400 نکته از تفسیر نور

نویسنده : عباس بابائیان

معاد (نكات 119 تا 123)

119. شفاعت كنندگان در قیامت(830)

در قرآن و روایات مى خوانیم كه خداوند در قیامت به افرادى اجازه مى دهد تا براى دیگران شفاعت كنند:
1. در روایتى از پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله مى خوانیم: «انا اوّل شافع»(831) اوّلین كسى كه شفاعت (امّت خود را) مى كند، من هستم.
2. انبیا. در روایات آمده است كه انبیا در قیامت شفاعت مى كنند: «یشفع الانبیاء»(832)
3. شهدا. در قیامت هر شهید هفتاد نفر از خانواده خود را شفاعت مى كند: «یشفع الشهید فى سبعین من اهل بیته»(833)
4. فرشتگان. در روز قیامت، به فرشتگان و شهدا اجازه داده مى شود تا (از كسانى كه مى خواهند) شفاعت كنند: «یؤذن للملائكة والشهداء ان یشفعوا»(834)
5. امامان معصوم و شیعیان واقعى. در روایتى از امام معصوم علیه السلام مى خوانیم: در قیامت، شفاعت براى ما و شیعیان ما خواهد بود.«لنا شفاعة و لاهل مودّتنا شفاعة»(835)
6. قرآن. امیرالمؤمنین على علیه السلام مى فرماید: روز قیامت، قرآن از شفاعت كنندگان است: «واعلموا انّه شافع مشفّع»(836)
7. عبادات. عبادات بندگان، از اسباب شفاعت در قیامت خواهد بود: «الصیام والقرآن شفیعان للعبد یوم القیامة»(837)

120. شرایط شفاعت شوندگان

قرآن و روایات، كسانى را مشمول شفاعت معرفى مى كنند كه داراى شرایط زیر باشند:
الف) اهل ایمان و نماز و انفاق در راه خدا باشند عمر را به هدر نداده باشند. «فما تنفعهم شفاعة الشافعین»(838)
ب) خداوند به شفاعت آنان اذن داده باشد. «من ذا الذى یشفع عنده الاّ باذنه»(839)
ج) با ایمان از دنیا برود.
د) رابطه اى میان شفیع و شفاعت شونده وجود داشته باشد. كسى كه با شافعان ارتباطى مكتبى نداشته باشد مشمول شفاعت قرار نمى گیرد.

121. نعمت هاى بهشتى(840)

میان نعمت هاى بهشتى با نعمت هاى دنیا تفاوت هاى بسیارى وجود دارد، كه به برخى از آن ویژگى ها اشاره مى كنیم:
بسیار زیادند: «فاكهة كثیرة»(841)
موسمى و فصلى نیستند: «لا مقطوعة»(842)
در بهره گیرى از آنها هیچ منعى وجود ندارد. «و لا ممنوعة»(843)
بهشتیان در استفاده از آنها حس انتخاب دارند. «مما یتخیرون»(844)
براى هر نوع اشتهایى، نعمتى موجود است: «ممّا یشتهون»(845)
استفاده از آنها آفات و عوارضى به دنبال ندارد: «لا یُصدّعون»(846)
بهره گیرى از آنها بدون زحمت است. «و ذلّلت قطوفها تذلیلاً»(847)
هرچه بخواهید، خادمان برایتان فراهم مى كنند: «و یطوف علیهم»
خادمان بهشتى هم زیبا هستند: «لؤلؤاً منثوراً»، هم پیر نمى شوند: «مخلّدون»
كامیابى در كمال آرامش است: «على الارائك متّكئون»(848)
در بهشت آنچه هست دوستى است و حسادت و رقابت در آنجا راهى ندارد. «نزعنا ما فى صدورهم من غلّ»(849)
نعمت ها با رضا و سلام پروردگار همراه است: «و رضوانٌ من اللّه اكبر»(850)، «سلام قولاً من ربّ رحیم»(851)
ذریّه مؤمن به آنها مى پیوندند و كامیاب مى شوند: «الحقنا بهم ذریتهم»(852)
با اولیاى الهى همسایه مى شوند: «و هم جیرانى»
نعمت هاى بهشتى متنوع اند: «وانهار من لبن... و انهار من عسل...»(853)
نهرهاى بهشتى گوناگون و متنوع اند:
الف) نهرهایى از آب. «انهار من ماء»
ب) نهرهایى از شیر. «انهار من لبن»
ج) نهرهایى از نوشیدنى لذت بخش بهشتى. «و انهار من خمر»
د) نهرهایى از عسل. «و انهار من عسل»(854)

122. ارتباط فرشتگان با انسان در قیامت(855)

آنچه از آیات الهى بدست مى آید این است كه فرشتگان، در همه احوال در دنیا و آخرت (برزخ و قیامت) با انسان ارتباط دارند، گاهى بر او درود و صلوات مى فرستند، «یصلى علیكم و ملائكته»(856) گاهى براى او استغفار و طلب بخشش مى كنند، «و یستغفرون للذین آمنوا»(857) و زمانى هم براى او دست به دعا برمى دارند، «ربّنا وادخلهم جنّات عدن»(858) در هنگام مرگ و شروع عالم برزخ نیز با شعار و تلقین «الاتخافوا و لاتحزنوا»(859) و با جمله «سلام علیكم» جان آنها را مى گیرند. «الّذین تتوفّاهم الملائكة طیّبین یقولون سلام علیكم»(860) و در آخرت نیز از هر سو بر آنان سلام مى كنند.

123. مقایسه بهشتیان و دوزخیان(861)

در اینجا با توجّه به آیات متعدّد، میان جایگاه اصحاب یمین در بهشت و اصحاب شمال در جهنّم مقایسه اى مى كنیم:
براى اصحاب یمین: براى اصحاب شمال:
سایه اى ممتد و دائم. «فى ظلّ ممدود»
سایه اى از دود سیاه. «ظلّ من یحموم»
میوه هایى مجاز و مدام. «لامقطوعة و لا كریم»
نه خنك و نه سودمند. «لا بارد و لا ممنوعة»
نوشیدنى هایى پاكیزه. «شراباً طهورا»(862)
آبى همچون فلز گداخته. «بماء كالمهل»(863)
رودهایى از آب. «انهار من ماء»(864)
در آرزوى آب. «افیضوا علینا من الماء...»(865)
رودهایى از شیر. «انهار من لبن»(866)
آبى سوزان و زهرآلود. «حمیم و غساق»(867)
رودهایى از شراب. «انهار من خمر»(868)
آبى پست. «من غِسلین»(869)
رودهایى از عسل. «انهار من عسل مصّفى»(870)
آبى چرك و خون آلود. «ماء صدید»(871)
دو بهشت و باغ بزرگ. «جنّتان»(872)
مكانى تنگ. «مكاناً ضیّقا»(873)
برخوردهایى با سلام و سلامتى. «الا قیلاً سلاماً سلاما»(874)
لعنت و نفرین به یكدیگر. «كلّما دخلت امةّ لعنت اختها»(875)
ورودى با احترام. «طبتم فادخلوها»(876)
ورودى با قهر و نفرت. «خذوه فغلّوه»(877)
برخوردارى از رحمت و درود الهى. «سلام توهین و بایكوت. و لا تكلّمون»(879)
«قال اخسئوا فیهاقولاً من ربّ رحیم»(878)
پذیرایى كنندگانى بى نظیر. «یطوف علیهم ولدان مخلّدون»(880)
گردش در میان آتش و آب سوزان. «یطوفون بینها و بین حمیم آن»(881)

معاد (نكات 124 تا 127)

124. آفات نعمت هاى دنیوى(882)

نعمت هاى دنیوى آفاتى دارد، مثلاً:
گیاهش تیغ دارد، ولى گیاه بهشت تیغ ندارد. «مخضود»
سایه اش موقّت است، ولى در بهشت سایه درخت ها دائمى است. «ظل ممدود»
میوه هاى دنیا یا نایاب است یا موسمى، ولى در قیامت میوه ها زیاد و دائمى و در دسترس همه و بدون ضرر و زیان است. «كثیرة، لا مقطوعة و لا ممنوعة»
همسران در دنیا، گاهى متناسب نیستند، ولى در بهشت از هر جهت متناسبند، «أترابا» گاهى عاشق همسرشان نیستند، ولى در بهشت همه عاشقند، «عُرباً» گاهى بیوه هستند، ولى در بهشت همه باكره اند، «أبكارا» در یك كلام، همسران در قیامت، آفرینش جدیدى دارند. «انشأناهن انشاءً»

125. دریافت سلام در بهشت(883)

بهشتیان از چند سوى، درود و سلام دریافت مى كنند:
الف) از جانب اصحاب یمین (دوستان بهشتى). «وامّا ان كان من اصحاب الیمین فسلام لك من اصحاب الیمین» اگر از اصحاب یمین باشد (به او مى گویند:) از طرف دوستان، بر تو سلام.
ب) از جانب اعرافیان. «و على الاعراف رجال یعرفون كلاّ بسیماهم فنادوا اصحاب الجنة ان سلام علیكم»(884) بر اعراف مردانى هستند كه همه را به چهره مى شناسند و بهشتیان را ندا مى دهند كه سلام بر شما.
ج) از جانب فرشتگان. «و الملائكة یدخلون علیهم من كلّ باب سلام علیكم بما صبرتم»(885) فرشتگان از هر سو بر آنان وارد مى شوند و به خاطر صبر و مقاوتشان بر آنان سلام مى كنند.
د) از طرف خداوند. «سلام قولاً من ربّ رحیم»(886) از جانب خداوند رحیم، سلام بر آنان باد.

126. پذیرایى و پذیرایى كنندگان بهشت(887)

مسئولین پذیرایى و شیوه پذیرایى بهشتیان، خصوصیاتى دارد:
الف: هر لحظه در دسترس مى باشند. «یطوف»
ب: نوجوانانى با قیافه اى زیبا و دلپذیرند. «ولدان»
ج: دلپذیرى آنان موسمى و لحظه اى نیست. «مخلّدون»
د: انواع وسایل پذیرایى را در دست دارند. «اكواب، اباریق، كاس»
ه: پذیرایى ابتدا با مایعات و نوشیدنى هاست. «كأس من معین»
و: آنچه عرضه مى شود، آفاتى ندارد. «لا یصدّعون... لا ینزفون»
ز: مواد پذیرایى، متعدّد و متنوّع و به انتخاب مهمان است. «فاكهة مما یتخیّرون»
ح: اولویّت با نوشیدنى، سپس میوه و آنگاه غذاى گرم و مطبوع است. «معین، فاكهة، لحم»

127. مزایاى نعمت هاى بهشتى(888)

نعمت هاى بهشتى اقسام مزایا را دارا هستند:
1. همه ى سلیقه ها و چشم ها را اشباع مى كند. «تشتهیه الانفس و تلذّ الاعین»
2. تنوّع دارند. «صحاف - اكواب»
3. زیبا هستند. «ذهب»
4. مطابق میل هستند. «تشتهیه الانفس»
5. چشم از دیدن آن خسته نمى شود «تلذّ الاعین»
از اینكه قرآن فرمان مى دهد شما و همسرانتان وارد بهشت شوید، معلوم مى شود كه مراد همسران دنیوى است، زیرا حورالعین بیرون از بهشت نیستند تا وارد آن شوند.(889)

عبادى (نكات 128 تا 132)

128. سیمایى از نماز(890)

به مناسبت سفارش به نماز و امر به معروف در این آیه، اكنون به توضیح مختصرى پیرامون این دو فریضه مى پردازیم:
* نماز، ساده ترین، عمیق ترین و زیباترین رابطه ى انسان با خداوند است كه در تمام ادیان آسمانى بوده است.
* نماز، تنها عبادتى است كه سفارش شده قبل از آن، خوش صداترین افراد بر بالاى بلندى رفته و با صداى بلند، شعارِ «حىّ على الصلاة، حىّ على الفلاح، حىّ على خیرالعمل» را سر دهند، با اذانِ خود سكوت را بشكنند و یك دوره اندیشه هاى ناب اسلامى را اعلام و غافلان را بیدار كنند.
* نماز به قدرى مهم است كه حضرت ابراهیم علیه السلام هدف خود را از اِسكان زن و فرزندش در صحراى بى آب و گیاه مكّه، اقامه ى نماز معرّفى مى كند، نه انجام مراسم حج.
* امام حسین علیه السلام ظهر عاشورا براى اقامه ى دو ركعت نماز، سینه ى خود را سپر تیرهاى دشمن قرار داد.
* قرآن، به حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام دستور مى دهد كه مسجد الحرام را براى نمازگزاران آماده و تطهیر نمایند. آرى، نماز به قدرى مهم است كه زكریّا و مریم و ابراهیم و اسماعیل علیهم السلام خادم مسجد و محل برپایى نماز بوده اند.
* نماز، كلید قبولى تمام اعمال است و امیرالمؤمنین علیه السلام به استاندارش مى فرماید: بهترین وقت خود را براى نماز قرار بده و آگاه باش كه تمام كارهاى تو در پرتو نمازت قبول مى شود.(891)
* نماز، یاد خداست و یاد خدا، تنها آرام بخش دلهاست.
* نماز، در بیشتر سوره هاى قرآن، از بزرگ ترین سوره (بقره) تا كوچك ترین آن (كوثر) مطرح است.
* نماز، از هنگام تولّد در زایشگاه كه در گوش نوزاد اذان و اقامه مى گویند تا پس از مرگ كه در گورستان بر مرده نماز مى خوانند، جلوه مى كند.
* هم براى حوادث زمینى مانند زلزله و بادهاى ترس آور آمده و هم براى حوادث آسمانى مانند خسوف و كسوف، نماز آیات واجب گشته و حتّى براى طلب باران، نماز باران آمده است.
* نماز، انسان را از انجام بسیارى منكرات و زشتى ها باز مى دارد.(892)

129. نماز، جامع تمام كمالات(893)

در نماز، تمام كمالات به چشم مى خورد كه ما چند نمونه از آن را بیان مى كنیم:
* نظافت و بهداشت را در مسواك زدن، وضو، غسل و پاك بودن بدن و لباس مى بینیم.
* جرأت، جسارت و فریاد زدن را از اذان مى آموزیم.
* حضور در صحنه را از اجتماع در مساجد یاد مى گیریم.
* توجّه به عدالت را در انتخاب امام جماعت عادل مى یابیم.
* توجّه به ارزشها و كمالات را از كسانى كه در صف اوّل مى ایستند، به دست مى آوریم.
* جهت گیرى مستقل را در قبله احساس مى كنیم. آرى، یهودیان به سویى و مسیحیان به سوى دیگر مراسم عبادى خود را انجام مى دهند و مسلمانان باید مستقل باشند و لذا به فرمان قرآن، كعبه، قبله ى مستقل مسلمانان مى شود، تا استقلال در جهت گیرى آنان حفظ شود.
* مراعات حقوق دیگران را در این مى بینیم كه حتّى یك نخ غصبى، نباید در لباس نمازگزار باشد.
* توجّه به سیاست را آنجا احساس مى كنیم كه در روایات مى خوانیم: نمازى كه همراه با پذیرش ولایت امام معصوم نباشد، قبول نیست.
* توجّه به نظم را در صف هاى منظّم نماز جماعت و توجّه به شهدا را در تربت كربلا و توجّه به بهداشت محیط را در سفارشاتى كه براى پاكى و نظافت مسجد و مسجدى ها داده شده است، مى بینیم.
* توجّه به خدا را در تمام نماز، توجّه به معاد را در «مالك یوم الدین»، توجّه به انتخاب راه را در «اهدنا الصراط المستقیم»، انتخاب همراهان خوب را در «صراط الّذین انعمت علیهم»، پرهیز از منحرفان و غضب شدگان را در «غیر المغضوب علیهم ولا الضّالّین»، توجّه به نبوّت و اهل بیت پیامبرصلى الله علیه وآله را در تشهّد و توجّه به پاكان و صالحان را در «السلام علینا و على عباد اللّه الصالحین» مى بینیم.
* توجّه به تغذیه ى سالم را آنجا مى بینیم كه در حدیث آمده است: اگر كسى مشروبات الكلى مصرف كند، تا چهل روز نمازش قبول نیست.
* آراستگى ظاهر را آنجا مى بینیم كه سفارش كرده اند از بهترین لباس، عطر و زینت در نماز استفاده كنیم و حتّى زنها وسایل زینتى خود را در نماز همراه داشته باشند.
* توجّه به همسر را آنجا مى بینیم كه در حدیث مى خوانیم: اگر میان زن و شوهرى كدورت باشد و یا یكدیگر را بیازارند و بد زبانى كنند، نماز هیچ كدام پذیرفته نیست.
اینها گوشه اى از آثار و توجّهاتى بود كه در ضمن نماز به آن متذكّر مى شویم. امام خمینى قدس سره فرمود: نماز، یك كارخانه ى انسان سازى است.

130. نماز جمعه(894)

اولین اقدام پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله پس از هجرت به مدینه، اقامه نماز جمعه بود.
نمازى كه دعوت به آن با جمله «یا ایها الّذین آمنوا» شروع شده است.
نمازى كه با جمله «فاسعوا الى ذكر اللّه» مردم به اقامه آن ترغیب شده اند.
نمازى كه فرمان ترك داد و ستد را به همراه دارد.
نمازى كه در روایات، هم وزن حج شمرده شده است. «علیك بالجمعة فانّها حج المساكین»(895)
نمازى كه بعد از خطبه اش دعا مستجاب مى شود.(896)
نمازى كه با تكیه امام جمعه به اسلحه اقامه مى شود.
نمازى كه سبك شمردن و استخفاف آن، نشانه ى نفاق شمرده شده است.
نمازى كه در آن امام جمعه باید مردم را به تقوا سفارش كند.
نمازى كه در آن مردم از مسایل جهان آگاه مى شوند.
نمازى كه باید به جماعت برگزار شود ونمى توان آن را فردى خواند.
نمازى كه سفارش شده تسهیلات لازم براى حضور زندانیان مالى در آن فراهم شود.(897)
نمازى كه سزاوار است سفر به خاطر حضور در آن به تأخیر افتد. حضرت على علیه السلام در نامه اى به حارث همدانى مى فرماید: روز جمعه مسافرت مكن تا در نماز حاضر شوى مگر سفرى كه در راه خدا باشد و یا كارى كه به انجام آن معذورى.(898)
نمازى كه سفارش شده از روز قبل، خود را براى حضور در آن آماده كنید. حضرت على علیه السلام از اینكه روز پنج شنبه دارویى مصرف كنند كه سبب ضعف (و عدم شركت در نماز) در روز جمعه شود، مردم را نهى مى فرمودند(899) و امام باقرعلیه السلام در وصف یاران پیامبراكرم صلى الله علیه وآله فرمودند: آنان از روز پنج شنبه خود را براى نماز جمعه آماده مى كردند.(900)
نمازى كه ثواب شركت در آن براى مسافر، بیش از ثواب افرادى است كه مقیم همان شهرند.(901)
نمازى كه یك شب مانده به انجام آن، به تلاوت آیات آن سفارش شده است. در روایات سفارش شده كه در نماز مغرب شب جمعه، سوره جمعه تلاوت شود كه به نوعى تذكر و یادآورى و آماده شدن براى نماز جمعه است.
پیامبراكرم صلى الله علیه وآله فرمود: هر قدمى كه مؤمن به سوى نماز جمعه بر مى دارد، خداوند هول و هراس روز قیامت را از او كم مى كند.(902)
نماز جمعه كفّاره گناهانى است كه انسان در طول هفته انجام مى دهد، البته مادامى كه گناهان كبیره را رها كند.(903)
كسى كه كارگرى را اجیر كرده او را از رفتن به نماز جمعه باز ندارد كه گناه مى كند.(904)
هركس سه جمعه پى در پى بدون عذر موجّه نماز جمعه را ترك نماید، نام او به عنوان منافق ثبت مى شود. «من ترك الجمعة ثلاثة متتابعة لغیر علّة كتب منافقاً»(905)
و در روایت دیگرى مى خوانیم هركس به غیر از بیمارى و عذر موجه دیگرى سه جمعه در نماز جمعه حضور نیابد، خداوند بر قلب او مُهر مى زند.(906)
هركس نتوانست در نماز جمعه شركت كند، پس مبلغى را صدقه دهد (تا كفّاره ى عدم حضور او در نماز جمعه باشد).(907)
رسول گرامى اسلام صلى الله علیه وآله فرمود: هركس در زمان حیات و یا پس از مرگ من، نماز جمعه را از روى انكار یا استخفاف و سبك شمردن ترك كند، خداوند كارش را جمع نمى كند، در امورش بركت قرار نمى دهد و حج و صدقه او قبول نیست، مگر آن كه توبه كند.(908)

131. نماز و بازدارندگى از منكرات(909)

سؤال: چگونه نماز فرد و جامعه را از فحشا و منكر باز مى دارد؟
پاسخ: 1. ریشه ى تمام منكرات غفلت است و خداوند در آیه 179 سوره ى اعراف، انسان غافل را از حیوان بدتر شمرده است. «اولئك كالانعام بل هم اضلّ اولئك هم الغافلون» و نماز چون یاد خدا و بهترین وسیله ى غفلت زدایى است، پس زمینه ى منكرات را از بین مى برد.
2. اقامه ى نماز و داشتن رنگ الهى، مانع گرفتن رنگ شیطانى است. چنانكه كسى كه لباس سفید بپوشد، حاضر نیست در جاى كثیف و آلوده بنشیند.
3. در كنار نماز، معمولاً توصیه به زكات شده است، كه فرد را از منكر بخل و بى تفاوتى در برابر محرومان و جامعه را از منكر فقر كه زمینه ى رویكرد به منكرات است، رها مى سازد.
4. نماز، داراى احكام و دستوراتى است كه رعایت هر یك از آنها انسان را از بسیارى گناهان باز مى دارد، مثلاً:
* شرط حلال بودن مكان و لباس نمازگزار، انسان را از تجاوز به حقوق دیگران باز مى دارد.
* رعایت شرط پاك بودن آب وضو، مكان، لباس و بدن نمازگزار، انسان را از آلودگى و بى مبالاتى دور مى كند.
* شرط اخلاص، انسان را از منكر شرك، ریا و سُمعه باز مى دارد.
* شرط قبله، انسان را از منكر بى هدفى و به هر سو توجّه كردن باز مى دارد.
* ركوع و سجده، انسان را از منكر تكبّر باز مى دارد.
* توجّه به پوشش مناسب در نماز، انسان را از منكر برهنگى و بى حیایى حفظ مى كند.
* توجّه به عدالت امام جماعت، سبب دورى افراد از فسق و خلاف مى شود.
* نماز جماعت، انسان را از گوشه گیرى نابجا نجات مى دهد.
* احكام و شرایط نماز جماعت، بسیارى از ارزش ها را زنده مى كند از جمله: مردمى بودن، جلو نیافتادن از رهبر، عقب نماندن از جامعه، سكوت در برابر سخن حقّ امام جماعت، نظم و انضباط، ارزش گذارى نسبت به انسان هاى با تقوا، دورى از تفرقه، دورى از گرایش هاى مذموم نژادى، اقلیمى، سیاسى و حضور در صحنه كه ترك هریك از آنها، منكر است.
* لزوم تلاوت سوره حمد در هر نماز، رابطه ى انسان را با آفریننده ى جهان، «ربّ العالمین»، با تشكّر، تعبّد و خضوع در برابر او، «ایّاك نعبد» با توكّل و استمداد از او، «ایّاك نستعین»، با توجّه و یادآورى معاد، «مالك یوم الدین» با رهبران معصوم و اولیاى الهى، «انعمت علیهم»، با برائت از رهبران فاسد، «غیرالمغضوب» و رابطه ى انسان را با دیگر مردم جامعه «نعبد و نستعین» بیان مى كند كه غفلت از هریك از آنها منكر، یا زمینه ساز منكرى بزرگ است.

132. جایگاه روز جمعه در آیات و روایات(910)

رسول گرامى اسلام در معراج مشاهده فرمود كه فرشتگان براى كسانى كه روز جمعه به نماز جمعه حاضر شوند و غسل جمعه كنند، طلب مغفرت مى نمایند و مى گویند: «الّلهم اغفر للذین یحضرون صلاة الجمعة الّلهم اغفر للذین یغتسلون یوم الجمعة»(911)
در اسلام، در میان روزها، روز جمعه از اهمیّت خاصى برخوردار است و روایات در این باره بسیار است كه به برخى از آنها اشاره مى شود:
* پیامبراكرم صلى الله علیه وآله فرمودند: جمعه، سرور روزهاى هفته و داراى بزرگ ترین مرتبه در نزد خداوند متعال است.(912)
* جمعه، روز كمك به محرومان و فقراست. در حدیث مى خوانیم كه پرداخت صدقه و انفاق خود را در روز جمعه پرداخت كنید.(913)
* جمعه، عید مسلمانان است.(914)
* جمعه روز ظهور امام زمان علیه السلام و پایان غیبت آن حضرت است: «یخرج قائمنا یوم الجمعة»(915)
* در روز جمعه درهاى آسمان براى بالا رفتن اعمال بندگان باز مى شود.(916)
* پیامبر مى فرماید: در روز جمعه خداوند كارهاى نیك را چند برابر و كارهاى زشت را محو مى كند، به درجات مؤمنان مى افزاید، دعاها را اجابت مى كند، بلاها را دور و حاجات مؤمنین را برآورده مى سازد.(917)
هركس روز جمعه به زیارت قبر پدر و مادر یا یكى از آنها برود، گناهانش بخشیده و نام او در زمره نیكان نوشته مى شود.(918)
در روز جمعه، غسل جمعه را ترك نكنید كه سنّت پیامبر اسلام است و از بوى خوش بهره گیرید و لباس نیكو در بر كنید.(919)
پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمودند: آیا به شما خبر دهم چه كسى اهل بهشت است؟ كسى كه گرما و سرماى شدید او را از اعمال روز جمعه باز ندارد.(920)
در روز جمعه تا آنجا كه توان دارید، كارهاى خیر انجام دهید. «و لیفعل الخیر ما استطاع»(921)
براى كسى كه در روز جمعه به نظافت پردازد و ناخن و موى سر و صورت خود را كوتاه كند و مسواك زند... و به سوى نماز جمعه برود، هفتاد هزار فرشته او را بدرقه كنند و براى او استغفار و شفاعت نمایند.(922)