400 نکته از تفسیر نور

نویسنده : عباس بابائیان

معاد (نكات 89 تا 93)

89. بروز و ظهور مردم در قیامت(635)

بروز و ظهور مردم در قیامت و حضور آنان در پیشگاه الهى به صورتى كه هیچ نقطه ى ابهامى براى قضاوت عادلانه باقى نگذارد، به خاطر امورى است:
الف) هموار شدن زمین و حذف كوه ها. «قاعاً صَفصفا»(636)
ب) خروج همه از قبرها. «و اذ القبور بعثرت»(637)، «و أخرجت الارض اثقالها»(638)
ج) گشوده شدن نامه ى اعمال. «و اذا الصّحف نُشرت»(639)
د) تجسم اعمال. «ینظر المرء ما قَدّمت یداه»(640)
ه) كشف مسایل مخفى. «بدالهم ما كانوا یخفون من قبل»(641)
و) گواهى اعضاى بدن. «تشهد أرجلهم»(642)

90. آرزوهاى دوزخیان(643)

در قیامت، دوزخیان آرزوهاى متعددى دارند، از جمله:
«هل الى مردّ من سبیل»(644) آیا راهى براى بازگشت هست؟
«لو انّ لى كرّةً فاكون من المحسنین»(645) اى كاش عمرى دیگر بود تا از نیكوكاران مى شدم.
«ربّنا اخرجنا منها فان عدنا فانا ظالمون»(646) پروردگارا! ما را از اینجا خارج كن، اگر دوباره بازگشتیم ستمكاریم.
«ربّ ارجعون لعلّى اعمل صالحاً»(647) پروردگارا! مرا بازگردان تا عمل نیك انجام دهم.
«فارجعنا نعمل صالحا»(648) ما را بازگردان تا كار نیك انجام دهیم.

91. عذاب اقوام گذشته(649)

در این چند آیه به سرنوشت شوم امّت هاى شش نفر از انبیاى قبل از اسلام اشاره شده است تا هم كفّار زمان پیامبر اسلام عبرت بگیرند و هم پیامبر و مؤمنان بدانند كه تكذیب انبیا سابقه دیرینه دارد و چیز جدیدى نیست.
قوم نوح در آب غرق شدند، «فاخذهم الطوفان»(650) خداوند آنان را با طوفانى موج ساز در دریا گرفتار كرد.
قوم عاد كه حضرت هود را تكذیب كردند به وسیله ى تند بادى سخت از پاى درآمدند، «فاهلكوا بریح صَرصر عاتیه»(651) با بادى پر صدا، سرد و طغیانگر هلاك شدند.
قوم فرعون در امواج نیل هلاك شدند، «اغرقنا آل فرعون»(652) ما آل فرعون را غرق كردیم.
قوم ثمود كه حضرت صالح را تكذیب كردند با صیحه اى آسمانى نابود شدند، «انا ارسلنا علیهم صیحة واحدة فكانوا كهشیم المحتظر»(653) با صیحه اى آنگونه نابودشان كردیم كه به صورتى كه مانند خار و خاشاك خرد شده در آغل چارپایان است در آمدند.
قوم لوط با زلزله و سنگ هاى آسمانى، «انا ارسلنا علیهم حاصبا»(654) ما با فرستادن سنگ هلاكشان كردیم.
اصحاب ایكه كه حضرت شعیب را تكذیب كردند با صاعقه به هلاكت رسیدند. «فانتقمنا منهم»(655) ما از آنان انتقام گرفتیم.

92. خداوند از چه كسانى رضایت دارد؟(656)

قرآن در چند مورد عبارت «رضى اللّه عنهم و رضوا عنه» را به كار برده است:
در مورد راستگویان راست كردار: «یوم ینفع الصادقین صدقهم... رضى اللّه...»(657)
در مورد پیشگامان و پیشتازان: «والسابقون الاولون... رضى اللّه...»(658)
در مورد مؤمنین واقعى: «كتب فى قلوبهم الایمان... رضى اللّه...»
كسانى كه با پیامبر بیعت نمودند: «لقد رضى الله عن المؤمنین اذ یبایعونك تحت الشجرة...»(659)
كسانى كه ایمان آورده و عمل صالح انجام مى دهند: «الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خیر البیریّة... رضى الله عنهم و رضوا عنه»(660)

93. سیماى نیكوكاران و مجرمان در قرآن(661)

قرآن كریم در آیات متعدّدى به توصیف سیماى نیكوكاران و مجرمان در قیامت پرداخته است. درباره نیكوكاران مى فرماید:
نیكوكاران:
1. «وجوهٌ یومئذٍ مسفرّة ضاحكةٌ مستبشرة»(662) در آن روز صورت هایى درخشان و خندان و شادمانند.
2. «وجوهٌ یومئذٍ ناعمة»(663) صورت هایى در آن روز، شاداب و باطراوتند.
3. «تعرف فى وجوههم نضرة النعیم»(664) در چهره هاى آنان خرّمى و طراوت را درك مى كنى.
اما در باره منحرفان و مجرمان مى فرماید:
1. «و وجوهٌ یومئذٍ علیها غبرة ترهقها قترة»(665) بر صورت هایى در آن روز غبار و كدورت است، و سیاهى و تاریكى آن را فرا گرفته است.
2. «وجوهٌ یومئذٍ خاشعة»(666) چهره هایى در آن روز ذلیل و فرو افتاده اند.
3. «تلفح وجوههم النار و هم فیها كالحون»(667) شعله هاى آتش سخت به صورتهایشان مى وزد و چهره آنان عبوس و شكسته و دندانهایشان به واسطه سوختن لب ها نمایان است.
4. «و نحشرهم یوم القیامة على وجوههم عمیاً و بكماً و صمّاً»(668) آنان را در قیامت كور و كر و لال و بر صورتهایشان محشور مى كنیم.
5. «وجوهٌ یومئذٍ باسرة»(669) صورتهایى در آن روز به شدت عبوس و درهم كشیده اند.
6. «یوم یسحبون فى النار على وجوههم»(670) روزى كه در میان آتش به رو كشیده شوند.

معاد (نكات 94 تا 98)

94. مجرمان در قیامت(671)

مجرم در قیامت سه آرزو مى كند:
الف) با خاك یكسان شود. «لو تُسوّى بهم الارض»(672)
ب) از اعمالش دور شود. «امداً بعیداً»(673)
ج) با فدیه دادن رها شود. «یوم یودّ المجرم لو یفتدى...»
مجرم براى فدیه دادن و نجات یافتن، فرد یا گروهى را انتخاب نمى كند، بلكه مى گوید: همه را بگیرید و مرا آزاد كنید؛ فرزند، همسر، برادر، فامیل و همه مردم زمین. (كلمات با حرف واو عطف شده نه با حرف «اَوْ»)
در آن روز، عاطفه فرزندى، غیرت همسرى، محبّت برادرى و حمایت فامیلى و آشنایى مردمى همه فدا مى شود، ولى چه سود؟!
بر اساس آیات 12 تا 18 سوره معارج، عوامل دوزخى شدن چهار چیز است: فرد در ظاهر به حق پشت مى كند: «ادبر» در قلب تنفّر دارد و روى بر مى تابد: «تولّى » ثروت اندوزى مى كند: «جمع» و به دیگران نمى دهد. «فاوعى »

95. سیمایى از تخاصم مجرمان(674)

در قیامت، هركس دنبال شریك جرم مى گردد كه گناهش را به دوش او بیندازد:
بعضى گویند: جامعه ما را منحرف كرد. «لولا انتم لكنّا مؤمنین»(675)
بعضى گویند: دوست بد ما را منحرف كرد. «لقد اضلّنى عن الذكر»(676)
بعضى گویند: شریك، ما را منحرف كرد. «الاخلاّء یومئذ بعضهم لبعض عدوّ»(677)
بعضى گویند: بزرگان فاسد ما را منحرف كرده اند. «اطعنا سادتنا و كبرائنا فاضلّونا»(678)
بعضى گویند: شیطان ما را منحرف كرد. «فلا تلومونى و لوموا انفسكم»(679)
گروهى از شیعیان نزد اهل بیت علیهم السلام شكایت كردند كه گروهى ما را رافضى مى خوانند و از مشركان و كفّار بدتر مى دانند. امام علیه السلام سوگند یاد كردند كه شما مشمول شفاعت ما مى شوید و آنان در دوزخ سراغ شما را خواهند گرفت، سپس این آیه را تلاوت كردند: «و قالوا مالنا لا نرى رجالا كنّا نعدّهم من الاشرار».(680)

96. ناكامى مجرمان(681)

آنچه مجرمان در دنیا كسب كرده اند، در قیامت به كارشان نیاید:
1. هرگز اموالشان كارساز نیست. «لن تغنى اموالهم»(682)
2. هرگز نفرات و جمعشان كارساز نیست. «ما اغنى عنكم جمعكم»(683)
3. هرگز تدبیر و مكرشان كارساز نیست. «لا یغنى عنهم كیدهم»(684)

97. درخواست مجرمان در قیامت(685)

در قیامت، مجرمان از چهار گروه استمداد مى كنند:
الف) از رهبران خود. «فقال الضعفاء للذین استكبروا انّا كنّا لكم تبعاً فهل انتم مغنون عنّا من عذاب اللّه...»(686) آیا مى شود شما ما را نجات دهید، ولى پاسخ منفى مى شنوند.
ب) از مؤمنان، كه در آیه مورد بحث مى خوانیم.
ج) از فرشتگانِ مأمور دوزخ. «قال الّذین فى النار لخزنة جهنم ادعوا ربّكم یخفّف عنّا یوماً من العذاب»(687) از خدا بخواهید كه یك روز از عذاب ما كاسته شود، ولى باز پاسخ منفى است.
د) شیطان را ملامت مى كنند كه تو ما را گمراه كردى و گناه ما به دوش توست، شیطان مى گوید: «فلا تلومونى و لوموا انفسكم»(688) مرا سرزنش نكنید بلكه خود را سرزنش كنید.

98. نداها در قیامت(689)

در قیامت صداها و نداهایى وجود دارد كه قرآن به آن اشاره دارد:
1. نداى سلام به بهشتیان: «نادوا اصحاب الجنّة ان سلام علیكم»(690)
2. نداى بهشتیان به دوزخیان كه ما وعده هاى خدا را یافتیم شما چطور؟ «و نادى اصحاب الجنّة اصحاب النّار أن قد وجدنا ما وعدنا ربّنا»(691)
3. نداى دوزخیان براى دریافت آب. «نادى اصحاب النّار اصحاب الجنّة أن أفیضوا علینا من الماء»(692)
4. نداى خداوند به مشركان كه شركاى من كجا هستند. «ینادیهم فیقول این شركائى»(693)
5. نداى منافقان به مؤمنان كه ما در دنیا با هم بودیم، از ما دستگیرى كنید. «ینادونهم الم نكن

معاد (نكات 99 تا 103)

99. حساب در قیامت(694)

در قیامت حساب و حسابرسى انواعى دارد:
حسابرسى سریع است. «و هو أسرع الحاسبین»(695) از حضرت امیر پرسیدند: چگونه خداوند به حساب همه خلق مى رسد؟ فرمود: همان طور كه همه را رزق مى دهد.(696)
از تمام نعمت ها مى پرسند. «لتسئلنّ یومئذٍ عن النعیم»(697)
از همه مى پرسند حتّى از پیامبران. «فلنسئلنّ الّذین ارسل علیهم و لنسئلنّ المرسلین»(698)
حسابرسى بعضى آسان است. «حساباً یسیراً»(699)
حسابرسى بعضى سخت است. «یخافون سوء الحساب»(700)، «حساباً شدیداً»(701)
در حدیث مى خوانیم: نوع حساب، به میزان داده ها و الطاف الهى بستگى دارد: «انّما یداق اللّه العباد فى الحساب یوم القیامة على قدر ما اتاهم من العقول فى الدنیا»(702) همانا میزان دقّت در حسابرسى بندگان در روز قیامت به مقدار فهم و عقل آنان در دنیاست.
در روایت آمده است: كسانى كه در داد و ستد با مردم، سخت گیر و تنگ نظرند، حساب سخت و شدیدى دارند.(703)
در روایات مى خوانیم: اگر در دنیا خود را محاسبه كنید از خودتان حساب بكشید، خداوند در قیامت بر شما آسان مى گیرد.(704)
امام كاظم علیه السلام فرمود: از ما نیست كسى كه در دنیا از خودش غافل باشد و به حساب كار خود رسیدگى نكند.(705)

100. سیماى انسان ها در قیامت(706)

در قرآن سیماى انسان هاى گوناگون چنین بیان شده است:
رو سفیدان. «تبیضّ وجوه»(707)
رو سیاهان. «وجوههم مسودّة»(708)
شادان. «وجوه یومئذ ناضرة»(709)، «وجوه یومئذ ناعمة»(710)
گرفته و غمگین. «وجوه یومئذ باسرة»(711)
خندان. «وجوه یومئذ مسفرة ضاحكة مستبشرة»(712)
غبار گرفته و گرد زده. «وجوه یومئذ علیها غبرة»(713)
خوار و ذلیل. «وجوه یومئذٍ خاشعه»(714)

101. جلوه هایى از دادگاه قیامت(715)

دادگاه قیامت جلوه هاى گوناگونى دارد، از جمله:
1. همه در قیامت جمع مى شوند. «یجمعكم»
2. باطل گرایان در آن روز خسارت خود را مى بینند. «یخسر المبطلون»
3. هر امّتى به سوى كتابش خوانده مى شود. «كلّ امّة تدعى الى كتابها»
4. كتاب، گواه بر رفتار است. «هذا كتابنا ینطق علیكم بالحقّ»
5. مردم دو دسته شده، گروهى در رحمت و گروهى اهل دوزخند.
6. به دوزخیان دلایل كیفر تفهیم مى شود. «استكبرتم... اجترحوا السیئات»
7. كیفر متناسب با جرم است. «ننساكم كما نسیتم لقاء یومكم هذا»
8. عوارض و آثار سوء گناهان دامنگیر مى شود و راه خروج و عذرخواهى بسته است.

102. نامه اعمال انسان(716)

كلمه ى «طائر»، كنایه از عمل انسان است، زیرا اعمال انسان همچون پرنده پرواز دارد تا به صاحبش برسد و پرونده عمل هركس، از خیر و شرّ، به گردنش آویخته مى شود.
در قرآن بارها به مسأله نامه ى عمل اشاره شده و در آیات مختلف نكاتى مطرح گردیده است، از جمله:
1. نامه ى عمل براى همه است. «كلّ انسان اَلزمناه طائره...»
2. در آن نامه چیزى فروگذار نشده است. «لا یُغادر صغیرةً ولا كبیرة»(717)
3. مجرمان از آن مى ترسند. «فتَرَى المجرمین مشفقین ممّافیه»(718)
4. خود انسان با خواندن نامه ى عملش، حاكم و داور است. «اِقرَء كتابك كفى بنفسك الیوم علیك حسیباً»(719)
5. رستگاران، كتابشان به دست راست داده مى شود و دوزخیان به دست چپ. «اوتِىَ كتابه بیمینه... بشماله»(720)

103. انواع كتاب در قیامت(721)

آنچه از انسان سرمى زند، در پرونده عمل او ثبت مى شود و در قیامت به شكل كتابى در اختیار او قرار مى گیرد. این كتاب ها سه نوع است:
الف: كتاب شخصى. «اقرء كتابك»(722)
ب: كتاب امّت ها. «كلّ اُمّة تدعى الى كتابها»(723)
ج: كتاب جامع. «كلّ شى ء احصیناه فى امام مبین»، «فى لوح محفوظ»(724)
كلمه «امام»، هم به كتاب گفته شده، «و من قبله كتاب موسى اماما»(725) و هم به اشخاص، «انّى جاعلك للنّاس اماما»(726) در روایات، حضرت علىّ بن ابى طالب علیهما السلام به عنوان یكى از مصادیق «امام مبین» معرّفى شده كه همه ى علوم در نزد اوست.(727)
بیشتر مفسرین مراد از «امام مبین» را لوح محفوظ دانسته اند كه در قرآن به آن «اُمّ الكتاب»(728) گفته شده است و از آن جایى كه این كتاب حاوى تمام دانش ها است و همه چیز و همه كس تابع مقدّراتى است كه در آن نوشته شده، به آن «امام» گفته اند.(729)