنند. مگر از انگور شراب نمى سازند؟ مگر زمانى كه بعضى از سفر حج سوء استفاده كردند، باید منكر سفر حج شد؟
3. تكلیف فرزندان مُتعه چیست؟
پاسخ: در حقوق و ارث و امثال آن، هیچ فرقى با فرزندان همسر دائم ندارند.

162. طلاق و چگونگى آن(1099)

در اسلام، مبغوض ترین حلال ها، طلاق است.(1100) پیامبر گرامى اسلام مى فرماید: ازدواج كنید و طلاق ندهید كه با طلاق، عرش خدا به لرزه در مى آید: «تزوّجوا و لا تطلّقوا فانّ الطلاق یهتزّ منه العرش»(1101) البته طلاق یك راه حلّ و گاهى ضرورت است.
در مورد چگونگى طلاق چند نظریه وجود دارد:
الف) طلاق، باید به راحتى قابل انجام و بدون هیچ قیدى باشد كه این امر مورد سوء استفاده افراد هوسباز و عیّاش قرار مى گیرد، و زن را فقط براى هوس هاى زود گذر خود مى خواهند.
ب) طلاق باید به كلّى ممنوع باشد كه كلیسا طرفدار این نظریه است. در حالى كه ممنوعیّت طلاق سبب مى شود تا مردان و زنانى كه با هم توافق ندارند، تا پایان عمر بسوزند و بسازند و یا مخفیانه همسر دیگرى اختیار كنند.
د) طلاق باید به دست زن باشد. در این فرض آمار طلاق بالا مى رود، زیرا زنان عاطفى تر و زود رنج ترند و در برخورد با مشكلات زندگى، اقدام به طلاق مى كنند و زندگى هاى بسیارى به اندك رنجى از هم متلاشى مى گردد.
ه) طلاق باید به دست مرد باشد؛ امّا در چارچوب قانون و با نظارت كامل حاكم اسلامى كه مسئول جلوگیرى از ظلم وبرقرارى عدالت است. البتّه در مواردى كه زن متقاضى طلاق است، حاكم اسلامى به تقاضاى او رسیدگى كرده و در صورت لزوم، حكم به طلاق و جدایى مى دهد.
در اسلام، طلاق باید تابع شرایط و قوانین خاص باشد و به مسائل اخلاقى پاى بند باشد.

163. دادگاه خانواده(1102)

این آیه، براى رفع اختلاف میان زن و شوهر، و پیشگیرى از وقوع طلاق، یك دادگاه خانوادگى را با امتیازات زیر مطرح مى كند:
1. داوران، از هردو فامیل باشند تا سوز، تعهّد وخیرخواهى بیشترى داشته باشند.
2. این دادگاه، نیاز به بودجه ندارد.
3. رسیدگى به اختلاف در این دادگاه، سریع، بدون تراكم پرونده و مشكلات كارِ ادارى است.
4. اسرار دادگاه به بیگانگان نمى رسد ومسائل اختلافى در میان خودشان مى ماند.
5. چون داوران از خود فامیلند، مورد اعتماد طرفین مى باشند.
براى حل همه مشكلات، انتخاب داور جایز است. امام باقرعلیه السلام در پاسخ اعتراضى كه به پذیرش حكمیّت در صفّین براى حضرت على علیه السلام بود این آیه را تلاوت فرمودند.(1103)
از امام صادق علیه السلام درباره ى «فابعثوا حَكماً...» سؤال شد، حضرت فرمود: حَكمین نمى توانند به طلاق وجدایى حكم كنند، مگر آنكه از طرفین اجازه داشته باشند.(1104)

164. حكمت تعدّد زوجات(1105)

درباره ى حكمتِ تعدّد زوجات، مى توان به موارد زیر اشاره نمود:
الف: تلفات مردها در جنگ ها و حوادث بیشتر است و زنانى بیوه مى شوند.
ب: جوانان، كمتر حاضرند با بیوه ازدواج كنند.
ج: همه ى زنان بیوه و بى همسر، تقواى كافى و قدرت كنترل خود را ندارند.
د: زنان در هرماه، مدّتى عذر دارند و مسائل زناشویى تعطیل است.
نتیجه آنكه براى حفظ حقوق بیوه ها طبق شرایطى مرد مى تواند همسر دوم بگیرد تا مشكل هر دو طرف حل شود.

165. زنان در قرآن(1106)

تنها نامى كه از زنان در قرآن آمده، نام مریم است. باقى زنان با نام بیان نشده اند، همچون مادر موسى «امّ موسى»(1107)، خواهر موسى «اخته»(1108)، همسر عمران «امرأة عمران»(1109)، همسر فرعون «امرأة فرعون»(1110)، همسر عزیز مصر «امرأة العزیز»(1111)، همسر لوط «امرأة لوط»(1112)، همسر ابولهب «امرأته حمّالة الحطب»(1113)، همسران پیامبر «نساء النبى»(1114)، همسر نوح «امرأة نوح»(1115) و خانمى كه بافندگى مى كرد. «التى نقضت غزلها»(1116)

اجتماعى (نكات 166 تا 170)

166. دلایل تنفّر عرب جاهلى از دختر(1117)

دلیل تنفر اعراب جاهل از دختر، امور زیر بوده است:
الف: دختر نقش اقتصادى وتولیدى نداشته وبار زندگى بوده است.
ب: در جنگ كه سرنوشت قبیله به آن بوده، دختر قدرت جنگیدن ودفاع نداشته است.
ج: در جنگ ها، دختران به اسارت رفته و مورد تجاوز دشمن قرار مى گرفتند.
بر خلاف تفكّر جاهلى، اسلام براى دختر، ارزش زیادى قائل شده است كه به گوشه اى از آن اشاره مى كنیم:
پیامبر اسلام مى فرماید: «نعم الولد البنات»(1118) دختران چه فرزندان خوبى هستند. خداوند نیز نسل پیامبر را از دخترش فاطمه زهرا قرار داده است.
امام صادق علیه السلام به مردى كه از تولد دخترش ناراحت بود فرمود: آیا تو بهتر مى دانى یا خدا؟ گفت: خدا، امام فرمود: خداوند نیز آنچه را براى تو بهتر بوده انتخاب كرده و به تو دختر داده است.(1119)

167. آداب ورود به خانه ى دیگران(1120)

معناى «اِستیناس» اجازه خواستن و اعلام ورود است كه به گفته ى روایات مى تواند با ذكر خدا باشد و یا صداى پا و سلام كردن و امثال آن.(1121)
شخصى از پیامبرصلى الله علیه وآله پرسید آیا براى ورود به منزل مادرم اجازه بگیرم؟ فرمود: بله، گفت: در خانه جز او كسى نیست و جز من خادمى ندارد! حضرت فرمود: آیا دوست دارى مادرت را برهنه ببینى؟ گفت نه. فرمود: پس اجازه بگیر.
در روایتى دیگر آمده است كه پیامبرصلى الله علیه وآله از ورود مردان به خانه زنانى كه اولیاى آنان حضور ندارند نهى فرمود.(1122)
در روایات مى خوانیم: اجازه گرفتن سه مرتبه باشد تا اهل خانه فرصت جمع و جور كردن خود را داشته باشند. (البتّه اجازه گرفتن براى ورود به خانه دیگران است، ولى انسان مى تواند سرزده به خانه خود وارد شود.) وبراى نجات غریق و مظلوم و مورد آتش سوزى، اجازه لازم نیست.(1123)
پیامبراكرم صلى الله علیه وآله هرگاه مى خواست وارد منزلى شود، براى اجازه گرفتن، روبروى در خانه نمى ایستاد بلكه سمت راست یا چپ مى ایستاد تا نگاه مباركشان به داخل خانه نیفتد.(1124)

168. نقش زن در زندگى حضرت موسى(1125)

فرعون كه صندوق را از آب گرفت، در آغاز تصمیم كشتن طفل را داشت، ولى همسرش او را از این كار بازداشت. لذا دایه ها را براى شیردادن كودك دعوت كردند؛ امّا موسى سینه ى هیچ یك از آنان را قبول نكرد، و نظام فرعونى در تغذیه كودك عاجز شد. خواهر موسى كه ماجرا را دنبال مى كرد، جلو آمد و با حالت عادّى گفت: من شما را به كسى معرّفى مى كنم كه این كودك سینه ى او را قبول كند.
بدین گونه موسى به دامان مادر بازگشت.
در تاریخ زندگانى و مبارزات حضرت موسى علیه السلام چند زن نقش اساسى داشته اند؛ مادر موسى، خواهر موسى، همسر موسى و زن فرعون.
حوادث زندگانى انبیا، گاهى به یكدیگر شباهت دارد. مثلاً سرگذشت حضرت موسى علیه السلام با زندگانى حضرت یوسف علیه السلام از جهاتى مشابه است، از جمله:
الف: هر دو پیامبر مدّتى را در كاخ زندگى كرده اند.
ب: زندگى در كاخ، به انتخاب هیچ یك نبود.
ج: پدر و مادر هر دو پیامبر به فراق مبتلا شدند.
د: سرانجام، هر دو به سوى والدین خود بازگشتند.
ه: هر دو به فتنه ى دیگران دچار شدند؛ حضرت یوسف به فتنه ى برادران خود وموسى علیه السلام به فتنه ى فرعون.
و: در زندگى هر كدام، زنى كاخ نشین نقش داشته است، همسر عزیز مصر در نقش منفى و همسر فرعون در نقش مثبت.

169. سیماى همسر فرعون(1126)

1. محیطزده نبود و جامعه شخصیّت او را نساخته بود. او با منطق در برابر رژیمى فاسد ایستاد.
2. زرق و برق زده نبود و به تمام مظاهر دنیوى پشت كرد، و از كاخ و رفاه و مادیات گذشت.
3. فضاى سكوت و خفقان را شكست.
4. صبور بود و زیر شكنجه جان داد و شهید شد ولى از راه و مكتبش دست بر نداشت.
5. حامى رهبر معصوم زمان خود، حضرت موسى بود.
6. بلند همّت بود. او به كمتر از بهشت و قرب خدا قانع نبود.
7. شهامت داشت و تهدیدات فرعون در او اثر نگذاشت.
8. رضاى خالق را بر رضاى خلق مقدم داشت.
9. منطق و عقل و وحى را بر مسایل خانوادگى ترجیح مى داد.
10. با نهى از منكر خود كه گفت: «لاتقتلوه»(1127) موسى را در كودكى از مرگ نجات داد.
همسر فرعون ثابت كرد بسیارى از شعارهایى كه در طول زمان، جزء فرهنگ مردم شده، غلط است و باید آن را عوض كرد.
مى گویند: خواهى نشوى رسوا، هم رنگ جماعت شو؛ امّا او گفت: من هم رنگ جماعت نمى شوم و رسوا هم نمى شوم.
مى گویند: یك دست صدا ندارد؛ امّا او ثابت كرد كه یك نفر نیز مى تواند موج ایجاد كند.
مى گویند: زن شخصیّت مستقل ندارد؛ امّا او ثابت كرد زن در انتخاب راه مستقل است.
مى گویند: با مشت نمى شود به جنگ درفش رفت؛ امّا او ثابت كرد حق ماندنى است و اگر مشت روى آهن اثر ندارد، روى افكار عمومى در تاریخ اثر دارد.
مى گویند: با یك گل بهار نمى شود؛ امّا او ثابت كرد اگر خدا بخواهد با یك گل بهار مى شود.
مى گویند: فلانى نمك خورد و نمك گیر شد، همسر فرعون نان و نمك فرعون را خورد ولى از عقیده او متنفّر بود و مى گفت: «نجّنى من فرعون» خدایا! مرا از فرعون نجات بده.

170. انواع خانواده ها در قرآن

1. زن و شوهرى كه هم فكر و همگام در كار خیر هستند. (همچون حضرت على و حضرت زهراعلیهما السلام) «یطعمون الطعام»(1128)
2. زن و شوهرى كه در خباثت هم فكر و همگام هستند. (ابولهب و همسرش) «تبت یدا ابى لهب... وامرأته حمّالة الحطب»
3. خانواده اى كه مرد خوب؛ امّا زن بد است. (زن لوط و نوح) «كانتا تحت عبدین... فخانتاهما»(1129)
4. خانواده اى كه مرد بد؛ امّا همسر خوب است. (زن فرعون) «مثلاً للّذین آمنوا امرأة فرعون»