انقلاب اسلامی و ریشه های آن

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: قاسم شبان‌نیا

درس یازدهم: دوران دیکتاتوری رضاخانی

از دانشجو انتظار می‌رود که پس از پایان درس بتواند:
1. تحلیلی از زمینه های ایجاد دولت‌های لائیك در جهان اسلام ارائه دهد؛
2. سركوب‌های داخلی رضاخان را تبیین نماید؛
3. اشغال ایران توسط متفقین و پیامدهای آن را توضیح دهد.
﴿ صفحه 216 ﴾
﴿ صفحه 217 ﴾
دستوری كه دولت دیكتاتوری رضاخان داده، یك پول سیاه ارزش ندارد... . آن حرف‌های بی‌خردانه كه از مغز یك سرباز بی‌سواد (رضاخان) تراوش كرده بود، پوسید و كهنه شد،‌ و فقط قانون خداست كه خواهد ماند،‌ و دست تصرف روزگار آن را كهنه نمی‌كند.(89)
1. مقدمه
پس از كودتای سوم اسفند 1299 ش، که با کمک انگلیس به انجام رسید، رضاخان، فرماندهی كلّ قوا را به دست گرفت و سردارِ سپه شد. او چند سال بعد، در آذر ماه 1304 ش. بر تخت سلطنت نشست و تا 16 سال بعد بر مردم ایران ستم كرد و از طریق اعمال دیکتاتوری، با دین اسلام به جنگ برخاست. در این دوران تاریک، شاهد وقایعی بودیم که مدت‌ها تأثیر خود را در جامعهٔ ایران برجای گذاشت. از این رو، در این درس، به بخشی از وقایع مهم دوران مذکور اشاره خواهد شد تا بر اساس آن بتوان تحلیلی جامع از زمینه‌های بروز انقلاب اسلامی ارائه داد.
2. زمینه‌های ایجاد دولتهای لائیک در جهان اسلام
امپراتوری عثمانی، به منزلهٔ حكومتی اسلامی،‌ در روزگار خود شوكتی فراوان داشت و از قدرت‌های برتر دنیا به شمار می‌رفت. قلمرو این حكومت از یك سوی به مرزهای ایران
﴿ صفحه 218 ﴾
می‌رسید و عراق و حجاز و بخش‌های بزرگی از خاورمیانة‌ عربی و خاور نزدیك و قسمت‌هایی از شمال افریقا را در بر می‌گرفت و از سوی دیگر شامل قسمت‌های عمده‌ای از شبه جزیرهٔ بالكان در اروپا می‌شد و تا مرزهای «وین»، پایتخت اتریش، امتداد داشت.(90) «دولت عثمانی یكی از دوَلی بود كه اگر با شوروی طرف می‌شد،‌ گاهی او را زمین می‌زد،‌ سایر دوَل حریف میدان او نبودند. دولت عثمانی یك دولت اسلامی بود كه سیطره‌اش گرفته بود تقریباً از شرق تا غرب را».(91) اما قدرت‌های استعماری و استكباری كه حضور چنان حكومتی را مانع چپاول منابع و سرمایه‌های مسلمانان می‌دیدند، كوشیدند تا با شگردهای مرئی و نامرئی خود، امپراتوری بزرگ عثمانی را از هم بپاشند و آن را به دولت‌های كوچك و وابسته به خود تجزیه كنند و سرانجام نیز به این هدف خود نائل آمدند.
این واقعهٔ دردناك با ابعاد بزرگش،‌ تأثیر شگرفی بر حیات فكری و اجتماعی و سیاسی امام گذاشت. ایشان ضمن یادآوری غارت ذخایر مسلمین توسط دولت‌های استعمارطلب، دربارهٔ نقش این دولت‌ها در تضعیف دولت‌های اسلامی چنین می‌فرماید:
«آن‌ها دیدند كه با این دولت اسلامی [دولت عثمانی] به این قوی‌ای، نمی‌شود چاره‌ای کرد؛ نمی‌شود ذخایر را برد، بعد از این‌که در آن جنگ ـ با آن بساط ـ غلبه پیدا کردند، تجزیه کردند دولت عثمانی را به دول بسیار كوچك‌ كوچك. برای هر یك از آن‌ها هم، یا امیری قرار دادند یا سلطانی قرار دادند یا رئیس جمهوری قرار دادند؛ آن‌ها در قبضهٔ مستعمره‌چی‌ها، و ملّت بیچاره در قبضهٔ آن‌ها».(92)
به این ترتیب، قدرت‌های بیگانه با بهره‌گیری از الگوی جایگزینی دولت‌های لائیك سعی در متلاشی ساختن نیروهای مذهبی داشتند و همان طور كه در تركیه،‌ به مثابهٔ بازماندهٔ
﴿ صفحه 219 ﴾
امپراتوری عظیم عثمانی، «آتاتورك» را به قدرت رساندند، نهضت‌ها و حركت‌های اجتماعی سیاسیِ دینی ایران را نیز به سوی الگوهای لیبرالی و ملّی‌گرایانه سوق می‌دادند و در نهایت نیز می‌كوشیدند تا دولتی لائیك، همچون دولت رضاخان را بر سر كار ‌آورند. بی‌جهت نیست که با روی كار آمدن رضاخانِ میرپنج و تأسیس سلطنت دست‌نشاندهٔ پهلوی در آذرماه 1304 ش، مبارزه با اسلام، آشكار شد. رضاشاه از یك سو، با اقدامات عنادآمیزی همچون صدور فرمان كشف حجاب و ممنوعیت برگزاری مجالس عزاداری برای سیدالشهدا‌(علیه السلام) با اسلام مبارزه می‌كرد، و از سوی دیگر با سركوبیِ مخالفان و ایجاد اختناق شدید در فضای كشور، مانع هرگونه انتقاد و اعتراضی می‌شد.
پس از تجزیهٔ دولت عثمانی، حکومت‌های دست نشاندهٔ بیگانگان، در سرزمین‌های اسلامی رشد یافتند که حکومت آتاتورك در ترکیه و حکومت رضاخان در ایران از جملهٔ آن‌ها بود. آیا می‌توانید به برخی از حکومت‌های دیگر اشاره کنید که وضعیت مشابهی را داشتند. در گفت‌وگو با دوستان خود، موارد متعدد را تجزیه و تحلیل کنید. آیا این موارد، حاکی از نقشهٔ شوم استعمارگران برای تجزیهٔ جهان اسلام نیست؟ آیا مرزبندی‌های جغرافیایی کنونی را هر راستای ایجاد تشتت و تفرقه در بلاد اسلامی نمی‌دانید؟
3. سركوب‌های داخلی، ویژگی مهم حكومت رضاخان
از همان زمان كه رضاخان،زمام امور را در دست گرفت، درصدد برآمد تا با سركوب مردم و نهضت‌های اجتماعی، موقعیت قدرت خود را مستحكم نماید. از این رو، در عرصه های مختلفی، با رفتارهای مستبدانهٔ خود، آزادی های اساسی و مشروع مردم ایران را زیر پای گذاشت و از این طریق، تا مدتی رژیم پهلوی را از هرگونه آسیب جدی حفظ نمود. در این‌جا به برخی از قالب‌های مختلف این سیاست‌های مستبدانه اشاره خواهد شد.
﴿ صفحه 220 ﴾
الف ـ سركوب حركت‌های دینی و آزادی‌خواهانه
پس از کودتای سوم اسفند 1299، استبداد در ایران تقویت گردید و رضاخان با سرکوب گروه‌ها و افراد آزادی‌خواه تلاش کرد تا موقعیت خود را مستحکم نماید. از این رو، کمترین سخن مخالف به شدت با واکنش دولت آن زمان مواجه می‌گردید. حتی زمانی که مردم متدین ایران در اعتراض به ترویج بی‌بندوباری در جامعه توسط رضاخان اعتراض کردند، آن رژیم در مسجد گوهرشاد مشهد، به قتل عام آنان پرداخت و در آن مکان مقدس، گروه زیادی از معترضان را به شهادت رساند.
در زمان قدرت یافتن رضاخان، آزادی‌خواهانی بودند که با استبداد او به مبارزه برخاستند، لیکن آنان نیز یکی پس از دیگری سرکوب گردیدند. فشار و خفقان سیاسی و اجتماعی در زمان رضاخان به اوج خود رسید و كوچك‌ترین مخالفت، با سركوب شدید نیروهای سركوبگر حكومت همراه می‌گردید.
آیت‌الله سید حسن مدرس یکی از کسانی است که منشأ مبارزات علیه رضاخان گردید و خود در این راه قدم‌های بزرگی برداشت. او که یکی از آزادمردان در عرصهٔ سیاسی آن زمان بود، برای مبارزه با استبداد و دیکتاتوری رژیم و نیز درهم شکستن استعمار انگلیس نقشی اساسی ایفا نمود. مدرس در دوران استبداد صغیر، در کنار حاج آقا نورالله اصفهانی، به منظور تقویت مشروطه‌خواهان تلاش زیادی انجام داد و در مقابل اقبال‌الدوله، حاکم مستبد اصفهان ایستادگی کرد. پس از فتح تهران و پیروزی مشروطه‌خواهان، صمصام السلطنه، حاکم جدید اصفهان درصدد تبعید روحانیون از جمله مدرس برآمد. لیکن به سبب اعتراضات مردمی ناچار گردیدند او را از تبعید به سرای خویش بازگردانند.
او که در مجلس دورهٔ دوم به عنوان مجتهد طراز اول نظارت بر قوانین را بر عهده داشت، از وضع قوانین مغایر شرع و نیز قوانین تباه‌کنندهٔ حقوق افراد جلوگیری به عمل
﴿ صفحه 221 ﴾
می‌آورد. وی در دورهٔ سوم مجلس شورای ملی، علاوه بر وظیفهٔ نظارتی، سمت نمایندگی مردم تهران را نیز بر عهده داشت و به دلیل اشغال ایران در جنگ جهانی اول، به کرمانشاه مهاجرت کرد و در آن‌جا با یاری ملّیون، به منظور مقابله با اشغالگران، دولت موقت ملی را تشکیل داد و او وزیر عدلیه و اوقاف این دولت گردید. پس از پایان جنگ جهانی اول، مدرس به تهران بازگشت و در مدرسهٔ سپه سالار مشغول تدریس فقه و اصول گردید.
مدرس از جمله کسانی بود که با قرارداد ننگین 1919، که دولت وثوق‌الدوله با انگلیس منعقد کرده بود، به شدت مخالف بود. سرانجام نیز با مخالفت او و دیگر شخصیت‌ها و نیز مقاومت احمد شاه قاجار، دولت انگلیس درصدد جانشین مناسبی برای احمد شاه افتاد و در نتیجه رضاخان را با یک کودتا و فراهم نمودن زمینه‌های لازم، به جای او بر سر کار آورد. این امر نتوانست مخالفت مدرس را فروکش کند، بلکه به قدرت رسیدن رضاخان را ناشی از نفوذ بیگانگان می‌دانست و به شدت با این امر به مخالفت برخاست. مدرس در این راه رنج زندان را تحمل كرد.
مدرس در دروه‌های بعدی نیز به مجلس راه یافت و همچنان با استبداد رضاخان و استعمار انگلیس به مبارزه برخاست و با سخنرانی‌های آتشین، مردم را در جریان امور قرار می‌داد. همین امر رضاخان را به وحشت انداخت و همواره درصدد بود این مانع را از پیش پای خود بردارد. مدرس از کسانی بود که نیروی عظیم روحانیت و مردم را به مقابله با استبداد رضاخان و استعمار انگلیس سوق داد و در نتیجه حرکت‌های عظیم مردمی شکل گرفت. از این رو، رژیم درصدد حذف فیزیکی او، به هر طریق ممکن، برآمد. مدرس در 7 آبان 1305 در راه مدرسهٔ ‌سپهسالار، مورد حملهٔ مسلحانه قرار گرفت و مجروح گردید. در انتخابات مجلس هفتم، نام مدرس از لیست منتخبان مردم حذف گردید و اعلام شد که او حتی نتوانسته یک رأی را به خود اختصاص دهد! رضا خان به این هم اکتفا نکرد و از
﴿ صفحه 222 ﴾
مدرس خواست تا دیگر در سیاست دخالت نکند، لیکن باز هم با جواب منفی مدرس مواجه شد و جدایی دیانت و سیاست را ناممکن دانست. سرانجام، مأموران رژیم، در ادامهٔ سرکوب نیروهای مخالف در 16 مهر ماه 1307 شبانه به منزل مدرس ریختند و پس از ضرب و شتم، او را به مشهد برده، زندانی نمودند. پس از چند روز او را به خواف تبعید نموده، در پادگان نظامی اسکان دادند. وی نُه سال در تبعید به سر برد تا این‌که سرانجام در دهم آذر ماه 1316 او را در کاشمر با زهر به شهادت رساندند.(93)
شهید مدرّس، الگویی از یک آزادمرد را در یک محیط مملوّ از اختناق و فشار به نمایش گذارد، به گونه‌ای که رفتار و منش او می‌تواند سرمشق ارزنده‌ای برای روحانیت، مسؤولین و اقشار دیگر جامعه باشد. از نظر شما چه ویژگی‌هایی در مدرّس وجود داشت که یاد و پیام او را زنده نگه داشت؟ در گفت‌وگو با دوستان خود،‌ ویژگی‌های مدرّس را در ابعاد مختلف بررسی نمایید و به رمز ماندگاری یاد و نام او پی ببرید.
ب ـ سرکوب روحانیت و منعِ برپایی مجالس عزاداری سیدالشهدا‌(علیه السلام)
در عصر تاریك پهلوى، به جهت موضع دین‌ستیزى كه بنیانگذار این سلسله داشت، بنا بر این گذاشته شد كه اصولاً نهاد روحانیت از جامعه حذف شود و كلیه مؤسسات وابسته به دین تغییر شكل داده یا به كلى حذف شود. از همین رو تشكیل مجالس مذهبى حتى به عنوان عزادارى سیدالشهدا (علیه السلام) ممنوع گردید، پوشیدن لباس روحانیت جرم تلقّی گردید و مدارس دینى تعطیل شد. با این سیاست، طبیعى بود كه روزبه‌روز آثار و نمودهاى دین و روحانیت در جامعه ضعیف شود. از این رو، عالمان دینی یا خانه‌نشین شدند و یا لباس
﴿ صفحه 223 ﴾
روحانیت را کنار گذاشته، به شغل‌هاى ساده اى در بازار مشغول شدند و گه‌گاهى، به طور مخفی و بسیار محدود، جلسات موعظه و درس تشكیل مى دادند.
البته پس از جریان شهریور 1320، اندكى شرایط تغییر كرد و وضعیت مدارس دینی بهبود یافت، لیکن به دلیل سرکوب‌های دو دههٔ قبل از آن، لازم بود تا روحانیت از نو بنیان گذاشته شود.
ج ـ قانون منعِ حجاب و فاجعهٔ مسجد گوهرشاد
رضاخان پس از سفر به ترکیه، تصمیم داشت نظام سکولار آن کشور را به درون مرزهای ایران بکشاند. او در پیروی از آتاتورک، تصمیم گرفت آداب و رسوم غرب را در کشور رواج دهد. بدین منظور مجالس و جشن‌ها و جلسات مکرری برگزار گردید و در شهرهای مختلف، سیاست متحدالشکل ساختن افراد با پوشش کاملاً فرنگی پیگیری شد. همین امر زمینهٔ اعتراضات را فراهم ساخت و در مشهد مقدس ـ ‌در 29 مرداد 1314 در صحن مسجد گوهرشاد نیز جماعتی به اعتراض برخاستند. اما مأمورین رضاخان تعداد زیادی از معترضان را به شهادت رساندند و شهدای آن واقعه را در رسانه های خود، جمعی از اراذل و اوباش نامید.
مسألهٔ کشف حجاب نیز از مسایل مهمی بود که در چنین فضایی توسط رضاخان مطرح گردید. در ابتدا این مسأله پیشرفتی نداشت تا این‌که در 27 دی 1314 در دانشسرای مقدماتی، جشنی برپا شد و زنان و دختران شاه و وزرا بدون حجاب در آن حاضر شدند. در آن مجلس و در مجالس دیگر سخن از کشف حجاب به طور جدی مطرح گردید و در عمل به اجرا درآمد و حتی با تهدید و ارعاب و حبس و انجام اعمال رذیلانه، تلاش کردند تا این سیاست خود را پیش برند. اما هیچ‌گاه تودهٔ مردم حاضر نبودند تا زنان و دختران خود را این چنین در معرض دید دیگران قرار دهند.(94)
﴿ صفحه 224 ﴾
4. اشغال ایران توسط متفقین و پیامدهای آن
دولت ایران از آغاز جنگ جهانی دوم، اعلام بی‌طرفی کرد، اما متفقین که به دنبال بهانه‌ای برای اشغال ایران بودند، در 4 و 28 تیر 1320 از دولت ایران خواستند که چهار پنجم آلمانی‌های مقیم ایران را اخراج کند، لیکن دولت ایران، با اعلام سیاست بی‌طرفی، این خواسته را رد کرد. بار دیگر آنان پیشنهاد دادند تا با پرداخت هزینه، تسلیحات جنگی خود را از ایران عبور دهند، لیکن این درخواست نیز از سوی ایران رد شد. همین امر سبب شد تا در روز 3 شهریور 1320، سفیران انگلیس و شوروی اعلام کنند که چون دولت ایران در مقابل درخواست متفقین سیاست‌های مبهمی در پیش گرفته است، نیروهای شوروی و انگلیس وارد خاک ایران شده‌اند. قوای انگلیس و شوروی از مناطق مختلفی وارد ایران شدند و بدون آن‌که با مقاومت جدی ارتش ایران مواجه شوند، قسمت‌های زیادی از خاک ایران را به تصرف خود درآوردند. سرانجام در 5 شهریور 1320 فرمان ترک مقاومت به کلیهٔ واحدهای نظامی ابلاغ گردید و نیروهای انگلیس و شوروی به هم پیوستند.(95)
نکتهٔ جالب توجه آن‌که، در این واقعه، اولین كسانی كه میدان را خالی كردند، سربازان رضاخان و آخرین كسانی كه در صحنه باقی ماندند، روحانیونی بودند كه سرسخت‎ترین دشمن آن دیكتاتور محسوب می‎شدند. در آن زمان، كسانی كه سالیان سال، از این دستگاه ارتزاق می‎كردند و گوشت و پوستشان با پول دربار عجین شده بود، چون ایمان به هدف و عشق به دیكتاتور نداشتند، خیلی زود میدان را خالی كردند؛ امّا همان روحانیتی كه مورد ظلم و ستم این دستگاه واقع شده بود، در آن ایام نیز برای حفاظت از این كشور اسلامی تا آخرین لحظه در میدان باقی ماند و به مقاومت خود ادامه داد.
آیت‌الله کاشانی نمونهٔ بارز مقاومت روحانیون، بود که به عنوان سدی در برابر اشغالگران
﴿ صفحه 225 ﴾
ایستاد. از همین رو نیروهای انگلیس، در خرداد 1322 به خانهٔ او هجوم بردند، ولی موفق به دستگیری او نشدند. او به مبارزات مخفی خود ادامه داد تا این‌که در آستانهٔ انتخابات دورهٔ چهاردهم دستگیر شد و علی‌رغم رای بالای مردم تهران به وی، نام او از فهرست نمایندگان حذف گردید و او همچنان در زندان نگه داشته شد تا این‌که با پایان جنگ جهانی دوم، آزاد شد.
با اشغال قسمت اعظم ایران توسط نیروهای انگلیس و شوروی و حرکت آنان به سمت تهران، رضاخان در 15 شهریور 1320 استعفا داد و امور سلطنت را به ولیعهد واگذار کرد و پس از آن به جزیرهٔ موریس تبعید گردید.
به نظر شما چگونه ممکن است حکومتی با تجهیزات فراوان نظامی، بدون هیچ‌گونه مقاومتی، کلّ کشور را به بیگانگان تسلیم نماید؟ آیا سرسپردگی رضاخان به انگلیس و ارادت او به آن دربار را نمی‌توان عاملی برای سقوط او دانست؟ آیا شما این تحلیل را می‌پذیرید که تاریخ مصرف رضاخان برای انگلیس پایان یافته بود و آن قدرتِ استعمارگر نیازمند نیروی دیگری برای دنبال کردن اهداف استعماری خود در ایران بود؟
5. خلاصه و نتیجه‌گیری
1. رضاخان، پس از كودتای انگلیسی سوم اسفند 1299، فرماندهی كلّ قوا را عهده‌دار گردید و در آذرماه 1304 حكومت استبدادی خود را رسماً آغاز كرد و 16 سال كشور را در سیطرهٔ خود قرار داد.
2. دولت لائیك رضاخان، در راستای تشكیل دولت‌های لائیك در جهان اسلام پس از فروپاشی دولت مقتدر عثمانی شكل گرفت. این سیاست از طریق قدرت‌های استعماری شكل گرفت و توسط نیروهای نفوذی آنان در كشورهای مختلف دنبال شد.
﴿ صفحه 226 ﴾
3. رضاخان، برای ایفای نقشی اساسی در لائیزه نمودن ایران، فشار و اختناق در كشور را از طریق سركوب‌های داخلی حاكم نمود. از این‌رو، حركت‌ها و قیام‌های مردمی یكی پس از دیگری سركوب گردیدند.
4. در راستای سیاست دین‌زدایی از جامعه، رضاخان قوانینی همچون قانون منع حجاب و تعرض به مراکز دینی را در دستور كار خود قرار داد و از این طریق، بر فشار و اختناق داخلی افزود.
5. متفقین، در طول جنگ جهانی، همواره درصدد اشغال ایران بودند و در دوران پایانی حكومت رضاخان، به این امر نائل آمدند و با اشغال مناطق استراتژیك ایران، بخشهای مختلفی از كشور را، بدون كمترین مقاومت از سوی مأموران رضاخان تحت كنترل خود درآوردند.
6. با ادامهٔ اشغال ایران و پیش‌روی نیروهای روسی و انگلیسی به سمت تهران، رضاخان مجبور به استعفا گردید و زمام امور را با هماهنگی قدرت‌های بیگانه، به فرزند خود، محمدرضا شاه سپرد.
﴿ صفحه 227 ﴾
6. پرسش
1. استعمارگران، چگونه دولت‌های اسلامی بر جا مانده از حكومت مقتدر عثمانی را لائیزه نمودند؟ در ایران این حركت چگونه آغاز گردید؟
2. هدف رضاخان از ایجاد محیط فشار و سركوب چه بود و تا چه حد به هدف خود نائل آمد؟
3. چرا متفقین ایران را به اشغال خود درآوردند؟ واكنش حكومت رضاخان و پیامد آن را تشریح نمایید.
7. منابعی برای مطالعهٔ بیشتر
1. دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، ج 1 و2، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چ2، 1377.
2. عاقلی، باقر، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ج1، تهران: نشر گفتار، چ2، 1372.
3. محمدی، منوچهر، مروری بر سیاست خارجی ایران دوران پهلوی یا تصمیم‌گیری در نظام تحت سلطه، تهران: نشر دادگستر و نشر میزان، چ1، 1377.
4. مدنی، سید جلال‌الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج1، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعهٔ مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم،چ3، [بی‌تا].
5. منصوری، جواد، سیر تکوینی انقلاب اسلامی، تهران: مؤسسهٔ چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، چ2، 1375.
﴿ صفحه 229 ﴾

درس دوازدهم : دوران سیاه محمدرضاشاهی؛ جرقه‌های اولیهٔ انقلاب اسلامی

از دانشجو انتظار می‌رود که پس از پایان درس بتواند:
1. اقدامات رژیم پهلوی در زدودن احكام و ارزش‌های اسلامی از چهرهٔ جامعه را تشریح و نتیجهٔ آن را تبیین نماید؛
2. نقش امام خمینی(رحمه الله) را در تقویت حوزهٔ علمیهٔ قم نشان دهد؛
3. اقدامات جمعیت فدائیان اسلام را در پیشبرد احكام اسلامی در جامعه ذكر كند؛
4. علل وقوع كودتای 28 مرداد 1332 را تحلیل نماید؛
5. علل حمایت جدی دولت آمریكا از حكومت محمدرضا شاه را تبیین نماید؛
6. علل مطرح شدن طرح اصلاحات ارضی از سوی حكومت محمدرضا شاه را تشریح كند و پیامدهای آن را در جامعه نشان دهد؛
7. مفاد لایحهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی را بازگو كرده، پیامدهای تصویب آن را در دوران محمدرضا شاه بیان نماید؛
8. انقلاب سفید شاه را ارزیابی نموده، وقایع بعدی مترتب بر آن را تحلیل نماید؛
9. زمینه ها و بازتاب‌های قیام 15 خرداد را نشان دهد؛
10. در مورد كاپیتولاسیون توضیح دهد.
﴿ صفحه 230 ﴾
﴿ صفحه 231 ﴾
این انقلاب حتی با الگوها و انتظارات کسانی که از اوضاع ایران به خوبی مطلع بودند نیز سازگار نبود. در کجای جهان قبلاً دیده شده بود که رهبر یک مذهب جا افتاده، سردمدار پرشور و پرآوازهٔ یک انقلاب علیه یک حکومت سلطنتی شود؛ حاکمی که مدعی حقانیت خود و پیوندش با گذشتهٔ ملی سرزمینش و حقانیت برنامه‌های اصلاحی خویش بود. در کجا قبلاً کسی دیده بود که حکومتی مجهز به میلیاردها دلار تسلیحات نظامی، نیروهای مسلح، پلیس مخفی و آشکار که قاعدتاً همهٔ آن‌ها نیز آمادهٔ استفاده بود، این چنین در مواجهه با شورش‌های متناوب، تظاهرات همگانی و وسیع و اعتصابات از پای درآید؟(96)
1. مقدمه
با سپری شدن حکومت دیکتاتوری رضاخان، نوبت به حکومت یکی از خاندان پهلوی به نام محمدرضاشاه رسید. او نیز می‌خواست سیاست‌های مستبدانه و اسلام‌زدایانهٔ پدر خویش را دنبال کند، اما شرایط به گونه‌ای رقم خورد که همین سیاست‌ها منشأ بازتاب‌هایی از سوی مردم و روحانیت گردید و همین امر سبب شد تا جرقه‌های اولیهٔ انقلاب اسلامی در زمان محمدرضاشاه شکل گیرد، هرچند اسلام‌ستیزی رضاخان در زمان قبل از حکومت محمدرضا نیز در شکل‌گیری حرکت‌های اولیهٔ نهضت اسلامی بی‌تأثیر نبوده است.
﴿ صفحه 232 ﴾
نظر به جایگاه ویژهٔ حوادث دوران محمدرضا شاه در ایجاد زمینه‌های اولیهٔ انقلاب اسلامی، جا دارد بخشی از این نوشتار به وقایع مذکور اختصاص یابد و بدین ترتیب، جایگاه اسلام و مکتب، در پیروزی انقلاب اسلامی نمود یابد. در این درس موج اولیهٔ نهضت امام خمینی(رحمه الله) مورد اشاره قرار خواهد گرفت تا نقطهٔ آغازین انقلاب اسلامی بیش از پیش برای خوانندهٔ کتاب ملموس گردد. مهم‌ترین وقایعی که در این دوران بیش از هر چیز دیگری نظرات را به سوی خود جلب می‌کرد، در این درس مورد اشاره قرار خواهد گرفت.
2. تضعیف باورها و ارزش‌های اسلامی از سوی حکومت پهلوی
دستگاه پهلوی برای تثبیت پایه‌های خود و تضعیف باورها و اعتقادات مردم سعی می‌كرد از یك سو با برگزاری جشنواره‌های عظیم فرهنگی و هنری، ایرانِ پیش از اسلام را دارای تمدنی مترقی و پیشرفته قلمداد كند و خود را نیز خلفِ شایستة‌ آن فرهنگِ پیروز بخواند. و از سوی دیگر ورود فرهنگ اسلام به ایران را مایه تباهی و سقوط این تمدن باستانی معرفی كند و به این ترتیب ضربه‌ای دیگر به پیكرهٔ فرهنگ شیعیِ ایران وارد آورَد. چنین بود كه همه‌ساله جشن‌های عظیم شاهنشاهی 2500 ساله و سرانجام، مراسم تاج‌گذاری، با هزینه‌های هنگفت بر پا می‌شد.
تقویت مظاهر فساد و فحشا‌ نیز از جمله راهكارهایی بود كه حكومت پهلوی برای بقای خود به كار می‌برد. روی آوردن مردم ـ به‌ویژه جوانان ـ به فساد و فحشا، تضعیف باورها و غیرت دینی را به همراه می‌آورد و این امر موجب می‌شد كه مردم به دین و مرجعیت شیعه ـ به منزله بزرگ‌ترین مخالف رژیم ـ بی‌اعتنا شوند و از سوی دیگر نیز چنین جامعه‌ای با فرهنگ غرب و محصولاتِ آن بسیار سازگار می‌شد.
حکومت پهلوی تلاش کرد با جلوگیری از تکامل و تحول در حوزه‌های علمیه و نیز تحت فشار قرار دادن روحانیت، گامی به سوی محو ارزش‌ها و احکام اسلامی در جامعه
﴿ صفحه 233 ﴾
بردارد. البته با پیروزی انقلاب اسلامی این نقشه عملی نشد و با این حرکت اجتماعی، جان تازه‌ای به این نهاد دینی دمیده شد.
رضاخان و به تبع او، فرزندش، محمدرضاشاه، تلاش فراوانی صورت دادند تا مظاهر فساد و فحشا را در جامعه گسترش دهند و از این طریق، با مشغول ساختن قشر عظیمی از جمعیّت کشور به این مسایل، زمینهٔ ثبات حکومت خود را فراهم سازند. به نظر شما، چرا آنان در سیاست‌های خود در این زمینه ناکام ماندند و نتوانستند تجربهٔ آتاتورک را در ایران تکرار کنند؟ تبعات چنین سیاستی در ایران چه بود و چه بازتاب‌هایی را به همراه داشت؟ در این زمینه با دوستان خود به گفت‌وگو بنشینید.
3. تقویت حوزهٔ علمیه قم
حرکت سیاسی امام خمینی(رحمه الله) بدون احیای حوزه‌های علمیه امکان نداشت و ضرورت گسترش معارف عظیم اسلامى در یك سطح وسیعی، به شدت، احساس می‌گردید. امام خمینی(رحمه الله) که از همان ابتدا به نقش عظیم حوزه‌ها در این جهت پی برده بود، چشمان خود را بدین سمت معطوف ساخته بود. امام شخصیت‌هاى بزرگ روحانىِ آن زمان در قم را برای آغاز حرکت سیاسی کافی نمی‌دانست و از نظر ایشان، نیاز به شخصیتی بود که بتواند حركت روحانیت را به دست گیرد و محوریتی را به وجود آورد و او كسى جز آیت‌الله بروجردى (رحمه الله) نبود. امام به كمك دوستان خود، مقدماتى را فراهم ساخت تا ایشان از بروجرد به قم آمده، در آن‌جا سکونت کنند و در ضمن، حوزه‌هاى علمیهٔ قوی‌اى را پایه‌گذارى كنند و پرچم روحانیت را به دست گیرند.
شایدهیچ كس به اندازه امام درایجاداین مرجعیت متمركزمؤثر نبود، ولى او به هیچ وجه
﴿ صفحه 234 ﴾
خود را مطرح نمی‌ساخت. پس از تثبیت مرجعیت آیت‌الله بروجردى در قم، به منظور رشد اجتماعی حوزه‌ها، امام خمینی(رحمه الله) نیز به تشكیل جلسات بحث و درس پرداخت و بنیه علمى این حوزه را تقویت و آرام آرام شاگردانى را تربیت كرد كه فكر صحیح اسلامى با گرایش سیاسى و اجتماعى را ترویج نمایند. به هر حال در طول حیات آیت‌الله بروجردى، امام به تقویت بنیه علمى حوزه و تقویت شاگردان و به اصطلاح كادرهاى آینده حكومت اسلامى پرداخت.
4. شکل‌گیری جمعیت فدائیان اسلام
انگیزهٔ جمعیت انقلابی فدائیان اسلام، که توسط سید مجتبی نواب صفوی تأسیس گردید، انگیزهٔ سیاسى محض نبود، بلکه حرکت اولیهٔ آنان یک حركت دینى محض بود. نواب صفوی که در نجف در حال تحصیلات دینی خود بود، پس از مشاهدهٔ مقالهٔ کسروی در روزنامهٔ اطلاعات، که در آن طعن‌های فراوانی به اسلام زده شده بود، به منظور مبارزه با كسروى به ایران آمد. پس از اطمینان نواب نسبت به مرتد بودن او و نیز پس از تماس‌هایی که با برخی از علمای بزرگ آن زمان داشت، تصمیم گرفت حكم خدا را درباره او اجرا كند. بنابراین قتل کسروی یك حركت سیاسى نبود و كسروى نیز یك شخصیت سیاسى و یا رهبر یك حزب خاص نبود.
نواب صفوی، از یک سو، به دلیل انسى كه با بسیارى از علماى بزرگ همچون علامهٔ امینى و آیت‌آلله مدنى داشت، معارف اسلامى را به خوبی فرا گرفته بود و از دیگر سو، به واسطهٔ دارا بودن ویژگى‌هاى خاص روحى، از شجاعت و شهامت لازم برای عمل به فریضهٔ امر به معروف و نهی از منکر برخوردار بود؛ از این‌رو، پس از تشخیص وظیفهٔ شرعی، به آن جامهٔ عمل پوشاند و کسروی را ترور کرد.
اقدام مهم دیگر جمعیت فدائیان اسلام، قتل رزم‌آرا بود. وی برای سرکوبی نهضت ملی
﴿ صفحه 235 ﴾
ایران، که در آن زمان به اوج خود رسیده بود، بسیار تلاش می‌کرد. از این رو، در 16 اسفند 1329، خلیل طهماسبی ـ یکی از اعضای این جمعیت او را به قتل رساند و به این ترتیب، استعمارگران انگلیسی یکی از عوامل داخلی خود را از دست دادند و همین امر زمینه را برای ملی شدن صنعت نفت فراهم ساخت. در سایهٔ مجاهدت‌های اعضای این جمعیت بود که در دل خیانتکاران و مخالفان ملی شدن صنعت نفت هراس افتاد و آنان که بیم از جان خود داشتند، مجبور به همراهی با مردم در این زمینه شدند و همین امر نهضت ملی شدن صنعت نفت را در 29 اسفند 1329 به همراه داشت. جریان از این قرار بود که کمیسیون نفت مجلس آن زمان، که در رأس آن دکتر محمد مصدق قرار داشت، تحت چنین فضایی ناچار گردید تا ملی شدن صنعت نفت را تصویب نماید و ضمن گزارشی از مجلس بخواهد که برای تعیین شیوهٔ اجرای اصل ملی شدن، مأموریت کمیسیون را دو ماه تمدید نماید. مجلس شورا هم در 24 اسفند و مجلس سنا در 29 اسفند گزارش را تصویب کرد و صنعت نفت ایران پس از پنجاه سال ملی گردید.
در حال حاضر، برخی از وابستگان به گروه‌ها و احزاب خاص، در داخل کشور تلاش می‌کنند با معرفی شهید نواب صفوی و همراهان او به عنوان تروریست، حرکت انقلابی آنان را زیر سؤال برند و از سوی دیگر، نقش این جمعیّت را در ملّی شدن صنعت نفت انکار نمایند. به نظر شما، این دسته از نویسندگان، از طریق تحریف تاریخ انقلاب اسلامی، چه هدفی را دنبال می‌کنند؟ استدلالات و ادلهٔ آنان را به دست آورید. آیا استدلال‌های آنان شما را قانع می‌سازد؟ در این زمینه نظر دوستانتان را نیز جویا شوید.
5. کودتای 28 مرداد 1332
با رشادت‌هایی که مردم و روحانیت مبارز به رهبری آیت‌الله کاشانی صورت دادند و نیز
﴿ صفحه 236 ﴾
در سایهٔ اقدام انقلابی جمعیت فدائیان اسلام در به قتل رساندن رزم‌آرا، نهضت ملی شدن صنعت نفت به بار نشست. پس از آن و به دنبال قدرت یافتن مردم و نیروهای مذهبی، دکتر محمد مصدق با رأی اکثریت نمایندگان مجلس به نخست‌وزیری رسید. تودهٔ مردم به رهبری آیت‌الله کاشانی دولت مصدق را مورد حمایت خود قرار می‌دادند و به‌همین خاطر در این دوران شاهد اوج اقتدار دولت مصدق هستیم. اما به ناگاه در 25 تیر 1331، و به دنبال رد درخواست مصدق از سوی شاه مبنی بر تفویض وزارت جنگ به او، وی، بدون مشورت با دیگر سران نهضت، از سمت خود استعفا داد و همین امر زمینه را برای روی کار آمدن احمد قوام فراهم ساخت و بدین ترتیب خواستهٔ آمریکا و انگلیس تأمین گردید.
آیت‌الله کاشانی که رهبری حرکت‌های مردمی را بر عهده داشت به افشای ماهیت قوام پرداخت و در نتیجهٔ قیام 30 تیر آن سال، پیروزی بزرگی برای مردم حاصل شد و مجلس شورا احمد قوام را به دلیل کشتار دسته جمعی، مفسد فی‌الارض شناخت و از سوی دیگر به دکتر مصدق اختیارات 6 ماهه داد. اما انتصابات سؤال برانگیز مصدق پس از 30 تیر و سیاست ضدیت با روحانیت منجر به تضعیف موقعیت دولت در میان مردم و نیروهای مذهبی گردید. کار بدان‌جا کشیده شد که وی مجلس را منحل کرد و نامهٔ مشفقانه و در عین حال هشدار دهندهٔ 27 مرداد آیت‌الله کاشانی را مورد بی‌اعتنایی قرار داد. و سرانجام زمینه برای کودتای انگلیسی ـ آمریکایی 28 مرداد 1332 فراهم گردید و با این کودتا نهضت مردمی فروکش کرد.(97) با انجام کودتا، زاهدی منصب نخست‌وزیری را در دست گرفت و مصدق راهی بازداشتگاه گردید و شاه نیز به ایران بازگشت و از آن پس سیاست‌های آمریکا و انگلیس در ایران به اجرا درآمد.
﴿ صفحه 237 ﴾
با تحقق کودتای 28 مرداد، دولت قانونى آن زمان سرنگون گردید و 25 سال بر عمر غاصبانه خاندان پهلوى افزوده شد. به نظر شما چه درس‌های فراموش ناشدنی را می‌توان از این کودتا گرفت؟ شما در تحقق این کودتا، چه عواملی را دخیل می‌دانید؟ در این زمینه با دوستان خود
گفت‌وگو کنید.
6. تغییر تاریخ هجری شمسی به شاهنشاهی
رژیم پهلوی با افتخارآمیز خواندن پیشینهٔ سلسله‌های پادشاهی در ایران باستان، به نام احیای فرهنگ اصیلِ ایران، تاریخِ رسمی كشور را كه بر مبنای هجرت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) از مكه به مدینه و نماد رسمیت دین اسلام در ایران بود، تغییر داد. بر این اساس، تاریخ 2500 سالهٔ شاهنشاهی به نشانهٔ پیوند سلطنت پهلوی با سلسله‌های پادشاهی پیش از اسلام، با افزودن عدد 35 (سال‌های حكومت رژیم پهلوی)، به تاریخ رسمی ایران تبدیل شد. برای تثبیت این وضع نیز تلاش‌های فراوانی صورت گرفت؛ از جمله كتاب‌های درسی و غیر درسی، همگی با تاریخ شاهنشاهی به چاپ رسید؛ رسانه‌های جمعی اخبار و برنامه‌هایشان را بر این اساس پخش می‌كردند و تمام اسناد رسمی و دولتی با تاریخ جدید به ثبت می‌رسید.
7. ارائهٔ دکترین امنیت ملی از سوی آمریکا و انگلیس به ایران
موقعیت استراتژیك ایران در منطقهٔ خاورمیانه و همچنین منابع سرشار طبیعی و نیز بازار مصرف گستردهٔ آن از دیرباز این كشور را به كانون توجه و طمع قدرت‌های بیگانه بدل ساخته بود. لشكر‌كشی‌ها و مداخله‌جویی‌های روس‌ها، پرتغالی‌ها، انگلیسی‌ها و امریكایی‌ها در ایران گواه این مدعاست.
﴿ صفحه 238 ﴾
كوتاه‌ترین و كم‌هزینه‌ترین راه برای رسیدن به این هدف‌ها، رویِ كار آوردن حكومتی دست‌نشانده در ایران بود، و بر همین اساس با تلاش قدرت‌های بیگانه ـ و به‌ویژه انگلستان ـ رژیم پهلوی به قدرت رسید. پس از كودتای 28 مرداد نیز، كه عملاً امریكایی‌ها جایگزین انگلیسی‌ها شدند و عنان رژیم پهلوی را در دست گرفتند، این وضع ادامه یافت و حكومت ایران همچنان آلت دست ابرقدرت جدید و برخی قدرت‌های دیگر بود.
با توجه به آنچه گذشت، اگر قدرت‌های بیگانه می‌توانستند امنیت داخلیِ ایران را به نفع رژیم حفظ كنند و نیز قدرت نظامی و سیاسی دستگاه پهلوی را تا حد لازم ارتقا بخشند، اهداف سه‌گانهٔ آن‌ها تحقق می‌یافت؛‌ یعنی از سویی بر منابع و معادن سرشار ایران سلطه می‌یافتند و بازار مصرف بزرگی برای محصولاتشان می‌گشودند و از سوی دیگر می‌توانستند از طریق نیروی نظامی ایران، تمام حركت‌های اسلام‌خواهانه و استقلال‌طلبانه را سركوب و متوقف سازند.
چنین بود كه ایران به منزلهٔ ژاندارم منطقه انتخاب شد و پس از خروج نیروهای انگلستان از خلیج فارس (در سال 1350)، مسؤولیت امنیت منطقه بر عهده آن قرار گرفت.(98) سركوب شورش فراگیر در منطقهٔ «ظفار» كشور عمان، كه تا دو سال (1352ـ1354) به طول انجامید، از جمله اقدامات حكومت پهلوی در این زمینه بود.(99)
در حوزهٔ سیاست داخلیِ ایران نیز، جان اف. كندی ـ رئیس جمهور وقت امریكا ـ معتقد بود برای حفظ موقعیت رژیم پهلوی باید اقداماتی صورت گیرد كه مانع قیام‌های مردمی شود. به این منظور دولت‌های امریكا و انگلستان طرح‌های چندگانه‌ای با عنوان «دكترین امنیت ملّی»‌ به دولت ایران ارائه كردند كه ضمن تأمین هدف فوق، منافع چندجانبة‌
﴿ صفحه 239 ﴾
استعماری آنان را نیز برآورده می‌‌ساخت.(100) طرح اصلاحات ارضی و لایحهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی، از مفاد این دكترین است كه به آن‌ها اشاره خواهد شد.
الف ـ طرح اصلاحات ارضی
پس از رحلت زعیم بزرگ، حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی(رحمه الله)در فروردین ماه 1340 ش. حكومت پهلوی از خلأ بزرگی كه در مرجعیت متمركز و پرقدرت شیعه ایجاد شده بود، بهره جست و دست به كار تصویب و اجرای طرح‌های دكترین امنیت ملّی شد. طرح اصلاحات ارضی، كه محمّدرضا پهلویاز آن به عنوان یكی از بزرگ‌ترین افتخارات خود در راه نجات ملّت ایران یاد می‌كرد، از جمله سیاست‌های دولتمردان امریكا و به‌خصوص جان ‌اف.‌ كندی بود.(101) مدافعان این طرح، هدف آن را برقراری مساوات و بازگرداندن زمین‌های كشاورزی به صاحبان اصلی آن‌ها؛ یعنی كشاورزانِ زحمتكش، می‌خواندند و نوید می‌دادند با اجرای آن كشاورزی و اقتصاد ایران رونقی فراوان می‌گیرد.
سرانجام طرح اصلاحات ارضی در تاریخ 20 دی‌ماه 1340 ـ ده ماه پس از رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی(رحمه الله)ـ به تصویب هیأت دولت رسید. اما چندی پس از اجرای این طرح، درست برخلافِ شعارهای طرفدارانِ آن، كشاورزان روز به ‌روز فقیرتر شدند و رفته‌رفته به ناچار زمین‌ها و روستاهایشان را رها كردند و برای یافتن كار و كسب درآمد به شهرها پناه بردند. به این ترتیب كشاورزی ایران در مدتی كوتاه نابود گشت و گندم و گوشت، جزو واردات اصلی كشور شد.(102)
﴿ صفحه 240 ﴾
تلاش دشمن این است كه برای متلاشی ساختن نظام، زمینه‎ای فراهم سازد كه مردم برای به دست آوردن نان خود معطل بمانند. البته كار ساده‎ای نخواهد بود كه یك كشور 60 میلیونی را، با آن مردمان سخت‎كوش و قانع و آن خاك‌های حاصل‎خیز و منابع غنی، به این روز بیندازند. به هر حال، دشمن تلاش خواهد كرد علی‎رغم وجود این همه ثروت، مردم را به نان شب خود محتاج كند و برای رسیدن به این هدف، هر روز نقشهٔ تازه‎ای خواهد كشید. برنامهٔ اصلاحات ارضی كه در زمان رژیم پهلوی، از سوی آمریكا به ایران پیشنهاد شد، در راستای همین هدف بوده است. هرچند در ظاهر اسم اصلاحات ارضی بر آن گذاشته شد و نوید مالك شدن كشاورزان داده شد، لیكن در واقع برنامه‎ای از پیش طراحی شده برای محتاج ساختن مردم و كشور به آمریكا بود.
سرانجام، این طرح، كشوری كه خود صادر كنندهٔ غلات بود را برای تهیهٔ نان، محتاج آمریكا كرد. این طرح در ابتدا، با ظاهری فریبنده، و به نام كمك به كشاورزان و طبقهٔ محروم مطرح گردید، لیكن همین طرح، دامی برای ویران ساختن كشاورزی كشور بود؛ زیرا كسانی كه سرمایه‎ای برای تهیهٔ مزارع بزرگ و مكانیزه كردن كشاورزی نداشتند، در این طرح فدا گردیدند.
ب ـ لایحهٔ انجمنهای ایالتی و ولایتی
شش‌ماه بعد، در تیرماه 1341ش. امیراسدالله­عَلَم پس از دكتر امینی، به­ نخست‌وزیری­ رسید. علم، لایحهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی را به كابینه برد و به تصویب رساند. در متن تصویب‌نامهٔ این طرح،‌ قید «اسلام» از جمله شرایطِ انتخاب‌كنندگان و انتخاب‌شوندگان حذف شده بود.(103) همچنین سوگندنامهٔ منتخبانِ مردم درمجلس شورای ملّی نیز تغییریافته بود. به این ترتیب
﴿ صفحه 241 ﴾
نمایندگان موظف شده بودند به جای سوگند به قرآن، به «كتاب آسمانی» قسم یاد كنند.(104) البته توجیه طراحان و مدافعان لایحه این بود كه چون برخی نمایندگان منتخب مردم از اقلیت‌های مذهبیِ مسیحی، كلیمی یا زرتشتی خواهند بود، موظف ساختن آنان به سوگند با قرآن بی‌معناست. بنابراین برای متن سوگندنامه باید عنوان عامی مانند «كتاب آسمانی» انتخاب شود كه شامل كتاب مقدس هر دینی باشد، و به این ترتیب زمینهٔ رسمیت یافتن مسلك‌هایی مانند بهائیت و سوگند خوردن به كتاب‌هایی همچون «ایقان» و «بیان» نیز پدید می‌آمد.
پس از تصویب لایحة‌ مزبور، رسانه‌های جمعی متن آن را قرائت كردند و تبلیغات گسترده‌ای در این باره به راه افتاد. امام خمینی(رحمه الله) اولین كسی بود كه به رغم ظاهر موجّه و فریبندهٔ این مصوبه، توطئه خطرناكِ نهفته در آن را دریافت. ایشان با شناختی كه از بانیان و طراحانِ اصلی این‌گونه مصوبات داشت، می‌دانست تصویب و اجرای این طرح‌ها در ایران و دیگر كشورهای اسلامی مقدمه‌ای است برای از میان برداشتن نام اسلام و استقرار حكومت‌های لائیك و دین‌ستیز. به این دلیل، امام خمینی(رحمه الله) از راه‌های مختلف و در قالب بیانیه و سخنرانی، با اجرای این طرح مخالفت كرد. با تدبیر و روشنگری ایشان، در تاریخ 16 مهرماه 1341 اولین جلسهٔ مشورت و تصمیم‌گیریِ مراجع تقلید و برخی دیگر علما در منزل مرحوم آیت‌الله حائری، مؤسس حوزهٔ علمیهٔ قم تشكیل و تصمیمات ویژه‌ای برای مقابله با این اقدام دولت و رژیم پهلوی گرفته شد.(105)

امام خمینی(رحمه الله) همچنین با ارسال تلگراف برای محمّدرضا پهلوی(106)و نیز اسدالله علم(107) تصویب و اجرای این طرح را خلاف شرع وقانون اساسی خواند و با آن مخالفت كرد. ایشان
﴿ صفحه 242 ﴾
همچنین با تلاشی خستگی‌ناپذیر شب‌ها تا هنگام سحر برای علمای شهرستان‌های دیگر نامه‌نگاری می‌كرد و آنان را از جنبه‌های دین‌ستیزانه و استعماری این ماجرا آگاه می‌ساخت. امام خمینی(رحمه الله) از سوی دیگر با ایراد سخنرانی و صدور اعلامیه، از توطئه رژیم بر ضد اسلام و مملكت پرده برمی‌داشت و در این باره به مردم ایران و مسلمانان هشدار می‌داد.(108)
با تلاش‌های بی‌وقفهٔ امام و موضع‌گیری‌ها و مخالفت‌های صریح علمای دینی، موج انتقادها علیه مصوبهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی بالا گرفت. دولت عَلَم نیز در مقابل، با صدور اعلامیه‌ای تهدید‌آمیز، به مخالفان دربارهٔ عواقب اقداماتشان هشدار داد.(109) اما بی‌اعتنایی امام، مراجع و مردم به این تهدید و گسترش دامنهٔ اعتراضات علیه دولت، سرانجام عَلَم را وادار به عقب‌نشینی كرد. هیأت دولت در تاریخ هفتم آذرماه 1341 جلسه تشكیل داد و مصوبة‌ خود را رسماً لغو كرد و با فرستادن تلگراف‌هایی برخی مراجع را از این تصمیم خود آگاه ساخت.(110) عقب‌نشینی دولت علم، با آن‌كه اقدامی تاكتیكی به شمار می‌آمد، پیروزی بزرگی برای مرجعیت، روحانیت و مردم بود؛ زیرا آنان توانسته بودند به رغم تهدید رژیم، مصوبهٔ رسمیِ دولت را بی‌اعتبار و الغا سازند.(111)
8 . انقلاب سفید شاه
42 روز بعد از لغو تصویب‌نامهٔ انتخابات انجمن‌های ایالتی و ولایتی از جانب نخست‌وزیر و
﴿ صفحه 243 ﴾
هیأت دولت، شخص شاه وارد میدان شد. محمّدرضا پهلویدر سخنرانی رسمی خود، در 19 دی‌ماه 1341، از طرح جدیدی با عنوان «انقلاب سفید» سخن گفت. او تصمیم گرفته بود طرح خود را در قالب شش لایحه به رأی عمومی مردم بگذارد و به این ترتیب، مانع شود كه طرح جدید دچار سرنوشتِ مصوبهٔ شكست‌خوردهٔ قبل گردد.(112)
محمدرضا پهلوی،طرح امریكایی‌اش را در شش مادّه به شرح ذیل پیشنهاد كرد:
1. الغای رژیم ارباب ـ رعیتی با تصویب اصلاحات ارضی ایران بر اساس لایحة‌ اصلاحی قانون اصلاحات ارضی مصوب 19 دی‌ماه 1340 و ملحقات آن؛
2. تصویب لایحهٔ قانونی ملّی كردن جنگل‌ها در سراسر ایران؛
3. تصویب لایحهٔ قانونی سهام كارخانجات دولتی به منزله پشتوانهٔ اصلاحات ارضی؛
4. تصویب لایحه قانونی سهیم كردن كارگران در منافع كارگاه‌های تولیدی و صنعتی؛
5. لایحهٔ اصلاحی قانون انتخابات؛
6. لایحهٔ ایجاد سپاه دانش به منظور اجرای تعلیمات عمومی و اجباری.(113)
بعدها نیز، شاه رفته‌رفته بر مفاد این طرح ‌بندهایی افزود و اصول آن را به 21 اصل رسانید و با افزوده شدن هر اصل رسانه‌های جمعی و روزنامه‌ها و جراید، هفته‌ها به تحسین و تمجید نبوغ پادشاه ایران می‌پرداختند. برای نمونه یكی از این اصل‌ها «تأسیس سپاه دین» بود. بنا بر این بند، سازمان اوقاف، آقایان نصیر عصار و منوچهر آزمون(114) ـ از سران معروف ساواك ـ را مأمور كرد كه به تقویت مبانی دینی مردم در سراسر كشور بپردازند!(115)
﴿ صفحه 244 ﴾
انقلاب سفید شاه،‌ كه با ادعاها و شعارهای جذاب و فریبنده‌ای آراسته شده بود، از سویی پاره‌ای از احكام شریعت اسلام را مخدوش می‌ساخت و از سوی دیگر زمینهٔ تسلط بیشترِ دولت‌های بیگانه و به‌ویژه طراح اصلی انقلاب سفید، یعنی امریكا را بر كشور فراهم می‌ساخت. این بار نیز امام خمینی(رحمه الله)، به مطامع طراحان انقلاب سفید شاه پی برد،(116) و به افشاگری دربارهٔ باطن خطرناک آن، كمر بست. ایشان با فرستادن نامه و شاگردان خود نزد شخصیت‌های مذهبی و رایزنی‌های فراوان با آنان، توانست مراجع و علمای برجستة‌ داخل و خارج كشور را متوجه خطرهای بزرگ این طرحِ رژیم كند. به این ترتیب امام و دیگر مراجع موضع مخالف خویش را به طور صریح و مشروح، در قالب اعلامیه، پاسخ به سؤالات و استفتائات و... به اطلاع مردم می‌رساندند. از جمله مراجع بزرگواری كه با انقلاب سفید شاه مخالفت كردند می‌توان از مرحوم آیت‌الله العظمی حاج سید احمد خوانساری نام برد. ایشان در اعلامیهٔ مشتركی كه با مرحوم آقای بهبهانی صادر كردند، شركت در رفراندوم شاه را در حكم مبارزه با امام زمان قلمداد كردند.(117)
اما به رغم تحریم‌های صریح مراجع بزرگی چون امام خمینی و آیت‌الله سید احمد خوانساری(رحمهما الله) و مخالفت‌ها و اعتراضات مردم و پاره‌ای از احزاب سیاسی، رژیم در ششم بهمن‌ماه 1341 ش. رفراندومی فرمایشی ترتیب داد و پس از آن، «انقلاب سفید شاه و مردم» را قانونی و قابل اجرا خواند. دلیل اصلی مخالفت‌ها با این رفراندوم، که در اوج اختناق
2. همان، ص 322 و: سید جلال الدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج 2، ص 14.
﴿ صفحه 245 ﴾
رژیم شاهنشاهی انجام می‌گرفت، چیزی جز آن نبود که مراجع عظام و پرچمدار این مبارزات، حضرت امام خمینی(رحمه الله)، با روشن‌ضمیری و بینش الهی خاص خویش دریافته بودند که علاوه بر این‌که چنین رفراندومی به نفع سلطهٔ آمریکا بر کشور است و راه نفوذ بیگانه را به کشور هموار می‌سازد، صدها مفسدهٔ دیگر نیز بر آن مترتب می‌شود.
9. فاجعهٔ مدرسهٔ فیضیه
پس از برگزاری رفراندومِ شاه، موضع‌گیری‌ها و مخالفت‌های رهبران مذهبی و اعتراضات فراگیر مردم در برابر اقدامات دین‌ستیزانه رژیم بالا گرفت؛ به گونه‌ای كه رفته‌رفته موجودیت حكومت پهلوی ـ مسؤول اجرای دكترین امنیتِ ملّیِ جان ‌اف‌. كندی و نیز مأمور تأمین امنیت و مطامع امریكا و انگلیس در منطقه ـ به خطر می‌افتاد. بنابراین رژیم بر آن شد تا ضرب‌شستی به روحانیون و مردم نشان دهد و اعتراضات آنان را سركوب كند. این كار روز دوم فروردین 1342 و با هجوم وحشیانهٔ مزدورانِ حكومت، به مدرسهٔ فیضیه انجام گرفت.
عصر روز دوم فروردین 1342 (25 شوال 1382 ق) به مناسبت شهادت امام صادق(علیه السلام) از سوی مرحوم آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی در مدرسهٔ فیضیه مراسم عزاداری بر پا شده بود. با آغاز مراسم، گروهی از مأموران، با لباس‌های مبدّل و یك‌رنگ وارد مدرسه شدند و به طور پراكنده بین جمعیت نشستند و با صلوات فرستادن‌های پی‌درپی نظم جلسه را بر هم زدند. سخنرانِ مجلس از مردم خواست كه صلوات بی‌جا نفرستند، اما آنان همچنان به كار خود ادامه دادند. كه باعث اعتراض برخی طلاّب شد، و پس از این اعتراض، مأموران به ایشان هجوم بردند و ضرب و شتم مردم آغاز شد.
مردمِ حیرت‌زده كه دلیلِ این حمله و گریزها را نمی‌دانستند با ترس و وحشت به سوی در‌های خروجی گریختند. مزدوران رژیم نیز با فریادهای «جاوید شاه» همچنان به
﴿ صفحه 246 ﴾
طلاّب و مردم هجوم می‌بردند. پس از مدتی كوتاه، نیروهای شهربانی با لباس ویژه و مسلحانه وارد مدرسه شدند و مردم را به گلوله بستند. مأموران به طبقه‌های بالا هجوم بردند و طلبه‌های بی‌گناه را از حجره‌هایشان بیرون كشیده، با ضرب و شتم به حیاط مدرسه پرتاب كردند. پس از ساعتی سراسر مدرسه از زخمی‌ها و اجساد شهدای بی‌گناه پوشیده شده بود. وسایل و لباس‌ها و كتاب‌های طلاّب را در حیاط مدرسه به آتش كشیدند.
همزمان با این جنایات، هزاران نفر از مردمی كه در میدان آستانه، تجمع كرده بودند به ضرب باتوم و به كمك گاز اشك‌آور و سرنیزه پراكنده شدند. روز بعد نیز مزدوران ساواك به مدرسهٔ فیضیه حمله كردند و با ضرب و شتم طلاّب، گروه دیگری را مجروح ساختند. در همین روزها طلاّب مدرسهٔ طالبیهٔ تبریز هم به بهانه نصب اعلامیهٔ امام خمینی(رحمه الله) بر دیوار مدرسه‌شان آماج یورش مأموران رژیم قرار گرفتند.(118) به این ترتیب محمّدرضا پهلوی،با اقدام خشونت‌بار خود روحانیت و مردم را از مخالفت با حكومت بر حذر داشت.
دستگاه پهلوی قصد داشت با این هجوم‌ها و قتل عام‌ها مردم و رهبران دینی،‌ به‌ویژه امام خمینی(رحمه الله) را از ادامهٔ مبارزات باز دارد؛ اما این اقدامات، آتشِ دین‌خواهی و ظلم‌ستیزی مردم و رهبرانشان را تیزتر كرد. مراجع تقلید و بزرگان حوزهٔ علمیه، اقدامات وحشیانهٔ رژیم را محكوم كردند و با صدور اعلامیه و ایراد سخنرانی، از چهرهٔ واقعی حكومت پهلوی و نقشه‌های آنان بر ضد اسلام و مسلمانان پرده برداشتند. مردم نیز به صحنه آمدند، و احزاب و جمعیتهای سیاسی ـ مذهبی، وعّاظ، نویسندگان و شاعران مسلمان نیز با آنان همصدا شدند. امام خمینی(رحمه الله) ضمن سخنرانی و صدور اعلامیه و محكوم كردن اقدامات رژیم، تلگراف تسلیت مراجع و دیگران را پاسخ گفت و با شركت در مراسم سوگواری شهدای فیضیه از همه مردم قدردانی كرد.(119)
﴿ صفحه 247 ﴾
حضرت امام در پاسخ به تلگراف تسلیت علمای تهران چنین نوشت:
«حملهٔ كماندوها و مأمورین انتظامی دولت با لباس مبدّل و به معیّت و پشتیبانی پاسبان‌ها به مركز روحانیت، خاطراتِ مغول را تجدید كرد؛ با این تفاوت كه آن‌ها به مملكت اجنبی حمله كردند و این‌ها به ملّت مسلمان خود و روحانیین و طلاّب بی‌پناه. در روز وفات امام صادق(علیه السلام) با شعار جاوید شاه به مركز امام صادق(علیه السلام) و به اولاد جسمانی و روحانی آن بزرگوار حملهٔ ناگهانی كردند و در ظرف یكی دو ساعت، تمام مدرسه فیضیه، دانشگاه امام زمان(علیه السلام) را با وضع عجیبی در محضر قریب بیست هزار مسلمان غارت نمودند و درب‌های تمام حجرات و شیشه‌ها را شكستند. طلاّب از ترس جان، خود را از پشت‌بامها به زمین افكندند، دست‌ها و سرها شكسته شد؛ عمامهٔ طلاّب و سادات ذریهٔ پیغمبر را جمع نموده، آتش زدند؛ بچه‌های شانزده ـ هفده ساله را از پشت‌بام پرت كردند؛ كتاب‌ها و قرآن‌ها را، چنان‌كه گفته شد، پاره كردند...».(120)
10. دستگیری امام خمینی(رحمه الله) و کشتار 15 خرداد
با فرا رسیدن عاشورای 1383 ق، امام خمینی(رحمه الله) در عصر 13 خرداد 1342، به فیضیه آمد و در جمع هزاران نفر از مردمی كه از تهران و دیگر شهرستان‌ها و روستاها به قم آمده بودند سخنرانی پرشوری كرد و وضعیت زمانهٔ خود را با روزگار امام حسین(علیه السلام) و حكومت بنی‌امیه مقایسه كرد و هدف رژیم پهلوی را همان هدف دستگاه بنی امیه؛ یعنی نابود ساختن اصل اسلام دانست. امام خمینی‌قدس سره، به شاه هشدار داد كه در صورت ادامهٔ این روند، او را از كشور بیرون خواهد راند.(121)
﴿ صفحه 248 ﴾
این موضع‌گیریِ بی‌باكانه و صریح امام بر ضد محمّدرضا پهلوی،اصل حكومت او را به خطر می‌انداخت و ضربهٔ كاری و خطرناكی بر منافع و مطامع دولت‌های امریكا و انگلیس و دیگر هوادارانِ رژیم وارد می‌آورد. از این رو، ساواك در سراسر كشور بسیاری از روحانیان مبارز و دیگر فعالانِ پیرو خط امام را دستگیر و زندانی كرد. شب پانزدهم خرداد 1342، نیروهای گارد ویژه از تهران به قم اعزام شدند و نیمه‌های شب به منزل امام یورش بردند و ایشان را ربودند.(122)
با آن‌كه هجوم به منزل امام(رحمه الله) شب‌هنگام صورت گرفت، خبر دستگیری ایشان به سرعت منتشر شد و تا قبل از طلوع آفتاب، مردمِ تهران، ورامین و بسیاری از شهرستان‌های دیگر از ماجرا اطلاع یافتند.(123) صبح روز پانزدهم، ابتدا مردم قم و بعد تهران و برخی از شهرها، به‌طور خودجوش به خیابان‌ها ریختند. مغازه‌ها و بازارها تعطیل می‌شد و مردم دسته‌دسته گرد هم می‌آمدند، و رفته‌رفته فریادهای اعتراض‌آمیزِ «یا مرگ یا خمینی» برمی‌خاست و دسته‌های مردم خشمگین به سمت خیابان‌های اصلی حركت می‌كردند. با به هم پیوستن جمعیت‌های خودجوشی كه به خیابان‌ها ریخته بودند، شهر به یك پارچه قیام تبدیل­می‌شد؛خیزشِ­خودجوشِ­مردمی­كه بین مرگ یارهبرشان، یكی را به فریاد می‌طلبیدند.
﴿ صفحه 249 ﴾
سازمان امنیت رژیم كه این وضعیت را پیش‌بینی می‌كرد، نیروهای نظامی و انتظامیِ خود را به همراه تجهیزات كامل برای سركوب مردم در خیابان‌ها و میدان‌های مهم مستقر كرده بود. سرانجام به دستور شخص شاه تیراندازی مستقیم به مردم آغاز شد و شمار بسیار زیادی از زنان و مردان و حتی كودكان به خاك و خون غلطیدند. شدت درگیری چنان زیاد بود كه اجساد شهدا و زخمی‌ها سراسر خیابان‌ها و كوچه‌ها را پوشانده بود. در تهران، تا سحرگاهِ صبح روز بعد اجساد شهدا و حتی زخمی‌هایی را كه هنوز ناله می‌كردند در كامیون می‌انداختند و می‌بردند و دفن می‌كردند.(124) طبق نقل مشهور، تنها در روز پانزدهم خرداد بیش از پانزده هزار نفر از مردم قم، تهران و شیراز و ... به شهادت رسیدند.
یكی از فجیع‌ترین كشتارهای این روزها در باقرآباد ورامین رخ داد. انبوهی از مردم ورامین كه كفن بر تن كرده، پیاده به طرف تهران می‌رفتند در راه به نیروهای مسلحِ امنیتی برخورد كردند و پس از پایمردی در برابر آنان قتل عامّ شدند. بر اساس اسناد موجود، بسیاری از این كفن‌پوشان، زیر چرخ‌های سنگین تانك‌ها جان دادند و جسدهای پاك آنان چنان در هم كوبیده شده بود كه شناسایی آن‌ها حتی برای خانواده‌هایشان دشوار بود.
امام خمینی(رحمه الله)، پس از واقعهٔ 15 خرداد، این روز را برای همیشه عزای عمومی اعلان کردند. به نظر شما انگیزهٔ امام از این حرکت چه بود؟ این واقعه از چه اهمیّتی برخوردار بود که چنین واکنشی را به همراه داشت؟ زنده ماندن یاد این واقعه، چه تأثیری در روند انقلاب داشته و دارد؟ در این زمینه، با دوستان خود تبادل نظر نمایید.
﴿ صفحه 250 ﴾
11. کاپیتولاسیون و تبعید امام به ترکیه و عراق
در سال 1343 دولت ایران که وابستگی کامل به آمریکا داشت، قانونی را از تصویب مجلس گذراند که بر اساس آن مستشاران و دیگر شهروندان آمریکایی مرتبط با آنان می‌توانستند از شمول قوانین جزایی ایران استثنا گردند. این امر می‌توانست استقلال و حاکمیت کشور را در معرض خطر قرار دهد.
امام خمینی(رحمه الله) که به‌خوبی از پیامدهای کاپیتولاسیون در ایران آگاه بودند، ماهیت این قانون را چنین تشریح می‌کنند:
«قانونی در مجلس بردند؛ در آن قانون اولاً ما را ملحق کردند به پیمان وین و ثانیاً الحاق کردند به پیمان وین [تا] مستشاران نظامی، تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده‌هایشان، با کارمندهای فنی‌شان، با کارمندان اداری‌شان، با خدمه‌شان، با هر کس که بستگی به آن‌ها دارد، این‌ها از هر جنایتی که در ایران بکنند، مصون هستند! اگر یک خادم آمریکایی، اگر یک آشپز آمریکایی، مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند، زیر پا منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد! دادگاه‌های ایران حق ندارند محاکمه کنند، بازپرسی کنند، باید برود آمریکا! آن‌جا در آمریکا ارباب‌ها تکلیف را معین کنند! ».(125)
با سخنان افشاگرانهٔ امام خمینی(رحمه الله) و انتشار آن در سراسر ایران، مردم به قیام علیه تصویب این لایحه ترغیب شدند. به‌همین خاطر رژیم بر آن شد تا امام خمینی(رحمه الله) را در 13 آبان 1343به ترکیه تبعید کند. اما گسترش اعتراضات مردمی نسبت به تبعید امام رژیم را به وحشت انداخت. پس از چندی تصمیم به تغییر محل تبعید گرفت و ایشان را از ترکیه به عراق منتقل ساخت.
﴿ صفحه 251 ﴾
12. خلاصه و نتیجه‌گیری
1. محمدرضا شاه پس از آن‌كه بر مسند قدرت نشست، سیاست دین‌زدایی پدر خویش را دنبال كرد و با اقدامات مختلف و متنوعی تلاش كرد باورها و اعتقادات دینی مردم را تضعیف نماید.
2. امام خمینی(رحمه الله)، از همان ابتدای حركت خویش درصدد بود تا حوزه های علمیه را تقویت كند و از این طریق، زمینه را برای آگاهی دینی مردم فراهم نماید.
3. جمعیت فدائیان اسلام كه توسط سید مجتبی نواب صفوی تأسیس گردید، با حركت‌های انقلابی خود زمینهٔ ملی شدن صنعت نفت شد و حركت انقلاب اسلامی را تسریع بخشید.
4. برخی تصمیمات ناصواب از سوی محمد مصدق، زمینهٔ كودتای 28 مرداد 1332 را فراهم ساخت و همین امر تا مدتی وقفه در حركت‌های آزادی‌خواهانهٔ بعدی ایجاد كرد.
5. دكترین امنیت ملی، ارائه شده از سوی آمریكا و انگلیس، به بهانهٔ ایجاد امنیت در ایران طراحی گردید ولی در واقع، تأمین كنندهٔ منافع درازمدت این دو قدرت آن زمان بود. بر این اساس ایران به عنوان ژاندارم منطقه معرفی گردید و سركوب‌های داخلی به این بهانه شكل تازه ای به خود گرفت.
6. در نتیجهٔ طرح اصلاحات ارضی، لطمات فراوانی متوجه كشاورزان ایران گردید و كشاورزی ایران رو به زوال نهاد.
7. تصویب لایحهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی با اعتراض شدید مردم و علما مواجه شد و همین امر زمینهٔ حرکت‌های بعدی را فراهم ساخت. بر اساس این لایحه، قید «اسلام» از جمله شرایطِ انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان حذف گردید و متن سوگندنامهٔ منتخبانِ مردم در مجلس شورای ملّی نیز تغییر یافته بود و نمایندگان موظف شده بودند به جای سوگند به قرآن، به یکی از کتاب‌های آسمانی قسم یاد كنند.
﴿ صفحه 252 ﴾
8. محمدرضا شاه با عنوان کردن طرح جدیدی به نام «انقلاب سفید»، تلاش کرد تا آن را در میان مردم جا اندازد. این طرح، که با ادعاها و شعارهای جذاب و فریبنده‌ای آراسته شده بود، از سویی پاره‌ای از احكام شریعت اسلام را مخدوش می‌ساخت و از سوی دیگر زمینهٔ تسلط بیشترِ دولت‌های بیگانه، به‌ویژه طراح اصلی انقلاب سفید؛ یعنی امریكا را بر كشور فراهم می‌ساخت. به‌همین خاطر امام خمینی(رحمه الله) و دیگر مراجع با شدت با آن مقابله نمودند، اما رژیم شاه با برگزاری رفراندوم فرمایشی، آن را موافق رأی اکثریت مردم معرّفی کرد و بر اجرای آن اصرار ورزید.
9. در پی شدت یافتن اعتراضات علما و مردم نسبت به انقلاب سفید شاه، فاجعهٔ مدرسهٔ فیضیه به وجود آمد و در این مکان جمعی از طلاب قتل عام گردیدند.
10. در پی افشاگری‌های امام خمینی(رحمه الله) در عاشورای 1383 ق، رژیم شاه، ایشان را به تبعید فرستاد و همین امر زمینهٔ اعتراضات گسترده و قیام 15 خرداد را فراهم ساخت.
11. تصویب قانون کاپیتولاسیون، یکی از اقدامات ننگین رژیم پهلوی بود که مصونیت ویژه‌ای به مستشاران آمریکایی در ایران می‌داد. با اعتراض امام خمینی(رحمه الله) و بازتاب آن در کشور، رژیم درصدد برآمد تا امام را به ترکیه و سپس عراق تبعید نماید.
﴿ صفحه 253 ﴾
13. پرسش
1. رژیم پهلوی جهت تضعیف باورها و ارزش‌های اسلامی به چه اقداماتی دست زد؟
2. نقش امام خمینی(رحمه الله) را در تقویت حوزهٔ علمیهٔ قم در دوران اولیهٔ مبارزات تشریح نمایید.
3. نقش جمعیت فدائیان اسلام را در تحولات آن زمان تشریح نمایید.
4. زمینه ها و پیامدهای كودتای 28 مرداد را تشریح نمایید.
5. دكترین امنیت ملی كه از سوی آمریكا و انگلیس ارائه گردید، متضمن چه مطالبی بود و به دنبال چه بود؟
6. پیامدهای تصویب طرح اصلاحات ارضی را بیان نمایید.
7. لایحهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی مشتمل بر چه موادی بود و عاقبت آن چه شد؟
8. زمینه‌ها، علل و پیامدهای انقلاب سفید محمدرضا شاه را توضیح دهید.
9. علل و زمینه‌های قیام 15 خرداد را تحلیل نمایید.
10. علت مخالفت امام خمینی(رحمه الله) با کاپیتولاسیون چه بود و مخالفت ایشان چه پیامدهایی به دنبال داشت؟
14. منابعی برای مطالعهٔ بیشتر
1. امینی، داوود، جمعیت فدائیان اسلام و نقش آن در تحولات سیاسی ـ اجتماعی ایران، تهران: انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381.
2. حسینیان، روح الله، بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران، تهران: انتشارات اسناد مرکز انقلاب اسلامی، 1381.
3. دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، ج 3 و 4، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چ2، 1377.
﴿ صفحه 254 ﴾
4. روحانی، سید حمید، نهضت امام خمینی، ج1، تهران: مؤسسهٔ چاپ و نشر عروج وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(رحمه الله)، چ15، 1381.
5. مصباح یزدی، محمدتقی، عبرتهای خرداد، تدوین و نگارش: علیرضا تاجیک و حسین شفیعی، قم: مرکز انتشارات مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، چ1، 1383.
6. فردوست، حسین، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی: خاطرات ارتشبد حسین فردوست، ج 1، تهران: اطلاعات، 1370، ص 559 ـ 560.
7. محمدی، منوچهر، مروری بر سیاست خارجی ایران دوران پهلوی یا تصمیم‌گیری در نظام تحت سلطه، تهران: نشر دادگستر و نشر میزان، چ1، 1377.
8. مدنی، سیدجلال‌الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج1 و 2، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعهٔ مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم،چ3، [بی‌تا].
9. منصوری، جواد، سیر تکوینی انقلاب اسلامی، تهران: مؤسسهٔ چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، چ2، 1375.
﴿ صفحه 255 ﴾

درس سیزدهم: دوران سیاه محمدرضاشاهی؛ سال 1356، آغاز موجی تازه در انقلاب

از دانشجو انتظار می‌رود که پس از پایان درس بتواند:
1. نقش شهادت فرزند امام خمینی(رحمه الله) را در پیشبرد حرکت اسلامی مردم ایران بیان نماید؛
2. زمینه‌ها و پیامدهای قیام 19 دی را تشریح کند؛
3. نقش‌آفرینی عید فطر 1357 را در شکل‌گیری تجمعات گستردهٔ بعدی نشان دهد؛
4. علت هجرت امام خمینی(رحمه الله) از عراق به پاریس را تحلیل نماید؛
5. نقش ماه محرم را در حرکت‌های انقلابی سال 1357 تبیین نماید؛
6. چگونگی فراهم آمدن زمینه‌های ورود امام به خاک ایران و سپس پیروزی انقلاب اسلامی را توضیح دهد.
﴿ صفحه 256 ﴾
﴿ صفحه 257 ﴾
وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِی الأَرْضِ وَنُرِی فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُوا یَحْذَرُون؛(126) و ما اراده داریم بر كسانی كه در زمین فرو دست شده‌اند منّت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] گردانیم، و ایشان را وارث [زمین] كنیم، و در زمین قدرتشان دهیم و [از طرفی] به فرعون و هامان و لشكریانشان آنچه را كه از جانب آنان بیمناك بودند، بنمایانیم.
1. مقدمه
در درس پیشین، در ادامهٔ بررسی حرکت‌های مردمی معاصر، به اولین حرکت‌های انقلابی امام خمینی(رحمه الله) و پیروان ایشان اشاره شد و روند تحولات در آن دوران؛ یعنی از آغاز نهضت انقلاب اسلامی تا سال 1343 که سال تبعید امام خمینی(رحمه الله) به ترکیه و سپس عراق بود، مورد بررسی قرار گرفت. از آن زمان تا سال 1355 وقایعی در تاریخ انقلاب اسلامی به وجود آمد که علی‌رغم نقش آن‌ها در تحولات بعدی، از اهمیت کمتری برخوردار هستند. از این رو، بررسی تحولات این دوره را به اهل تحقیق واگذار نموده، در این درس به شرح وقایع بعدی که از اهمیت بیشتری برخوردار است اشاره خواهیم کرد. به دلیل وقایع خاصی که در سال 1356 و 1357 اتفاق افتاد، آغاز موجی تازه در روند پیروزی انقلاب اسلامی بود. از
﴿ صفحه 258 ﴾
این رو جا دارد در این درس، به اجمال، رویدادهای واقع شده در این دو سال را مد نظر قرار داده، نقش آن‌ها را در پیروزی انقلاب اسلامی یادآور گردیم.
2. شهادت فرزند امام و آغاز مرحلهٔ جدید نهضت
حاج سید مصطفی خمینی، فرزند برومند امام خمینی(رحمه الله)، از روحانیون مبارزی بود که بعد از تبعید پدر خویش بازداشت و راهی تبعیدگاه گردید. وجود چنین شخصیتی می‌توانست خطری بزرگ برای رژیم پهلوی باشد، اما وی بدون داشتن هیچ‌گونه بیماری و یا علائم بیماری، ناگهان دار فانی را وداع می‌گوید و با توجه به روشن شدن نقش ساواک در وقوع مرگ‌های مشکوکی نظیر آن، مردم، ساواک را عامل شهادت فرزند امام دانستند. و به‌همین خاطر در ایران به حدی از او تجلیل نمودند که رژیم شاه را به عکس‌العمل واداشت.(127) شهادت آیت‌الله سید مصطفی خمینی، محیط رعب و وحشت حاکم بر کشور را شکست و مردم چون سیل خروشان برای سرنگونی دولت و رژیم شاهنشاهی به تکاپو افتادند. از این زمان ابتکار عمل در دست مردم و رهبری نهضت قرار می‌گیرد و کنترل اوضاع و جریانات از دست رژیم شاه خارج می‌شود.(128)
3. اهانت به امام و قیام 19 دی قم
در روز 17 دی ماه 1356 در روزنامهٔ اطلاعات، مقاله‌ای از احمد رشیدی مطلق به چاپ رسید که در آن به امام خمینی(رحمه الله) توهین شده و نسبت‌های ناروایی به ایشان داده شده بود. با انتشار این مقاله در سطح کشور، اعتراضات گسترده‌ای آغاز گردید. مردم قم در
﴿ صفحه 259 ﴾
این اعتراضات پیشتاز بودند و در پایان شب 18 دی ماه، در مسجد اعظم قم، شعارهایی در حمایت از امام خمینی(رحمه الله) و در مخالفت با رژیم پهلوی سر ‌دادند. در فردای آن روز تظاهرات گستردهٔ مردم قم تبدیل به قیامی خونین گردید و با دخالت نیروهای نظامی، شماری از مردم به شهادت رسیدند که رقم دقیق آن تاکنون نیز مشخص نگردیده است. به دنبال این قیام مردمی بود که موج اعتراضات، بسیاری از مناطق کشور را در بر گرفت و قیام 19 دی مردم قم، منشأ حرکت‌های بعدی گردید که پیروزی انقلاب اسلامی را رقم زد.
4. قیام مردم تبریز و یزد
در چهلم شهدای قم، مردم تبریز درصدد بودند تا این نهضت را از طریق برگزاری مجالس ختم استمرار بخشند. از این رو، در 29 بهمن 1356، عزای عمومی اعلام گردید و جمعیت بسیاری برای شرکت در مجلس ختم راهی مسجد شدند. اما مأموران رژیم، که به سلاح گرم نیز مجهز بودند، مانع از ورود مردم به مسجد شدند. افزایش جمعیت سبب شد تا مأموران اقدام به شلیک تیر هوایی نمایند و همین امر مردم را تحریک نمود و آنان ضمن بیان شعارهای انقلابی، به مأموران یورش بردند و با به آتش کشیدن وسایل متعلق به پلیس و دولت، راهپیمایی بزرگی را آغاز کردند. پلیس هم وارد عمل شد و به سوی مردم تیراندازی نمود. در نتیجه، انبوهی از کشتگان و مجروحین راهی بیمارستان‌ها ‌شدند که در اثر تیراندازی مأموران به چنان وضعیتی دچار شده بودند.
مردم یزد نیز به پیروی از فرمان امام خمینی(رحمه الله)، در روزهای 9 و 10 فروردین1357، حماسه‌ای دیگر آفریدند. مردم آن دیار با تحریم عید نوروز، به برپایی مجالس بزرگداشت شهدای قم و تبریز اقدام کردند. در راهپیمایی‌های پرشور مردم یزد، خواسته‌های ایشان
﴿ صفحه 260 ﴾
مبنی بر بازگشت امام از تبعید، آزادی زندانیان سیاسی و برچیده شدن رژیم پهلوی بیان گردید. با دخالت نیروهای امنیتی رژیم شاه و تیراندازی آنان به سوی مردم، جمع زیادی از آنان به شهادت رسیده و یا مجروح شدند.
این سیر تحولات باعث وحشت رژیم پهلوی گردید و به‌همین خاطر روحانیون زیادی را روانهٔ تبعیدگاه‌ها و عدهٔ زیادی از انقلابیون را روانهٔ بازداشتگاه‌ها نمود. البته در شهرهای دیگری همچون کرمان، شیراز، اصفهان، جهرم و اهواز نیز این اعتراضات وجود داشت و حرکت‌های مردمی در آن مناطق نیز به شدت رژیم شاه را به وحشت انداخت.
5. عید فطر، نقطهٔ عطف حضور مردم
13 شهریور 1357، یکی دیگر از نقاط عطف انقلاب اسلامی است؛ چراکه این روز مصادف با عید فطر بود و نماز عید فطر تجلی‌گر حرکتی بود که پیروزی انقلاب اسلامی را تسریع بخشید. در قیطریه مرکز تجمع مردم برای اقامهٔ نماز عید فطر در تهران صدها هزار انسان مسلمان گرد هم آمدند تا آوای وحدت‌بخش خود را سر دهند. این تظاهرات عظیم با آرامش برگزار گردید تا فرصت قتل‌عام را از شاه بگیرد. همین امر زمینهٔ تأثیر بیشتر این حرکت تاریخی را فراهم ساخت و حرکت‌های انقلابی بعدی بلافاصله شکل گرفت.
پس از تظاهرات عظیم مردم در روز عید فطر، امام خمینی(رحمه الله)، طی بیانیه ای، ضمن تبریک آن روز، این حرکت عظیم مردمی را تجلیل نموده، از مردم خواستند تا به بیانات عوام فریبانهٔ رژیم پهلوی اهمیتی ندهند و به این حرکت‌های بنیان‌کن خود ادامه دهند. در ضمن ایشان از ارتشیان نیز خواستند تا برای حفظ استقلال و بیرون آمدن از زیر یوغ اسارت و ذلت وارد عمل شوند.(129)
﴿ صفحه 261 ﴾
6. جمعهٔ سیاه
17 شهریور 1357 همواره یادآور حماسه‌ای دیگر در فرایند انقلاب اسلامی است. پس از تظاهرات گستردهٔ عید فطر، حرکت‌های وسیع دیگری شکل گرفت که به شدت رژیم را به هراس انداخت. صبح جمعه، هرچند که رژیم در تهران و چندین شهر دیگر اعلام حکومت نظامی نموده بود، لیکن مردم تهران از صبح زود راهی میعادگاه شدند و خیابان ژاله تا بهارستان مملو از جمعیت شد. مأموران رژیم با نشانه رفتن مسلسل‌های خود به سوی مردم، شمار زیادی از آنان را به شهادت رسانده، جمع زیادی را هم مجروح ساختند. این فاجعه به قدری دهشتناک بود که واکنش سریع مراجع عظام را به دنبال داشت و سیل بیانیه‌ها و نامه‌های اعتراض‌آمیز در محکومیت این کشتار بی‌رحمانه، از سوی علما و مراجع صادر گردید.(130) این امر زمینه مشتعل شدن آتش خشم مردم مسلمان و انقلابی ایران را فراهم ساخت و این کشتار بی‌رحمانه، نه تنها مردم را از حرکت‌های بعدی نا امید نساخت، بلکه شمار بیشتری از مردم را به صحنه کشاند. در چهلم شهدای جمعة سیاه نیز، اعلام عزای عمومی گردید و در بسیاری از شهرهای ایران تظاهرات‌هایی صورت گرفت و شماری نیز به شهادت رسیده و یا مجروح شدند.(131)
7. هجرت امام از عراق به فرانسه
در زمان تبعید امام خمینی(رحمه الله) به عراق، رژیم بعث عراق آزادی عمل را از ایشان سلب کرده بود و مانع ادامهٔ مبارزهٔ ایشان با رژیم پهلوی می‌شد. امام به ناچار، صلاح را در این دیدند که به فرانسه رفته، در پاریس اقامت گزینند. این هجرت مبارک، نقطهٔ عطف دیگری در
﴿ صفحه 262 ﴾
تاریخ انقلاب اسلامی ایران بود؛ چراکه این امکان برای امام به وجود آمد که بتوانند به آسودگی، پیام خود را به گوش مردم انقلابی ایران برسانند. ناگفته نماند که با تلاش برخی از یاران نزدیک امام خمینی(رحمه الله)، بنا بود ایشان از عراق راهی کویت گردند، لیکن در مرز عراق و کویت، مأموران گمرکی کویت، مانع ایشان ‌شدند و امام تصمیم گرفتند به فرانسه هجرت كنند. از آن پس بیانیه‌ها و پیام‌های امام خمینی(رحمه الله) آسانتر به دست طرفداران ایشان می‌رسید و انقلاب هر چه بیشتر به اهداف خود نزدیک می‌شد.(132)
8. شور انقلابی در محرم حسینی
ماه محرم و یادآوری حماسهٔ عاشورا همواره محرکی قوی در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی بوده است. محرم سال 1399 ق. نیز نقشی بسزا در روند تحولات انقلاب اسلامی داشت. مردم مسلمان، در تداوم حرکت‌های مستمر انقلابی خود، از آموزه‌های قیام امام حسین (رحمه الله) بهره برده، در ابتدای ماه محرم، بر فراز بام‌های منازل خود فریاد الله اکبر و لااله الا الله سر دادند و در واقع تظاهراتی عظیم را در تهران و شهرهای دیگر شکل دادند، بدون آن‌که مأموران بتوانند آنان را مورد تعرض قرار دهند. این فریادها علاوه بر بام منازل به خیابان‌ها و مساجد نیز کشیده شد و هر لحظه بر جمعیت مردم در کوچه و خیابان‌ها افزوده گردید. کشتار جمعی از تظاهرات کنندگان توسط مأموران نیز نتوانست این حرکت حماسی را خاموش کند. امام خمینی(رحمه الله) به مناسبت کشتار مردم در اول محرم 1399 ق، بیانیه‌ای صادر کرد و مبارزات مردمی را در ماه محرم آن سال جهت بخشید. به طوری که دامنهٔ اعتراضات به اعتصاب‌های کشوری کشیده شد و این امر رژیم را واداشت تا دست به کشتارهای دیگری بزند و حتی عده‌ای را در حرم مطهر امام رضا (علیه السلام) به رگبار ببندد.
﴿ صفحه 263 ﴾
تاسوعا و عاشورای آن سال نیز حاکی از روح حماسی و حسینی در میان انقلابیون بود. آیت‌الله طالقانی اعلام کرد که در روز تاسوعا با وجود تمام خطرات، در راهپیمایی شرکت خواهد کرد و به دنبال این اعلام، مردم نیز از سوی گروه‌ها و جمعیت‌های مختلف، به این راهپیمایی دعوت شدند. در نتیجه، رژیم ناچار شد اجازهٔ راهپیمایی را به آنان بدهد، در این روز و نیز در روز عاشورا تظاهرات‌های میلیونی برگزار گردید و این امر حاکی از آن بود که در ایران زمینهٔ یک انقلاب، کاملاً فراهم است.(133)
برخی بر این اعتقادند که ملّت ایران، بیش از هر چیز در آن زمان، نگران آزادی، آسایش و رفاه خود بود و به‌همین خاطر به دلیل محدودیت‌های رژیم شاه در این جهات، مردم به قیام علیه رژیم دست زدند تا از آن جوّ اختناق به درآیند. با توجّه به این‌که بسیاری از وقایع انقلاب اسلامی پیوند با آموزه‌های دینی مردم داشته است، آیا شما این استدلال آنان را می‌پذیرید و قیام مردم ایران را صِرفاً قیامی ملّی می‌دانید یا این‌که انگیزه‌های دینی را محرّک قوی‌تری در این زمینه می‌دانید؟ در این زمینه با دوستان خود گفت‌وگو کنید.
9. فرار شاه به خارج
گسترش اعتراضات خیابانی و خارج شدن کنترل کشور از اختیار مأموران رژیم، شاه را وادار ساخت تا در 26 دی ماه امور کشور را به شاپور بختیار واگذار کند و خود به نام معالجه و رفع خستگی راهی مصر گردد، غافل از این‌که این سفر بازگشتی به دنبال ندارد و پیروزی انقلاب اسلامی را تسریع می‌بخشد. فرار شاه از ایران موجی از شادی در میان مردم ایجاد کرد و امید انقلابیون به پیروزی انقلاب اسلامی را افزایش داد.
﴿ صفحه 264 ﴾
از همین رو بود که در راهپیمایی عظیم روز اربعین حسینی، 29 دی ماه 1357، در تهران و سایر شهرها میلیون‌ها تن شرکت کردند و خلع شاه از مقام سلطنت و استقرار حکومت اسلامی را خواستار گردیدند. در بیانیهٔ پایانی این راهپیمایی حتی تشکیل شورای انقلاب اسلامی ایران، که از سوی امام خمینی(رحمه الله) مطرح شده بود، مورد تأیید قرار گرفت و حکومت بختیار غیر قانونی معرفی شد.(134)
10. ورود امام خمینی(رحمه الله) به ایران و پیروزی انقلاب اسلامی
با فرار محمدرضا شاه از کشور، زمینه برای تحقق آرمان‌های امام خمینی(رحمه الله) بیش از پیش فراهم گردید. امام خمینی(رحمه الله) که در آن زمان در پاریس در تبعید به سر می‌برد، سکان‌دار اصلی نهضت بود؛ به طوری که با نظر او، تعطیلات عمومی شکل می‌گرفت، تحصن‌های سراسری به وجود می‌آمد، سربازان پادگان‌ها را ترک می‌گفتند و تحولات بزرگ دیگر رخ می‌داد. این امر حاکی از آن بود که انقلاب اسلامی به مرحلهٔ پویایی خود رسیده است و از این روست که باید رهبر نهضت خود را به یاران خویش در ایران برساند و مقدمات برچیده شدن طاغوت و زمینه‌سازی تشکیل حکومت اسلامی را فراهم کند.
پرسنل هوایی تصمیم می‌گیرند با هواپیمای اختصاصی امام را از پاریس به تهران منتقل کنند، ولی دولت مانع می‌شود. مخالفت دولت با ورود امام به ایران، بازتاب گسترده‌ای داشت و در اطراف فرودگاه اجتماعات بزرگ اعتراض‌آمیز شکل گرفت. در واقع، بعد از تصمیم امام به بازگشت به ایران و مخالفت رژیم پهلوی این مسأله در رأس همهٔ مسایل قرار گرفت و اولین خواست اجتماعات بزرگ گردید و در این رابطه، مسجد دانشگاه تهران، به مرکز ثقل این تقاضا تبدیل شد. دامنهٔ گستردهٔ اعتراضات در نهایت،
﴿ صفحه 265 ﴾
دولت بختیار را وادار ساخت تا فرودگاه‌های کشور را مجدداً بازگشایی کند. سرانجام با تدبیرهای ویژه‌ای، امام خمینی(رحمه الله) در میان اوج استقبال مردم در ساعت 30/9 روز 12 بهمن ماه وارد فرودگاه تهران شدند و در میان جمع حاضر، در بهشت زهرا، سخنرانی كردند و ماهیت غیر قانونی رژیم پهلوی را بیش از پیش روشن ساخته، خطوط آیندهٔ حرکت خود را ترسیم نمودند.
امام خمینی(رحمه الله) در بخشی از سخنان انقلابی و افشاگرانهٔ خود در بهشت زهرا فرمودند:
«و اما دولتی که ناشی می‌شود از یک شاهی که خودش و پدرش غیر قانونی است، خودش علاوه بر او غیر قانونی است، وکلایی که تعیین کرده است غیر قانونی است، دولتی که از همچو مجلسی و همچو سلطانی انشا بشود، این دولت غیر قانونی است. این ملت حرفی را که داشتند در زمان محمدرضاخان می‌گفتند که این سلطنت را ما نمی‌خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست، حالا هم می‌گویند که ما این وکلا را غیر قانونی می‌دانیم، این مجلس سنا را غیر قانونی می‌دانیم، این دولت را غیر قانونی می‌دانیم. آیا کسی که خودش از ناحیهٔ مجلس، از ناحیهٔ مجلس سنا، از ناحیهٔ شاه منصوب است و همهٔ آن‌ها غیر قانونی هستند، می‌شود که قانونی باشد؟ ما می‌گوییم که شما غیر قانونی هستید باید بروید... من باید عرض کنم که محمدرضای پهلوی، این خائن خبیث رفت، فرار کرد و همه چیز ما را به باد داد. مملکت ما را خراب کرد، قبرستان‌های ما را آباد کرد. مملکت ما را از ناحیهٔ اقتصاد خراب کرد... من دولت تعیین می‌کنم! من تو دهن این دولت می‌زنم! من دولت تعیین می‌کنم! من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می‌کنم!»(135)
﴿ صفحه 266 ﴾
با ورود امام، طبقاتی از ارتش به انقلاب پیوستند و پس از چهار روز، ایشان دولت موقت را تعیین نمودند و مهندس بازرگان را به عنوان نخست وزیر دولت موقّت برگزید. در این مدت درگیری‌هایی میان وفاداران به رژیم پهلوی و انقلابیون مسلمان به وجود آمد، اما در نهایت، در 22 بهمن، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و رژیم پهلوی پس از 2500 سال حکومت شاهنشاهی در ایران جای خود را به حکومت اسلامی‌ای داد که با حمایت و پشتیبانی مردم تحقق یافت.
کسانی را بیابید که در صحنه‌های مبارزهٔ با رژیم پهلوی حضور داشتند و از آنان بخواهید از وقایع آن زمان برای شما بازگو کنند. به نظر شما، نقل تاریخ انقلاب اسلامی چه تأثیری می‌تواند در حفظ و تداوم آن داشته باشد؟ شما با شنیدن وقایع انقلاب اسلامی از زبان حاضرانِ در صحنه، چه احساسی پیدا کردید؟ این احساس شما چه کمکی می‌تواند به حفظ نظام جمهوری اسلامی بکند؟
11. خلاصه و نتیجه‌گیری
1. سال‌های 1356 و 1357 به دلیل شکل‌گیری تجمعات گسترده دارای اهمیت ویژه‌ای است؛ چراکه همین تجمعات زمینهٔ پیروزی انقلاب اسلامی را بیش از پیش فراهم ساخت.
2. این موج از انقلاب با شهادت آیت‌الله سید مصطفی خمینی، فرزند برومند امام خمینی(رحمه الله) آغاز گردید.
3. در پی درج مقالهٔ توهین‌آمیز در روزنامهٔ اطلاعات به ساحت مقدس امام خمینی(رحمه الله)، اعتراضات وسیعی شکل گرفت که قیام 19 دی مردم قم سرآغاز آن بود.
4. عید فطر 1357 را باید نقطهٔ آغازین تجمعات گستردهٔ میلیونی دانست. جمعهٔ سیاه نیز
﴿ صفحه 267 ﴾
یکی از پیامدهای تشکیل چنین تجمعاتی بود، که هرچند این تجمع به خاک و خون کشیده شد، لیکن برگ برنده را در دستان انقلابیون قرار داد.
5. امام خمینی(رحمه الله) به دلیل محدودیت‌های فراوان رژیم بعث عراق، که در زمان تبعیدشان صورت می‌گرفت، با تدبیر خویش از عراق به پاریس هجرت نمودند و همین امر زمینهٔ تماس آسانتر ایشان را با سایر انقلابیون فراهم ساخت و انقلاب اسلامی به خوبی در آن‌جا به جهانیان معرفی گردید.
6. با آغاز حرکت‌های حسینی در ماه محرم، انقلاب اسلامی به نام حماسهٔ عاشورا پیوند خورد و از آن پس، حرکت رو به رشد انقلاب اسلامی، شکل پویاتری به خود گرفت.
7. با گسترش اعتراضات خیابانی، شاه مجبور به فرار از خاک ایران گردید و به دنبال آن، زمینهٔ ورود امام خمینی(رحمه الله) به کشور فراهم گردید و با ورود ایشان و نیز در سایهٔ مقاومت‌های مردمی، انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید.
﴿ صفحه 268 ﴾
12. پرسش
1. شهادت فرزند امام خمینی(رحمه الله) چه نقشی در ایجاد موج جدید در روند انقلاب اسلامی داشت؟
2. زمینه‌ها و پیامدهای قیام 19 دی را تشریح نمایید.
3. نقش عید فطر 1357 را در شکل‌گیری تجمعات گستردهٔ بعدی توضیح دهید.
4. علت هجرت امام خمینی(رحمه الله) از عراق به پاریس چه بود و چه پیامدهایی را به دنبال داشت؟
5. نقش ماه محرم را در حرکت‌های انقلابی سال 1357 تبیین نمایید.
6. چگونگی فراهم آمدن زمینه‌های فرار شاه از ایران، ورود امام به خاک ایران و سپس پیروزی انقلاب اسلامی را تشریح نمایید.
13. منابعی برای مطالعهٔ بیشتر
1. دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، ج 7 و 8، و 9 و 10، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چ2، 1377.
2. عاقلی، باقر، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ج2، تهران: نشر گفتار، چ2، 1372.
3. قلی پور، جعفر، مواضع امام خمینیŠ در برابر نظام سیاسی پهلوی و نهادهای آن، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چ1، 1382.
4. محمدی، منوچهر، مروری بر سیاست خارجی ایران دوران پهلوی یا تصمیم‌گیری در نظام تحت سلطه، تهران: نشر دادگستر و نشر میزان، چ1، 1377.
﴿ صفحه 269 ﴾
5. مدنی، سیدجلال الدین،تاریخ سیاسی معاصر ایران،ج 2، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعهٔ مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم،چ3، [بی‌تا].
6. منصوری، جواد، سیر تکوینی انقلاب اسلامی، تهران: مؤسسهٔ چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، چ2، 1375.
﴿ صفحه 271 ﴾