400 نکته از تفسیر نور

نویسنده : عباس بابائیان

معاد (نكات 124 تا 127)

124. آفات نعمت هاى دنیوى(882)

نعمت هاى دنیوى آفاتى دارد، مثلاً:
گیاهش تیغ دارد، ولى گیاه بهشت تیغ ندارد. «مخضود»
سایه اش موقّت است، ولى در بهشت سایه درخت ها دائمى است. «ظل ممدود»
میوه هاى دنیا یا نایاب است یا موسمى، ولى در قیامت میوه ها زیاد و دائمى و در دسترس همه و بدون ضرر و زیان است. «كثیرة، لا مقطوعة و لا ممنوعة»
همسران در دنیا، گاهى متناسب نیستند، ولى در بهشت از هر جهت متناسبند، «أترابا» گاهى عاشق همسرشان نیستند، ولى در بهشت همه عاشقند، «عُرباً» گاهى بیوه هستند، ولى در بهشت همه باكره اند، «أبكارا» در یك كلام، همسران در قیامت، آفرینش جدیدى دارند. «انشأناهن انشاءً»

125. دریافت سلام در بهشت(883)

بهشتیان از چند سوى، درود و سلام دریافت مى كنند:
الف) از جانب اصحاب یمین (دوستان بهشتى). «وامّا ان كان من اصحاب الیمین فسلام لك من اصحاب الیمین» اگر از اصحاب یمین باشد (به او مى گویند:) از طرف دوستان، بر تو سلام.
ب) از جانب اعرافیان. «و على الاعراف رجال یعرفون كلاّ بسیماهم فنادوا اصحاب الجنة ان سلام علیكم»(884) بر اعراف مردانى هستند كه همه را به چهره مى شناسند و بهشتیان را ندا مى دهند كه سلام بر شما.
ج) از جانب فرشتگان. «و الملائكة یدخلون علیهم من كلّ باب سلام علیكم بما صبرتم»(885) فرشتگان از هر سو بر آنان وارد مى شوند و به خاطر صبر و مقاوتشان بر آنان سلام مى كنند.
د) از طرف خداوند. «سلام قولاً من ربّ رحیم»(886) از جانب خداوند رحیم، سلام بر آنان باد.

126. پذیرایى و پذیرایى كنندگان بهشت(887)

مسئولین پذیرایى و شیوه پذیرایى بهشتیان، خصوصیاتى دارد:
الف: هر لحظه در دسترس مى باشند. «یطوف»
ب: نوجوانانى با قیافه اى زیبا و دلپذیرند. «ولدان»
ج: دلپذیرى آنان موسمى و لحظه اى نیست. «مخلّدون»
د: انواع وسایل پذیرایى را در دست دارند. «اكواب، اباریق، كاس»
ه: پذیرایى ابتدا با مایعات و نوشیدنى هاست. «كأس من معین»
و: آنچه عرضه مى شود، آفاتى ندارد. «لا یصدّعون... لا ینزفون»
ز: مواد پذیرایى، متعدّد و متنوّع و به انتخاب مهمان است. «فاكهة مما یتخیّرون»
ح: اولویّت با نوشیدنى، سپس میوه و آنگاه غذاى گرم و مطبوع است. «معین، فاكهة، لحم»

127. مزایاى نعمت هاى بهشتى(888)

نعمت هاى بهشتى اقسام مزایا را دارا هستند:
1. همه ى سلیقه ها و چشم ها را اشباع مى كند. «تشتهیه الانفس و تلذّ الاعین»
2. تنوّع دارند. «صحاف - اكواب»
3. زیبا هستند. «ذهب»
4. مطابق میل هستند. «تشتهیه الانفس»
5. چشم از دیدن آن خسته نمى شود «تلذّ الاعین»
از اینكه قرآن فرمان مى دهد شما و همسرانتان وارد بهشت شوید، معلوم مى شود كه مراد همسران دنیوى است، زیرا حورالعین بیرون از بهشت نیستند تا وارد آن شوند.(889)

عبادى (نكات 128 تا 132)

128. سیمایى از نماز(890)

به مناسبت سفارش به نماز و امر به معروف در این آیه، اكنون به توضیح مختصرى پیرامون این دو فریضه مى پردازیم:
* نماز، ساده ترین، عمیق ترین و زیباترین رابطه ى انسان با خداوند است كه در تمام ادیان آسمانى بوده است.
* نماز، تنها عبادتى است كه سفارش شده قبل از آن، خوش صداترین افراد بر بالاى بلندى رفته و با صداى بلند، شعارِ «حىّ على الصلاة، حىّ على الفلاح، حىّ على خیرالعمل» را سر دهند، با اذانِ خود سكوت را بشكنند و یك دوره اندیشه هاى ناب اسلامى را اعلام و غافلان را بیدار كنند.
* نماز به قدرى مهم است كه حضرت ابراهیم علیه السلام هدف خود را از اِسكان زن و فرزندش در صحراى بى آب و گیاه مكّه، اقامه ى نماز معرّفى مى كند، نه انجام مراسم حج.
* امام حسین علیه السلام ظهر عاشورا براى اقامه ى دو ركعت نماز، سینه ى خود را سپر تیرهاى دشمن قرار داد.
* قرآن، به حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام دستور مى دهد كه مسجد الحرام را براى نمازگزاران آماده و تطهیر نمایند. آرى، نماز به قدرى مهم است كه زكریّا و مریم و ابراهیم و اسماعیل علیهم السلام خادم مسجد و محل برپایى نماز بوده اند.
* نماز، كلید قبولى تمام اعمال است و امیرالمؤمنین علیه السلام به استاندارش مى فرماید: بهترین وقت خود را براى نماز قرار بده و آگاه باش كه تمام كارهاى تو در پرتو نمازت قبول مى شود.(891)
* نماز، یاد خداست و یاد خدا، تنها آرام بخش دلهاست.
* نماز، در بیشتر سوره هاى قرآن، از بزرگ ترین سوره (بقره) تا كوچك ترین آن (كوثر) مطرح است.
* نماز، از هنگام تولّد در زایشگاه كه در گوش نوزاد اذان و اقامه مى گویند تا پس از مرگ كه در گورستان بر مرده نماز مى خوانند، جلوه مى كند.
* هم براى حوادث زمینى مانند زلزله و بادهاى ترس آور آمده و هم براى حوادث آسمانى مانند خسوف و كسوف، نماز آیات واجب گشته و حتّى براى طلب باران، نماز باران آمده است.
* نماز، انسان را از انجام بسیارى منكرات و زشتى ها باز مى دارد.(892)

129. نماز، جامع تمام كمالات(893)

در نماز، تمام كمالات به چشم مى خورد كه ما چند نمونه از آن را بیان مى كنیم:
* نظافت و بهداشت را در مسواك زدن، وضو، غسل و پاك بودن بدن و لباس مى بینیم.
* جرأت، جسارت و فریاد زدن را از اذان مى آموزیم.
* حضور در صحنه را از اجتماع در مساجد یاد مى گیریم.
* توجّه به عدالت را در انتخاب امام جماعت عادل مى یابیم.
* توجّه به ارزشها و كمالات را از كسانى كه در صف اوّل مى ایستند، به دست مى آوریم.
* جهت گیرى مستقل را در قبله احساس مى كنیم. آرى، یهودیان به سویى و مسیحیان به سوى دیگر مراسم عبادى خود را انجام مى دهند و مسلمانان باید مستقل باشند و لذا به فرمان قرآن، كعبه، قبله ى مستقل مسلمانان مى شود، تا استقلال در جهت گیرى آنان حفظ شود.
* مراعات حقوق دیگران را در این مى بینیم كه حتّى یك نخ غصبى، نباید در لباس نمازگزار باشد.
* توجّه به سیاست را آنجا احساس مى كنیم كه در روایات مى خوانیم: نمازى كه همراه با پذیرش ولایت امام معصوم نباشد، قبول نیست.
* توجّه به نظم را در صف هاى منظّم نماز جماعت و توجّه به شهدا را در تربت كربلا و توجّه به بهداشت محیط را در سفارشاتى كه براى پاكى و نظافت مسجد و مسجدى ها داده شده است، مى بینیم.
* توجّه به خدا را در تمام نماز، توجّه به معاد را در «مالك یوم الدین»، توجّه به انتخاب راه را در «اهدنا الصراط المستقیم»، انتخاب همراهان خوب را در «صراط الّذین انعمت علیهم»، پرهیز از منحرفان و غضب شدگان را در «غیر المغضوب علیهم ولا الضّالّین»، توجّه به نبوّت و اهل بیت پیامبرصلى الله علیه وآله را در تشهّد و توجّه به پاكان و صالحان را در «السلام علینا و على عباد اللّه الصالحین» مى بینیم.
* توجّه به تغذیه ى سالم را آنجا مى بینیم كه در حدیث آمده است: اگر كسى مشروبات الكلى مصرف كند، تا چهل روز نمازش قبول نیست.
* آراستگى ظاهر را آنجا مى بینیم كه سفارش كرده اند از بهترین لباس، عطر و زینت در نماز استفاده كنیم و حتّى زنها وسایل زینتى خود را در نماز همراه داشته باشند.
* توجّه به همسر را آنجا مى بینیم كه در حدیث مى خوانیم: اگر میان زن و شوهرى كدورت باشد و یا یكدیگر را بیازارند و بد زبانى كنند، نماز هیچ كدام پذیرفته نیست.
اینها گوشه اى از آثار و توجّهاتى بود كه در ضمن نماز به آن متذكّر مى شویم. امام خمینى قدس سره فرمود: نماز، یك كارخانه ى انسان سازى است.

130. نماز جمعه(894)

اولین اقدام پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله پس از هجرت به مدینه، اقامه نماز جمعه بود.
نمازى كه دعوت به آن با جمله «یا ایها الّذین آمنوا» شروع شده است.
نمازى كه با جمله «فاسعوا الى ذكر اللّه» مردم به اقامه آن ترغیب شده اند.
نمازى كه فرمان ترك داد و ستد را به همراه دارد.
نمازى كه در روایات، هم وزن حج شمرده شده است. «علیك بالجمعة فانّها حج المساكین»(895)
نمازى كه بعد از خطبه اش دعا مستجاب مى شود.(896)
نمازى كه با تكیه امام جمعه به اسلحه اقامه مى شود.
نمازى كه سبك شمردن و استخفاف آن، نشانه ى نفاق شمرده شده است.
نمازى كه در آن امام جمعه باید مردم را به تقوا سفارش كند.
نمازى كه در آن مردم از مسایل جهان آگاه مى شوند.
نمازى كه باید به جماعت برگزار شود ونمى توان آن را فردى خواند.
نمازى كه سفارش شده تسهیلات لازم براى حضور زندانیان مالى در آن فراهم شود.(897)
نمازى كه سزاوار است سفر به خاطر حضور در آن به تأخیر افتد. حضرت على علیه السلام در نامه اى به حارث همدانى مى فرماید: روز جمعه مسافرت مكن تا در نماز حاضر شوى مگر سفرى كه در راه خدا باشد و یا كارى كه به انجام آن معذورى.(898)
نمازى كه سفارش شده از روز قبل، خود را براى حضور در آن آماده كنید. حضرت على علیه السلام از اینكه روز پنج شنبه دارویى مصرف كنند كه سبب ضعف (و عدم شركت در نماز) در روز جمعه شود، مردم را نهى مى فرمودند(899) و امام باقرعلیه السلام در وصف یاران پیامبراكرم صلى الله علیه وآله فرمودند: آنان از روز پنج شنبه خود را براى نماز جمعه آماده مى كردند.(900)
نمازى كه ثواب شركت در آن براى مسافر، بیش از ثواب افرادى است كه مقیم همان شهرند.(901)
نمازى كه یك شب مانده به انجام آن، به تلاوت آیات آن سفارش شده است. در روایات سفارش شده كه در نماز مغرب شب جمعه، سوره جمعه تلاوت شود كه به نوعى تذكر و یادآورى و آماده شدن براى نماز جمعه است.
پیامبراكرم صلى الله علیه وآله فرمود: هر قدمى كه مؤمن به سوى نماز جمعه بر مى دارد، خداوند هول و هراس روز قیامت را از او كم مى كند.(902)
نماز جمعه كفّاره گناهانى است كه انسان در طول هفته انجام مى دهد، البته مادامى كه گناهان كبیره را رها كند.(903)
كسى كه كارگرى را اجیر كرده او را از رفتن به نماز جمعه باز ندارد كه گناه مى كند.(904)
هركس سه جمعه پى در پى بدون عذر موجّه نماز جمعه را ترك نماید، نام او به عنوان منافق ثبت مى شود. «من ترك الجمعة ثلاثة متتابعة لغیر علّة كتب منافقاً»(905)
و در روایت دیگرى مى خوانیم هركس به غیر از بیمارى و عذر موجه دیگرى سه جمعه در نماز جمعه حضور نیابد، خداوند بر قلب او مُهر مى زند.(906)
هركس نتوانست در نماز جمعه شركت كند، پس مبلغى را صدقه دهد (تا كفّاره ى عدم حضور او در نماز جمعه باشد).(907)
رسول گرامى اسلام صلى الله علیه وآله فرمود: هركس در زمان حیات و یا پس از مرگ من، نماز جمعه را از روى انكار یا استخفاف و سبك شمردن ترك كند، خداوند كارش را جمع نمى كند، در امورش بركت قرار نمى دهد و حج و صدقه او قبول نیست، مگر آن كه توبه كند.(908)

131. نماز و بازدارندگى از منكرات(909)

سؤال: چگونه نماز فرد و جامعه را از فحشا و منكر باز مى دارد؟
پاسخ: 1. ریشه ى تمام منكرات غفلت است و خداوند در آیه 179 سوره ى اعراف، انسان غافل را از حیوان بدتر شمرده است. «اولئك كالانعام بل هم اضلّ اولئك هم الغافلون» و نماز چون یاد خدا و بهترین وسیله ى غفلت زدایى است، پس زمینه ى منكرات را از بین مى برد.
2. اقامه ى نماز و داشتن رنگ الهى، مانع گرفتن رنگ شیطانى است. چنانكه كسى كه لباس سفید بپوشد، حاضر نیست در جاى كثیف و آلوده بنشیند.
3. در كنار نماز، معمولاً توصیه به زكات شده است، كه فرد را از منكر بخل و بى تفاوتى در برابر محرومان و جامعه را از منكر فقر كه زمینه ى رویكرد به منكرات است، رها مى سازد.
4. نماز، داراى احكام و دستوراتى است كه رعایت هر یك از آنها انسان را از بسیارى گناهان باز مى دارد، مثلاً:
* شرط حلال بودن مكان و لباس نمازگزار، انسان را از تجاوز به حقوق دیگران باز مى دارد.
* رعایت شرط پاك بودن آب وضو، مكان، لباس و بدن نمازگزار، انسان را از آلودگى و بى مبالاتى دور مى كند.
* شرط اخلاص، انسان را از منكر شرك، ریا و سُمعه باز مى دارد.
* شرط قبله، انسان را از منكر بى هدفى و به هر سو توجّه كردن باز مى دارد.
* ركوع و سجده، انسان را از منكر تكبّر باز مى دارد.
* توجّه به پوشش مناسب در نماز، انسان را از منكر برهنگى و بى حیایى حفظ مى كند.
* توجّه به عدالت امام جماعت، سبب دورى افراد از فسق و خلاف مى شود.
* نماز جماعت، انسان را از گوشه گیرى نابجا نجات مى دهد.
* احكام و شرایط نماز جماعت، بسیارى از ارزش ها را زنده مى كند از جمله: مردمى بودن، جلو نیافتادن از رهبر، عقب نماندن از جامعه، سكوت در برابر سخن حقّ امام جماعت، نظم و انضباط، ارزش گذارى نسبت به انسان هاى با تقوا، دورى از تفرقه، دورى از گرایش هاى مذموم نژادى، اقلیمى، سیاسى و حضور در صحنه كه ترك هریك از آنها، منكر است.
* لزوم تلاوت سوره حمد در هر نماز، رابطه ى انسان را با آفریننده ى جهان، «ربّ العالمین»، با تشكّر، تعبّد و خضوع در برابر او، «ایّاك نعبد» با توكّل و استمداد از او، «ایّاك نستعین»، با توجّه و یادآورى معاد، «مالك یوم الدین» با رهبران معصوم و اولیاى الهى، «انعمت علیهم»، با برائت از رهبران فاسد، «غیرالمغضوب» و رابطه ى انسان را با دیگر مردم جامعه «نعبد و نستعین» بیان مى كند كه غفلت از هریك از آنها منكر، یا زمینه ساز منكرى بزرگ است.

132. جایگاه روز جمعه در آیات و روایات(910)

رسول گرامى اسلام در معراج مشاهده فرمود كه فرشتگان براى كسانى كه روز جمعه به نماز جمعه حاضر شوند و غسل جمعه كنند، طلب مغفرت مى نمایند و مى گویند: «الّلهم اغفر للذین یحضرون صلاة الجمعة الّلهم اغفر للذین یغتسلون یوم الجمعة»(911)
در اسلام، در میان روزها، روز جمعه از اهمیّت خاصى برخوردار است و روایات در این باره بسیار است كه به برخى از آنها اشاره مى شود:
* پیامبراكرم صلى الله علیه وآله فرمودند: جمعه، سرور روزهاى هفته و داراى بزرگ ترین مرتبه در نزد خداوند متعال است.(912)
* جمعه، روز كمك به محرومان و فقراست. در حدیث مى خوانیم كه پرداخت صدقه و انفاق خود را در روز جمعه پرداخت كنید.(913)
* جمعه، عید مسلمانان است.(914)
* جمعه روز ظهور امام زمان علیه السلام و پایان غیبت آن حضرت است: «یخرج قائمنا یوم الجمعة»(915)
* در روز جمعه درهاى آسمان براى بالا رفتن اعمال بندگان باز مى شود.(916)
* پیامبر مى فرماید: در روز جمعه خداوند كارهاى نیك را چند برابر و كارهاى زشت را محو مى كند، به درجات مؤمنان مى افزاید، دعاها را اجابت مى كند، بلاها را دور و حاجات مؤمنین را برآورده مى سازد.(917)
هركس روز جمعه به زیارت قبر پدر و مادر یا یكى از آنها برود، گناهانش بخشیده و نام او در زمره نیكان نوشته مى شود.(918)
در روز جمعه، غسل جمعه را ترك نكنید كه سنّت پیامبر اسلام است و از بوى خوش بهره گیرید و لباس نیكو در بر كنید.(919)
پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمودند: آیا به شما خبر دهم چه كسى اهل بهشت است؟ كسى كه گرما و سرماى شدید او را از اعمال روز جمعه باز ندارد.(920)
در روز جمعه تا آنجا كه توان دارید، كارهاى خیر انجام دهید. «و لیفعل الخیر ما استطاع»(921)
براى كسى كه در روز جمعه به نظافت پردازد و ناخن و موى سر و صورت خود را كوتاه كند و مسواك زند... و به سوى نماز جمعه برود، هفتاد هزار فرشته او را بدرقه كنند و براى او استغفار و شفاعت نمایند.(922)

عبادى (نكات 133 تا 137)

133. نمازشب(923)

پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمود: بهترین شما كسى است كه كلامش نیكو باشد، گرسنگان را سیر كند و به هنگامى كه مردم در خوابند، نماز شب بخواند.(924)
آن حضرت سه بار به على بن ابیطالب فرمود: بر تو باد به نماز شب. «علیك بصلاة الیل، علیك بصلاة الیل، علیك بصلاة الیل»(925)
امام صادق علیه السلام فرمود: شرافت مؤمن به نماز شب است و در روایتى دیگر فرمود: زینت و افتخار مؤمن به خواندن نماز شب است.(926)
شخصى به حضرت على علیه السلام گفت: من از توفیق خواندن نماز شب محروم شده ام! امام علیه السلام فرمود: «قَیَّدتك ذنوبك» گناهانت تو را بازداشته است.(927)
خداوند به حضرت موسى علیه السلام خطاب كرد: اى موسى، دروغ مى گوید كسى كه خیال مى كند مرا دوست دارد ولى هنگامى كه شب فرا رسد، به جاى گفتگو با من، به خواب مى رود.(928)
پیامبر خداصلى الله علیه وآله فرمود: دو ركعت نماز در دل شب، از دنیا و آنچه در آن است نزد من محبوب تر است.(929)
براساس روایات، نماز شب، سبب بخشش گناهان روز مى شود.(930)
در روایات از نماز شب به عنوان عامل زیاد شدن رزق، اداى دین، رفع همّ و غمّ و جلاى چشم یاد شده است.(931)
همچنین، نماز شب، سبب سلامتى بدن و دریافت رحمت الهى شمرده شده است.(932)
خداوند در قرآن پاداش بعضى از اعمال را بیان فرموده است ولى در مورد نماز شب مى فرماید: هیچ كس نمى داند كه خداوند چه چیزى براى او ذخیره كرده است: «فلا تعلم نفس ما اخفى لهم...»(933)

134. تهجّد و نمازشب(934)

«هَجود»، به معناى خوابیدن است و «تَهجّد»، به معناى برطرف كردن خواب با عبادت مى باشد.
نماز شب از نمازهاى بسیار با فضیلت است و در سوره هاى مزّمل و مدّثر آمده است: «قم الّیل الاّ قلیلاً» در روایات بیش از 30 فضیلت براى نمازشب برشمرده شده است كه به برخى از فضایل آن اشاره مى شود:
* تمام انبیا نمازشب داشتند. نماز شب، رمز سلامتى بدن وروشنایى قبر است. نماز شب، در اخلاق، رزق، برطرف شدن اندوه، اداى دین و نورچشم مؤثّر است.(935)
* نماز شب، گناه روز را محو مى كند و نور قیامت است.(936)
* امام صادق علیه السلام مى فرماید: پاداش نماز شب آن قدر زیاد است كه خداوند مى فرماید: «فلاتعلم نفس ما اُخفى لهم من قُرّة اَعین جزاء بما كانوا یعملون»(937) هیچ كس پاداشى را كه براى آنان در نظر گرفته شده نمى داند.(938)
* امام صادق علیه السلام مى فرماید: شرف مؤمن، نماز شب است و عزّتش، آزار واذیّت نكردن مردم.
* ابوذر كنار كعبه مردم را نصیحت مى كرد كه براى وحشت و تنهایى قبر، در دل شب دو ركعت نماز بخوانید.
* درمانده كسى است كه از نماز شب محروم باشد.
* بهترین شما كسى است كه اطعام كند، سلام را آشكارا بدهد و هنگامى كه مردم در خوابند، نماز بخواند.
سه چیز بر پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله واجب بود و بر دیگران مستحبّ: نماز شب، مسواك و سحرخیزى.(939)
در كلمه ى «مقاماً» عظمت نهفته است (به خاطر تنوین) و در روایات آمده كه «مقام محمود» همان شفاعت است.(940)
حضرت على علیه السلام مى فرماید: گناهان و اعمال و رفتار بد انسان، موجب محرومیّت او از نمازشب مى شود.(941)
خداوند به تمام قطعات زمان سوگند یاد كرده است. مثلاً: «والفجر»(942)، «والصبح»(943)، «والنهار»(944)، «والعصر»؛ اما به سحر سه بار سوگند یاد شده است: «والیل اذا یسر»(945)، «والیل اذا عَسعَس»(946)، «والیل اذ اَدبر»(947) یعنى سوگند به شب هنگام تمام شدنش. و در باره ى استغفار در سحر دو آیه آمده است: «وبالاسحار هم یستغفرون»(948)، «المستغفرین بالاسحار»(949)

135. سیماى زكات(950)

حكم زكات در مكّه نازل شده است؛ امّا به علّت كمى مسلمانان و اندك بودن پول زكات، مردم خودشان مى پرداختند. پس از تشكیل حكومت اسلامى در مدینه، مسأله ى گرفتن زكات از مردم و واریز كردن آن به بیت المال و تمركز آن توسّط حاكم اسلامى مطرح شد. «خذ من اموالهم صدقة»(951)
زكات مخصوص اسلام نیست، بلكه در ادیان پیشین نیز بوده است. حضرت عیسى علیه السلام در گهواره به سخن آمد وگفت: «اوصانى بالصلاةِ والزّكاة»(952) و حضرت موسى علیه السلام خطاب به بنى اسرائیل مى فرماید: «اقیموا الصلاة واتُوا الزّكاة»(953) و درباره ى عموم پیامبران مى خوانیم: «وجعلناهم ائمّةً یهدون بامرنا واوحینا الیهم فعلَ الخیراتِ واقامَ الصلاة وایتاء الزكاة»(954)
در قرآن چهار تعبیر براى زكات بیان شده است:
1. ایتاء مال. « وآتى المال على حبّه ذوى القربى»(955)
2. صدقه. « خذ من اموالهم صدقة»(956)
3. انفاق. «یقیموا الصلاة وینفقوا»(957)
4. زكات. «یقیمون الصلاة ویؤتون الزكاة»(958)
در قرآن، معمولاً زكات همراه با نماز آمده است و طبق روایات، شرط قبولى نماز، پرداخت زكات است. این پیوند رابطه ى با خدا ورابطه ى با مردم را مى رساند.
در قرآن هیچ یك از واجبات دین، این گونه مقارن با نماز نیامده است.
گرفتن زكات بر سادات حرام است، گروهى از بنى هاشم از پیامبر9 تقاضا كردند تا مسئول جمع آورى زكات چهارپایان باشند و بدین وسیله سهمى به عنوان كارگزاران زكات نصیبشان گردد. حضرت فرمودند: زكات بر من و شما حرام است.(959) مگر آنكه دهنده و گیرنده ى زكات هر دو سیّد باشند.
قانون زكات، به معناى تمایل اسلام به وجود قشرِ فقیرِ زكات گیرنده و ثروتمندِ زكات دهنده نیست، بلكه راه حلّى براى یك واقعیّت خارجى جامعه است. اغنیا هم گاهى با پدیده هایى چون سرقت، آتش سوزى، تصادف، جنگ و اسارت مواجه مى شوند و در نظام اسلامى باید بودجه اى براى تأمین اجتماعى باشد.
در روایات آمده است: خداوند در مال اغنیا به مقدار حلّ مشكل نیازمندان حقّى قرار داده است و اگر مى دانست كه برایشان كافى نیست، آن را مى افزود. اگر مردم حقوق فقرا را به آنان مى پرداختند، همه زندگى خوبى داشتند و اگر اغنیا زكات مى دادند، فقیرى در كار نبود.(960)
بر خلاف عقیده ى بعضى در مورد جلوگیرى از افزایش درآمد افراد و محدود ساختن آن، اسلام عقیده دارد كه باید به انسان آزادى نسبى داد تا با تلاش، ابتكار و بهره گیرى از طبیعت رشد كند، ولى مالیات هم بپردازد.
شرط مصرف زكاتِ در راه خدا، «فى سبیل اللَّه» فقر نیست، بلكه در هر جا كه كمك به حاكمیّت خطّ اسلام كند، مى توان خرج كرد.(961)
براى نجات جامعه از شرّ افراد شرور، مى توان از زكات استفاده كرد و این مشمولِ«والمؤلفة قلوبهم» است.(962)
اگر بر گردن كسى، دیه ثابت شد و توان پرداخت نداشت، مشمول «والغارمین» است و مى توان از زكات به او كمك كرد.(963)
شاید تعبیر «وفى الرقاب»، شامل مصرف زكات براى آزادسازى زندانیان یا تأمین مخارج آنان هم بشود.
تقسیم زكات در موارد هشتگانه، لازم نیست یكسان باشد؛ بلكه زیر نظر حاكم اسلامى و به مقدار نیاز و ضرورت تقسیم مى شود.
زكات، عامل تعدیل ثروت است.
زكات، تشكّر عملى از داده هاى الهى است.
زكات، فاصله ى طبقاتى را كاسته، كینه ى میان فقرا و ثروتمندان را مى زداید.
زكات، روح سخاوت و رحمت را در انسان زنده ساخته، از دنیا طلبى و وابستگى مادّى مى كاهد.
زكات، پشتوانه ى تأمین اجتماعى محرومان است. به فقیر مى گوید: نگران نباش، به ورشكسته مى گوید: تلاش مجدّد كن، به مسافر مى گوید: از ماندن در راه نترس، به كارمند مى گوید: سهم تو محفوظ است، به بردگان وعده ى آزادى مى دهد، بازار خدمات الهى را رونق مى بخشد و دل هاى دیگران را به اسلام جذب مى كند.
غفلت از یاد خدا، بهره كشى از مردم، سنگدلى، طغیان و عیّاشى، ثمره ى تكاثر و ثروت اندوزى است و زكات، داروى این بیمارى است.
زكات، علاوه بر محرومیت زدایى، گرایش به اسلام را مى افزاید و یا لااقل موجب ترك همكارى افراد با دشمنان اسلام مى گردد. چنانكه در روایات آمده است كه گاهى افرادى كه ایمان ضعیفى دارند، با كمك هاى مالى و نزدیك شدن به اسلام، ایمانشان استوار مى شود.(964)
زكات كه نمودارى از نظام اسلامى است زمینه ساز عدالت اجتماعى، فقرزدایى، تأمین كارمندان، محبوبیت بین المللى، آزادى بردگان وافراد در بند، به حركت درآوردن نیروها، حفظ آیین وكیان مسلمانان وگسترش خدمات عمومى است.

136. زكات در روایات(965)

از امام صادق علیه السلام پرسیدند: در چه مقدار مال، زكات واجب مى شود؟ حضرت فرمود: زكات ظاهر یا باطن؟ گفتند: هر دو. حضرت ابتدا نصابى را براى زكات ظاهر بیان نموده و آنگاه در بیان زكات باطن فرمودند: «فلا تستأثر على اخیك بما هو احوج الیه منك»(966) آنچه را برادر دینى ات به آن نیازمندتر از توست، او را انتخاب و ترجیح دهى.
* در روایتى دیگر، آن حضرت مى فرماید: «انّما اعطاكم اللَّه هذه الفضول من الأموال لتوجّهوها حیث وجّهها اللَّه تعالى و لم تُعطِّلوها لتكنِزوها»(967) خداوند این مال هاى اضافى را به شما عطا كرد تا در مسیر رضاى او خرج كنید، نه آنكه احتكار و گنج كنید.
* طبق روایات، امام زمان علیه السلام چون ظهور كند، گنج ها را حرام مى كند و همه را به مصرف مبارزات خود مى رساند.
* پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: «اِنّ اللَّه فرض على اغنیاء المسلمین فى اموالهم القدرَ الّذى یَسَعُ فقرائهم... اَلا انّ اللَّه یحاسبهم حساباً شدیداً و یعذّبهم عذابا الیما»(968) خداوند، در مال مسلمانانِ ثروتمند، به مقدارى زكات واجب كرده كه كفاف فقرا را بدهد، آگاه باش! همانا خداوند آنان را اگر به وظیفه ى خود عمل نكنند، حسابرسى شدید مى كند.
* رسول خداصلى الله علیه وآله فرمود: هر مالى كه زكات آن پرداخت نشود كنز است، گرچه پنهان نباشد، یا غیرطلا و نقره باشد.(969)

137. اهمیت زكات(970)

* زكات، یكى از پنج چیزى است كه بناى اسلام بر آن استوار است.
* در قرآن 32بار كلمه «زكات» و 32بار واژه «بَرَك» آمده، گویا زكات مساوى با بركت است.
* پیامبراكرم صلى الله علیه وآله افرادى را كه زكات نمى دادند، از مسجد بیرون كرد.
* حضرت مهدى علیه السلام در انقلاب بزرگ خود، با تاركین زكات مى جنگد.
* كسى كه زكات ندهد، هنگام مرگش به او گفته مى شود: یهودى بمیر یا مسیحى.
* تارك زكات در لحظه ى مرگ از خداوند مى خواهد كه او را به دنیا باز گرداند تا كار نیك انجام دهد؛ امّا مهلت او پایان یافته است.
* امام صادق علیه السلام فرمود: اگر مردم زكات بدهند، هیچ فقیرى در زمین باقى نمى ماند.