400 نکته از تفسیر نور

نویسنده : عباس بابائیان

اجتماعى (نكات 151 تا 155)

151. اهمیت ازدواج(1052)

در روایات مى خوانیم: ازدواج سبب حفظ نیمى از دین است. دو ركعت نماز كسى كه همسر دارد از هفتاد ركعت نماز افراد غیر متأهّل بهتر است. خواب افراد متأهّل از روزه ى بیداران غیر متأهّل بهتر است.(1053)
آرى بر خلاف كسانى كه ازدواج را عامل فقر مى پندارند، رسول خداصلى الله علیه وآله فرمودند: ازدواج روزى را بیشتر مى كند.
همچنین فرمودند: كسى كه از ترس تنگدستى ازدواج را ترك كند، از ما نیست و به خدا سوءظن برده است.(1054)
در روایات مى خوانیم: كسى كه براى ازدواجِ برادران دینى خود اقدامى كند، در روز قیامت مورد لطف خاص خداوند قرار مى گیرد.(1055)
قرآن نسبت به تشكیل خانواده واقدام براى ازدواج، دستور أكید داده(1056) و سفارش كرده كه از فقر نترسید، اگر تنگ دست باشند، خداوند از فضل و كرم خود، شما را بى نیاز خواهد كرد.(1057)
ازدواج وسیله ى آرامش است.(1058) در ازدواج فامیل ها به هم نزدیك شده و دلها مهربان مى شود و زمینه ى تربیت نسل پاك و روحیه تعاون فراهم مى شود.(1059)
در روایات مى خوانیم: براى ازدواج عجله كنید و دخترى كه وقت ازدواج او فرا رسیده، مثل میوه اى رسیده است كه اگر از درخت جدا نشود فاسد مى شود.(1060)

152. انتخاب همسر

معیار انتخاب همسر در نزد مردم معمولا چند چیز است: ثروت، زیبایى، حَسب و نَسب.
ولى در حدیث مى خوانیم: «علیك بذات الدّین» تو در انتخاب همسر، محور را عقیده وتفكّر وبینش او قرار ده.(1061) در حدیث دیگر مى خوانیم: چه بسا زیبایى كه سبب هلاكت و ثروت كه سبب طغیان باشد.(1062)
رسول خداصلى الله علیه وآله فرمود: هرگاه كسى به خواستگارى دختر شما آمد كه دین و امانت دارى او را پسندید، جواب ردّ ندهید و گرنه به فتنه و فساد بزرگى مبتلا مى شوید.(1063)
امام حسن علیه السلام به كسى كه براى ازدواج دخترش مشورت مى كرد فرمود: دامادِ با تقوا انتخاب كن كه اگر دخترت را دوست داشته باشد گرامیش مى دارد و اگر دوستش نداشته باشد، به خاطر تقوایى كه دارد به او ظلم نمى كند.(1064)
در روایات مى خوانیم: به افرادى كه اهل مشروبات الكلى هستند و افراد بداخلاق وكسانى كه خط فكرى سالمى ندارند وآنان كه در خانوادهاى فاسد رشد كرده اند، دختر ندهید.(1065)

153. نكاح در اسلام(1066)

در اسلام سه نوع نكاح وجود دارد:
الف: نكاح با مهریّه (خواه دایم یا موقّت).
ب: نكاح از طریق مالك شدن كنیز.
ج: نكاح بدون مهریّه، كه زنى خود را به مردى ببخشد.
نوع اوّل و دوم براى عموم است و نوع سوّم تنها براى پیامبراكرم صلى الله علیه وآله بوده است. روزى عایشه گفت: یا رسول الله! خداوند هواى تو را دارد. پیامبر فرمود: «و انك ان اطعت اللّه سارع فى هواك»(1067) تو نیز اگر مطیع خدا باشى، امتیازاتى به تو مى دهد.
بر پیامبر جهاد یك تنه واجب بود. «لا تكلّف الا نفسك و حرّض المؤمنین»(1068) بر پیامبر نماز شب واجب بود و ... اكنون یك امتیاز مادّى در برابر آن همه سختى(1069) چیزى نیست.

154. تعدّد ازدواج پیامبر

سؤال: چرا پیامبراكرم صلى الله علیه وآله زنان متعدّد داشت؟
پاسخ: اوّلاً: در ازدواج هاى رسول خداصلى الله علیه وآله مسأله شهوت محور نبوده است، زیرا پیامبر عزیز اسلام از 25 سالگى تا 53 سالگى فقط با خدیجه زندگى كرد، زنى كه هنگام ازدواج سنّش پانزده سال از حضرت بیشتر بود و پیامبر تا او را داشت با دیگرى ازدواج نكرد.
ثانیاً: تمام قبایل علیه حضرت بودند و پیامبر باید با طرحى دقیق این وحدت نا مقّدس را مى شكست و بهترین و ساده ترین و ارزان ترین و طبیعى ترین راه این بود كه پیامبر داماد قبایل مختلف شود و مردم طبق رسوم آن زمان حمایت داماد را بر خود لازم مى دانستند و پیامبر بدین وسیله مى توانست مشكلات راه تبلیغ دین را هموار كند.
ثالثاً: بعضى ازدواج ها براى مبارزه با آداب و رسوم غلط بود. نظیر ازدواج پیامبر با زینب دختر عمّه اش كه در آیه ى 37 همین سوره گذشت.
رابعاً: پیامبر بعضى زنان را تنها عقد نمود و با آنان همبستر نشد و از بعضى قبایل تنها خواستگارى نمود و عقد هم نكرد و همین رفتارها وسیله ى ارتباط مى شد.
خامساً: اگر هدف مسأله ى جنسى بود باید از این همه همسر فرزندان بسیارى مى داشت.
سادساً: عایشه بسیار كوچك بود كه به عقد پیامبر درآمد و مدّت ها گذشت تا توانست همسر واقعى حضرت باشد. اگر هدف مسایل جنسى باشد انسان با بچّه ازدواج نمى كند.
سابعاً: ما نباید پیامبر را با خود مقایسه كنیم؛ ما با داشتن یك همسر از بسیارى توفیقات باز مى مانیم، ولى پیامبر اكرم با داشتن چند همسر چنان غرق در عرفان و مناجات و تبلیغ بود كه خداوند به حضرت خطاب مى كند: چرا این قدر به خاطر هدایت مردم حرص مى خورى «لعلّك باخع نفسك»(1070) چرا خود را به مشقّت مى اندازى، «لتشقى»(1071) چرا حلال هایى را بر خود حرام مى كنى، «لم تُحرّم ...» آرى، نسیم تند معرفت، خیمه ى وجودى پیامبر را چنان بلند مى كرد كه این همه زن، نمى توانست آن را از پرواز باز دارد.
به هر حال، ازدواج هاى مجدّد پیامبر بعد از سنّ 53 سالگى بوده است، آن هم با زنان بیوه و متروكه یا داغدیده، با تمایل كامل آنان به ازدواج و اجراى عدالت از سوى پیامبر و آموختن درس عملى براى اداره چند همسر و انتخاب زندگى ساده و بى توجّهى به خواسته هاى تجّمل گرایانه ى برخى همسران. علاوه بر همه ى این ها در آن زمان داشتن چند همسر هیچ عیبى نبوده است و گاهى همسر اوّل به خواستگارى همسر دوّم مى رفت و ده ها نكته ى دیگر كه باید در آنها دقّت نمود.

155. روایاتى درباره ى نگاه(1072)

* حضرت على علیه السلام فرمود: «لكم اوّل نَظَرة الى المرئة فلا تتّبعوها بنَظرة اُخرى واحذروا الفتنة» نگاه اوّل مانعى ندارد ولى ادامه ى نگاه اشكال دارد، زیرا سبب فتنه مى شود.(1073)
* در حدیثى مى خوانیم: تمام چشم ها در قیامت گریان است مگر سه چشم: چشمى كه از ترس خدا بگرید و چشمى كه از گناه بسته شود و چشمى كه در راه خدا بیدار بماند.(1074)
* در «صحیح بخارى» مى خوانیم كه پیامبراكرم صلى الله علیه وآله فرمودند: جلو راه مردم ننشینید. مردم گفتند: ما ناچاریم از نشستن. فرمود: پس حقّ آن را ادا كنید. پرسیدند حقّ آن چیست؟ فرمود: «غَضّ البَصر و كَفّ الاَذى و رَدّ السلام والامر بالمعروف و النهى عن المنكر» ترك چشم چرانى و مردم آزارى، جواب دادن به سلام دیگران، امر به معروف و نهى از منكر.
* حضرت عیسى علیه السلام فرمود: از نگاه به نامحرم بپرهیزید كه بذر شهوت را در دل مى نشاند و همین براى دچار شدن انسان به فتنه كافى است.(1075)
* حضرت على علیه السلام فرمود: «العَین رائِدُ القلب» چشم، دل را بدنبال خودمى كشد. «العَین مَصائد الشیطان» چشم، قلاّب شیطان است. و چشم پوشى بهترین راه دورى از شهوات است.(1076)
* پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمود: «النَظَر سَهْم مسموم مِن سهام ابلیس فمَن تَركَها خَوفاً من اللّه اعطاه اللّه ایماناً یَجِد حلاوة فى قلبه»(1077) نگاه بد تیرى از تیرهاى مسموم شیطان است كه هر كس از ترس خدا چشم خود را فرو بندد خداوند به او ایمانى مى دهد كه از درون خویش شیرینى و مزه ى آن را احساس مى كند.
* پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمود: هركس چشم خود را از حرام پر كند، در قیامت چشم او از آتش پر خواهد شد مگر اینكه توبه كند.(1078)
* امام صادق علیه السلام درباره ى نگاه مجاز به زن نامحرم فرمود: «الوَجه والكَفّین والقَدمَین» یعنى نگاه به صورت و كف دست ها و روى پاها جایز است، (لیكن بدون شهوت).(1079)

اجتماعى (نكات 156 تا 160)

156. چشم چرانى ممنوع(1080)

قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَرِهِمْ وَیَحْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ
به مردان مؤمن بگو: از بعضى نگاه هاى خود (نگاه هاى غیر مجاز) چشم پوشى كنند و دامن خود را حفظ نمایند. این براى پاكتر ماندن آنان بهتر است. خداوند به آنچه انجام مى دهند آگاه است.
در شأن نزول این آیه مى خوانیم: جوانى در بین راه، زنى را دید و به او چشم دوخت و دنبال او راه افتاد. طورى غرق نگاه بود كه صورتش به دیوار برخورد كرد و مجروح شد، نزد پیامبرصلى الله علیه وآله آمد و ماجراى خود را نقل كرد. این آیه نازل شد.(1081)

157. مفاسد زنا(1082)

رابطه ى نامشروع جنسى (زنا)، مفاسد و زیان هاى فردى، اجتماعى و خانوادگى فراوانى را بدنبال دارد و لذا در اسلام حرام شده است و در قرآن كریم، در كنار شرك، قتل(1083) و سرقت(1084) آمده است.
گوشه اى از مفاسد زنا از این قرار است:
1. سرچشمه ى بسیارى از درگیرى ها، خودكشى ها، فرار از خانه ها، فرزندان نامشروع، بیمارى هاى مقاربتى و دلهره براى خانواده هاى آبرومند است.
2. زناكاران چون براى شهوترانى سراغ یكدیگر مى روند، میانشان انس و الفت عمیق و آرامش نیست.
3. زناكار، طرف مقابل را شریك زندگى نمى داند، وسیله ى اطفاى شهوت مى داند.
4. زنا، سبب كاهش تشكیل خانواده از طریق ازدواج و موجب به وجود نیامدن ارتباطهاى فامیلى و قطع صله ى رحم است. چون باز شدن راه زنا، بى رغبتى به ازدواج را در پى دارد.
5. در زنا، احساس تعهّد و تكلیف نسبت به بقاى نسل و تربیت كودك نیست و احساس پدرى و مادرى از میان مى رود.
6. زنا، نظام ارث برى را بر هم مى زند و وارث واقعى معلوم نمى شود.
7. سبب از بین رفتن شخصیّت و هویّت انسانى مى شود و موجب مرگ هاى زودرس مى گردد. «یذهب بالبهاء ویعجّل الفناء»(1085)
8. چون ارتكاب زنا، بدون زحمت و خرج نیست، زناكار براى ارضاى هوس خود، به سراغ گناهان زیادى مى رود. مثلاً گاهى براى كامیابى خود، به تهمت، ارعاب و دزدى دست مى زند و حتّى مرتكب قتل مى شود.
9. در جامعه، فرزندان نامشروع و بى هویّت پدید مى آید، كه زمینه ى بسیارى از مفاسد و جرائم است و مصداق روشنى براى فحشا است.

158. راهكارهاى پیشگیرى از زنا

اسلام براى پیشگیرى از زنا، برنامه هایى ارائه داده است، از قبیل:
1. ممنوعیّت اختلاط زن و مرد در بعضى مكان ها.
2. ممنوعیّت خلوت مرد با زن نامحرم.
3. حرمت زینت زن براى نامحرمان.
4. حرمت نظر به نامحرم و دست دادن با نامحرم و پرهیز از فكر زنا و تماشاى عكس هاى تحریك كننده.
5. مجازات شدید براى زناكار.
6. توصیه به ازدواج و پایین گرفتن مهریّه.
7. نكوهش از ازدواج دیر هنگام.
8. عبادت شمردن همسردارى و تلاش براى خانواده.

159. مفاسد زنا در روایات(1086)

برخى از مفاسد زنا، در یكى از سخنان حضرت رضاعلیه السلام عنوان شده، از جمله:
1. ارتكاب قتل به وسیله ى سقط جنین.
2. بر هم خوردن نظام خانوادگى و خویشاوندى.
3. ترك تربیت فرزندان.
4. از بین رفتن موازین ارث.(1087)
* على علیه السلام ترك زنا را مایه ى استحكام خانواده وترك لواط را عامل حفظ نسل مى داند.(1088)
* پیامبراكرم صلى الله علیه وآله فرمود: زنا داراى زیان هاى دنیوى و اُخروى است:
امّا در دنیا: از بین رفتن نورانیّت و زیبایى انسان، مرگ زودرس و قطع روزى.
امّا در آخرت: درماندگى، هنگام حساب قیامت؛ غضب الهى و جهنّم همیشگى.(1089)
* از پیامبرصلى الله علیه وآله نقل شده است: هر گاه زنا زیاد شود، مرگ ناگهانى هم زیاد مى شود.(1090)
* زنا نكنید، تا همسران شما نیز به زنا آلوده نشوند. هر كه به ناموس دیگران تجاوز كند، به ناموسش تجاوز خواهد شد. همان گونه كه با دیگران رفتار كنید، با شما رفتار خواهد شد.(1091)
از مكافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو
* چهار چیز است كه هر یكى از آنها در هر خانه اى باشد آن خانه، ویرانه است و بركت ندارد: 1. خیانت. 2. دزدى. 3. شرابخوارى. 4. زنا.(1092)
* زنا، از بزرگ ترین گناهان كبیره است.(1093)
* امام صادق علیه السلام فرمود: هر گاه مردم مرتكب چهار گناه شوند، به چهار بلا گرفتار شوند:
1. زمانى كه زنا رواج یابد، زلزله خواهد آمد.
2. هر گاه مردم زكات نپردازند، چهار پایان به هلاكت مى رسند.
3. هرگاه قضاوت مسئولان قضایى، ظالمانه باشد، باران نخواهد بارید.
4. زمانى كه پیمان شكنى شود، مشركان بر مسلمانان غلبه خواهند كرد.(1094)

160. حكم زنا

احكام زنا بر اساس شرایط افراد متفاوت است، در این آیه فقط به یك صورت اشاره شده كه اگر مرد یا زن مجردى زنا كند، صد تازیانه مى خورد، ولى اگر كسى با داشتن همسر، مرتكب زنا شود، رجم و سنگسار مى گردد. چنانكه اگر همسر دارد ولى به او دسترسى ندارد (مثلاً همسرش در زندان است،) و در این صورت مرتكب زنا شود، حكم سنگسار به تازیانه و شلاق تبدیل مى شود.
قرآن، زنا را كارى زشت مى داند و از آن نهى مى كند. «و لاتقربوا الزّنا»(1095) ترك زنا را نشانه ى بندگان راستین خداوند مى شمرد. «و عبادالرحمن... و لایزنون»(1096) و دورى از این گناه را شرط بیعت با پیامبر مى داند. «اذا جائك ... و لا یزنین»(1097)

اجتماعى (نكات 161 تا 165)

161. ازدواج موقّت(1098)

دستاویز بعضى این است كه در قرآن موضوع عدّه و ارث و حفظ فروج، نسبت به ازدواج مطرح است و متعه ازدواج نیست. ولى پاسخ ما این است:
اوّلاً نام ازدواج به متعه هم گفته مى شود، و ثانیاً در متعه هم عدّه لازم است وفقط قانون ارث زن از مرد یا بالعكس، در متعه استثنا شده است.
پاسخ به شبهات
1. آیا ازدواج موقّت نقابى بر چهره ى فحشا نیست؟
پاسخ: خیر، زیرا:
الف: در ازدواج موقّت زن فقط در اختیار یك نفر است.
ب: حداقل چهل و پنج روز باید عدّه نگاه دارد.
ج: مولود مُتعه همچون مولود همسر دائمى است.
2. آیا مردان هوسباز از این قانون سوء استفاده نمى كنند؟
پاسخ: ممكن است از هر قانون مفید و ضرورى افرادى سوء استفاده كنند. مگر از انگور شراب نمى سازند؟ مگر زمانى كه بعضى از سفر حج سوء استفاده كردند، باید منكر سفر حج شد؟
3. تكلیف فرزندان مُتعه چیست؟
پاسخ: در حقوق و ارث و امثال آن، هیچ فرقى با فرزندان همسر دائم ندارند.

162. طلاق و چگونگى آن(1099)

در اسلام، مبغوض ترین حلال ها، طلاق است.(1100) پیامبر گرامى اسلام مى فرماید: ازدواج كنید و طلاق ندهید كه با طلاق، عرش خدا به لرزه در مى آید: «تزوّجوا و لا تطلّقوا فانّ الطلاق یهتزّ منه العرش»(1101) البته طلاق یك راه حلّ و گاهى ضرورت است.
در مورد چگونگى طلاق چند نظریه وجود دارد:
الف) طلاق، باید به راحتى قابل انجام و بدون هیچ قیدى باشد كه این امر مورد سوء استفاده افراد هوسباز و عیّاش قرار مى گیرد، و زن را فقط براى هوس هاى زود گذر خود مى خواهند.
ب) طلاق باید به كلّى ممنوع باشد كه كلیسا طرفدار این نظریه است. در حالى كه ممنوعیّت طلاق سبب مى شود تا مردان و زنانى كه با هم توافق ندارند، تا پایان عمر بسوزند و بسازند و یا مخفیانه همسر دیگرى اختیار كنند.
د) طلاق باید به دست زن باشد. در این فرض آمار طلاق بالا مى رود، زیرا زنان عاطفى تر و زود رنج ترند و در برخورد با مشكلات زندگى، اقدام به طلاق مى كنند و زندگى هاى بسیارى به اندك رنجى از هم متلاشى مى گردد.
ه) طلاق باید به دست مرد باشد؛ امّا در چارچوب قانون و با نظارت كامل حاكم اسلامى كه مسئول جلوگیرى از ظلم وبرقرارى عدالت است. البتّه در مواردى كه زن متقاضى طلاق است، حاكم اسلامى به تقاضاى او رسیدگى كرده و در صورت لزوم، حكم به طلاق و جدایى مى دهد.
در اسلام، طلاق باید تابع شرایط و قوانین خاص باشد و به مسائل اخلاقى پاى بند باشد.

163. دادگاه خانواده(1102)

این آیه، براى رفع اختلاف میان زن و شوهر، و پیشگیرى از وقوع طلاق، یك دادگاه خانوادگى را با امتیازات زیر مطرح مى كند:
1. داوران، از هردو فامیل باشند تا سوز، تعهّد وخیرخواهى بیشترى داشته باشند.
2. این دادگاه، نیاز به بودجه ندارد.
3. رسیدگى به اختلاف در این دادگاه، سریع، بدون تراكم پرونده و مشكلات كارِ ادارى است.
4. اسرار دادگاه به بیگانگان نمى رسد ومسائل اختلافى در میان خودشان مى ماند.
5. چون داوران از خود فامیلند، مورد اعتماد طرفین مى باشند.
براى حل همه مشكلات، انتخاب داور جایز است. امام باقرعلیه السلام در پاسخ اعتراضى كه به پذیرش حكمیّت در صفّین براى حضرت على علیه السلام بود این آیه را تلاوت فرمودند.(1103)
از امام صادق علیه السلام درباره ى «فابعثوا حَكماً...» سؤال شد، حضرت فرمود: حَكمین نمى توانند به طلاق وجدایى حكم كنند، مگر آنكه از طرفین اجازه داشته باشند.(1104)

164. حكمت تعدّد زوجات(1105)

درباره ى حكمتِ تعدّد زوجات، مى توان به موارد زیر اشاره نمود:
الف: تلفات مردها در جنگ ها و حوادث بیشتر است و زنانى بیوه مى شوند.
ب: جوانان، كمتر حاضرند با بیوه ازدواج كنند.
ج: همه ى زنان بیوه و بى همسر، تقواى كافى و قدرت كنترل خود را ندارند.
د: زنان در هرماه، مدّتى عذر دارند و مسائل زناشویى تعطیل است.
نتیجه آنكه براى حفظ حقوق بیوه ها طبق شرایطى مرد مى تواند همسر دوم بگیرد تا مشكل هر دو طرف حل شود.

165. زنان در قرآن(1106)

تنها نامى كه از زنان در قرآن آمده، نام مریم است. باقى زنان با نام بیان نشده اند، همچون مادر موسى «امّ موسى»(1107)، خواهر موسى «اخته»(1108)، همسر عمران «امرأة عمران»(1109)، همسر فرعون «امرأة فرعون»(1110)، همسر عزیز مصر «امرأة العزیز»(1111)، همسر لوط «امرأة لوط»(1112)، همسر ابولهب «امرأته حمّالة الحطب»(1113)، همسران پیامبر «نساء النبى»(1114)، همسر نوح «امرأة نوح»(1115) و خانمى كه بافندگى مى كرد. «التى نقضت غزلها»(1116)